خانم مهندس قسمت پنجاه و ششم

خانم مهندس قسمت پنجاه و ششم

لیف رو دور کیر کاوه لوله کرده بودم و هم از پایین به بالا و هم دورشو می مالیدم . -چیه آقا خوشگله خیلی حساسه نه ؟/؟ -خیلی وقته که بر نامه نداشتم .-تو دیگه چرا ؟/؟ دور و برت که هستن . اگه به من بگی بازم یه چیزی که افتادم تو این گوشه غربت . -روشنک تو دیگه چه مار مولکی هستی . من می دونم تو یکی به خودت سختی نمیدی از زیر سنگ هم که شده از داخل دریا هم که شده واسه خودت کیر گیر میاری -کیر نم کشیده چه به دردم می خوره . -تو در خشک کردن کیر هم خیلی واردی . یه جوری هم خشکشون می کنی که طرف کیر خودشو نشناسه -حالا اجازه میدی کیرتو رو خشک کنم ؟/؟ البته اگه سپیده دوست دختر یا گرل فرند شما اجازه بفرمایند . -اون که بدون اجازه من رفته سراغ کیر بهرام . ما با هم این حرفا رو نداریم . ما امت واحده هستیم . همه برای یکی , یکی برای همه . -چه خوب . کیرشو شستم و با زیون زدن از ته کیر و از روی بیضه ها شرو ع کردم تا وقتی که به سر کیر رسیدم اونو گذاشتم تو دهنم . -روشنک فقط حواست باشه هروقت آب کیرم داره می ریزه تو دهنت به میک زدنت ادامه بده تا اونجایی که جا داره و میاد بکشش بیرون . نمی دونی چقدر حال میده موقع ساک زدن آبم می ریزه تو دهن طرف .. کیرشو کشیدم بیرون و گفتم آقا پسر مفت و مجانی نمیشه یه شرط داره و اونم این که تو هم تا اونجایی که آبمو بیاری کوسمو بخوری .. . فقط زود باشیم که از اون چهار تا عقب موندیم . ببینم خواهرت چرا این قدر بیحال افتاده . دوست پسرشو ببین چه جوری کرده تو کوس دوست دخترت . اینجا همه محفل خانوادگی و سیستم مشاعی راه افتاده . از اونجایی که هوس داشت منو از پا مینداخت با زبون و گرد کردن لبام افتادم به جون کیر کاوه .. خیلی هوس اینو داشتم که زود تر بره تو کوسم . ولی بیشتر این اشتها رو داشتم که اول یه کوس لیسی درست و حسابی راه بندازه و بهم حال بده . ازم خواست بریم عقب تر که به دیوار تکیه بده . می گفت که می خواد در نهایت آرامش و لذت از این لحظه ها استفاده کنه .. معلوم نبود این مردا چه ادا و اصولی داشتن . حتما باید در نهایت استراحت کمر آبشو خالی می کرد . منم می دونستم کیرشو چطور میک بزنم . هر وقت می خواستم به این مرحله برسم و می رسیدم اون اولین مرحله آبو که نوش می کردم یه جوری می شدم ولی جهش بعدی رو با تحمل بیشتری می خوردم . چقدر زود هم آبشو تو دهنم خالی کرد . بهرام دو طرف کون سپیده رو طوری باز کرده بود و طوری حفره و چاک کوسش  رو توی دید گذاشته بود که دوبرابر اندازه واقعیش نشون می داد . -هی روشنک یه خورده واسه منم بذار -چی میگی کوس گشاد . تو که الان بهرام داره بهت آب رسانی میکنه . تو دیگه حرف حسابت چیه . از اون طرف کیارش داشت بهاره خواهر بهرام رو می گایید . در واقع خواهر به خواهر کرده بودند . چقدر آدم از این صمیمیت و رابطه گرم فامیلی خوشش میاد . پس از این که کاوه چشاشو باز کرد کفه حموم دراز کشیده و پاهامو به دو طرف باز کرده و گفتم الوعده وفا . حالا ببینیم کی زودتر خسته میشه . کاوه افتادرو کوسم . اول انگشتاشو کرد اون داخل و بعد با لباش شروع کرد به حال دادن . از اون طرف بیتا که  از بیکاری خسته شده بود اومد بالا سرم تا کمک حال داداشش باشه . خودشو یه پهلوکرد و لباشو به لبام چسبوند و دستشو گذاشت رو سینه هام . این جوری از حرکت لب روی کوسم هم لذت بیشتری می بردم . بیتا یه خورده خودشو جلوتر کشید تا بتونم با کوسش هم ور برم . وررفتن با بیتا هم باعث حال کردن بیشتر من شده بود . کاوه هم یه جوری کوسمو می خورد که هر لحظه فکر می کردم آبم می خواد بیاد ولی نمیومد . پس

از چند دقیقه دیگه حس کردم می خواد خالی شه ..  می دونستم که حال و روزم قبل از ارگاسم چطوره . بیتا هم با لباش نوک سینه هامو میک می زد . دستام دیگه شل شده حرکتی رو کوس بیتا نداشتند و اونم بیچاره حرفی نمی زد . خواهر و برادر دو تایی کاری کردند که من بتونم ارضا شم دیگه از حال رفته بودم منتظر بودم که کیر کاوه رو توی کوس خودم احساس کنم ولی خبری نشد و حس کردم که برای چند دقیقه ای خوابم برده بود . وقتی چشامو باز کردم دیدم که عجب واویلایی شده کاوه همچین کرده توی کوس خواهرش بیتا که دختره چه جور با فشار لوله آبو نگه داشته و خودشو از پشت می کوبونه به کیر داداشش و سرشو هم بر گردونده تا به حرکتای رفت و بر گشتی کیر توی کوس نگاه کنه . چه لذتی می بردم از این صمیمیت . چه حالی ! یادم میاد بیتا از این که داداشش متوجه رابطه اون با بهرام بشه چه هراسی داشت . حالا خودش رفته بود زیر کیر برادرش کاوه . و چشای کاوه نشون می داد که با چه هوسی داره خواهرشو می کنه . -آهای کاوه قرارمون چی بود . تو می خواستی کیرتو بکنیش توی کوس من چی شد . -حالا روشنک این یه تیکه رو تخفبف بیا . دیدم تو خوابی و نتونستم به خواهر کوچولوم نه بگم . آخه اگه هواشو نداشته باشم منحرف میشه طفلکی -هرچی این بیتا جونم بگه -روشنک جون بذار داداش کارشو بکنه .. … ادامه دارد .. ..

در

۱۹:۰۱:۰۰

خانم مهندس قسمت پنجاه و ششم

بازدید 5,351

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۱:۲۵
👁 ۳.۶K ❤️ ۱۹۶
۲ هفته پیش ۰:۲۴
👁 ۱۸.۹K ❤️ ۵۰۲
۲ هفته پیش ۶:۰۸
👁 ۲۱.۷K ❤️ ۴۷۳
۲ هفته پیش ۸:۱۰
👁 ۷.۶K ❤️ ۴۴۲
۲ هفته پیش ۰:۵۳
👁 ۱۵.۸K ❤️ ۱۵۳
۲ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱.۶K ❤️ ۳۴۰
۲ هفته پیش ۰:۵۴
👁 ۱۴.۸K ❤️ ۴۲۷
۲ هفته پیش ۲:۱۰
👁 ۸.۰K ❤️ ۲۴۰
۱ هفته پیش ۰:۲۲
👁 ۱۲.۷K ❤️ ۳۶۹
۲ هفته پیش ۰:۲۰
👁 ۴.۴K ❤️ ۴۳۱
۲ هفته پیش ۴:۲۲
👁 ۱۹.۷K ❤️ ۴۴۱
۲ هفته پیش ۲:۲۵
👁 ۴.۴K ❤️ ۳۶۹
۱ هفته پیش ۸:۳۹
👁 ۱۰.۱K ❤️ ۲۵۲
۶ روز پیش ۱:۳۰
👁 ۱۴.۸K ❤️ ۳۸۷
۲ هفته پیش ۱:۱۳
👁 ۳.۱K ❤️ ۱۷۱
۶ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱۶.۶K ❤️ ۱۸۱
۱ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱۵.۸K ❤️ ۱۴۰
۲ هفته پیش ۱:۴۰
👁 ۲۰.۳K ❤️ ۵۹۵
۲ هفته پیش ۰:۲۱
👁 ۴.۴K ❤️ ۲۷۸
۲ هفته پیش ۱۰:۴۵
👁 ۷.۰K ❤️ ۹۸۱
۲ هفته پیش ۰:۳۱
👁 ۴.۲K ❤️ ۳۱۰
۲ هفته پیش ۴:۱۸
👁 ۳.۷K ❤️ ۳۰۴
۲ هفته پیش ۱:۱۸
👁 ۳.۵K ❤️ ۱۵۹
۲ هفته پیش ۲:۳۸
👁 ۵.۷K ❤️ ۳۹۷
۲ هفته پیش ۰:۴۶
👁 ۵.۲K ❤️ ۴۲۶
۲ هفته پیش ۰:۲۵
👁 ۴.۶K ❤️ ۳۷۷
۲ هفته پیش ۲:۲۴
👁 ۷.۸K ❤️ ۳۸۷
۲ هفته پیش ۱۴:۲۴
👁 ۲.۳K ❤️ ۳۷۸
۲ هفته پیش ۰:۵۸
👁 ۴.۳K ❤️ ۵۰۲
۲ هفته پیش ۰:۵۹
👁 ۱۶.۷K ❤️ ۵۵۵
۲ هفته پیش ۱:۲۹
👁 ۵.۱K ❤️ ۳۸۱
۲ هفته پیش ۱:۲۸
👁 ۴.۹K ❤️ ۲۳۰
۲ هفته پیش ۱:۲۸
👁 ۴.۵K ❤️ ۲۹۶
۲ هفته پیش ۱:۱۷
👁 ۴.۱K ❤️ ۴۹۲
۷ روز پیش ۰:۵۹
👁 ۱۸.۰K ❤️ ۸۳۱
۲ هفته پیش ۲:۰۴
👁 ۷.۱K ❤️ ۳۱۱
۲ هفته پیش ۵۰:۴۳
👁 ۲۳.۷K ❤️ ۱,۰۰۸
۲ هفته پیش ۰:۴۲
👁 ۳.۵K ❤️ ۲۸۶
۲ هفته پیش ۷:۰۶
👁 ۱۹.۶K ❤️ ۵۷۳
۲ هفته پیش ۱:۰۵
👁 ۲.۴K ❤️ ۲۴۷
۲ هفته پیش ۲:۰۲
👁 ۶.۴K ❤️ ۵۰۱
۲ هفته پیش ۰:۳۰
👁 ۳.۸K ❤️ ۱۰۱
۲ هفته پیش ۱۱:۵۵
👁 ۴.۷K ❤️ ۲۲۷
۲ هفته پیش ۰:۲۸
👁 ۲.۰K ❤️ ۳۹۳
۲ هفته پیش ۰:۳۲
👁 ۳.۳K ❤️ ۲۹۳
۲ هفته پیش ۲۶:۴۱
👁 ۵.۱K ❤️ ۱۹۷
۲ هفته پیش ۴۷:۰۴
👁 ۳.۰K ❤️ ۴۳۹
۲ هفته پیش ۰:۵۹
👁 ۶.۸K ❤️ ۳۰۷
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن