بابا تقسیم بر سه 44

بابا تقسیم بر سه 44

این کار بده بابا ؟/؟ -چرا بد باشه عزیز دلم . من باباتم و دارم تست می کنم . تازه من دوستت دارم تو هم دوستم داری . من خوبی تو دختر گلمو می خوام . تو هر چی که می خوای به من بگو . اگه یه وقتی بیشتر از اون چه که من به تو توجیبی میدم پول می خواستی به من بگو . اگه نیاز های دیگه ای هم داشتی به من بگو .. نگاش داشت داد می زد که خیلی چیزا می خواد ولی روش نمیشه که بگه . لبمو گذاشتم رو لباش . لبی رو که با اون کوسشو لیس و میک زده بودم . این یه تیکه رو غیر بهداشتی کار کرده بودم ولی موقع سکس یه خورده تخفیف اومدن اشکالی نداره . کف دستمو گذاشتم رو سینه های کوچولوی نینا خوشگله ام . دیگه می دونستم که داره سر خ سرخ میشه . سر خ و سوزنده . می دونستم که بالاخره خودش لباشو باز می کنه تا حقشو بگیره . تا حقشو بذارم کف دستش . تا حقشو اگه بشه فرو کنم تو کونش . اگه بخواد و تحملشو داشته باشه . حتما می خواد . میشه یه دختر در این سن و سال حس و هوسی نداشته باشه . ؟/؟ حتما دلش می خواد . سینه های گرد و کوچولوی دخترمو تو دستام می گردوندم . نوکشون تیز  تیز شده بود . با این سه تا دیگه جاش نبود برم دنبال زن . یکی از یکی تازه تر و تپل تر . اون دو تا که داشتند خودشونو می کشتند و نینا رو هم می شد به سادگی آورد توی خط ولی یه خورده حجب و حیاش بیشتر بود . چشای خوشگلشو بسته بود و آروم آروم ناله می کرد . -بابا اینم جزو آزمایشه پریوده .. ناقلا دستمو خونده بود . -عزیزم من گفتم که می خوام ترشح هورمونهاتو بر رسی کنم . یه قسمت از این ترشح رو سینه انجام میده و یه قسمتش رو هم در دستگاه تناسلی میشه پیدا کرد . -حالا بابا یه جایی رو هم که بتونی دست بزنی و متوجه شی که میزان ترشح چقدره دست بزن .. اون داشت بهم می گفت که دستمو رو کوسش بکشم . کوسی که هنوز بوی خون می داد و اگه بهش دست می زدم خیسی هوس و خونو می شد با هم لمس و جذبش کردکف دستو گذاشتم رو کوس و یه دست رو سینه و لب روی لب .. دیگه نمی تونست چیزی بگه . فقط نفسهای گرمشو  رو صورتم حس می کردم . یه لحظه لباشو باز کرد و گفت بابا چطوره خوبه ؟/؟ -یه خورده زیاده باید کمش کنم . کمش کنم تا فکرت آزاد شه و بتونی راحت درساتو بخونی . البته این این جوری نیست که من حالا کمش کنم فردا هم کم باشه -پس بابایی هر چند وقت در میون باید کم شه .. -عزیز دلم من  روزا که مریض دارم و شما هم مدرسه میرین و به درس و مشقتون می رسین . شبا هم که هر شب یه دختر پیش من می خوابه . خب هر سه روز یه بار این ترشحات و خیسی ها کم شه بد نیست . البته اگه فرصت شه و بازم افت کنه  بد نیست ولی در این شرایط چاره ای نیست . -یعنی میگی حالا یه موقعیت خوبیه که میشه کم شه ؟/؟ بابایی خسته نیستی ؟/؟ -عزیزم من واسه مردم خسته نیستم . واسه تو می خوام خسته باشم ؟/؟ -بابا می تونم یه چیزی ازت بپرسم ؟/؟ -بگو دخترم بگو . حالا که با هام تنها شدی و اون دو تا خواهر پر حرفت هم نیستند هر چی دوست داری ازم بپرس .-بابا تو به اندازه ای که نونا و نورا رو دوست داری منو هم دوست داری ؟/؟ -چرا که نه . این چه سوالیه که می کنی . عزیز دلم . در همین حالی که حرف می زدم کف دستمو رو کوسش حرکت داده ویه دست دیگه ام هم رو سینه هاش کار می کرد .. -اوخخخخخ بااااابااااا نمی دونی چقدر خوشم میاد . خیلی تست خوبیه .. اگه منو اندازه اونا دوست داری پس چرا اون کارایی رو که با اونا می کنی با من انجام نمیدی . من دیگه دختر بچه نیستم . منم بزرگ شدم . اونا ازم خوشگل ترن ؟/؟ -عزیزم کی گفته . اتفاقا یه  زیبایی خاصی در تو وجود داره که در اونا نیست . یه مظلومیت و حیای خاصی داری که تو رو خیلی خوشگل تر می کنه . تو دختر ناز منی . بابا قربونت شه . خب من چیکار واسه اونا کردم که واسه تو نکردم . داشتم مطمئن می شدم که ازم می خواد کیرمو بکنم تو کونش . می دونستم که درد داره . نمی تونه تحملش کنه . یه دختر در سن اون بیش از اونی که بخواد از کون دادن لذت ببره درد می کشه و اگه ور رفتن با کوس و سینه ها و سایر اعضای بدنشون نباشه کون دادن واسشون زجر میشه  پاهاشو به شلوارم مالید . -بابا این هر موقع سفت و و دراز و کلفت تر میشه  دوست داره یه کارایی بکنه؟/؟ -آره دوست داره یه کاری بکنه و بره به یه جایی . ولی اگه صاحب اون جا راضی نباشه و خونه اش تنگ باشه و جا واسه پذیرایی نداشته باشه خب اینم نمیره دیگه .. -دیدی گفتم منو به اندازه نونا و نورا دوست نداری -بابا فدات چی شده من نبینم تو عذاب بکشی . -نونا و نورا می تونن ازت  و از اون تو پذیرایی کنن (منظورش سوراخ کون بود ) ولی من نمی تونم . لیاقتشو ندارم که بابایی بیاد دعوتی خونه دخترش . -سر دخترمو بوسیدم و گفتم عزیز دلم دردت می گیره .. دختر احساساتی من اشکش در اومده بود . بابا من بزرگ شدم . می خوام منو هم مثل اونا دوست داشته باشی . همین جوری که از اونا لذت می بری از منم لذت ببری . من خودم یادمه وقتی که رفتی خونه شون مهمونی چه جوری کیف می کردی و چشاتو بسته بودی .. دختره ناقلای من چه اصطلاحی رو برای فرو رفتن کیر توی کون انتخاب کرده بود . … مهمونی …. ادامه دارد .. ..

در

۰:۰۰:۰۰

بابا تقسیم بر سه 44

بازدید 3,361

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۵:۳۴
👁 ۶.۹K ❤️ ۲۵۴
۲ هفته پیش ۵:۱۰
👁 ۱۱.۲K ❤️ ۳۸۸
۲ هفته پیش ۷:۰۷
👁 ۱۷.۵K ❤️ ۵۱۱
۲ هفته پیش ۰:۱۲
👁 ۱۵.۹K ❤️ ۵۳۵
۲ هفته پیش ۰:۱۹
👁 ۴.۱K ❤️ ۳۴۲
۲ هفته پیش ۵:۱۱
👁 ۱۳.۱K ❤️ ۳۸۴
۲ هفته پیش ۵:۲۶
👁 ۲.۵K ❤️ ۲۸۸
۲ هفته پیش ۱:۵۵
👁 ۲۱.۹K ❤️ ۵۰۲
۲ هفته پیش ۱:۱۴
👁 ۲.۱K ❤️ ۳۳۰
۱ هفته پیش ۱:۰۴
👁 ۱۳.۰K ❤️ ۳۷۲
۲ هفته پیش ۳:۰۵
👁 ۴.۱K ❤️ ۳۷۰
۲ هفته پیش ۲۷:۳۷
👁 ۲۴.۷K ❤️ ۹۰۲
۲ هفته پیش ۱:۱۴
👁 ۳.۳K ❤️ ۲۳۳
۲ هفته پیش ۱:۳۸
👁 ۲.۵K ❤️ ۱۴۳
۲ هفته پیش ۱:۱۶
👁 ۳.۲K ❤️ ۱۳۸
۲ هفته پیش ۴:۱۲
👁 ۳.۸K ❤️ ۳۷۴
۲ هفته پیش ۰:۴۱
👁 ۶.۶K ❤️ ۱۴۷
۲ هفته پیش ۰:۲۸
👁 ۵.۵K ❤️ ۷۳۶
۲ هفته پیش ۱:۰۹
👁 ۳.۸K ❤️ ۴۲۳
۲ هفته پیش ۱:۰۵
👁 ۵.۷K ❤️ ۴۱۴
۲ هفته پیش ۰:۰۲
👁 ۱۸.۱K ❤️ ۱۶۶
۲ هفته پیش ۰:۲۵
👁 ۱.۵K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۰:۴۶
👁 ۱۸.۲K ❤️ ۲۳۱
۵ روز پیش ۰:۲۹
👁 ۴.۳K ❤️ ۳۳۷
۳ روز پیش ۲:۲۴
👁 ۱۶.۷K ❤️ ۳۷۳
۲ هفته پیش ۵:۰۹
👁 ۳.۸K ❤️ ۱۳۷
۲ هفته پیش ۰:۳۹
👁 ۲.۷K ❤️ ۴۵۰
۲ هفته پیش ۰:۳۳
👁 ۵.۱K ❤️ ۲۱۴
۶ روز پیش ۰:۱۴
👁 ۱۳.۵K ❤️ ۱۸۸
۲ روز پیش ۵:۳۹
👁 ۹.۵K ❤️ ۹۶۷
۲ هفته پیش ۴:۵۲
👁 ۱۴.۹K ❤️ ۱۵۳
۲ هفته پیش ۱:۰۸
👁 ۲۰.۰K ❤️ ۳۵۸
۲ هفته پیش ۱۵:۰۵
👁 ۳.۷K ❤️ ۳۳۴
۲ هفته پیش ۲:۵۸
👁 ۴.۳K ❤️ ۴۴۰
۲ هفته پیش ۱:۰۵
👁 ۲.۹K ❤️ ۴۷۹
۴ روز پیش ۰:۳۰
👁 ۱۵.۲K ❤️ ۸۱۲
۲ هفته پیش ۰:۲۰
👁 ۵.۳K ❤️ ۳۸۴
۲ هفته پیش ۲:۰۶
👁 ۱۵.۵K ❤️ ۲۱۳
۲ هفته پیش ۵۰:۴۳
👁 ۲۳.۷K ❤️ ۱,۰۰۸
۴ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱۷.۲K ❤️ ۴۷۱
۲ هفته پیش ۱:۲۳
👁 ۳.۲K ❤️ ۴۹۷
۲ هفته پیش ۰:۵۴
👁 ۱۴.۸K ❤️ ۴۲۷
۲ هفته پیش ۱:۲۴
👁 ۲.۵K ❤️ ۱۸۹
۲ هفته پیش ۱:۰۹
👁 ۵.۸K ❤️ ۳۹۰
۲ هفته پیش ۱:۳۰
👁 ۲.۹K ❤️ ۳۰۶
۲ هفته پیش ۰:۲۳
👁 ۵.۴K ❤️ ۴۲۶
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۵.۷K ❤️ ۲۱۴
۲ هفته پیش ۱:۵۹
👁 ۳.۳K ❤️ ۱۴۸
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن