از الان بگم این داستان یک سوءاستفاده جنسی بوده پس اگه دوست ندارین مطالعه نکنین که بعد ها باعث فحاشی نشه.
خب من یه پسر اهل اصفهان ساکن بندرعباس، لاغر اندام و تقریبا سفید پوست بودم و چون تو محله ای از شهر جنوبی بندرعباس زندگی میکردم که اکثرا سیاه پوست و سبزه بودن بسیار تو دید و زیر نظر بودم. بجز تعدادی هم کلاسی هام هیچ دوستی در محله نداشتم و تا حدودی اعضای محله رو میشناختم در حد چهره و بعضیا شون به اسم، یه روز از اوایل سال جدید تحصیلی که از مدرسه طبق معمول به خونه بر میگشتم [فاصله خونه با مدرسه حدود پونصد متر بود] یکی از اعضای محل مون که با ماشین پرایدش اومد، کنارم ایستاد و اصرار کرد سوار شم تا برسونتم. تا حدودی اون رو میشناختمش یه پسر ۲۲.۲۳ ساله لات محل که اسمش محمود بود و همه ازش حساب میبردن و رفتار خوبی با من داشت. با اصرار فراوانش و با توجه به گرمای شدید هوا سوار شدم و کمی جلوتر دوستش که تقریبا یک یا دو سال از خودش کوچیک تر بود رو دید و سوار کرد [نقشه از قبل چیده شده شون بود] اسم دوستش محمد امین بود.
گفت اول میریم خونه دوستم که همین نزدیکی هاست و دوستم رو پیاده می کنیم و بعد میرسونمت منم قبول کردم و گفتم ایرادی نداره. جلوی خونه دوستش که توقف کردیم هر دوشون پیاده شدن و داشتم با تعجب نگاه میکردم که چرا اقا محمود[راننده] به همراه دوستش پیاده شد گفت میرم بالا چند تا وسیله دارم بر میدارم و بر میگردم. به من گفت اگه گرمت میشه بیا بالا گفتم روم نمیشه گفت کسی نیست و فقط من و محمد امین[دوستش] هستیم.
چون ماشین خاموش بو و فجیها داخل ماشین گرم شده بود چاره ای نداشتم که به دنبالش به خونه برم، وقتی از راه پله ها بالا رفتم و به خانه اش رسیدم به من گفت روی مبل بشین تا برات شربت بیارم گرما از سرت بپره منم قبول کردم.
یک لیوان شربت برام اورد و حین نوشیدن کنارم روی مبل نشست و متوجه شدم دستش رو روی پاهام و رونم گذاشته و داره میماله. یکم خودم رو عقب کشیدم و خودش رو بهم نزدیک تر کرد. کم کم داشتم شک میکردم، نمی دونم شاید برای این شک کردن هام زیادی دیر شده بود. بهش گفتم این کار رو نکن اذیت میشم گفت چرا عزیزم؟ از نحوه صحبت کردنش کلک و پرام ریخته بود.
دوزاریم تازه افتاده بود که اوضاع از چه قراره و رفتم که با عجله بزنم بیرون که من رو گرفت و گفت کجا میری عزیزم؟ گفتم دستم و ول کن گفت اگه کاری که میگم رو انجام بدی هیچ کدوم مون بدون نارضایتی از اینجا بیرون نمیریم، گفتم ولم کن عوضی یدونه محکم زد زیر گوشم.ضربه اش به حدی محکم بود که گوشام سوت کشیدن.
منو خوابوند روی زمین خب هیکل گندش چندین برابر بدن کوچیک و ضعیف من بود. رفیقش که هماهنگ بود باهاش رو صدا زد و تکه تناب کوچک پلاستیکی درجه دار که اسمش رو نمیدونم رو برای بستن دست و پاهام اورد و با اون ها دست و پاهای من رو محکم بست و خودش رفت تو اتاق و چند باری به دوستش گفت این کار رو نکنه ولی غرق در شهوت بود و کم مونده بود درگیر بشن و ناچار به اتاق رفت تا خودش رو وارد این مسئله نکنه.
دیدم کاری از دستم بر نمیاد و به گریه کردن رو آوردم ولی بی تفاوت از هرچیزی میگذشت،من رو روی زمین خوابوند و شروع به مالیدن بدنم کرد و بعد لباسم رو بالا زد و داشت همه بدنم رو با هول و وله لیس میزد من فقط از اینکه قراره چه اتفاقی بعدش برام بیوفته می ترسیدم، لباسم رو بیرون اورد و داشت همه جای بدنم رو می لیسید که شروع کرد در اوردن لباسای خودش و کامل خودش رو لخت کرد و کیرش رو گذاشت دهنم تا براش ساک بزنم ولی مقاومت کردم و با کشیده ای که خوردم وادار شدم دهنم رو باز کنم و براش ساک زدم و چون بلد نبودم کلی دندون میزدم تا اینکه خودش منصرف شد. کیرش رو در اورد و شروع کرد به خوردن لب هام و واقعا داشت چندشم میشد، در همین حین داشت کیرم رو میمالید و کاملا با کیر ۱۵ سانتیم شق کرده بودم، شروع کرد کشیدن شلوارم رو همین حین با پاهام یک ضربه بهش زدم که عصبی شد و به شدت مورد مشت و لگد هاش قرار گرفتم و بدن بی رمقم افتاده بود و اون باهاش ور میرفت.
شلوارم رو کشید و داشت رون هام رو تا انگشتای پاهام لیس میزد و از روی شرت برام ساک میزد که اصلا در اون شرایط برام هیچ لذتی نداشت. بعد از اون شرتم رو کشید و بدن کاملا لخت من مقابلش ظاهر شد انگاری خیلی منتظر دیدن همچین صحنه ای مونده بود و ذوق عجیبی داشت و با قدرت تمام داشت برام ساک میزد و سوراخ کونم رو لیس و بو می کشید و شروع کرد انگشت کردن من که با انگشت تف زده اول درد عظیمی کل بدنم رو گرفت و انگار اتیشم زدن و پنج دقیقه بعدش شروع کرد دو انگشت کردن که داشتم از درد میمردم و دوستش رو صدا زد و گفت که نرم کننده بیاره که صدای داد و التماسم بیشتر شد اما انگار نه انگار.
دوستش در حین تحویل دادن قوطی نرم کننده بازم با افسوس به چهره گریانم نگاه می کرد و سعی در متقاعد کردن دوستش رو داشت و مجددا با جمله خفه شو از طرف دوستش و درگیری لفظی شدید با اون مواجه شد و به اتاق پناه برد و به اسرار دوستش که میگفت بیا بجای کسشعر گفتن از این هلوی گوشتی فیض ببر گوش نداد.
وقتی کیرش و کونم رو با نرم کننده چرب کرد و کیرش رو گذاشت در کونم با فشار اول سرش رو فرستاد که دادم کل منطقه رو برداشت و سریع دهنم رو محکم گرفت و دوتا مشت کوبید به سرم که باعث شد بیشتر گریه کنم. دهنم رو گرفت و با حرکت بعدیش تا نصف کیر کلفتش رو فرستاده بود توم نمیدونم چطور درد اون لحظه رو براتون توصیف کنم واقعا توصیف کردنی نیست. بعد چند دقیقه تلمبه زنی متوجه شدم داره با گوشیش از بدن بی حسم درحال دادن و کردنش فیلم میگیره و هیچ کاری نمی تونسم انجام بدم
بعد چند دقیقه ابش اومد و خالی کرد روی باسنم که با دستمال تمیزش کرد و بهم گفت اگه کسی چیزی بفهمه فیلمت رو تو کل کشور پخش میکنم و منی که تو شوک بودم رو با ماشین تا سر کوچه مون رسوندن.
در حیاط رو که باز کردم مادرم داشت رخت اویز میکرد که بلا فاصله با دیدن سر و وضع من قضیه رو گرفت و فهمید چی شده و نشست رو زمین و دو دستی به سر خودش میزد و من سر جای خودم ایستاده شروع به گریه کردن کردم و دوان دوان منو بغل کرد و فقط میگفت بگو کی این بلا رو سرت اورده و چون دلم پر بود امار اون دوتا دیوث رو دادم و خونواده قانونی شکایت کردن و پیگیرش شدن و هر دوی اون ها رو گرفتن و الان که حدود یک سال و نیم از اون قضیه میگذره و هردوشون با هم بازداشت شدن. متهم اصلی[محمود] هنوز بخاطر شکایت مون حبس تشریف داره ولی اون دوستش رو چون به این موضوع پی بردم که تقصیری نداشته بیخیال شدم و با رضایت والدینم و پیگیری ها فقط حبس یک ساله ای که دولت تعیین کرده بود رو سپری کرد و شکایت خانوادم ازش پس گرفته شد و داره ازاد اما با شرایط خاص میگرده چون واقعا ثابت کرده بود تقصیری تو این ماجرا نداشته و اجبار در کار بوده و خانواده محمود هم همچنان بدنبال گرفتن رضایت از بنده و خانواده بنده هستن که با گیر دادنم اجازه این کار رو هنوز ندادم.
سنگینی عذاب های اعصاب و روانی از اون موقع با من بوده[البته رو به کاهش قرار داره] و یک سال هست که تحت درمان روانشناس قرار گرفتم.
خیلی ممنونم که داستان من رو خوندید و باعث شد بتونم دل خودم رو اینجا در کنار شما دوستان سبک کنم،معذرت میخوام اگه سر تون رو بدرد اوردم
نوشته: Armin
20 پاسخ به “تجاوز در ۱۴ سالگی”
خیلی ناراحت شدم براتبهترین کارو کردی که به خانواده گفتی و شکایت کردیدبه هیچ عنوان رضایت نده اون ادم مریض اگه بیاد بیرون فقط به ادم های بیشتری آسیب میرسونه…روانپزشکی رو ادامه بده و سعی کن فراموش کنی و به زندگی برگردیامیدوارم حالت خوب بشه💚
من خودم پسر دوست دارمولی نه برای کردنپسر برا این کارها نیست
عزیز دلم توجه کن اگه واقعا این جنایت (من خودم. گی ام ولی از زور کنی و تجاوز متنفرم) اتفاق افتاده است به کریه وزاری بندری های توجه نکن اون زمان که نهایت درد روحی و جسمی رو کشییدی رو به یادت بیار
خیلی وحشتناکه
تجاوز و پدوفیلی و خیانت و روابط محارم کثیف ترین و پست ترین جنایت ها هستند. خدا لعنت کنه کسایی رو که در حق انسان ها همچین بلایی رو میآورند.
تجاوز و پدوفیلی و خیانت و روابط محارم کثیف ترین و پست ترین جنایت ها هستند. خدا لعنت کنه کسایی رو که در حق انسان ها همچین بلایی رو میآورند.
گمونم این داستان هم فانتزی و یا دروغ باشه .اینجا دو تا جرم به وقوع پیوسته. آدم ربایی و تجاوز .معمولا هم این جور موارد ارجاع به پزشک قانونی هست برا اثبات جرم. حال با توجه به دلایل و و شواهد و اینکه میگی تو کونت دخول کرده حکمش اعدامه و اون دوستشم در جرم مشارکت کرده اون هم ادم ربائی که گمون نکنم قانون به خاطر جنبه عمومی جرم حالا حالاها ولش کنه حتی با رضایت شما
شاید چند وقت طولانی بود که به اکانتم لاگ این نشدم ، ولی وقتی تعداد لایکها و دیسلاکها رو حداقل در مورد این نوشته چرند دیدم ، یاد کامنت گذارها و جو بسیار بچگانه و احمقانه و ضعیف این سایت در طول دوازده سال گذشته افتادم ، گفتم بیام یکم عقده خالی کنم
اونایی که اینکارو میکنن خیلی پستن خیلی کثافتن متاسفانه کم هم نیستن
لعنت بر پدر و مادر هردوتاشون
مادرسه تاتون بااین کستانت
داداش تجاوز با دادن فرق داره تو حسی نداشتی بدی و نخواستی بدی ینی تجاوز، کار درستی کردی از این حیوون شکایت کردی، تجاوز خیلی حس بدیه
afarin ke makhfinakardi,va hich vght rrezayat nade
فدای سرت ، تو هیچ تقصیری نداری .
آفرین که شکایت کردی و سکوت نکردی همشهری
امیدوارم درطت نباشه ولی متأسفم واسه چنین جامعه ای 😞 😞 😞
مگه به پسر هم تجاوز میکنن؟!😐
اینا ی مشت متجاوزن باید زندان برن من مسر دوست دارم ولی نه اینجور نه بدون رضایت
به هیچ عنوان رضایت نده چون اگر رضایت بدی میاد بیرون و اولین کارش هم کشتن تو هستو از ظاهر کار گول خانوادش را نخور خودشان می دونن که پسرهاش چه حروم زاده ایی هستهم دکتر برو و هم بیشتر در خونه فعالیت داشته باش و در جمع خانواده ات حضور داشته باشو کم تر به اون اتفاق و ماجرا فکر کن ورزش یکی از کارهای اصلی فراموش کردن است
چه این نظرم اهمیت داشته باشه.چه نداشته باشه.چه این داستان واقعی باشه چه نباشه یا اصلا هرچیزی که بخواد مانع سه اینو برات بنویسم به کنار…هیچ وقت.به هیچ وجه نوشتن رو ترک نکن.مهم ترین چیز تو زندگی اینکه وقتی ی اتفاق بد برات میوفته باید یا دربارش حرف بزنی یا بنویسی و خودخوری نکنی.هر وقت هرکسی یا هر خری درباره نوشتن نظر بد داد یا هرچی گفت تو توجهی نداشته باش.کامنت ها و لایک ها هیچ اهمیتی برات نداشته باشم و سعی کن همیشه فقط برای دل خودت بنویسی.سعی کن ننویسی برای دیدن شدن یا هرچیز دیگه ای توی بکن تو.ب ای خودت بنویس.اگرم دوست داری انتشار بده.بهترین کاره برای آزاد شدن از این فشار ها…همیشه بنویس و بنویس…وسط همین خاطرات تلخی که مینویسی برای خودت ی قلم طنز بزار که شاید از یادت بره و این چیزا برات مسخره بازی شه…نه چیزی که از نظر مردم طنزه یا قشنگم…چیزی که از نظر خودت خفنه❤️ادامه بده…برای بهتر شدن❤️