تولدی دوباره 53

تولدی دوباره 53

رومو کردم اون طرف که مثلا لباسامو در آرم و  غیر شورت همه رو در آوردم . سمانه با تعجب نگام کرد . با این که  با خیلی ها سکس کرده بودم ولی اون لحظه این یکی رو چون انگار مجوزی بود دچار یه شرم خاصی شده بودم .. با یه لحنی که داشت منو اذیت می کرد گفت ای من بمیرم نمی دوستم تو این قدر خجاتی هستی من اگه جات بودم اصلا چشامو می بستم . ببینم شوک نشی . می دونی .. اوووووههههه منو ببخش خودت که اینا رو خیلی خوب می شناسی . من نباید برات توضیح بدم . هم مال مردا رو خوب می شناسی هم مال زنا رو -سمانه فکر نمی کردم تا این حد بی پرده حرف بزنی .-خب دیگه عادت نداری باید هواتو داشت . ولی اگه چشاتو ببندی بد نیست دیگه .  باید این کارو بکنی وگرنه از خجالت آب میشی هم خودت هم اونجات . -سمانه حالا دستم میندازی ؟/؟ کاری نکن که نشون بدم که از من چه کارا بر میاد . -نگو که تجربه شو داری . حاضرم هیچی ندونی و بهم نرسی تا این که بدونم سرو گوشت این چند وقته می جنبید .. -خب اون وقتا که دختر بودم فیلم سکسی زیاد می دیدم . سمانه زیباتر خواستنی تر از همیشه به نظز می رسید . لبای سرخ و براق و یاقوتی .. چشای درشت و سیاه . موهای بلند وصورت  سفید و اندامی که ازش تازگی و هوس و بوی خوش رو می شد احساس کرد .. -چیه هانی آه می کشی .. خودمو بهش نزدیک کردم . دیگه وقت سکوت و عمل بود . ساعتهای زیادی بود که با هم حرف زده بودیم . حرفایی که  بیشترشو فراموش کرده بودیم . شاید اون چیزی رو که نمی تونستیم فراموش کنیم و اصلا نمی کردیم همون حرفایی بود که ما رو به هم نزدیک می کرد . همونی که تضمین کننده پیمان محکم عشقی ما بود . دلهامونو به هم نزدیک می کرد . مدتی بود که سکس نداشتم همین منو حشری ترم می کرد و این که برای اولین بار می خوام با کسی که عاشقشم و با تمام وجود دوستش دارم سکس کنم .-به سمانه خیره شده بودم . به عشق و دوست داشتن فکر می کردم . به این که ما آدما چه طور باید به یکی دیگه بگیم دوستت داریم وقتی که بهش میگیم باید چیکار کنیم .. اونچه که مسلمه هم باید برای طرفمون ارزش قائل شیم هم برای حرفی که می زنیم . ولی بیشتر آدما وقتی به یکی دیگه میگن عاشقتیم یا دوستت داریم در اصل عاشق خودشون هستند یا عاشق عشق . تازه این درصورتیه که آدم خوب و معتدلی باشند ولی مهم اینه که ما باید از این مرحله خیلی خیلی بالاتر بریم . اونی رو که دوستش داریم با تمام وجودمون درک کنیم . خوبی ها را در عمل اونجوری که حرفشو می زنیم برای اونم بخواهیم . این امکان نداره جز این که خودمونو در وجودش بذاریم . روح اونو روح خودمون هم بدونیم . یا این که خودمونو در وجود اون قرار بدیم . لمسش کنیم و حس کنیم هرچه که او لمس و احساس می کنه ما هم لمس و احساس کنیم .. -هانی تو رو خدا امشب دیوونه نشو یه امشبو حداقل باید بهم برسی .. حالا راستشو بگو جون سمانه به چی فکر می کردی . به دوست دختری که قبل از من داشتی ؟/؟-کدومشو میگی سمانه . -چی ؟/؟ تو داری راستشو بهم میگی ؟/؟ -مگه خودت نگفتی راستشو بگم . پایه زندگی باید بر اساس صداقت باشه . من از کجا می دونستم تو رو می بینم .. سمانه حس کرد که دارم شوخی می کنم .-خیلی بد جنسی از نگات معلومه که دوست دختر نداشتی .. دروغم نگفته بودم چون اونایی رو که باهاشون سکس داشتم دوست دخترم که نبودند و بعد از این که با سمانه قول و قرار عشق و عاشقی رو گذاشتم با کسی هم سکس نداشتم . سینه های سفت و درشتش ازبالای لباس خوابش بیرون زده بود . من افکار خودمو باهاش در میون گذاشتم . خیلی خوشش اومد -دیوونه دیوونه .. دیوونه .. واقعا که در انتخاب تو اشتباه نکردم . می دونم که می تونم با تو خوشبخت ترین شم . -هانی دوست داری از کجام شروع کنی . -تا حالا که بوسه زیاد داشتیم . -یعنی نمی خوای منو ببوسی ؟/؟ دیگه برات اهمیتی نداره .؟/؟  راستش می خواستم با بوسه بر سینه هاش و ور رفتن با اون شروع کنم ولی نمی دونستم که طرز حرف زدنم طوری بوده که اونو تا حد زیادی حساسش کرده باشم -عزیزم تو که خودت می دونی من چقدر دوستت دارم بهت اهمیت میدم . سکس که کارگردان نمی خواد که بخواهیم کلیشه ای کار کنیم .. -ببینم تو اینا رو از کجا واردی ؟/؟ بدون این که پاسخی بدم ویا اجازه بدم که حرف دیگه ای بزنه لبامو آروم به لباش نزدیک کردم . این شروع اولین بوسه سکس ما بود . دستمو هم از زیر لباس خوابش رسوندم به سینه هاش . یه سوتین نازک قسمت زیر سینه هاشو پوشش داده بود . می دونستم اگه درش بیارم سینه هاش شکل زیبا و اصیل خودشو دارند . دستمو گذاشتم رو نوک سینه سمانه .  اونم دستشو به طرف شورتم دراز کرد خواست که با کیرم بازی کنه . دستشو از رو شورت به کیرم مماس کرد .. با کلاماتی عاشقونه بین بوسه هامون فاصله مینداختم و با این کارم هوسشو بیشتر می کردم . سمانه با هوس و حشر زیادش می خواست که شورتمو بکشه پایین . …. ادامه دارد .. …

در

۰:۰۰:۰۰

تولدی دوباره 53

بازدید 6,945

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۲:۲۴
👁 ۱.۹K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۶:۵۳
👁 ۱۲.۹K ❤️ ۶۹۳
۲ هفته پیش ۱:۰۶
👁 ۲.۸K ❤️ ۲۷۱
۳ روز پیش ۰:۵۵
👁 ۱۲.۹K ❤️ ۴۴۳
۲ هفته پیش ۳۰:۳۲
👁 ۲.۷K ❤️ ۴۴۰
۲ هفته پیش ۱۷:۲۳
👁 ۲۱.۵K ❤️ ۵۲۷
۲ هفته پیش ۱:۴۴
👁 ۱۵.۷K ❤️ ۱۳۵
۲ هفته پیش ۱:۰۰
👁 ۱۴.۲K ❤️ ۱۴۳
۲ هفته پیش ۰:۳۳
👁 ۱۱.۸K ❤️ ۵۲۰
۲ هفته پیش ۲۲:۴۴
👁 ۵.۷K ❤️ ۲۵۷
۵ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۵.۶K ❤️ ۱۳۴
۲ هفته پیش ۰:۲۶
👁 ۱۰.۳K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۰:۴۷
👁 ۱۹.۰K ❤️ ۳۶۳
۲ هفته پیش ۰:۲۱
👁 ۴.۹K ❤️ ۶۸۷
۲ هفته پیش ۰:۰۲
👁 ۱۸.۱K ❤️ ۱۶۶
۱ هفته پیش ۱:۲۳
👁 ۱۴.۸K ❤️ ۱۵۷
۴ روز پیش ۰:۳۰
👁 ۱۵.۱K ❤️ ۸۱۲
۴ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۵.۷K ❤️ ۲۴۱
۲ هفته پیش ۱:۴۰
👁 ۱۰.۱K ❤️ ۱۵۳
۲ هفته پیش ۰:۲۱
👁 ۳.۶K ❤️ ۲۸۵
۲ روز پیش ۱۵:۰۳
👁 ۱۳.۷K ❤️ ۷۳۲
۲ هفته پیش ۰:۱۸
👁 ۴.۹K ❤️ ۴۹۲
۲ هفته پیش ۰:۴۶
👁 ۳.۵K ❤️ ۱۹۰
۲ هفته پیش ۱:۲۰
👁 ۲.۸K ❤️ ۱۹۰
۷ روز پیش ۴:۲۹
👁 ۶.۶K ❤️ ۳۰۵
۲ هفته پیش ۱:۵۱
👁 ۱۲.۴K ❤️ ۴۰۸
۲ هفته پیش ۱:۱۲
👁 ۳.۶K ❤️ ۲۴۰
۲ هفته پیش ۷:۰۷
👁 ۱۷.۵K ❤️ ۵۱۱
۲ هفته پیش ۳:۰۰
👁 ۴.۶K ❤️ ۱۵۲
۲ هفته پیش ۱:۱۴
👁 ۲.۱K ❤️ ۳۳۰
۲ هفته پیش ۰:۳۳
👁 ۵.۱K ❤️ ۲۱۴
۱ هفته پیش ۱۲:۰۱
👁 ۵.۸K ❤️ ۶۵۰
۱ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱۵.۶K ❤️ ۲۴۷
۶ روز پیش ۱:۲۹
👁 ۱۹.۹K ❤️ ۸۶۳
۱۸ ساعت پیش ۰:۵۴
👁 ۱۸.۲K ❤️ ۱۲۲
۲ هفته پیش ۰:۱۷
👁 ۶.۱K ❤️ ۴۳۸
۲ هفته پیش ۰:۴۲
👁 ۲۷.۳K ❤️ ۶۶۳
۲ هفته پیش ۱۲:۳۶
👁 ۲۰.۴K ❤️ ۲۱۹
۲ هفته پیش ۰:۴۰
👁 ۲.۹K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۶:۰۸
👁 ۲۱.۷K ❤️ ۴۷۳
۲ هفته پیش ۳۵:۴۸
👁 ۸.۰K ❤️ ۴۱۳
۴ روز پیش ۱:۴۱
👁 ۱۹.۵K ❤️ ۱,۰۲۹
۲ هفته پیش ۰:۰۶
👁 ۱۱.۲K ❤️ ۹۱۴
۲ هفته پیش ۱:۲۱
👁 ۱۲.۹K ❤️ ۰
۱ هفته پیش ۰:۳۷
👁 ۱۶.۶K ❤️ ۷۳۵
۲ هفته پیش ۴:۲۳
👁 ۲.۷K ❤️ ۳۱۶
۲ هفته پیش ۰:۵۶
👁 ۵.۳K ❤️ ۳۸۶
۲ هفته پیش ۱۰:۰۲
👁 ۱۴.۶K ❤️ ۶۱۷
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن