خانوما ساکت 38

خانوما ساکت 38

آقای هوشیار من چه کاری ازم بر میاد . شما اشک ریختین ؟/؟ -خیلی بده به آدم تهمت زده شه . یه پاشو رو کیر من حرکت می داد و خیلی آروم می گفت آره خیلی بده که به آدم تهمت زده شه . .. کار به جایی رسیده بود که آزاده هم داشت دستم مینداخت . چون به خوبی حس کرده بود که آتش زیر خاکستر من در حال شعله ور شدنه . آزاده کف دستشو گذاشته بود روصورتم و طوری نوازشم می کرد که می دونستم ربطی به تیمار من نداره جز این که تشنه ترم کنه تاثیر دیگه ای نداشت و می دونم که اون همینو می خواست . -من چیکار کنم .. سرمو از رو شونه اش بر نمی داشتم . -هیچ چیز مث فشار روحی نمی تونه رو آدم اثر بد بذاره می خوام برم رو تختم دراز بکشم . زیر بغلمو گرفته بود و منو به طرف اتاق خواب هدایت کرد . اگه مثلا می خواستم بیفتم زمین که از دستش کاری ساخته نبود . رفتم روی تخت دراز کشیدم . نگاه آزاده , امروز طور دیگه ای بود . می دونستم با یه در آغوش کشیدن اون همه چی رو می تونم فراموش کنم . شاید اون با اضافه کردن پیاز داغ موضوع قصد داشت یه جورایی خودشو بهم نزدیک کنه . فقط همون لحظه اولش سخته .  -آزاده تو اگه  دوست داری برو . منو تنها بذار برو به درسات برس .. -امکان نداره شما رو تنها بذارم .. -من چیزیم نیست . شمشیر که نخوردم . فقط یه اشاره یه تماس یه تلنگر کافی بود . -آزاده جون چرا باید به آدم انگ بچسبونن . اگه قرار بر این بود که من کسی رو دوست داشته باشم یا دنبال کسی باشم می رفتم به دنبال کسی که از همه بیشتر روش شناخت داشته باشم .. -یعنی کی ؟/؟ تازه این جوری که من شنیدم شاید هدف چیز دیگه ای بوده .. -باور می کنی ؟/؟ -نمی دونم . -ببینم آقای هوشیار اگه قرار بود دنبال یکی باشی تر جیح می دادی با کی دوست باشی . تو چه کسی رو بیشتر از بقیه می شناسی که من نمی دونم کیه . آخه الان چند ساله که می شناسمتون .. -شاید اگه اسمشو ببرم و بهت معرفی کنم ناراحت شی . -نه به خاطر چی . مگه اون شخص کیه ..-ببین آزاده جون نباید ناراحت شی . چون اگه دقت کنی مثلا یه پسری از یه دختری خوشش میاد و میره خواستگاری . . اون دختره نباید ناراحت شه که چرا از اون پسره خوشش اومده .. -درسته اگه عشق و علاقه باشه خوبه .. داغ شده بودم . صورت آزاده هم همین طور سرخ شده بود . بدنش که نزدیک بدنم بود داشت آتیش پخش می کرد و اون اونوقت از علاقه و عشق خشک و خالی صحبت می کرد . الان عشق کیلویی چند ؟/؟ بخوای یکی رو دوست داشته باشی و با منت ازش ماچ بگیری تازه تن لختش رو هم بهت نده و بد تر از همه اینا اگه بخوای با چند تا دیگه باشی بره فضولی هم بکنه . ولی باید این دختره رو امشب ردیفش می کردم تا دیگه این قدر زبون بازی نکنه و ملات قضیه رو زیاد نکنه که تا این حد دچار استرس شم .. تو چشای آزاده خیره شدم . می دونستم که می تونم با نگام اونو مجذوب خودم کنم . خیلی ها می گفتند که چشات یه قدرت عجیبی داره ولی من اینو قبول نداشتم اما می تونستم طوری خودمو احساساتی نشون بدم که دل طرفو ببرم . یه نگاه تو چشای آزاده انداختم و اونم چشم ازم بر نمی داشت . -من غریبه شدم ؟/؟ باور کن به کسی نمیگم ؟/؟ -ولی اون آدم متوجه نمیشه . -تو چطور می تونی به خودت نگی وقتی که خودت داری اینو می شنوی .. شاید فهمیده بود که چی دارم میگم . ولی سکوت کرده بود -می تونی باز ترش کنی ؟/؟ -اگه ببندم چی ؟/؟ -یعنی فراموش کنم ؟/؟ -نه می خوام که همیشه به یاد داشته باشی .. دیگه معطلی و لفتش دادن رو بیش از این جایز ندونسته  یه دستو گذاشتم پشت سرش و یه دست رو هم دور کمرش حلقه کرده اونو به طرف خودم کشوندم . مقاومتی نکرد و دست و پایی هم نزد . از خداش بود . وقتی که لبمو رو لبش گذاشتم با شروع بوسه همکاری هم کرد باهام . اون دستی رو که دور کمرش قرار داده بودم از زیر بلوزش رد کرده و به کمر لختش رسوندم . بازم آروم بود و چیزی نمی گفتم . با چشای بسته اش رفته بود به عالم هوس و شاید هم عشق . لبامو در حال بوسه رو لباش باز کرده و خیلی آروم بهش می گفتم هنوزم می خوای بشنوی که کدوم دختر ارزش بیشتری داشته که من محبتمو بدم بهش ؟/؟ صحبت از عشق و هوس نکردم . چون نمی شد رو این دو کلمه بحث کرد . چون  عشق مایه دردسر بود و هوس رو هم باید در عمل نشون می دادم  که فراریش ندم وگرنه اگه با یه دختر هنوز هیچی نشده بخوای از هوس و سکس و این چیزا حرف بزنی اون نیومده در میره . ولی حس می کردم که آزاده خیلی تشنه تر و بی حال تر از ایناست . بی حال تر یعنی همون حال دار تر و  این یعنی این که هم می خواد حال بده هم حال بکنه -آزاده می دونم خودت به خوبی متوجه شدی که اون دختر تو هستی . اونی که با تمام وجودم دوستش دارم و می خوام باهاش باشم .. باهاش باشم هم یه جمله دو پهلو بود که می تونست آزاده رو در انتظار نگه داشته باشه . دستمو از لای پیرهنش   پشت سوتین و روی سگکش قرار دادم . اون فقط داشت با نفسهای بلند و آه کشیدنهاش متوجهم می کرد که خیلی داره خوشش میاد . یه دختر دبیرستانی دیگه ای رو تورش کرده بودم  که البته می تونستم سالهای پیش این کارو انجام بدم …. ادامه  دارد .. …

در

۰:۰۰:۰۰

خانوما ساکت 38

بازدید 4,729

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۸:۵۱
👁 ۱۹.۸K ❤️ ۲۴۲
۲ هفته پیش ۱:۱۶
👁 ۳.۲K ❤️ ۱۳۸
۲ هفته پیش ۸:۰۲
👁 ۱۲.۶K ❤️ ۸۷۴
۲ هفته پیش ۰:۵۳
👁 ۲.۱K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۱۰:۰۰
👁 ۲.۶K ❤️ ۲۳۰
۲ هفته پیش ۰:۳۱
👁 ۱۷.۶K ❤️ ۴۲۷
۲ هفته پیش ۰:۲۵
👁 ۲۱.۶K ❤️ ۹۲۷
۲ هفته پیش ۲:۴۶
👁 ۴.۵K ❤️ ۴۷۸
۲ هفته پیش ۴:۵۵
👁 ۳.۴K ❤️ ۱۴۵
۲ هفته پیش ۱:۰۲
👁 ۲۲.۳K ❤️ ۵۲۴
۲ هفته پیش ۱۷:۴۲
👁 ۳.۴K ❤️ ۱۶۸
۲ هفته پیش ۰:۲۹
👁 ۲.۷K ❤️ ۳۱۴
۲ هفته پیش ۰:۴۷
👁 ۲.۸K ❤️ ۲۴۳
۲ هفته پیش ۰:۵۱
👁 ۱۰.۲K ❤️ ۵۵۰
۲ هفته پیش ۲:۰۴
👁 ۴.۴K ❤️ ۲۲۱
۲ هفته پیش ۱:۱۹
👁 ۲۰.۲K ❤️ ۵۹۴
۲ هفته پیش ۱:۳۰
👁 ۱۲.۵K ❤️ ۲۶۳
۲ هفته پیش ۰:۴۶
👁 ۳.۵K ❤️ ۱۹۰
۲ هفته پیش ۰:۰۲
👁 ۱۸.۱K ❤️ ۱۶۶
۲ هفته پیش ۰:۵۴
👁 ۲.۴K ❤️ ۲۵۷
۱ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۲.۲K ❤️ ۳۹۶
۲ هفته پیش ۴:۵۴
👁 ۲.۴K ❤️ ۳۷۲
۲ هفته پیش ۰:۴۱
👁 ۱۴.۹K ❤️ ۲۴۴
۲ هفته پیش ۱:۲۴
👁 ۳.۹K ❤️ ۱۹۷
۲ هفته پیش ۰:۲۷
👁 ۱۴.۹K ❤️ ۲۸۰
۳ روز پیش ۱:۵۵
👁 ۲۱.۶K ❤️ ۵۳۶
۲ هفته پیش ۳:۰۰
👁 ۴.۶K ❤️ ۱۵۲
۲ هفته پیش ۰:۳۰
👁 ۵.۶K ❤️ ۲۱۳
۲ هفته پیش ۹:۳۴
👁 ۱۲.۶K ❤️ ۳۹۱
۲ هفته پیش ۱:۰۹
👁 ۶.۴K ❤️ ۶۲۸
۲ هفته پیش ۳۵:۵۴
👁 ۸.۳K ❤️ ۳۳۵
۱ هفته پیش ۲:۳۳
👁 ۵.۴K ❤️ ۵۵۳
۲ هفته پیش ۱:۱۸
👁 ۱۶.۶K ❤️ ۶۵۶
۳ روز پیش ۰:۵۵
👁 ۱۲.۹K ❤️ ۴۴۳
۲ هفته پیش ۰:۱۷
👁 ۳.۴K ❤️ ۲۱۰
۲ هفته پیش ۲:۵۸
👁 ۱۸.۰K ❤️ ۷۹۱
۱ هفته پیش ۰:۴۷
👁 ۱۷.۵K ❤️ ۷۹۲
۲ هفته پیش ۰:۳۲
👁 ۲.۳K ❤️ ۴۶۴
۲ هفته پیش ۱:۲۰
👁 ۲.۸K ❤️ ۱۹۰
۲ هفته پیش ۹:۰۸
👁 ۳.۶K ❤️ ۳۶۴
۵ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۵.۶K ❤️ ۱۳۴
۲ هفته پیش ۰:۴۲
👁 ۱۱.۲K ❤️ ۵۰۸
۲ هفته پیش ۱:۳۹
👁 ۸.۰K ❤️ ۵۹۰
۱ هفته پیش ۱:۳۱
👁 ۱۴.۰K ❤️ ۹۲۰
۲ هفته پیش ۰:۲۶
👁 ۱۰.۳K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۱:۱۸
👁 ۴.۹K ❤️ ۲۱۳
۵ روز پیش ۵:۰۸
👁 ۱۸.۴K ❤️ ۳۵۴
۲ هفته پیش ۱۸:۰۹
👁 ۱۲.۲K ❤️ ۱۰۹
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن