خانم مهندس قسمت پنجاه و پنجم

خانم مهندس قسمت پنجاه و پنجم

با این که بچه ها دوست داشتند بریم توی سوئیت من که بزرگتر بود حال کنیم ولی به هر کلکی بود قانعشون کردیم که بریم یه طبقه پایین تر . آخه از دست این بهروز چرچیل هر کاری بر میومد . شاید با فیلمبرداری از ما یه آشی واسه مون می پخت با یه وجب روغن روش  . نمی دونم چرا یه حس عجیبی داشتم و خودمو شخصیت هفتم این جمع هفت نفره می دونستم . شاید اگه عباس اینجا بود یه جوری جورش می کردم که بیاد توی محفل ما . هرچند شاید تز ضربدری و سکس گروهی به مزاجش نمی ساخت و می خواست که من فقط مال اون باشم . اینم واسه خودش یه فر هنگیه . در واقع این ما هستیم که تابوها رو شکسته و دنبال این بر نامه ها هستیم . حالا بعضی ها می خوان اسمشو بذارن بی غیرتی و بی بند و باری خودشون می دونن . ما زنا چهار تایی مون رفتیم تو حموم . هر چی این آقایون خواستند بیان داخل نذاشتیم . بهاره : آهای آقایون تا عروس خانوما خودشونو نساختن شما حق ندارین انگشت بهمون بزنین بیتا : هرچی بهاره جون میگه راس میگه ..بهرام : پس کی بود که لب دریا کوسشو داد به دست انگشتای من ؟/؟ -اونجا فرق می کرد .. ما زنا در حموم بزرگه رو از داخل بستیم .. اوخ چه کیفی داشت . چهار تایی مون داغ کرده بودیم . هرکدوم یه ژیلت دستمون گرفته و به جای این که کوس خودمو نو برق بندازیم دو به دو کوس اون یکی رو برق مینداختیم . هر چند همه مون صاف و صوف کرده بودیم ولی کوس خلی ما گل کرده بود . من و سپییده  با هم بودیم وبهاره و بیتا با هم مشغول بودند . چقدر کوس ها نرم و مرتب شده بود . از کوسهای خوب تیکه هایی عالی ساختیم . پاهای سپیده رو از وسط بازش کرده و میک زدنشو شروع کردم . اون طرف بهاره داشت کوس بیتا رو می خورد .. مردا خودشونو کشته بودند از بس در زده دلشون می خواست بیان کنار ما .. سپیده : آقایون یه خورده جق بزنین خطتون خوب شه وقتی که اومدین رو کوسمون سوار شدین خوش خط بنویسین . کیارش : خواهر گلم این قدر حالا بلبل زبون نشو . کاری نکن که وقتی گیرت آوردم با همین کیرم جفت لباتو به هم ببندم -اگه بتونی بازش کنی  . کیف می کردیم مردا رو گذاشته بودیم تو خماری . -روشنک بیفت روم . میزونم کن . یه کاری کن که حس کنم با تمام وجودم می خوام کوس بدم . داغ کنم . بترکم و بترکونم . آرنجمو گذاشتم رو کوسش و تمام کوسشو رو درازای دستم و در دو مرحله حرکت می دادم . لبه های کوس و دو طرف شکافش طوری با دستم تماس پیدا می کرد که فریاد های سپیده گوشمونو داخل حموم کر کرده بود . کاوه : چه خبرتونه دوست دخترمو کشتین . درو باز کنین ما هم بیاییم داخل . سپیده تو اگه کیر می خوای من هستم . -کاوه چی داری میگی کوسسسسسم .. اگه بدونی رو شنک باهام چیکار کرده . بیتا از پشت یه تشت پلاستیکی استفاده کرده ساز و تنبک می زد و بهاره می رقصید . .در حال رقصیدن کوسشو میذاشت رو دهنم تا واسش بلیسم . .در حال مالوندن کوس سپیده کوس بهاره رو هم لیس می زدم . بیتا هم دست از ساز زدن برداشته بود و اومد رو کون قمبل کرده من . به سوراخ کوس و کون من دیگه رحم نکرد -نههههههه بیتا نه .. دستام شل میشه اون وقت دیگه نمی تونم به این دو تا دختر برسم .. -می تونی روشنک . حالا کی به من برسه .. گذاشتم که بیتا به کارش ادامه بده . در عوض کف پامو گذاشته بودم لای پای بیتا و اینجوری یه نموره ای بهش حال دادم . . لحظاتی بعد تر جیح دادیم که همدیگه رو بغل بزنیم . یواش یواش دلمون داشت واسه مردا می سوخت . شایدم همه مون دیگه هوس کیر داشتیم . من که بهونه کردم و گفتم بچه ها اگه زیادم سخت بگیریم ممکنه آب کیر این بیچاره ها خشک شه و دیگه نتونن بهمون خوب حال بدن . با توافق دسته جمعی درو براشون باز کردیم -آقایون اول نظافت عمومی رو رعایت کنین . واسه این که از دلشون هم در بیاریم خودمون رفتیم سراغشون . نزدیک ترین مردی که دستم بهش رسید کاوه بود . لیف و صابونو گرفتم و افتادم به جونش .. بیتا فعلا رفته بود یه گوشه ای و موقتا عقب نشینی کرده بود . کیر کاوه خیلی سریع رشد کرده و تیز شده بود . بهرام و کیارش هم همین حالو داشتند . سپیده شده بود مامور شستشوی بهرام و بهاره هم با کیارش ور می رفت . سپیده : خب آقایون دستمزد ما چیه ؟/؟ بهرام در حالی که کیر کفی خودشو به صورت سپیده می زد گفت چه پاداش و دستمزدی می خوای از این بالاتر . خیلی براش کف کردی نه ؟/؟ سپیده حاضر جواب فوری گفت من که فعلا می بینم کیر توست که واسه کوس من کف کرده .. آخ که چقدر خندیدیم . -اوووووفففففف سپیده سپیده این جوری کیرمو می مالی هر لحظه آبم می خواد بیاد .. -بذار بیاد . حال کن . ما زنا که دلمون می خواد آبمون زود بیاد ولی هر چی خوشمون میاد این آب بیشتر وقتا باهامون لج می کنه .. -شما اگه جای ما مردا بودین شاید دلتون نمی خواست که آبتون این قدر زود بیاد … ادامه دارد .. ..

در

۱۸:۵۰:۰۰

2

خانم مهندس قسمت پنجاه و پنجم

بازدید 1,885

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۱ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱۵.۰K ❤️ ۱۲۹
۲ هفته پیش ۱:۴۰
👁 ۱۰.۱K ❤️ ۱۵۳
۲ هفته پیش ۳:۰۵
👁 ۴.۱K ❤️ ۳۷۰
۲ روز پیش ۵:۳۹
👁 ۹.۵K ❤️ ۹۶۷
۲ هفته پیش ۷:۱۶
👁 ۶.۹K ❤️ ۵۲۴
۲ هفته پیش ۵:۳۴
👁 ۶.۹K ❤️ ۲۵۴
۲ هفته پیش ۰:۵۱
👁 ۳.۹K ❤️ ۲۸۴
۲ هفته پیش ۱:۰۲
👁 ۹.۵K ❤️ ۴۴۸
۲ هفته پیش ۱:۳۲
👁 ۶.۳K ❤️ ۹۴۷
۲ هفته پیش ۰:۲۰
👁 ۳.۰K ❤️ ۴۸۵
۲ هفته پیش ۰:۴۲
👁 ۲.۸K ❤️ ۲۸۷
۱۹ ساعت پیش ۰:۲۹
👁 ۱۲.۸K ❤️ ۳۷۸
۲ هفته پیش ۱:۰۹
👁 ۵.۸K ❤️ ۳۹۰
۲ هفته پیش ۳۵:۴۸
👁 ۸.۰K ❤️ ۴۱۳
۱ هفته پیش ۰:۳۱
👁 ۱۷.۵K ❤️ ۴۱۴
۲ هفته پیش ۱:۴۰
👁 ۱۷.۹K ❤️ ۵۷۵
۲ هفته پیش ۱۱:۲۶
👁 ۸.۶K ❤️ ۹۷۵
۲ هفته پیش ۰:۳۰
👁 ۳.۸K ❤️ ۱۰۱
۲ هفته پیش ۱۱:۵۶
👁 ۳.۲K ❤️ ۱۰۴
۸ ساعت پیش ۰:۰۴
👁 ۱۴.۵K ❤️ ۴۳۱
۴ روز پیش ۱۴:۵۷
👁 ۹.۳K ❤️ ۸۳۷
۲ هفته پیش ۴:۵۲
👁 ۱۴.۹K ❤️ ۱۵۳
۲ هفته پیش ۱:۲۵
👁 ۳.۳K ❤️ ۴۵۵
۲ هفته پیش ۱:۰۹
👁 ۲۴.۲K ❤️ ۲۹۰
۵ ساعت پیش ۰:۲۱
👁 ۸.۸K ❤️ ۹۷۴
۲ هفته پیش ۰:۱۹
👁 ۸.۹K ❤️ ۹۴۰
۴ روز پیش ۰:۵۸
👁 ۱۷.۰K ❤️ ۲۹۱
۵ روز پیش ۲:۰۱
👁 ۶.۴K ❤️ ۱۸۷
۱ هفته پیش ۰:۲۲
👁 ۱۲.۷K ❤️ ۳۶۹
۲ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۲۱.۵K ❤️ ۳۵۸
۲ هفته پیش ۲:۱۰
👁 ۸.۰K ❤️ ۲۴۰
۲ هفته پیش ۱:۰۵
👁 ۲.۴K ❤️ ۲۴۷
۲ هفته پیش ۰:۲۳
👁 ۱۰.۹K ❤️ ۹۴۸
۲ هفته پیش ۳:۰۰
👁 ۴.۶K ❤️ ۱۵۲
۲ هفته پیش ۴۳:۴۹
👁 ۱۶.۶K ❤️ ۲۳۰
۲ هفته پیش ۰:۳۱
👁 ۵.۲K ❤️ ۳۷۰
۲ هفته پیش ۰:۴۱
👁 ۶.۶K ❤️ ۱۴۷
۲ هفته پیش ۰:۴۵
👁 ۳.۱K ❤️ ۳۰۶
۲ هفته پیش ۳۰:۰۹
👁 ۲.۴K ❤️ ۲۹۶
۲ هفته پیش ۱۲:۵۲
👁 ۳.۳K ❤️ ۲۶۰
۲ هفته پیش ۲۶:۳۸
👁 ۳.۶K ❤️ ۱۳۱
۲ هفته پیش ۰:۴۷
👁 ۴.۰K ❤️ ۳۳۹
۲ هفته پیش ۱:۰۱
👁 ۲.۶K ❤️ ۱۴۲
۲ هفته پیش ۱۲:۲۴
👁 ۲.۳K ❤️ ۳۰۴
۲ هفته پیش ۳:۳۴
👁 ۳.۲K ❤️ ۲۶۶
۱ هفته پیش ۸:۳۹
👁 ۱۰.۱K ❤️ ۲۵۲
۲ هفته پیش ۸:۱۹
👁 ۶.۴K ❤️ ۴۳۱
۲ هفته پیش ۳:۱۷
👁 ۱.۶K ❤️ ۰
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن