خواهرخوب و خوشگلم 8 (قسمت آخر)

خواهرخوب و خوشگلم 8 (قسمت آخر)

من و تارا از اونجایی که دیدیم مامان هم دیگه به جمع ما پیوسته و یه خورده هوس ما هم زیاد تر شده بود به هم چسبیدیم ویه کوس خوری دو طرفه به راه انداختیم . -ترانه جون کمرمو سستش کردی . چقدر خوب کوسمو می خوری .. -تاراخوشگله من .. من از خواهر جونم یاد گرفتم تو استاد منی .. دوستت دارم تارا .. دوستت دارم . کون من رو سر تارا بود و اون با لذت داشت ازش یاد می کرد و ازش تعریف می کرد . -فدای خواهر جونم با اون کون خوشگلش بشم . ترانه جون کونتو بچسبون به سرم بیشتر .. آها .. بیشتر حال کن . -تارا جون دلشو ندارم نفست بند بیاد .. مامان چشاشو آروم آروم باز کرد . یه لبخندی گوشه لباش نقش بسته بود و با لذت به ما نگاه می کرد . اون از این که ما دو تا خواهر این جور به هم وابسته شده و عاشق همدیگه ایم لذت می برد . شما دخترا به خودم رفتین . به خود خودم . آخ که چقدر من و خاله جونت از این کار لذت می بردیم . اون بیوفا شوهر کرد اصلا یادش رفت که یه روزی با هم این جوری حال می کردیم .-ولی مامان جون من و ترانه جونم هیچوقت این روزای خوبو فراموش نمی کنیم و همیشه به یاد هم هستیم و اگه از دواج هم بکنیم بازم هوای همو داریم و از این کارا می کنیم . -فدای شما دو تا دخترای گلم بشم . چقدر لذت می برم که به این خوبی تونستم شما رو تر بیت کنم . حالا دیگه باید یه چشمه از کارامو نشون دو تا دختر خوشگلم بدم . فقط حواستون باشه یه موقع کوستونو چاکش ندین که  هنوز تو ایران جا نیفتاده که مردا دخترای بی بکارتو بگیرن . منم چقدر دلم می خواست اون روزا یه چیزی تو کوسم فرو می رفت . مامان بهمون دستور داد که  کنار هم بخوابیم . ظاهرا می خواست بهمون حال بده . -مامان جون تو خسته ای .-عزیزم تارا جونم مگه من چیکار کردم . مامانت هنوز پیر نشده که فقط حال کنه و نتونه حال بده . دهنشو گذاشت رو کوس من و یه کف دستشو رو کوس تارا قرار داد و یه دستشو هم گذاشت رو سینه هام .. -وووووییییی مااااامااااان کوسسسسسم .. کوسسسسسسم .. وی .. وی .. وی .. مامان دارم آب میشم .. خوشم میاد .. تارا هم خیلی حشری شده بود و پاهاشو به این طرف و اون طرف پرت می کرد ولی مامان ول کن کوسش نبود . مامان چقدر زورش زیاد بود . هیچوقت این قدر زود به اون بالا بالا ها نرسیده بودم . شایدم از این که می دیدم مامان همراه و همدم منه هوسم زیاد می شد . -با همون حالت که کوسش رو دهنم بود داشت حرف می زد . -بگو ترانه جون . چه جوری حال می کنی .. چه جوری تمام تنت می لرزه و یهو آروم میشه -مامان جون مامان جون کوسمو همین جوری تند تند بخورش .. دارم اون جوری میشم . همون جوری که خوابم می گیره و یه خیلی کیف میده -فدات می شم . ظاهرا دستشو از رو کوس تا را بر داشته بود تا خودشو وقف من کنه .. هر یک از سینه های کوچولو مو با یه دستش می مالید . سرشو لای پام به سرعت این ور و اون ور می کرد داشتم آتیش می گرفتم . -اوووووهههههه مامان مامان مااااامااااان خوبه خوبه .. کوسسسسسم مااااماااان کوسسسسسم داره می ترکه .. آب شدم -عزیزم عیبی نداره تو که خودت تا حالا چند بار آب شدی .. زن که به اونجا می رسه حس می کنه که دنیا زیر پاشه .. -مااااامااااان پس زود باش دنیامو به من بده .. مامان کوس کوچولو مو تو دهنش داشت و با سرعت چوچوله ها ی دخترونه منو تو دهنش می گردوند . نوک انگشتام رو سر مامان بود و همونم سر خورد و به طرفی پرت شد . حس می کردم یه چیزی همین جوری داره ازم میاد بیرون و مامانم باهام همراهی خوبی داشت و همون داغی و خیسی رو میک می زد و می خورد . این قدر به این کارش ادامه داد تا بالاخره از حال رفتم . پلکام رفت رو هم . دلم می خواست ببینم که با تارا چیکار می کنه . اون خوب متوجه شده بود که چه جوری می تونه راضیم کنه . خیلی خمار بودم . دلم می خواست به حال خودم باشم و دوباره بخوابم . مامان بهم قرص خواب خورونده بود . یه لحظه چشامو باز کرده و دیدم که توران جون افتاده رو تارا و پاهاشو از وسط باز کرده دستشو هم به میله های بالای تخت چسبونده که تمام وزن خودشو روی تارا نندازه .. -مامان مامان مااااماااان کوسسسسم .. کوستو رو کوسم بمال .. -تارا تارا این قدر پاهاتو تکون نده . نمیشه مامان نمیشه .. تو که خودت خوب می دونی حالمو .. چشامو بستم و فقط صداشونو می شنیدم . دلم طاقت نیاورد و بازم چشامو باز کردم تا این که این بار مامانو دیدم که رو خواهرم دراز شده تا کوسشو با فشار زیاد تری رو کوس تارا جون بغلتونه . خودش این لذتها رو چشیده بود و می دونست که خیلی حال میده . مامان لباشو مثل کوس چسبیده به کوس تارا جون به لبای اون چسبونده بود و با یه هماهنگی خاصی خودشو رو خواهر جون حرکت می داد . دیگه نخواستم چشامو ببندم . می دونستم که تارا چه فشاری داره به خودش میاره . دستاشو محکم به میله  های پشت سرش فشار می داد . مامان خستگی ناپذیرانه به تارا حال می داد . هنوز مست از لذت دقایقی قبل توخماری بودم و دفعه بعد که چشامو باز کردم دیدم تارا از حال رفته و اونم مثل من خمار شده . مامان ثابت کرده بود که بهترینه . مامان اومد وسط ما قرار گرفت و سه تایی همدیگه رو سخت بغل زدیم . با صحبتای پر احساس و عاشقونه کاری کردیم که بیشتر به هم احساس نزدیکی کنیم .. -دخترا یادتون باشه وقتی که ازدواج کردین  لز بیشتر بهتون حال میده .. به مامان گفتم هیچوقت فراموشت نمی کنم و تارا هم همین حرفو بهش زد . -مامان دلم می خواد زود تر ازدواج کنم تا هر چی دلت می خواد تو کوسم فرو کنی -پس من چی ترانه -تو هم تو کوسم فرو کن .. سه تایی با هم , با هم برای همیشه تا اونجا که نفسی هست و هوسی هست … پایان .. ..

در

۰:۰۰:۰۰

خواهرخوب و خوشگلم 8 (قسمت آخر)

بازدید 8,155

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۱:۵۴
👁 ۵.۴K ❤️ ۳۳۶
۲ هفته پیش ۰:۳۹
👁 ۲۰.۲K ❤️ ۲۸۳
۲ هفته پیش ۰:۴۹
👁 ۶.۲K ❤️ ۹۲۴
۲ هفته پیش ۱:۳۰
👁 ۵.۳K ❤️ ۲۱۸
۲ هفته پیش ۰:۵۸
👁 ۲.۵K ❤️ ۱۲۳
۵ روز پیش ۰:۵۴
👁 ۱۱.۸K ❤️ ۱۱۵
۲ هفته پیش ۷:۱۶
👁 ۶.۹K ❤️ ۵۲۴
۳ روز پیش ۶:۴۷
👁 ۱۷.۲K ❤️ ۸۱۱
۲ هفته پیش ۴:۵۲
👁 ۲.۷K ❤️ ۲۹۹
۱۸ ساعت پیش ۲:۰۵
👁 ۴.۴K ❤️ ۳۲۵
۱ هفته پیش ۳:۰۸
👁 ۱۴.۳K ❤️ ۴۳۷
۲ هفته پیش ۱:۲۴
👁 ۲.۵K ❤️ ۱۸۹
۱ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۳.۱K ❤️ ۲۶۹
۲ هفته پیش ۰:۳۱
👁 ۵.۲K ❤️ ۳۷۰
۲ هفته پیش ۰:۵۱
👁 ۳.۹K ❤️ ۲۸۴
۲ هفته پیش ۵۵:۲۸
👁 ۲.۹K ❤️ ۱۶۴
۲ هفته پیش ۴:۴۷
👁 ۲.۴K ❤️ ۳۱۱
۶ روز پیش ۰:۵۵
👁 ۱۲.۰K ❤️ ۵۰۸
۱ هفته پیش ۱:۵۰
👁 ۱۸.۵K ❤️ ۲۸۳
۲ هفته پیش ۰:۲۶
👁 ۵.۴K ❤️ ۳۵۹
۴ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۳.۱K ❤️ ۱۴۷
۲ هفته پیش ۰:۳۴
👁 ۸.۰K ❤️ ۲۳۹
۱ روز پیش ۲:۳۰
👁 ۱۵.۰K ❤️ ۷۲۳
۲ هفته پیش ۱:۲۳
👁 ۳.۲K ❤️ ۴۹۷
۱ هفته پیش ۵:۱۸
👁 ۱۸.۶K ❤️ ۲۵۱
۱۰ ساعت پیش ۰:۰۰
👁 ۱۹.۳K ❤️ ۲۱۸
۶ روز پیش ۱:۲۹
👁 ۲۰.۰K ❤️ ۸۶۳
۳ روز پیش ۱:۰۱
👁 ۷.۵K ❤️ ۸۰۵
۲ هفته پیش ۲:۴۲
👁 ۲۱.۳K ❤️ ۹۱۲
۲ هفته پیش ۱۱:۵۶
👁 ۳.۲K ❤️ ۱۰۴
۲ هفته پیش ۱:۱۲
👁 ۱۲.۰K ❤️ ۹۰۳
۲ هفته پیش ۰:۴۷
👁 ۱۷.۹K ❤️ ۲۸۴
۲ هفته پیش ۰:۴۹
👁 ۳.۱K ❤️ ۴۲۳
۲ هفته پیش ۰:۲۴
👁 ۸.۷K ❤️ ۳۴۰
۲ هفته پیش ۱۴:۴۳
👁 ۲۱.۵K ❤️ ۷۱۷
۱ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱.۳K ❤️ ۳۰۶
۴ روز پیش ۲:۳۰
👁 ۹.۳K ❤️ ۳۰۰
۲ هفته پیش ۴:۱۴
👁 ۳.۰K ❤️ ۳۴۰
۲ هفته پیش ۷:۰۷
👁 ۱۳.۵K ❤️ ۶۹۰
۳ روز پیش ۰:۳۰
👁 ۱۸.۵K ❤️ ۳۹۵
۲ هفته پیش ۴:۲۳
👁 ۴.۳K ❤️ ۴۹۹
۲ هفته پیش ۱۶:۰۶
👁 ۲۳.۳K ❤️ ۷۱۳
۲ هفته پیش ۰:۲۳
👁 ۱۰.۹K ❤️ ۹۴۸
۲ هفته پیش ۵:۳۷
👁 ۲.۷K ❤️ ۳۰۸
۲ هفته پیش ۵:۳۰
👁 ۳.۲K ❤️ ۱۷۰
۲ هفته پیش ۴۷:۰۴
👁 ۳.۰K ❤️ ۴۳۹
۲ هفته پیش ۱:۱۶
👁 ۳.۲K ❤️ ۱۳۸
۲ هفته پیش ۰:۲۹
👁 ۴.۶K ❤️ ۲۷۱
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن