جق دونفره

سلام
من علی هستم و الان ۱۷ سالمه و کلاس دهمم این داستان کاملا واقعی هستش و مربوط به پارساله
وقتی کلاس نهم بودم یه رفیق به اسم رضا داشتم که خیلی باهم صمیمی بودیم و زیاد باهم بیرون می‌رفتیم اکثر وقت ها تو مرکز شهر باهم قدم می‌زدیم و کلی باهم حرف می‌زدیم تو مدرسه هم با هم و دو نفر دیگه اکیپ تشکیل داده بودیم اما منو رضا بیشتر به هم نزدیک بودیم و زیاد باهم شوخی دستی می کردیم (همدیگر رو می مالیدیم و انگشت می کردیم )
یه روز که باهم بیرون بودی برام تعریف کرد که یه روز خونه پسر داییش که رفته بوده شب که میخواستن بخوابن رفتن تو اتاق و برای هم جق زدن و مدام می‌گفت که وقتی یه نفر دیگه برات جق میزنه خیلی بیشتر حال میده این هارو که گفت من خیلی مشتاق شدم که تجربش کنم هی میخواستم بهش بگم که این کارو باهم انجام بدیم ولی می‌ترسیدم بدش بیاد و رفاقتمون خراب شه
یه بار که باهم رفته بودیم استخر بهش گفتم اون اول گفت نه ولی بعد کلی اسرار گفت باید فکر کنم منم که خیلی حشری شده بودم خیلی بهش اصرار میکردم بعد کلی التماس قبول کرد ولی مکان نداشتیم من پیشنهاد دادم که بریم توی دستشویی استخر ولی قبول نمی کرد و بهونه می آورد رفتیم تو سونا بخار ولی شلوغ بود و نمی‌شد آخرم رفتیم توی قسمت عميق و من دست کردم توی مایوش و کیرش رو گرفتمو شروع کردم زدن براش اما اون کاری نکرد و تا خواست کاری کنه وقت تموم شد و باید میرفتیم بیرون من خیلی ضد حال خوردم بعد عوض کردن لباس هامون کلی اصرار کردم که دوباره قرار بزاریم ولی اون هی می پیچون و می‌گفت وقت ندارم
تا چند وقت بعدش هم باهام بیرون نمیومد تو مدرسه هم باهام زیاد صحبت نمی کرد
تا اینکه یه روز تو مدرسه خودش پیشنهاد داد حتی گفت که بیا بریم تو دستشویی مدرسه انجام بدیم اما من که معاون و مدیر مدرسه خانوادم رو می‌شناختن ترسیدم که کسی متوجه بشه گفتم نه ولی یه ساعت بعد مدرسه قرار گذاشتیم من هم وقتی رسیدم خونه با هیجان و استرس غذام رو خودم و سریع چند تا فیلم دانلود کردم از صحبت هاش فهمیده بودم اونم مثل خودم فوت فتیش داره برای همین هم چند تا عکس پا هم آماده کرده بودم
وقتی رفتیم سر قرار اون دوباره شروع کرد ناز کردن و می‌گفت حالا بریم یه دوری بزنیم منم یواشکی چند تا از عکس و فیلم هایی که دانلود کرده بودم رو نشونش دادم بالاخره راضی شد
توی شهر ما حوالی همون جایی که دور میزنیم یه پارکینگ طبقاتی بود رفتیم آخرین طبقه ش ولی ماشین
زیاد رد میشد مونده بودیم که کار کنیم که من فهمیدم چون پارکینگ آسانسور داره کسی از پله ها نمیره رفتیم اونجا و شروع کردیم
اون زیاد دل به کار نمی‌داد ولی من خیلی غرق شهوت شده بودم
کیر اون از مال من بزرگتر بود (مال من ۱۴ سانته ولی مال اون فکر کنم ۱۶،۱۷ سانتی بود من غرق شهوت بودم یه کار خیلی احمقانه‌ای کردم( جلو تر میگم‌چرا احمقانه ) برای اینکه هر دفعه خواستیم جق بزنیم اون آنقدر ناز نکنه زانو زدم و شروع کردم براش ساک زدم اولش یه لیس کوچیک زدم و بعد کردمش تو دهنم همش کامل جا نمیشد اون سرم رو گرفت و کیرش رو تا ته کرد تو و بعد یه چند دقیقه ای ساک زدن پاشدم و کیر خودم رو میمالیدم به کیر اون توقع داشتم اون هم برام بخوره ولی نخورد من داشتم با سرعت براش جق میزدم هوا سرد بود ولی دستم و کیرش حسابی گرم شده بود ازم میخواست تا بیشتر سوراخ کیرش رو بمالم اون هم وقتی من حسابی حشری شده بودم و حسابی داشتم براش غوغا میکردم هی داشت سرد تر و سرد تر میشد آروم کیرم رو ماساژ میداد بعد چند دقیقه حتی دیگه کیرش هم شق نبود آبش نیومده بود ولی دیگه اصلا علاقه ای برای ادامه نداشت خواست که شلوارشو بکشه بالا گفت دیگه بسه ولی من کیرش رو محکم گرفته بودم و فشار میدادم گفت نکن درد داره منم گفتم تموم نشده که چرا اینجوری میکنی اونقدر غرق شهوت بودم که داشتم باهاش دعوا میکردم
شلوارم رو بالا کشیدم و حسابی از دستش ناراحت شده بودم
رفتم خونه ولی آروم نمی گرفتم مدام با یادش جق می زدم
فردای اون روز بهم پیام داد و گفت که دیگه باهم رفیق نیستیم و دیگه بهم زنگ نزن تو مدرسه هم دیگه باهام حرف نمیزد دوستای مشترکمون تو مدرسه هی میگفتن چرا قهر کردید
تا دو ماه بعدش باهم حرف نزدیم بعد دو ماه بهم پیام داد و گفت بیا بریم بیرون …

برای اینکه داستان طولانی نشه بقیه‌اش بمونه برای بعد
اگه از داستان من خوشتون اومد کامنت بزارید و لایک کنین تا ادامش رو براتون بنویسم
در ضمن اگر کسی پایه جق دو نفره و ساک زدن هست بیاد باهم حال کنیم

نوشته: Awse

بازدید 7,189

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “جق دونفره”

  1. ای مغز منی تو کلته مگه عضو بسیجدانش آموزی هستیم که پایه جق دو نفره باشیم کیر به دست کاش جای بینی وکیر جفتتون عوض میشد احتمالا رضا تو قسمت بعد بهت میده چون لرزشیهای کونی بسیجی تو مدارس داستاناشون مثل تو هست فقط تمام بچه های بسیجی («ریدم تو کله اون که دهه نودی هاشو جور کرد که ابوذر بگنشون+😘

  2. منم یه بار حشری یودم خونه دوستم خواستیم براهم جق بزنیم پشیمون شد منم برا اینک راضیش کنم گفتم تو بزارش لای پام ولی برام جق بزن .اشتباه کردم چون همون باعث شد کم کم بعد ی سال علاقمند شم و بزارم بهم دخول کامل بکنه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید