بابا تقسیم بر سه 60

بابا تقسیم بر سه 60

بابا بهت میگم ولم کن . کسم داره کنده میشه . ولم کن بابا سوخت سوخت .. بابا اونجام سوخت .. اون وقت نمی تونی .. نمی تونییییییی بکنیش .. کسسسسسسم باباجونم .. واااااییییییی .. نینا : بچه سوسول من کیف می کنم این جور کسم بسوزه . بابا دهنتو ور دار از رو کسش ببین خودش دوباره بهت میگه بازم بخوریش . داره خودشو واست لوس می کنه .. نورا ساکت نمی شد . -صبر کن نینا نوبت تو هم می رسه …آخخخخخخخ پدر جونم بابای گلم .. ولی بابای گلش ول کنش نبود . اون می خواست دختر بزرگ خودشو زود تر به این طریق به ار گاسم برسونه اون وقت بره دنبال حال کردن خودش . -نینا برو خواهرتو ببوس . لباتو بذار رو لباش -نههههههه بابا نمی خوانم نینا منو ببوسه . -عزیزم می خوای شرطمو پس بگیرم ؟/؟ تا شما با هم رفیق نباشین من به هیچ وجه شما رو به آرزوتو ن نمی رسونم . نورا : بخورش بابا .. ولم نکن .. یه جوری نگو که فکر کنم تو دلت نمی خواد که کسمو بکنی .. نینا رفته بود رو سر خواهرش و لباشو رو لبای نورا قرار داد . از هر طرف دختر بزرگمو در محاصره خودمون در آوردیم . نورا فشار زیادی به خودش و ما می آورد ولی اونو به  روی تشک چسبونده بودیم . تصمیم گرفته بودم که تا آخرشو برم و ولش نکنم . -نونا نکن این الان سهمیه خواهرته …. آخه دختر دومی  یه پاشو گذاشت جای  یه دستش که رو پای نورا بود . دستشو آزاد کرد و اونو به کیرم رسوند و باهاش ور می رفت . در ست در شرایطی که آب کیر و کمرم جمع شده و هر لحظه حس می کردم که  منی من می خواد مث یه  انفجار وفواره  بپاشه . پشیمون شدم که این حرفو بهش زدم . دلم می خواست آروم بماله و سریع ولم کنه که آبم نیاد . خیلی هنر می کردم یه سهمیه واسه هر یک از دخترا می ذاشتم . سرم رو کس نورا خم بود ولی با دست به نونا اشاره زدم که عیبی نداره کارتو بکن .. کیر من اسیر دستای نونا شده بود . نورا با چند تا فشاری که به خودش آورد ساکت شده بود .. با دستاش صورت نینا رو کنار داد .. چشاشو باز کرد .. -آه بابا چقدر کیف داشت .. هیچوقت این جوری حال نکردم . یه کمی که سرشو بالاتر آورد کیر منو توی دست نونا دید .. -نونا این چه وضعشه . منم وقتی که بابا با توست بپرم وسط ؟/؟-نورا چقدر بد اخلاقی ! دیدم بابا داره کستو می خوره کیرشم بیکار بود -اگه آبشو می آوردی چی .-دخترا بازم که شروع کردین .. نونا دستت درد نکنه . تو و نینا مشغول باشین من با این نورا جونم کار دارم . تار های صوتی من دیگه از فرم طبیعی داشت خارج می شد . گلوم گرفته بود -نورا اگه گفتی حالا دیگه نوبت چیه .. -خودشو انداخت تو بغلم و مثل یه معشوقه ناز کرد و در حالی که  عشوه می کرد گفت وقتشه که تپل ترین و خوشگل ترین و بهترین دخترتو ببوسی .. -نورا اونو که همیشه می بوسمت  ولی حالا بابا باید چیکار کنه . -دردم میاد .. نینا : بابا جونم من دردم نمیاد . از این به بعد هر کی اعتراض داشت گفت دردش میاد من سهمیه اونو می گیرم .. -نینا ساکت . کی گفته من نمی خوام به بابا کون بدم  کون کوچولو ! تو باید بری به نی نی کوچیکا کون بدی -من کوچیک نیستم خانوم شدم . نورا از جاش بلند شد و روی تخت وتشک یه گارد سگی و زانو زده  گرفت . سرشو به طرف من و خواهراش برگردوند و دستاشو گذاشت رو دوطرف کونش و اونا رو به پهلو ها بازشون کرد . -بابا حالا می تونی کارتو انجام بدی . چند لحظه بعد  دستمو گذاشتم داخل یک قوطی کرم خمیری و یه مقداریشو رو سوراخ کون نورا مالیدم . کیرمو محکم بهش فشار داده کمی اونو همون دور و بر گردوندم تا این که نوک کیرم به سوراخ کون نورا چسبید و حس کردم که همینجا رو باید فشارش بدم . -آووووووو .. نورا .. نورااااااا عزیزم ..  خوشش میومد که با حرکات کونش بیشتر داغ و وسوسه ام کنه . می دونست این جور دلبری کردن بیشتر دلمو می بره و آتیش به کیرم می زنه . آتیشی که آبمو میاره رو کار .. -نورا آبم داره می ریزه . -بابا من این چیزا رونمی دونم . باید کیرتو بکنی توی کونم . الان هم اگه خالیش کنی روی کونم باید توی کونمم آب بریزی .. -عزیزم در فاز اول نفری یه سهمیه دارین .. . نورا دلش می خواست که من تو کونش خالی کنم .. واقعا چه لحظاتی واسه خودم درست کرده بودم . همش باید به این فکر می کردم که به اون سه تا حال بدم . یه پدر شدن همین درد سرا رو هم داره . آدم باید از خودش بگذره تا بچه هاش لذت ببرن . آخر کار اگه فرصتی موند دیگه باید خودشو در یابه . چند بار کیرمو عقب و جلوش کردم و به سوراخ تنگ کون تپل نورا جونم مالیدم .. تا این که در یکی از این فشار ها جاشو اون داخل پیدا کرد و با یه فشار دیگه توی کون مستقرش کردم .. -نورا چه حالی داری -فقط دارم حال می کنم -درد که نداری . الان نه . اون لحظه که یه فشار آوردی یه خورده دردم گرفته بود . نو نا و نینا فقط داشتن به صحنه گاییده شدن خواهرشون نگاه می کردند . انگاری هیشکدومشون حال لز با همو نداشتند . شایدم منتظر بودن که ببینن کی نوبتشون میشه . …. ادامه دارد .. ….

در

۰:۰۰:۰۰

بابا تقسیم بر سه 60

بازدید 7,010

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۱ هفته پیش ۰:۵۷
👁 ۱۵.۳K ❤️ ۶۹۹
۲ هفته پیش ۰:۴۴
👁 ۲۴.۷K ❤️ ۶۱۹
۱ هفته پیش ۳:۲۳
👁 ۹.۰K ❤️ ۵۸۶
۲ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۲۱.۵K ❤️ ۳۵۸
۲ هفته پیش ۱:۱۵
👁 ۲.۴K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۴:۰۵
👁 ۶.۱K ❤️ ۳۳۸
۲ هفته پیش ۲:۱۴
👁 ۳.۹K ❤️ ۳۷۵
۸ ساعت پیش ۰:۰۰
👁 ۱۹.۳K ❤️ ۲۱۸
۲ هفته پیش ۰:۳۵
👁 ۴.۴K ❤️ ۱۹۵
۲ هفته پیش ۰:۴۷
👁 ۱.۹K ❤️ ۲۴۸
۲ هفته پیش ۲:۱۰
👁 ۴.۷K ❤️ ۴۱۳
۵ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۳.۷K ❤️ ۳۸۰
۲ هفته پیش ۰:۳۱
👁 ۲.۱K ❤️ ۱۲۷
۲ هفته پیش ۱:۱۳
👁 ۲۱.۸K ❤️ ۴۶۳
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱۱.۷K ❤️ ۴۲۰
۱ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۴.۵K ❤️ ۱۹۰
۲ هفته پیش ۱۸:۰۹
👁 ۱۲.۲K ❤️ ۱۰۹
۲ هفته پیش ۱:۲۳
👁 ۴.۳K ❤️ ۲۳۲
۲ هفته پیش ۱:۵۸
👁 ۵.۶K ❤️ ۲۹۳
۲ هفته پیش ۵:۳۵
👁 ۳.۴K ❤️ ۳۸۶
۱ هفته پیش ۱:۳۱
👁 ۱۴.۰K ❤️ ۹۲۰
۲ هفته پیش ۰:۵۸
👁 ۱۷.۸K ❤️ ۳۲۷
۶ روز پیش ۰:۰۶
👁 ۶.۰K ❤️ ۴۸۳
۲ هفته پیش ۳:۴۸
👁 ۲.۶K ❤️ ۱۴۴
۲ هفته پیش ۳:۵۹
👁 ۴.۰K ❤️ ۳۸۷
۴ روز پیش ۴:۰۷
👁 ۷.۲K ❤️ ۴۵۱
۲ هفته پیش ۵۶:۰۷
👁 ۷.۷K ❤️ ۳۸۶
۲ هفته پیش ۱:۳۵
👁 ۷.۰K ❤️ ۲۹۲
۲ هفته پیش ۳۲:۳۱
👁 ۵.۴K ❤️ ۷۳۹
۲ هفته پیش ۱:۱۳
👁 ۳.۰K ❤️ ۳۶۵
۲ هفته پیش ۱:۱۸
👁 ۱۶.۶K ❤️ ۶۵۶
۲ هفته پیش ۱۰:۰۰
👁 ۲.۶K ❤️ ۲۳۰
۷ روز پیش ۰:۲۴
👁 ۱۳.۰K ❤️ ۱۴۷
۲ هفته پیش ۲:۰۰
👁 ۱۱.۷K ❤️ ۱۲۳
۳ روز پیش ۰:۴۰
👁 ۱۳.۶K ❤️ ۶۱۶
۲ هفته پیش ۰:۲۹
👁 ۲.۷K ❤️ ۳۱۴
۲ هفته پیش ۱:۰۰
👁 ۲۳.۶K ❤️ ۹۲۰
۲ هفته پیش ۱۱:۴۲
👁 ۱۵.۳K ❤️ ۷۳۳
۱ هفته پیش ۰:۴۰
👁 ۲۱.۸K ❤️ ۵۵۹
۵ روز پیش ۲:۵۰
👁 ۱۸.۷K ❤️ ۲۸۲
۲ هفته پیش ۸:۵۱
👁 ۱۹.۸K ❤️ ۲۴۲
۲ هفته پیش ۶:۰۳
👁 ۱۳.۴K ❤️ ۳۴۴
۲ هفته پیش ۰:۰۲
👁 ۱۸.۱K ❤️ ۱۶۶
۲ هفته پیش ۰:۳۲
👁 ۳.۱K ❤️ ۱۶۲
۲ هفته پیش ۰:۵۵
👁 ۵.۳K ❤️ ۲۵۶
۴ روز پیش ۰:۳۰
👁 ۱۵.۱K ❤️ ۸۱۲
۲ هفته پیش ۱:۰۷
👁 ۲.۲K ❤️ ۱۰۵
۲ هفته پیش ۰:۱۰
👁 ۲۳.۱K ❤️ ۸۷۵
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن