بیست سال بعد 12

بیست سال بعد 12

شهناز که حس کرده بود من حواسم به اوناست و شایدم این توجه من در حال کردنش اثر می ذاشت گفت شروین جون اگه میشه یه خورده حواست به کارخودت باشه این که نمیشه هر کاری که هوشنگ جون و من داریم انجام می دیم تو هم اون کارو رو هایده جون پیاده اش کنی -شهناز تو که خودت خوب می دونی من چقدر عاشق ور رفتن و میک زدن کونم و خیلی هم باهاش حال می کنم تا کیرمو فرو کنم تو ش . اونم عاشق اینم که بذارم تو سوراخ کون و تو هم که همش میگی درد داره درد داره . ولی هایده جون این جوری نیست . اینو که گفتم یه خورده به شهناز بر خورد . -خب معلومه دیگه سوراخ کون اونو  مقایسه می کنی با سوراخ من ؟/؟   یه نگاه به سوراخ بسته اش که بندازی نشون میده که چقدر گشاده . واسه همین کیر کلفت تو رو خیلی راحت توش جا میده در عوض سوراخ تنگ من تحمل کلفتی رو نداره . حالا هوشنگ جونم خیلی راحت می تونه کونمو بکنه و من جیکم در نمیاد . نمی دونم این شهناز دیگه چه کرمی بود . فکر کنم از این که من کون هایده رو به رخش کشیده بودم داشت تلافی می کرد . اصلا ولش پسر فکر کن امشب زن نداری . چیکار کنم هر کاری اوایلش سخته . تا بخوام این باور ها رو در خودم به وجود بیارم که از این مدل سکس لذت ببرم و فرهنگ سازی کنم کلی وقت می گیره . باید هی به خودم بقبولونم که زن من مال مردم و زن مردم مال من تا این که بتونم لذت این لحظه ها رو زیاد ش کنم . هر چه بادا باد خودمو قرص و استوار کرده کیر کلفتمو گرفتم طرف کون هایده . اونم می دونست چه جوری دلبری کنه .. -آخخخخخخخ جوووووووون شروین بمالون . بمالون اون کیرتو به من . . کیرو اول مالوندم به  کوس هایده  هر چی آب و روغن داشت کشوندمش به طرف بالا . -اوووووهههههه شروین جون نمی خواد این قدر به خودت زحمت بدی . اون خودش یه جوری حل میشه .. -چی حل میشه -منظورم راه عبوره -با خودم فکر کردم که این شهناز بیچاره هر چی می گفته راست گفته . خب یه زنه دیگه حتما از پشت و سوراخ های بسته خوب می تونه که تشخیص بده اون مسیر چه طوره ولی خب این کیر کلفت داخل همچه کونی خیلی حال می داد -هی شروین طوری بذار تو کون زنم که وقتی من دارم می کنمش حس کنم که کیرمو به یه جایی فرو کردم .. -هوشنگ جان دست خودم نیست من که نمی تونم به این کیرم دستور بدم لاغر تر شه . سرکیرمو فرو کردم توی کون هایده .. جوووووون چه کیفی داشت . یه آخ هم نگفت و خیلی جانانه تحمل می کرد . -دیگه از این که زنمو زیر کیر هوشنگ ببینم یه خورده بی خیال تر شده بودم . چون من داشتم با این کون بیشتر حال می کردم و خوراک خوبی واسه کیر کلفت گیر آوردم . -جوووووون هایده جون این کون تو مخصوص کیر منه . خوب با هم هماهنگند . تا دوسوم کیر من خیلی راحت رفت توی کون هایده . اونم عجب نازی می کرد . -شروین هنوز یه خورده از کیرت جا داره . جا داره بیشتر اونو بفرستی داخل . از اون طرف هوشنگ هم کرده بود توی کون زنم . کیرش کوچیک تر  و نازک تر بود و سوراخ کون شهناز هم تنگ تر . فکر کنم میزان لذت بردن ما به یک اندازه بود . چون این کیر و  سوراخ کونها با هم ست بودند . ولی حالا دیگه حس می کردم شهناز داره بیشتر حسادت می کنه . منم یه نموره ای از اون حسادت در وجودم بود ولی دیگه تا به این فکر می کردم که یکی داره زنمو میگاد به این هم فکر می کردم که دارم زن اونو می کنم .. ما  چهار تا یه خورده به هم نزدیک تر شدیم . زنا شروع کردند به لب گرفتن از هم . شهناز یه نگاش به من بود . مثل زنایی که مچ شوهرشونو گرفته باشند و یا این که با یه حسرت و تاسف خاصی دارن بهش نگاه می کنند . من دستمو گذاشتم رو یکی از سینه های زنم  و خیلی آروم باهاش بازی می کردم . -شهناز خوشت میاد ؟/؟ همین جوری سینه هاتو بمالم تا از کون دادن به هوشنگ بیشتر کیف کنی ؟/؟ اگه بدونی هایده چه کونی داره . هر چی هست که کیر کلفت منو سیر می کنه . با کردن یه زن دیگه انگاری زندگیم یه شور و حال دیگه ای پیدا کرده بود . -هایده جون کونت که درد نمی گیره من می خوام یه خورده خودمو بکشم بالاتر تا کمی هم با این شهناز جون حال کنم و حالشو بپرسم . هایده لباشو از رو لب شهناز ورداشت و منم دستمو از رو سینه اش گرفتم و از هوشنگ خواستم که دستشو به جای دست من بذاره رو سینه زن خوشگلم شهناز جون در عوض خودمو بالاتر کشیده و لبامو به لبای همسر گلم نزدیک کردم . -عزیزم خوش می گذره ؟/؟ -فراوون شروین . فکر نمی کردم کون دادن این قدر کیف داشته باشه -بی انصاف کیر من که همیشه آماده کردن کونت بود . ولی فکر نکنم کیر هوشنگ خیلی بتونه به کست حال بده . -تو هم خوب با کون هایده حال می کنی .  شروین دوستم داری ؟/؟ ناراحت که نیستی -نه واسه چی . این جوری حس می کنم یه چیزی هست که واسش تلاش بیشتری کنیم . چقدر کار کار کار یه خورده عشق و حال هم لازمه -شروین حالا منو ببوس ببوس .. آخخخخخخ کون دادن خلافی که این قدر لذت داره کس دادن دیگه چیه ؟/؟ …. ادامه دارد .. ..

در

۰:۰۰:۰۰

بیست سال بعد 12

بازدید 7,496

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۵.۶K ❤️ ۷۰۷
۱۱ ساعت پیش ۱:۰۸
👁 ۱۲.۳K ❤️ ۱۴۶
۱ هفته پیش ۵:۱۶
👁 ۱۹.۱K ❤️ ۸۸۱
۲ هفته پیش ۱:۴۳
👁 ۲.۶K ❤️ ۳۳۵
۲ هفته پیش ۳:۲۵
👁 ۳.۶K ❤️ ۱۳۷
۲ هفته پیش ۰:۳۶
👁 ۵.۴K ❤️ ۱۶۶
۵ روز پیش ۸:۳۴
👁 ۶.۳K ❤️ ۸۸۷
۲ هفته پیش ۱:۲۷
👁 ۱۰.۱K ❤️ ۵۲۶
۲ هفته پیش ۶:۴۱
👁 ۲.۷K ❤️ ۲۳۵
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۹.۸K ❤️ ۳۵۶
۲ هفته پیش ۲:۲۵
👁 ۲.۶K ❤️ ۴۱۸
۲ هفته پیش ۰:۳۷
👁 ۱۳.۶K ❤️ ۶۳۵
۲ هفته پیش ۰:۵۹
👁 ۱۸.۶K ❤️ ۸۶۰
۲ هفته پیش ۱۱:۵۳
👁 ۴.۲K ❤️ ۴۶۴
۲ هفته پیش ۴:۱۰
👁 ۱۶.۴K ❤️ ۱۸۹
۱ هفته پیش ۶:۳۱
👁 ۱۶.۳K ❤️ ۵۷۰
۵ روز پیش ۰:۴۷
👁 ۱۵.۷K ❤️ ۲۶۱
۲ هفته پیش ۷:۰۱
👁 ۲.۷K ❤️ ۳۹۱
۱۳ ساعت پیش ۰:۰۰
👁 ۲.۴K ❤️ ۰
۵ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱۵.۵K ❤️ ۴۲۲
۲ هفته پیش ۰:۳۶
👁 ۶.۳K ❤️ ۵۰۶
۲ هفته پیش ۱:۳۲
👁 ۲.۷K ❤️ ۲۵۱
۲ هفته پیش ۰:۳۰
👁 ۶.۹K ❤️ ۲۳۰
۲ هفته پیش ۱:۰۹
👁 ۱۰.۱K ❤️ ۳۹۳
۲ هفته پیش ۱:۰۰
👁 ۲۳.۳K ❤️ ۵۶۵
۲ هفته پیش ۲۲:۱۵
👁 ۲.۵K ❤️ ۲۵۳
۲ هفته پیش ۱:۳۵
👁 ۷.۷K ❤️ ۵۵۰
۲ هفته پیش ۵:۳۱
👁 ۲۲.۵K ❤️ ۲۵۰
۲ هفته پیش ۸:۳۵
👁 ۱۷.۰K ❤️ ۳۰۵
۲ هفته پیش ۰:۲۲
👁 ۲.۶K ❤️ ۴۸۹
۲ هفته پیش ۲:۱۹
👁 ۳.۰K ❤️ ۱۷۴
۲ هفته پیش ۰:۵۴
👁 ۲.۴K ❤️ ۴۱۳
۲ هفته پیش ۰:۳۹
👁 ۵.۵K ❤️ ۸۳۸
۲ هفته پیش ۱:۳۰
👁 ۵.۳K ❤️ ۲۱۸
۲ هفته پیش ۴:۲۵
👁 ۳.۳K ❤️ ۳۱۷
۲ هفته پیش ۲:۴۸
👁 ۳.۸K ❤️ ۳۱۰
۲ هفته پیش ۲:۰۴
👁 ۳.۴K ❤️ ۲۳۹
۲ هفته پیش ۰:۵۸
👁 ۱۰.۶K ❤️ ۴۹۶
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱.۷K ❤️ ۲۳۲
۲ هفته پیش ۷:۰۰
👁 ۱۲.۱K ❤️ ۲۲۹
۲ هفته پیش ۰:۴۹
👁 ۴.۴K ❤️ ۴۳۸
۲ هفته پیش ۲:۲۰
👁 ۱۵.۲K ❤️ ۵۶۲
۲ هفته پیش ۱:۲۱
👁 ۲۰.۱K ❤️ ۸۸۹
۲ هفته پیش ۳:۲۷
👁 ۳.۵K ❤️ ۱۴۷
۲ هفته پیش ۷:۲۱
👁 ۱۸.۶K ❤️ ۲۶۱
۲ هفته پیش ۰:۴۸
👁 ۱۴.۱K ❤️ ۶۳
۲ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱۵.۱K ❤️ ۲۱۲
۲ هفته پیش ۱۶:۱۰
👁 ۴.۶K ❤️ ۳۶۶
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن