بیست سال بعد 22

بیست سال بعد 22

بخورین بخورین خانوما حالشو ببرین . بخورین که خیلی خیلی مزه میده . اگه بدونین چه حالی میده . به من یکی که خیلی می چسبه . سهیلا جون یه خورده کم هیجان ترش کن که آب می ریزه تو دهنت و اون وقت واسه کس و کون شما دو تا چیزی نمی مونه . به این کلفتی و درازی کیر نگاه نکنین . آبش کمه . دو تایی با هم سرشو نو تکون می دادند . نمی دونم چرا حس می کردم که اونا حس می کنن دارم دروغ میگم . راستی راستی هم داشتم دروغ می گفتم . ولی آدم که تمام سر مایه خودشو یهو خرج نمی کنه . فکر جاهای دیگه هم باید باشه . هنوز اون جور که باید و شاید بقیه دوستان و خانوما شونو ندیده بودم . ولی نمی شد که هر بیست تا زنو گایید . وای زنمو جر نداده باشن خوبه . یواش یواش صدای ناله ها و فریاد زنا از چپ و راست و روبرو به گوش می رسید . ساناز دهنشو از رو بیضه هام ور داشت و گفت سهیلا سر و صدا رو داری ؟/؟ انگاری ما از همه شون عقب موندیم . قرار بر این بود که اونایی که کارشونو زوتر تموم کنن برن به یه محوطه ای به نام انتظار و همونجا عوض و بدل کنند و گاه توافقی هم این کارو انجام بدن . ولی این جوری که معلوم بود سهیلا و ساناز به این سادگی دست از سرم بر نمی داشتند . ساناز از روبرو اومد رو سرم تا کسشو واسش لیس بزنم از اون طرف سیهلا هم افتاد به جون کیرم ولی این ساناز عجب کس خوشگلی داشت . خیلی تازه و آبدار و جوندار بود . خوردن داشت . میک زدن و توی دهن گردوندنش به آدم حال می داد و اشتهامو واسه این که ببینم کس های دیگه چه مدلی هستند باز می کرد . چند لحظه ای بود که سمفونی فریاد آروم گرفته بود . ولی به ناگهان صدای جیغی بر خاست که ساختمونو لرزوند . صداس شهناز بود . اون هر وقت که ارگاسم می شد این جوری فریاد می کشید . نکنه کونشو جر داده باشن . کیف و حالش مال اون و  دردسر دکتر بردنش با من .. . ساناز روی تخت دراز کشید و پاهاشو از لبه به طرف زمین آویزون کرد تا بتونم راحت تر اونو بکنم . تصمیم گرفته بودم که عجله کنم و زود تر اونا رو ردیف کنم که از اونجا بتونم سریع خودمو برسونم به سالن انتظار . نمی دونم چرا دلم می خواست یه حالکی هم که شده با همه بکنم وهمه طعم کیر منو بچشند و لذت ببرن . نوعی غرور بهم دست داده بود . این چند تا کیر رو که دیده بودم  به کیر من نمی رسیدند . بعضی هاشون که شبیه کیر پیر مرد ها بودند . سهیلا یه  پهلو کرده بود و در حالی که ساناز رو می کردم کس اونو لیس می زدم . حالا اون دو تا بودند که جیغ و داد می زدند . خیلی حشری شده بودند ولی نه به اون حد که بخوان به این صورت پیوسته سر و صدا کنند . می خواستند خودی نشون بدن که یعنی ما هم هستیم . -ساناز ساناز تو اصلا با این کست حال کردی تا حالا ؟/؟ نمی دونم چرا این قدر  تازه و نازه .. -بگو فدات بگو قربونت .. بازم باید کیر تو  قدر شناس باشه ..می دونه چی می خواد . قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر مشتری . حسش می کنه .. -کیر کلفت عاشق کس تنگه ولی از بیرون این جور نشون نمی ده -ما درون را بنگریم و حال را ..کی برون را بنگریم و قال را . -ساناز جون با این شعرات تحرک منو زیادش می کنی . قربون اون لب و دهنت .. سهیلا : شروین جون اگه بخوای حرف بزنی از کس لیسی میفتی . کیرتو که دادی به ساناز حداقل دهنتو ازمون نگیر دیگه . -نوکر هر دو تاتونم ای به چشم . ای به چشم . فقط سهیلا جون اگه می تونی یه خورده دراز کش تر شو تا گردنم درد نگیره . هم بتونم روی کس ساناز جون مسلط باشم و هم به کس لیسی خودم و کس تو برسم .. آها حالا شد .. حالا شما دو تا حرف بزنین . بچه ها خانوما حال می کنین ؟/؟ -فراوون .. -پس سر و صدا زیاد کنین که ما از قافله عقب نمونیم .. دو تایی یک شیونی به راه انداخته بودند که هر کی اگه از بیرون  صدا شونو می شنید فکر می کرد که شوهراشونو از دست دادن . وااااااییییی چند تا زن و مرد پشت پنجره ایستاده بودند و داشتند ما رو تماشا می کردند . یه نگاه اجمالی نشون می داد که بیشتر اونا زن هستند . غلط نکرده باشم اونا منتظر فیض بردن از کیر من هستند . به جای این که برن در سالن انتظار ظاهرا همین دم در می خوان منو شکارم کنند . این خلاف مقرراته .  جای شکرش باقی بود که این پنجره هایی که از طریقش دید می زدند کوچیک بود چون هیچ بعید نبود که خودشونو از همین روزنه برسونن داخل اتاق . بازم خلاف مقررات بود ولی وقتی که کیر شق کنه و کس به هوس بیاد لشگر چنگیز هم نمی تونه جلوشو بگیره . -وووووووییییییی شروین کسمو جرش بده . آخ کسسسسسسم خانوما آقایون خوب ملاحظه کنین بهترین کیر دنیا داره بهترین کسو می کنه .. -آهای ساناز کس منم عین مال توست .. -ساکت سهیلا .. تو حواست به دهن شروین جون باشه .. همزمان دو تا کس رو با هم داشتن سخت بود . تمرکز آدم به هم می خورد . . زنا از پشت پنجره باز دهنشونو باز و بسته می کردند . و صدای هوسشون در اومده بود … ادامه دارد .. …

در

۱۱:۱۵:۰۰

بیست سال بعد 22

بازدید 3,261

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۳:۰۰
👁 ۴.۶K ❤️ ۱۵۲
۱ هفته پیش ۰:۳۸
👁 ۱۳.۳K ❤️ ۴۳۰
۲ هفته پیش ۸:۰۴
👁 ۱۷.۱K ❤️ ۴۳۶
۲ هفته پیش ۲:۴۸
👁 ۱۱.۸K ❤️ ۳۰۸
۲ هفته پیش ۷:۵۹
👁 ۲۳.۴K ❤️ ۶۰۱
۲ هفته پیش ۹:۰۰
👁 ۳.۱K ❤️ ۴۴۷
۲ هفته پیش ۱:۰۵
👁 ۵.۷K ❤️ ۴۱۴
۱ هفته پیش ۰:۳۷
👁 ۱۶.۶K ❤️ ۷۳۵
۱ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۸.۴K ❤️ ۲۲۹
۲ هفته پیش ۰:۴۹
👁 ۵.۸K ❤️ ۱۶۳
۲ هفته پیش ۰:۲۱
👁 ۲.۶K ❤️ ۲۸۴
۲ روز پیش ۱۹:۲۸
👁 ۲۱.۷K ❤️ ۶۸۴
۲ هفته پیش ۸:۳۵
👁 ۱۷.۰K ❤️ ۳۰۵
۲ هفته پیش ۳:۲۲
👁 ۴.۷K ❤️ ۴۷۷
۲ هفته پیش ۸:۵۰
👁 ۲.۹K ❤️ ۳۷۲
۲ هفته پیش ۱:۱۵
👁 ۵.۷K ❤️ ۲۹۰
۲ هفته پیش ۵:۳۲
👁 ۴.۴K ❤️ ۳۵۱
۲ هفته پیش ۷:۳۰
👁 ۲.۴K ❤️ ۲۴۴
۲ هفته پیش ۳:۰۶
👁 ۱۶.۴K ❤️ ۱۳۳
۳ روز پیش ۱۰:۰۷
👁 ۲۰.۲K ❤️ ۸۰۶
۲ هفته پیش ۰:۵۳
👁 ۴.۰K ❤️ ۳۸۰
۲ هفته پیش ۱:۱۷
👁 ۴.۹K ❤️ ۱۱۰
۵ روز پیش ۲:۵۰
👁 ۱۸.۷K ❤️ ۲۸۲
۱ هفته پیش ۰:۴۱
👁 ۹.۸K ❤️ ۱۸۳
۲ هفته پیش ۰:۱۷
👁 ۶.۱K ❤️ ۴۳۸
۲ هفته پیش ۴۸:۵۰
👁 ۵.۴K ❤️ ۲۷۷
۲ هفته پیش ۱۷:۰۲
👁 ۴.۸K ❤️ ۳۹۵
۲ هفته پیش ۰:۱۴
👁 ۶.۴K ❤️ ۸۵۰
۲ هفته پیش ۱:۰۲
👁 ۳.۹K ❤️ ۲۱۱
۴ روز پیش ۱:۴۱
👁 ۱۹.۵K ❤️ ۱,۰۲۹
۲ هفته پیش ۲۹:۱۶
👁 ۲.۲K ❤️ ۴۱۵
۲ هفته پیش ۴:۲۷
👁 ۲.۷K ❤️ ۲۱۰
۲ هفته پیش ۲۰:۱۹
👁 ۱۴.۳K ❤️ ۳۵۴
۲ هفته پیش ۴:۳۸
👁 ۱۸.۹K ❤️ ۷۱۱
۲ هفته پیش ۳:۳۱
👁 ۱۶.۲K ❤️ ۱,۵۰۴
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۹.۸K ❤️ ۳۵۶
۷ روز پیش ۰:۱۵
👁 ۱۰.۵K ❤️ ۵۲۳
۲ هفته پیش ۰:۳۴
👁 ۱۳.۵K ❤️ ۲۸۷
۲ هفته پیش ۱۱:۱۰
👁 ۳.۸K ❤️ ۲۹۰
۱ هفته پیش ۱:۲۳
👁 ۱۴.۸K ❤️ ۱۵۷
۲ هفته پیش ۲:۰۶
👁 ۳.۶K ❤️ ۱۰۸
۲ هفته پیش ۱:۱۶
👁 ۳.۲K ❤️ ۱۳۸
۲ هفته پیش ۳۷:۲۲
👁 ۲۳.۴K ❤️ ۱۱۸
۲ هفته پیش ۵:۱۱
👁 ۲.۵K ❤️ ۴۷۵
۲ هفته پیش ۰:۳۱
👁 ۴.۲K ❤️ ۳۱۰
۲ هفته پیش ۷:۰۷
👁 ۱۷.۵K ❤️ ۵۱۱
۲ هفته پیش ۲:۴۶
👁 ۴.۵K ❤️ ۴۷۸
۲ هفته پیش ۱:۲۰
👁 ۹.۸K ❤️ ۵۱۹
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن