تا صبح … (۲)

سلام
اون شب با پنج نفر سکس کردم تا صبح
در ادامه داستان قبلی .
بعد از اون شب من کامل چند روز با خودم درگیر بودم جواب هیچکس رو نمی دادم حتی علی که پشت سر هم تماس می گرفت پیام میداد اصلا باهاش به هیچ عنوان صحبت نکردم کلا حالم زیاد خوب نبود
از ناحیه پشت هم درد فراوانی داشتم واقعا پاره شده بودم ولی با این وجود بعضی وقتها که بهش فکر میکردم ی جورایی حس خوبی داشتم چون اولین تماس بدنی من بود جدای از تجاوز مهرداد که به خاطر مقاومت خودم بود در کل احساس خوبی داشتم که بهش فکر میکردم
چند روز گذشته بود که تو تلگرام ی ایدی ناشناس بهم پیام داد :
“سلام گل پسر نیستی چطوری اوضاع پایین چطوره”
توجه نکردم و اصلا سین نکردم پیام رو
که بعد چند دقیقه یک عکس اومد
که از ترس باز کردم بله ی عکس بود از کون من که کیر مهرداد روش بود اون اوایل گرفته بود که با کیرش روی کپلهای کونم بازی میکرد
خشکم زد نمیدونستم چکار کنم که دوباره نوشت:
سلام‌ مهردادم باهات کار دارم
منم جواب دادم گفتم بفرمایید
گفت دیدی چقدر خوشگل افتاده عکسه ‌واقعا عجب فرمی داره باسنت چند روزه از فکرم نمیره
گفتم مهرداد من واقعا اذیت شدم الان چند روزه از درد حتی نتونستم ی دستشویی درست و حسابی برم
گفت ای بابا پس چرا چیزی بهم نگفتی از علی هم سوال کردم گفت جوابش رو ندادی
گفتم مهرداد بیخیال شو
گفت باشه ولی باهات حرف دارم میخوام از نزدیک ببینمت
گفتم چه حرفی گفت نگران نباش واقعا نمیخوام اذیتت کنم قسم خورد که اصلا اونجوری نیست که تو فکر میکنی
که قرار گذاشتیم یک ساعت دیگه بیاد نزدیکای پارک محلمون
اومد رفتیم توی ماشین نشستیم و شروع کرد
گفت ببین من اون شب هم به بچه ها گفتم کسی یا تو کاری نداشته باشه به هیچ عنوان و اون شب هم اجازه ندادم کسی نه فیلم بگیره نه حتی ی عکس
گفتم پس این عکس چی بود فرستادی
گفت فقط این عکسه با ی فیلم یک دقیقه ای که اوایل خودمون تنها بودیم من گرفتم
گفتم باور نمیکنم که به جان عزیزَش قسم خورد و فیلم رو هم نشونم داد اون موقع که پشتم بود و داشت با کیرش روی کون لخت من بازی بازی میکرد فیلم‌گرفته بود تا زمانی که به من گفت برگرد ببینم چی بلدی که‌ یک لحظه من بر میگردم و چهره ام مشخص بود که من اصلا یادم نمیاد تو اون لحظه گوشی دستش رو دیده باشم
گفتم خب الان باید من چکار کنم گفت قرار نیست بشی بازیچه دست بچه ها و من این اجازه رو نمیدم راستش اون شب از لحظه اول حس عجیبی بهت داشتم و احساس هم کردم خودت زیاد بی تمایل نیستی حتی بعد از بچه ها که کارشون تمام شد من اومدم کنارت خوابیدم و برای بار دوم که سکس کردیم خیلی پایه بودی و آبت اومد
(من راستش یادم بود چون فقط مهرداد دوبار انجام داد و بار دوم کلا ی حال دوطرفه سافت بود که آخراش خیلی اروم مهرداد نصف کیرش رو داد داخل و ابش رو ریخت که همزمان آب من هم ریخت و به منم حال داد)
من فقط سرم رو انداخته بودم پایین و هیچی نمیگفتم که مهرداد موهام رو کنار زد و سرم رو بلند کرد و ی بوس از صورتم گرفت گفت اگه تو با من باشی هیچ مشکلی پیش نمیاد و میتونیم بعضی وقتها با هم باشیم
من‌گفتم‌ مهرداد من داغونم و پایین واقعا خیلی درد دارم در حال حاضر اصلا نمیتونم به این چیزها فکر کنم
که گفت اصلا نگران اون‌موضوع نباش من دکتر آشنا دارم بدون اینکه کسی متوجه بشه میبرمت پیشش که معاینه ت کنه و کلی حرف زد و واقعا داشت التماس میکرد
راستش من هم ی جورایی از اون حالت به اینجا رسیده بود راضی بودم چون واقعا چند روز بود از ترس یک سری ابروریزی و این داستانها میترسیدم و اینکه فیلم گرفته باشند باید هر روز با یکی از ابنها باشم کلا چند روز بود درگیر بودم
که مهرداد تلفنش رو برداشت و به دکتره زنگ زد و توضیح داد که ی مشکلی توی مقعد یکی از دوستان پیش اومده و احتیاج به درمان دارند که دکتر گفت یک ساعت دیگه مطب هستم بیارش .
ی جورایی اروم تر شده بودم و از حرفای مهرداد که گفت نگران کسی نباش خیالم راحت شده بود و قبول کردم باهاش برم دکتر
رفتیم دکتر کامل مقعد و باسن مارو معاینه کرد که گفت چیز خاصی نیست یک پارگی جزیی که با چند روز درمان درست میشه جای نگرانی نیست
که یک سری دارو و دوتا پماد داد که استفاده کنم
مهرداد من رو رسوند و گفت پیام میدم هرچی لازم بود تعارف نکن
یک هفته به همین‌منوال گذشت مهرداد هر ساعت یکبار جویای حالم بود و ی جورایی بهش عادت کرده بودم با پیامهاش و پیگیریهاش و توی این هفته به آرامش رسیده بودم که حتی با علی حرف زدم و که علی گفت اصلا کل اونشب رو فراموش کن و بچه ها هم فراموش کردند نگران نباش چیزی هم بخوان من خودم هستم تازه دارم حال میکنم منم زدم تو سرش …
اما با مهرداد وارد یک رابطه شده بودم خودم هم پایه بودم حتی یک شب توی حموم چند نود از بدنم براش فرستادم که کلی ذوق کرد تا رسید به جایی که اینبار با میل خودم با مهرداد یک شب دوتایی بریم عشق و حال .
پنج شنبه عصر بود اومد دنبالم رفتیم سمت باغ
تا رسیدیم مهرداد بغلم کرد شروع کرد بوسیدن و لب گرفتن از همون اول من هم کامل همراهیش کردن تا گفت بشین چند پیک بزنیم‌حالش بیشتره و شروع کردیم
مهرداد میگفت باورم‌ نمیشه تو با تمام وجود میخوای این همه زیبایی و حس رو بهم بدی پسر خیلی خوبی تو با این بدن با این فیس ناز با اون لبهای خوردنی و با اون باسن رو فرمت امشب من دیوونه میشم
واقعا با این حرفاش من کامل حشری شدم و با آهنگی که گذاشته بود شروع کردم به رقصیدن و قر دادن حالم‌خوب بود و مهرداد با اون جذابیت و بدن خوبش کنارم بود و داشت از من لذت میبرد یواش یواش لخت شدیم وای کیر مهرداد از رو شرت باد کرده بود گنده و باسن من عین یک ژله میلرزید و بعضی وقتها بهم‌ می چسبیدن
که مهرداد بلندم کرد و برد توی اتاق انداخت روی تخت و افتاد به جونم لبام رو عین وحشی ها میخورد ماچم میکرد گردن و سینه هام رو گاز میگرفت میخورد من هم کامل حشری باهاش همراهی میکردم اومد پایینتر شورتم رو در اورد و شروع کرد کیر و خایه هام رو لیس زدن چند دقیقه من فقط چشمام رو بسته بودن و اون کیر سفید و صورتی من رو میمکید و حال میکرد که خیلی آروم من رو برگردوند دیگه فریاد زد گفت وای من چقدر خوشبختم که این کون خوشکل دوباره با میل خودش در اختیارمه گفتم همش مال خودت جرم بده مهرداد از اون شب هر شب دارم به این لحظه فکر میکنم که مهرداد گفت جووون خودم فهمیدم چ جنده ای هستی
شروع کرد بازی با کونم میزد میلرزوند ماچ میکرد که لای کونم رو باز کرد گفت جوون تو که انگار نه انگار پنج تا کیر رفته تو کونت دوباره پلمپ شده و نازتر و گفت بنازمت دکتر که ای رو دوباره ردیف کردی و جفتمون میخندیدیم
با زبون رفت سراغ سوراخیم وای چ حس خوبی داشت
من دیگه واقعا داشتم دیوونه میشدم گفتم مهرداد بذار توش میخوام اون درد رو دوباره حس کنم گفت عجله نکن جوجه تازه باید لب و لوچه ت رو بدی به کیرم کلی با اون لبای نرمت کار داره که من رو برگردوند ی ماچ ابدار از لبام گرفت و گفت برو پایین اروم شورتم رو در بیار کیرم رو آماده کن
وای اول از رو شرت چند تا گاز کوچولو گرفتم باورم نمیشد به این حس رسیده باشم شورت مهرداد زور در آوردم و مثل وحشیا اون کیر ۲۰ سانتی رو لیس میزدم میک میزدم و تا ته حلقم میبردم خایه و کیر کلا با لبام بازی میدادم و مهرداد فقط داد میزد و میگفت من میمیرم امشب
بعد از ده دقیقه کیر لیسی مهرداد دوباره اومد سراغ کون سوراخ من اول کلی با خوردن و تف زدن و زبون بازی شروع کرد که کامل کونم وا شده بود و نرم و بعد اون کرمی که دکتر داده بو که توش لیدوکایین هم بود خالی کرد توی سوراخم و خیلی اروم اول با ی انگشت و بعد دوتا و در آخر سه انگشت داخل سوراخم بازی بازی میکرد واقعا حس غیر قابل توصیفی بود بعد از چند دقیقه اومد پشتم گفتم عشقم آماده ای که گفتم اره اره ‌دیگه تحمل ندارم مهرداد بکن
اونم ی جوون گفت و من رو دراز کرد و اروم اومد رو پشتم کیرش که حالا مثل سنگ‌شده بود روی کونم گذاشته بود و اروم فشار میداد بازی میکرد با کون و سوراخم که بعضی وقتها هم ی ماچ ابدار از باسنم میگرفت خیلی اروم سر کیرش رو با سوراخم تنظیم کرد منم حشر بالا که گرمای کله کیرش رو روی سوراخم کامل حس میکردم ، یکم کونم رو بلند کردم تو همین لحظه مهرداد روم خوابید و بغلم کرد و سرم رو برگردوند لبهام رو تو دهنش گذاشت و همزمان اروم کیرش داشت میرفت داخل سانت به سانت کیر ۲۰ سانتیش رو حس کردم که آروم آروم تا به ته سوراخم رسید همینجور نگه داشت و فقط تو بغلش ماچم‌میکرد و قربون صدقم میرفت وای چقدر خوب بود بعد از چند دقیقه خیلی اروم شروع کرد به تکون دادن بازم یکم اون درد به سراغم اومد ولی حسش عالی بود و سریع از بین رفت برای همین گفتم مهرداد بزن پاره م کن وای شروع کرد پشت سر هم تقه میزد که صدای برخرد بدنش با کونم کل اتاق رو گرفته بود حرارت بدن هر دوی ما غیر قابل وصف بود
کیرش رو کشید بیرون گفت برو روی زانو رفتیم رو حالت داگی که این بار با ی فشار کل کیرش رو یکجا فرستاد تو وای نمیدونم واقعا چی بگم فقط حس میکردم رودههام رو با چسب به کیرش چسبوندن و با هر رفت و برگشت حس میکردم کل سوراخم با کیرش کشیده میشه بیرون
دیگه این‌ مهرداد بود داشت هنر کردن رو اجرا میکرد و با تمام زورش داشت کون ناز من رو میکرد کمر باریکم رو با دو دست گرفته بود و اون باسن گرد و نرم رو یه طرف کیرش میکشوند و تقه میزد نمیدونم چ حسی درونم بود فقط داشتم کامل لذت میبردم که گفتم مهرداد من دارم ارضا میشم گفت دست نزن به کیرت برگرد و برگشتم پاهام رو بلند کرد رو شونه هاش و از روبرو گذاشت توی سوراخ و به هم نزدیک شد وای چه صحنه ای بو من فقط داشتم به بازو و سینه ها و اون چهره با حال مهرداد نگاه میکردم و اون هم پشت سر هم کل کیر گنده ش رو که حالا کامل رگی و باد کرده بود در میاورد و دوباره میزد تو وای مهرداد چقدر خوب میکرد من دیگه تحمل نداشتم و کیرم رو گرفتم تا بهش دست زدم کل ابم پاشید روی شکم مهرداد و خودم مهرداد هم تا آب من رو دید کامل چسبوند و با ی فریاد کل آب داغشو توی سوراخ و روده هام حس کردم که فشار توم پاشید .
دیگه نایی نداشتیم همینطور روی من افتاد و سرش رو روی لپم چسبوند من هم ولو شده بودم زیر اون بدن عالی و ماهیچه ای مهرداد حدود نیم ساعت توی این حالت بودیم خواب و نیمه خواب که بلند شدیم رفتیم حموم و دوباره اومدیم پای مشروب و گل زدن و سکس و عشق و حال تا صبح . . .

“وقت کردم داستانی رو که من هم علی رو کردم مینویسم “

مرسی بابت وقتی که گذاشتین ❤️

نوشته: کیا

بازدید 17,087

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “تا صبح … (۲)”

  1. کامل مشخص بود جیم نون دال میشی فکر کنم هموندبار اولم یکی دو بار علی جونت رو راه انداخته باشی

  2. اگر از پمادهای مخصوص استفاده کنیدسوراخ دوباره به حالت طبیعی برمیگرده

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید