خاطره ی سوزان (۲)

خیلی اعتماد به نفس نوشتن داستان های سکسی ندارم
چون باید با کمترین مقدمه برم سراغ سکس و اگر یکم بخوام بیشتر مقدمه چینی کنم قطعا برای مخاطب این سایت جذابیت نداره ویا نمیخونن یا نیمه کاره رها میکنن.
پس نمیتونم همه ی عناصر داستان رو اونجور که باید و شاید اجرا کنم.و به همین علت خیلی علاقه ندارم. قسمت اول این داستان رو هم خیلی بهش واکنش نشون داده نشد پس فقط مینویسم که تمومش کنم. چون از کار نصف و نیمه خوشم نمیاد و رو مخمه.
این داستان رو برای ۱۰ الی ۲۰ قسمت پیش بینی کرده بودم اما امروز میخوام توی همین قسمت تمومش کنم.
بریم باقی داستان:

وقتی سرم رو از روی کسش بلند کردم چشماش نیمه باز بود منو هل داد به سمت دیگه کاناپه و بلند شد بالا سرم ایستاد .با خنده های ریز و شیطونی شروع کرد به پیچ و تاب دادن به بدنش. انگار یه استریپ تیز کوچولو داشت برام اجرا میکرد. من محو تماشای این نمایش بودم. خیلی حرفه ای و قشنگ لباسش رو درآورد.من خوابیده بودم روی کاناپه و سرم روی دسته ی مبل اون داشت میرقصید و لخت میشد .اولش تک به تک شونه هاش رو درآورد با هر درآوردن شونه یه چرخ یا نیم چرخ میزد و میخندید.
نگاهش رو مدیریت می کرد نه زل میزد تو چشمم نه چشماش رو می دزدید… با فواصل مناسب ارتباط چشمی رو برقرار میکرد
وقتی شونه هاش کامل افتاد بیرون اومد جلوی صورتم لبم رو بردم نزدیکش که ببوسمش با خنده رفت عقب.یه جورایی تا لب چشمه رسیدم و تشنه تر از قبل بر میگشتم.
حالا نوبت سینه هاش بود.شروع کرد به تاب دادن بدنش و با دستش دو طرف لباسش رو روی سینه ها جمع کرده بود.
وقتی به هیکلش فکر میکنم تاثیر حجاب رو میفهمم.توی اروپا چون لباس های باز میپوشند مجبورن برای استایل و پوست شون بیشتر وقت بذارن و هزینه کنند.برعکس ایران . لااقل سوزان که این شکلی بود.هیچ عملی روی صورتش نداشت و آرایشش هم کم بود اما بدنش پرفکت و عالی بود.نه مثل دخترایی که صورتشون حوریه اما وقتی لخت میشن شکم و رون و چربی های زائد زیر بغل و کت و کول افتاده شون حالت رو بهم میزنه.یا موهای زائد روی پا و دست و باسن بخصوص موهای دور سوراخ باسن
کم کم بالای سینه ها رو نشون داد و همینطور نزدیک و نزدیکم میشد بازم تا خواستم بگیرمشون خندید و پس رفت. هر بار تشنه تر میشدم.میخواستم حمله کنم بهش و پاره اش کنم اما تحمل کردم تا فقط نظاره کنم اون همه زیبایی و هنرمندی رو که تو وجود سوزان میدیدم.
برگشت و کونش رو طاقچه کرد و آروم آروم لباسش رو کشید بالا .تا جایی که هلال گرد پایین باسنش نمایان شد سرش رو برگردوند به چشمام نگاه کرد گفت: اون عقبیا حال میکنن؟ پایینیه چی؟
فقط تونستم لبخند بزنم.یه شرم عجیبی منو گرفته بود. شرمی که مال ما بچه مذهبی هاست.شرمی که جلوی لذت هامون رو میگیره و شاید همین شرم هست که نمیتونم با همسرم به نهایت لذت برسم.ولی سوزان اصلا خجالت نداشت. انگار یه کار خیلی عادی رو داره جلوی نزدیک ترین آدم زندگیش میکنه.
چشم چرخوند سمت کیرم و خودم هم با نگاهش نگاهم رفت همونجا. عین ستون خیمه شده بود
گفت:میبینم که عنان از کف دادی بعد خندید و چرخید یکی از پاهاشو گذاشت روی دسته ی مبل کنار سرم و با دستش لباسش رو انداخت پشت پاش تا کاملا کسش نمایان بشه بعد چاک کسش رو باز کرد و گفت: سرت رو بلند نکنیا همینجوری بمون
منم عین یه بچه مدرسه ای جلوی معلم اطاعت کردم.
کسش رو می اورد جلوی صورتم . هرچی که نزدیک تر میشد بوی کسش و رطوبتی که ازش ساطع می شد دیوونم میکرد . قشنگ تا نزدیک چشمم آورد و برد پایین سمت لبم من زبونم رو آوردم بیرون مالیدم روی کسش که گفت زبون نزن !اطاعت کردم.با یه فاصله میلیمتری کوسش رو نزدیک لب و بینی و چشمام میکرد که بعضی وقتا آروم میمالید به صورتم.از شدت شهوت پاهاش میلرزید و کسش آب افتاده بود.آروم آروم نشست روی دهنم و گفت حالا بخور
دهنم رو که باز کردم حجم بیرونی کسش دهنم رو پر کرد. عین سینه خوردم ولی زود بلند شد منو نشوند تا پشتم رو تکیه بدم این دفعه اومد روی مبل و پاهاش رو دو طرف پام گذاشت و کونش به سمت من بود . باز کون رو داد عقب و آروم لباسش رو برد بالا ولی این بار یکم بالاتر جوری که میتونستم از بین پاهاش کسش رو هم ببینم و باز برد بالا تر تا کامل کونش افتاد بیرون. کونش یه گرد قشنگ بود که سوراخ جمع و جور و خوشگلی داشت. صاف صاف بود نه لک داشت نه مو .انگار آینه بود که باید خودت رو توش ببینی
همین جا بود که باز رویا زنگ زد.سریع از روی شلوار دکمه بغل گوشی رو زدم تا سایلنت بشه
سوزان به سمت مچ پاش خم شد و دستش رو میذاشت روی مچ تا روی رون بالا میاورد و با اون یکی هم همین کار رو کرد.
سوزان رفت پایین و نشست جلوی پام شروع کرد کمربندم رو باز کردن و بلندم کرد تا شلوارم رو در بیاره. بلند شدم و اجازه دادم این کار رو بکنه و خودم توی این فاصله گوشیم رو سایلنت کردم و انداختم کنار مبل. سوزان شلوارم رو از پام کشید پایین و خودم با پا در آوردم بعد پلیور و لباس زیرش رو در آوردم و با شرت جلوش وایسادم.آروم با دست هلم داد تا دوباره بشینم. نشست جلوم و جورابم رو درآورد.گفت: متنفرم از جوراب
وقتی بدن هامون رو مقایسه کردم حس بدی داشتم اما سوزان جوری برخورد میکرد که این حس شرمندگی رو کمرنگ میکرد. با وجود این که من یه آدم لاغر با شونه های پهن هستم و اصلا چربی و شکم ندارم در برابر بدن فوق العاده سوزان هیچ حرفی برای گفتن نمونده بود برام. سوزان اومد روی پام نشست و دوتا پاش رو انداخت دوطرف رونم و سینه هاش رو به سینه و صورتم میمالید بعد لا ب لا لب همو میخوردیم.توی همون حالت شرت رو از پام درآورد.
شانس آوردم که بعد از ازدواج همیشه شرتهای خوب میپوشیدم وگرنه اگه مثل دوران مجردی شرت تولیدی برادران کمالی میپوشیدم آبرو برامون نمیموند.
بعد از در آوردن شرتم کیرم رو روی شکمم خوابوند با کسش نشست روش رگ بزرگ زیر کیرم داشت از داغیش میسوخت… کسش خیلی خیس بود.من زیاد رابطه جنسی متعدد نداشتم اما همون چند نفری رو هم که دیده بودم انقدر آبشون سرازیر نشده بود. ترشحاتش انقدر زیاد بود که با اون حرکات عقب و جلو کردن سوزان حس دخول کامل رو میداد یکی دو دقیقه که اینجوری دیوونم کرد شروع کرد ب خوردن لاله گوش و گردنم انقدر خوب میخورد و می بوسید و هورت میکشید که به اوج لذت رسیده بودم. همون لحظه با خودم گفتم کاش میشد رویا این کار ها رو بلد بود. بعد اومد پایین تر تا جایی که میتونست سرش رو خم کنه همه ی بدنم رو میخورد و بوسه های ریز میزد.
گفتم دیوونه شدم بسه . خندید گفت واسا حالا حالا کار دارم. رفت پایین از مبل بدون این که بلند بشه و یا فشاری به پاهام بیاری یه جوری سر خورد و وضعیت رو عوض کرد که اصلا حس نشد. باز یاد سکس های قبلیم افتادم هر بار که میخواستیم پوزیشن عوض کنیم انگار میخواهیم روغن ماشین رو عوض کنیم.کامل جدا میشدیم و پارتنر معمولا یه دستشویی میره و کلا حست رو میخوابونه اما سوزان یجوری پوزیشن رو سریع عوض میکرد که انگار داری فیلم پورن میبینی و صحنه ها دارن به هم کات میخورن.
وقتی نشست کیرم رو دستش گرفت و گفت حالا وقت تمیزیه و چند تا لیس به بلندای کیرم زد از پایین نزدیک تخمم تا بالا زیر کلاهک و هر بار اون قسمت مثلثی زیر کلاهک رو با زبونش قلقلک میداد بعد دوباره دستش گرفت و نگاش کرد و گفت با این که بزرگه اما خیلی خوش تراشه. دوستش دارم و چسبوند به صورتش بعد بوسش کرد و گذاشت بین سینه هاش . کیرم رو لای سینه اش گذاشت و سرش رو که از وسط سینه زده بود بیرون رو بوس میکرد.
پرسیدم: جدی دوسش داری؟
گفت: خوشگل ترین چیزیه که تو زندگیم دیدم چون یه چیزی داره که هیچ کس نداشته
گفتم: الکی
گفت:نه واقعا . راست میگم. این توش عشق داره. من صاحبش رو دوست دارم وگرنه که ازینا خیلی زیاده
یه حس غروری بهم داد. یه حال عجیب انگار مردونگی و جذابیت رو تو من بیدار کرد. احساس کردم چقدر خوب و خفنم که این آدم با این حجم از سکسی بودن و آزادی و انواع و اقسام آدمهای اروپایی اینجوری ازم تعریف میکنه.
گفتم: عاشقتم و بغض کردم. بغض کردم چون واقعا عاشقش بودم و اون لحظه دوباره عاشقش شدم. سکس واقعا میتونی یه تروما باشه و در عین حال یه جلسه تراپی .
دوباره شروع کرد به لیسیدن کیر و تخمام و اطرافش. وقتی تخمام رو میخورد برام جق میزد با اون دستای نرمش و وقتی کیرم رو میخورد تخمام رو میمالید و رو بدنم ناخن میکشید. انقدر تو اوج بودم که حس کردم هر لحظه احتمال داره سر کیرم بترکه. گفتم بذار تو دهنت دیگه خندید و شروع کرد به لیسیدن کلاهک. بعد لبش رو روی کیرم غنچه کرد جوری که نوک کیرم روی دندونای کلید شده اش بود و کل کلاهکم بین لباش بود داشت میک میزد به ۳ ثانیه نرسید که آبم پاشید رو دندونش و ناخودآگاه کیرم رو کشیدم بیرون اون شروع کرد به جق زدن و قربون صدقه رفتن.
جوووون جووون بده بخورم آبتو. آخ چقدر آب داری تو لامصب (البته آبم خیلی نرمال بود )
بعد شروع کرد به لیسیدن آب روی کیرم و صورت و بدنش . بعد آبم رو با دست میمالید روی صورت و سینه و در آخر چهار تا انگشتش رو میک میزد . عین یه پورن استار.
به نفس نفس افتادم.اون کیرم رو دستش گرفته بود و بوس میکرد.
گفتم:ضایع شدم.نه؟
جواب داد: نه چرا؟
گفتم :خروس شدم
گفت :من عاشق اینم که آب بپاشه رو دندونم. از قصد انقدر طول میدم و تحریک میکنم که تا نوک کیر خورد به دندونم آب بپاشه رو دندون. حس خوردن منی با فشار روی دندون و گرماش و رد شدنش از میون دندون رو خیلی دوست دارم.
بلند شد یه قطره منی روی مژه اش افتاده بود که با پلک زدن متوجه شد اونم برداشت و گذاشت تو دهنش و رفت سمت حموم.

این داستان ادامه داشت.تا حموم تا اتاق خواب تا شب و صبح و رفتن سوزان و اختلافاتی که من و همسرم پیدا کردیم و مقایسه سکس همسرم با سوزان تا اعتیاد من به سکس . این داستان خیلی طولانی بود اما به همون دلایلی که اولش نوشتم ترجیح دادم ادامه ندم.
البته اگه درخواست زیاد بود تجدید نظر میکنم

با تشکر از نگاه تون. پایان

نوشته: Amir_dodo

بازدید 4,995

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

5 پاسخ به “خاطره ی سوزان (۲)”

  1. بیا یکی هم که خوب می نویسه و داستاناش گِی ، کون کونک بازی ، بیغیرتی ، محارم ، نفر سوم و اینا نیست هم واسمون چُس کلاس میذاره و نمی نویسه !خوب بنویس دیگه . میخوای دوستان مِنّت تو بکشن ؟

  2. خوب بود ولی سوزان یه مقدار بیش از حد مثل پورن استارها رفتار می‌کردبهش بگو عادی تر باشه🙄

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید