برده ی زن همسایمون شدم (۲)

قسمت دوم
قسمت ۲ : برده بودم ولی میسترس نسرین دامادم کرد
سلام به خوانندگان عزیز ، نوشته های من یک داستان نیست بلکه خاطراتی هست که از دوران نوجوانی من اتفاق افتاده و یه موردی رو هم بگم و برم سراغ ادامه خاطراتم، در هر شهری همه جور آدم پیدا میشه با افکار و میل های مختلف این خاطرات مربوط به سال ۱۳۷۹ و در ۱۵ و ۱۶ سالگیم هستش در ضمن نسرین خانم اصفهانی نبودند و اما ادامه ماجرا :
دو روزی بود که نسرین خانم رو ندیده بودم فقط با امانتیش مشغول بودم ، روز سوم تلفن خونه زنگ خورد ، مادرم جواب داد بعد یکم خوش و بش رو کرد بمن و گفت نسرین خانم کارت داره برو یه سری بهش بزن گفتم باشه ولی تو دلم غوغا بود، من تا اون موقع هنوز داماد نشده بودم و هنوز کْس از نزدیک نه دیده بودم و نه لمس کرده بودم تو این دو سه روز همش تو فکر کْس نسرین خانم بودم و خودم و اون رو تو فیلم های سکسی که دیده بودم تصور میکردم ولی بیشتر میخواستم پاهای خوشکلش رو بخورم و هنوز لذت دفعه قبل رو احساس میکردم ، رسیدم به خونشون رفتم تو نشسته بود روی مبل و پا رو پا انداخته بود خدای من چه پاهایی ، چقدر خوشگل بود این پاها ، دستم رو گذاشتم پشت کمرم و رو زانو نشستم جلوش و زل زدم به پاهاش اونم فهمیده بود ، پاهاش رو گذاشت رو زمین گفت با ترکه ای که تو دستش بود اشاره کرد پاهاش رو بلیسم منم اول از همه دوتا پاهاش رو بوسیدم و بعدش شروع کردم به بْو کردن و لیسیدن رو فرشیهایی که پوشیده بود و بعد که رو فرشیها رو درآورد پاهای نازش رو لیسیدم که چقدر کیف میداد خواستم ساق پاهاش رو لمس کنم با ترکه زد رو دستم ، پاهاش رو دوباره انداخت رو هم و با حرکت انگشتای پا بمن حالی کرد که باید انگشتاش رو مک بزنم و منم همین کار رو کردم ، موهام رو گرفت و کشید بالا و گفت این دو سه روزه کجا بودی توله سگ چرا پیدات نبود یه کشیده هم زد تو صورتم و همزمان با یه تف تو صورتم گفت بلیس ، ساق پاهاش رو با ترکه اشاره کرد و من هم شروع کردم به لیسیدن ساقاهاش اینقدر شهوتی شده بودم که هیچ وقت یادم نمیره دوباره موهام رو گرفت کشید گفت یه بوس یه لیس دقیقاً داشت بهم یاد می‌داد ، گفتم چشم خانم و مشغول شدم، بهم گفت شلوارتو در بیار ، قبل از جور شدن برنامه اومدنم شورتش رو پوشیده بودم و یادم رفته بود عوضش کنم بخاطر همین شلوار و با شورت یکدفعه کشیدم پایین ، با ترکه زد تو سرم بهم گفت : گفتم شلوار الاغ شورتت رو بکش بالا (موقع لیسیدن رو فرشیهاش شورت رو پام دیده بود) مجبور شدم شورت رو کشیدم بالا ، یه شورت قرمز زنونه توری که مال خودش بود و کیر شق شده م هم از بغلش زده بود بیرون تو دلم گفتم الان منو می‌کشه ولی دیدم شروع کرد به خندیدن و تحقیر کردن من یعنی از تحقیر من کِیف میکرد و منم که ترسم ریخته بود داشتم به کیرم نگاه میکردم بهم گفت تو چقدر خری ، چقدر بهت میاد و این هدیه از طرف من به تو واسه تولدت ، دیشب تولد ۱۵ سالگیم بود ولی نفهمیدم از کجا متوجه شده بگذریم گفت یه سورپرایز برات دارم و بلند شد از آشپزخونه یه بطری با یه کاسه کوچک آورد و کاسه رو تا نصف پر کرد و گفت زبون بزن توله سگ ، چهار دست و پا رفتم جلو دیدم عرق سگی ریخته تو کاسه بعدها فهمیدم هر وقت که میخواست کوس لیسی کنم بعد پا خوری بهم عرق میداد تا دهنم ضد عفونی شه یه زبون زدم خیلی تلخ بود ، نسرین خانم یدفه سرم رو هول داد جلو با دهن و بینی رفتم تو کاسه و شروع کرد به زدن من که عرق تو کاسه رو زبون بزنم یدفه موهام رو گرفت و کشید و سرم رو گذاشت وسط رون پاهاش و گفت به خانم کوچولو سلام کن ، نمیتونم حس اون موقع رو بگم ولی خیلی حال خوبی بود ، بهم گفت از این به بعد کوس لیس من باشی و فحش و تحقیر ولی من نه چیزی می‌شنیدم و نه زدنهاش رو حس میکردم ، با رونهای فوق سفیدش سر من رو نگه داشته بود ، یادمه بهم گفت سلام کن من خر هم سلام کردم به بانو کوچولو و خنده‌های نسرین خانم هنوز تو سرمه
بهم گفت آروم بوسش کن من هم بوسش کردم بعد چند تا بوس طولانی گفت آروم بِمک و لیس بزن هنوز موهام تو دستش بود و سرم رو فشار میداد به کسش من دوتا دستام رو رونش بود و زبونم از رو شورت توری خوشگل داشت کْس میخورد ، بعد چند دقیقه نسرین جون کاسه عرق رو آورد گفت لیس بزن توله، مثل سگ شروع کردم لیس زدن که بانو شورتش رو زد کنار و بهم گفت زبونت رو بکن تو از پایین بیار بالا داشتم از شهوت میپکیدم چند دقیقه ای که زبون میزدم و مک میزدم و اینا یدفه نسرین شروع به لرزیدن کرد و آبش اومد و ریخت تو دهنم و صورتم منم دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم آبم اومد ریختم روی پاهاش ، بابت این کار خیلی کتک و فحش خوردم ولی کیف هم کردم و مجبورم کرد تمام پاهاش رو لیس بزنم من تا این سن رسیدم پاهایی به زیبایی پاهاش ندیدم تا حالا و آخرش هم گفت برم دیگه و من هم پاهاش رو بوسیدم و شلوار پام کردم و رفتم بیرون تا شب هم نرفتم خونه
با نسرین خانم تا یکسال بعدش ارباب من بود و بعد رفتش چند وقت بعد ازم پرسید تا حالا کسی رو کردی گفتم نه ، واقعا هم نکرده بودم خودش هم در همین حد که کْسش رو بخورم و بشینه رو صورتم و یا از رو شورت خودش رو بماله به کیرم رابطه داشتیم ، اون روز رفته بودم پیشش و منتظر دستورش بودم ، خوب که شهوتیم کرد چشمهایم رو بست و یه چیزی هم کشید رو سرم و قلاده م رو گرفت و می کشید و من رو برد تو اتاق ، متوجه شدم یه زن دیگه ای هم تو اتاق هست ولی حرف نمی‌زد ، همینجوری با قلاده من رو برد رو تخت و گفت بشین نشستم و متوجه شدم وسط دوتا پای خانم دوم هستم کیرم رو تنظیم کرد و گفت آروم بیا جلو ، برای اولین بار داشتم گْس میکردم و نسرین بهم گفت آبت رو بریز تو منم با فشار آبک رو ریختم تو کس اون خانم و بیحال افتادم روش ، سه بار دیگه هم اون خانم رو تو فاصله دو ماه بعد کردم ولی نفهمیدم کی بود اونم من رو ندید بعدها که نسرین خانم میخواست از اصفهان بره قضیه رو بهم گفت که شوهر اون خانم بچه ش نمیشد و تو حاملش کردی یعنی دهنم باز مونده بود هنگ هنگ بودم من تو ۱۶ سالگی هم داماد شده بودم هم پدر
سالها گذشت و سکس های زیادی داشتم ولی نسرین خانم بهترین ارباب من بود
دوستان اگر خوشتون اومد ماجرایی که توی دو سال پیش واسم رخ داد و تونستم از بردگی به درآمد برسم رو واستون می‌نویسم
خیلی دوستون دارم ، مهرتان پایدار
بهرام

نوشته: Bahram

بازدید 9,585

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

یک پاسخ به “برده ی زن همسایمون شدم (۲)”

  1. 😂😂😂😂۴۰ سالت شده رد دادی دیونه شدی توهوم میزنی دکتر لازمی کونی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید