تولدی دوباره 40

تولدی دوباره 40

دیگه حوصله هیچ کاری رو هم نداشتم . فقط تو خیابونا قدم می زدم . و به این فکر می کردم که  من و اون دو دنیای متفاوت از هم داریم و نمی تونم به اون دل خوش کنم . همون جوری که اون وقتا  دوستی و صمیمیت با اون واسم یه رویا بوده حالا هم عشق اون واسم یه رویاست . بی خود فکر می کردم که اون می تونه منو به رویاهام برسونه و آخرین اندوه و حسرت گذشته و خاطره تلخمو از بین ببره . نمی دونم چرا اون روزا خیلی دوستش داشتم . شاید  جور گناهمو می کشیدم شاید تقاص کارای بدی رو که انجام داده بودم پس می دادم . رابطه با مرسده کوکب و فک و فامیلا .. ولی حالا چی .. اونا رو وقتی انجام داده بودم که سمانه ای نبود . مثل دیوونه ها به این و اون تنه می زدم و عین مجنون شده بودم . مجنون سر به بیابون گذاشته بود و من در یه خیابون شلوغ و پر ترافیک قدم می زدم . از این سمت به اون سمت اصلا توجهی به ماشینا نداشتم . نمی دونم  هیچ ماشینی   بهم نمی خورد . یکی دو نفر سرشونو آوردن بیرون   و منو بستن به فحش . یکیشون گفت هی داداش مگه عاشقی ؟! این یکی زده بود به هدف . راست می گفت من عاشق بودم . خوب تشخیص داده بود . یه وقتایی که به یکی متلک مینداختن و می گفتن عاشقی شاید درک نمی کردم که چی میگن ولی حالا خودم به خوبی متوجه بودم که درد عاشقی چیه .. سمانه بد جوری بهم توپیده بود . شاید حق با اون بود ولی من ازش انتظار این بر خوردو نداشتم . وقتی رفتم اون طرف خیابون یهو دیدم یکی جلوم ترمززد نه .. خدای من .. سمانه .. اینجا چیکار می کرد . اون که باید توی مطب می بود و به بیماراش می رسید . نتونستم سوار نشم . درسکوت به سمت نامعلومی می رفتیم . -فکرکردم حالت خوب شده نمی دونستم اخلاق بچه ها رو پیدا کردی . اصلا فکرشو کردی الان چند تا مریض  رو جا گذاشتم و به یه بهونه اومدم سراغ تو ؟/؟ چند بار گمت کردم . مگه هر جایی میشه دور زد و تو هر خیابونی میشه رفت ؟/؟ -چرا اونایی رو که باید بهشون مشاوره می دادی به امان خدا ول کردی -واسه این که باید به یکی از مریضای دیگه سرویس می دادم . -که این طور ممنونم خانوم دکتر -نگفتی واسه چی یه میلیون ازم نگرفتی .. این روزا یه شوهر واسه زنش یه همچین کاری نمی کنه .. -ولی یه عاشق واسه عشقش می کنه .. یه لحظه رنگش پرید و اگه به خاطر ترس از تصادف نبود سرشو مینداخت پایین . چند دقیقه رو به جلو و در سکوت همچنان می رفتیم . -نشنیدم چی گفتی ؟/؟ .. اصلا بهش نمیومد که فیلم بازی کنه -خیلی خوبم شنیدی  . اگه متوجه نمی شدی همون موقع ازم می پرسیدی .. زنگ زد به مطب و به منشی گفت که یه جوری از بیمارا عذر بخواد و عذرشونو بخواد . یعنی من این قدر براش مهم بودم که اون این کارو برام انجام داده بود ؟/؟ دو تا چک تضمینی صد تومنی از جیبم در آورده و گفتم خانوم دکتر اینم خسارت امروزتون . اگه بیشتر میشه بفر مایید . -پولو بهم پس داد و گفت هنوز چهار تا بعد از ظهر دیگه بهت بدهکارم . -پس این جوری میخوای جبران کنی ؟/؟ نمی دونستم این مسیر هایی رو که انتخاب کرده ما رو به کجا می رسونه . اصلا نمی تونستم مسیر ها رو تشخیص بدم . ماهرانه کوچه پس کوچه ها رو پشت سر میذاشت و سر انجام جلو خونه اش وایساد .. -بیا بالا کارت دارم . من دوست ندارم مدیون کسی باشم . دلم گرفته بود . یعنی اون راستی راستی نشنیده که من چی بهش گفتم ؟/؟ اون احساس منو درک نکرده ؟/؟ اون نمی دونه و نفهمیده که من با تمام وجودم عاشقشم /؟ در برابرش احساس ضعف می کردم . دلم بدجوری گرفته بود . نمی دونستم می خواد چیکار کنه .. -هانی خان تازه که تو ماشین بودیم یه چیزی بهم گفتی که ادامه اش ندادی -شما که نشنیدی -تو هم که فهمیدی من شنیدم .. -یه چیزی گفتم همین جوری از رو شکم سیری -ولی من فکر کردم تو گرسنه اته -وقتی دیگران سیر باشن منم مجبورم سیر باشم خانوم دکتر وقتی که یه مریض میاد پیش شما می تونه صادقانه حرفاشو بزنه . درسته ؟/؟ -خب معلومه .. -پس منم صادقانه به شما میگم که دوستتون دارم . عاشقتون هستم . ولی دنیای ما با هم فرق می کنه . یه اشتباهی کردم که متوجه اشتباهم شدم . شما نشنیده بگیرین -یعنی دیگه عاشق اونی که بودین نیستین ؟/؟ آدم به اونی که علاقمنده این جور کتابی و رسمی اظهار عشق می کنه ؟/؟ -اگه طرفش یه پزشک و مشاوری باشه که جز به خودش به هیچی فکر نمی کنه آره . -خود خواه . من به خاطر کی امروز مطبو ول کردم ؟/؟ -به خاطر این که حس کردی تلاشت رو یکی از بیمارا اثر نکرده واسه این که اعتماد به نفستو بالا ببری و روحیه ات کسل نشی اومدی دنبالم . . یه جوری بهم نگاه کرد که خشمو توی چشاش می دیدم . مثل یک ماده پلنگ زخمی شده بود . انگاری می خواست گازم بگیره و منو بدره . اشتباه نکرده بودم .. بهش گفتم غرورت اجازه نمیده که شکستو قبول کنی . اینو که گفتم آنچنان سیلی به گوشم نواخت که یه لحظه سرم گیج رفت . سرمو انداختم پایین . سمانه خیلی بدتر از اون روزا شده بود . … ادامه دارد .. ..

در

۰:۰۰:۰۰

تولدی دوباره 40

بازدید 2,856

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۰:۴۲
👁 ۳.۵K ❤️ ۲۸۶
۵ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۲۱.۳K ❤️ ۱۰۷
۲ هفته پیش ۹:۰۸
👁 ۳.۶K ❤️ ۳۶۴
۲ هفته پیش ۱:۳۴
👁 ۵.۰K ❤️ ۵۰۳
۲ هفته پیش ۰:۴۰
👁 ۲.۹K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۳:۳۳
👁 ۸.۲K ❤️ ۲۱۹
۱ هفته پیش ۲:۳۳
👁 ۵.۴K ❤️ ۵۵۳
۲ هفته پیش ۱:۵۹
👁 ۳.۶K ❤️ ۳۷۵
۱ هفته پیش ۲:۰۰
👁 ۱۶.۵K ❤️ ۵۴۶
۱ هفته پیش ۰:۳۸
👁 ۱۳.۳K ❤️ ۴۳۰
۲ هفته پیش ۰:۵۶
👁 ۵.۳K ❤️ ۳۸۶
۲ هفته پیش ۲:۱۳
👁 ۶.۸K ❤️ ۲۷۰
۲ هفته پیش ۲:۰۳
👁 ۸.۶K ❤️ ۳۲۶
۲ هفته پیش ۰:۱۸
👁 ۴.۹K ❤️ ۴۹۲
۲ هفته پیش ۶:۱۷
👁 ۳.۹K ❤️ ۳۵۹
۲ هفته پیش ۲:۵۰
👁 ۴.۹K ❤️ ۲۷۴
۲ هفته پیش ۱:۱۳
👁 ۱۶.۲K ❤️ ۲۳۵
۶ روز پیش ۱:۱۹
👁 ۱۹.۸K ❤️ ۵۰۵
۲ هفته پیش ۰:۵۰
👁 ۳.۶K ❤️ ۱۸۲
۲ هفته پیش ۵:۵۳
👁 ۱۵.۸K ❤️ ۷۴۰
۲ هفته پیش ۳:۲۲
👁 ۴.۷K ❤️ ۴۷۷
۲ هفته پیش ۳۷:۲۲
👁 ۲۳.۴K ❤️ ۱۱۸
۲ هفته پیش ۰:۲۹
👁 ۱۱.۲K ❤️ ۶۴۵
۱ هفته پیش ۰:۴۷
👁 ۱۷.۵K ❤️ ۷۹۲
۲ هفته پیش ۱:۱۶
👁 ۲.۴K ❤️ ۳۹۹
۲ هفته پیش ۰:۵۳
👁 ۲.۹K ❤️ ۳۰۰
۲ روز پیش ۱:۰۲
👁 ۱۸.۹K ❤️ ۴۶۵
۲ هفته پیش ۲۰:۴۷
👁 ۷.۸K ❤️ ۷۵۱
۳ ساعت پیش ۲:۰۳
👁 ۱۶.۶K ❤️ ۱۵۹
۲ هفته پیش ۰:۲۷
👁 ۱۴.۹K ❤️ ۲۸۰
۲ هفته پیش ۲:۰۲
👁 ۱۹.۲K ❤️ ۲۲۲
۲ هفته پیش ۲:۰۱
👁 ۴.۴K ❤️ ۳۰۳
۵ روز پیش ۰:۴۰
👁 ۵.۴K ❤️ ۷۸۹
۵ روز پیش ۴:۱۸
👁 ۱۹.۷K ❤️ ۴۶۲
۲ هفته پیش ۱:۴۴
👁 ۱۵.۷K ❤️ ۱۳۵
۲ هفته پیش ۰:۴۵
👁 ۴.۷K ❤️ ۱۳۷
۲ هفته پیش ۰:۲۳
👁 ۵.۴K ❤️ ۴۲۶
۲ هفته پیش ۹:۰۵
👁 ۵.۲K ❤️ ۱۸۴
۲ هفته پیش ۲:۲۴
👁 ۱.۸K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۱:۰۱
👁 ۱۲.۱K ❤️ ۹۸۷
۲ هفته پیش ۱۵:۰۶
👁 ۸.۰K ❤️ ۴۶۰
۲ هفته پیش ۰:۱۷
👁 ۶.۱K ❤️ ۴۳۸
۲ هفته پیش ۱:۱۸
👁 ۱۶.۶K ❤️ ۶۵۶
۲ هفته پیش ۲:۱۸
👁 ۶.۵K ❤️ ۱۸۹
۱ هفته پیش ۵:۳۷
👁 ۴.۱K ❤️ ۴۴۱
۲ هفته پیش ۱:۵۴
👁 ۲.۷K ❤️ ۳۱۳
۲ هفته پیش ۰:۲۶
👁 ۱۰.۳K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۰:۲۹
👁 ۴.۷K ❤️ ۴۹۴
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن