بابا تقسیم بر سه 41

بابا تقسیم بر سه 41

نورا و نونا شروع کردند به کیر مالی و چه جورهم می مالوندند . اوخ دخترا نکنین نکنین داره میاد .. مگه گوششون بدهکار بود بازیشون گرفته بود . هر دوشون از اون شیطون بلاها بودند به محض این که فهمیدن آب کیرم در حال خالی شدنه فوری صورتشونو گرفتن طرف کیر و منم واسه این که به هردو تاشون برسه یه خورده رواین و یه خورده هم روی اون پاشوندم . نینا مات و مبهوت فقط به صحنه خیره شده بود و گاهی هم لبخند می زد . تو دلم گفتم دخترکم لبخند بزن که یه روزی هم باید برای این لحظه ها بخندی . نمی دونستم . با این که می دونستم این دوتا وروجک یه خورده فکرشون بازه و اطلاعاتشون در این زمینه قویه با این حال بازم یه سخنرانی کوتاهی براشون انجام داده وبه توافق هم و اکراه نورا نونا اومد رو کیرم نشست و منم با همون یه دست اونو به طرف خودم کشوندم و اونم لباشو گذاشت زیر گلوم و با هوس دخترونه اش میکش می زد . -نونا عزیزم دختر گلم .. دیگه موندم که چی به شما آموزش بدم . باباتون پزشک زنانه و شما هم متخصص در اموری که خیلی از دخترا باید چند سال دیگه بدونن . نونا کوس و کونشو به کیر من چسبونده بود و با حرکات عمود و مایل خودش سعی داشت طوری کیر منو قلقلک بیاره که خوشم بیاد و بهم لذت بده . تو چشام نگاه می کرد و می خواست میزان لذت منو بفهمه .. بعد از اون نوبت نورا بود که رو کیرم بشینه و اونو محکم تر کردمش .. نونا با یه حسرت خاصی به این صحنه نگاه می کرد طوری که دلم واسش سوخت . اونم دلش می خواست که کیر من سوراخ کونشو بشکافه و یه خورده بره تو سوراخش ولی نمی تونستم ریسک کنم . همون دفعه که یه چند سانتی رو فرستاده بودم پشیمون شدم . -نورا با این که دردش میومد ولی خودشو رو کیر من حرکت می داد ومی گفت بابا حال کن . اینو داشته باش و با لبخند به خواهرش نگاه می کرد . نینا که مات زده بهمون نگاه می کرد و چشاش داشت از حدقه در میومد . نمی دونست ما داریم چیکار می کنیم . ولی تا چند وقت دیگه اونم واسه اون دو تا خواهرش شاخ و شونه می کشید . در هر حال اون روز توی حموم حسابی خوش گذروندیم هرچند نینا حوصله اش سر رفته بود . چند ماه گذشت . زندگی روند طبیعی خودشو طی می کرد و  رسیدیم به فصل تابستون . در این مدت مهشید هم هر کاری کرد خودشو بهم نزدیک کنه نتونست و منم دیگه در پی زن دیگه ای نبودم . چون این دو تا دختر برام سنگ تموم گذاشته بودند . ومن با وجود اونا احساس گرسنگی نمی کردم . دو تا منشی و دستیار منم به محض این که مطب رو ترک کردند دو تا دخترام اومدن پیش من . -بابا جونم این تابستونو نمی خوای منشی بگیری ما خودمون هستیم . -دخترا چی دارین میگین شما هنوز بچه این . چه جوری می خواین با این همه زن و آدم بزرگ سر و کله بزنین . تازه یه سری کارای اختصاصی هست که از دست شما بر نمیاد و فنی کاری های خاصی  می خواد -بابا ما یاد می گیریم .. -عزیزانم به من می خندن -یعنی ما این قدر خنده داریم ؟/؟ -آخه شما چه جوری می خواین حریف آدم بزرگا  شین -همین سه ماهیه بابا . تازه مگه ما حریف خاله مهشید نشدیم ؟/؟ -من که حریف زبون شما نمیشم . راستش اونا اگه میومدن پیش من  حالم گرفته می شد .  نباید این جوری می بود ولی خیلی از کوس و کونهای باحالی رو که می دیدم واسه خودم یه فانتزیها و تصوراتی درست می کردم و باهاشون خوش بودم . گاهی هم شیطون گولم می زد و کوس بعضی از خانوما رو با یه هوس خاصی به بهونه معاینه می مالیدم . بااین که چند تایی شونو حس کردم که تا حدودی تمایل به سکس دارن ولی بی خیالشون شدم . هم می ترسیدم و هم این که راستش به فکر دخترام که می افتادم نمی دونم چرا دلم نمیومد که به اونا نارو بزنم ولی حال کردن در همین حد رو خیلی دوست داشتم . خلاصه هر وقت دخترا باهام میومدن مطب یا نینا رو با خودشون می آوردن یا میذاشتیمش خونه مادر بزرگش . یکی پشت میز می نشست و یکی دیگه هم اگه ضروری بود میومد وردست خانوم بیمار . معمولا من کمتر سعی می کردم که از وردست استفاده کنم ولی نورا همیشه سعی می کرد که یه جورایی خودشو به ما تحمیل کنه .. -بابا این خانومایی که میان اینجا یکی از یکی خوشگل ترن و اندامشون هم  قشنگه .. اونا یه موقع بابایی خوشگل منو از راه به در نکنن .. یه روز یکی از بیمارا که یه زن بیوه ای هم بود و یه مشکل خاصی در مورد مسائل زنانگی داشت اومد پیشم و رفت رو تخت . پاهاشو هم به دو طرف باز کرد تا شکاف کوسشو بهتر ببینم . چقدر ناز بود . دلم می خواست بدون دستکش روشو بمالم . نورا  یه چشش به من بود و یه چشش به اون زنه . کمی هم عصبی به نظر می رسید … ادامه دارد .. ..

در

۰:۰۲:۰۰

2

بابا تقسیم بر سه 41

بازدید 1,815

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۷ روز پیش ۳:۰۶
👁 ۱۹.۶K ❤️ ۹۷۶
۲ هفته پیش ۰:۴۵
👁 ۳.۱K ❤️ ۳۰۶
۲ هفته پیش ۰:۲۲
👁 ۱۳.۳K ❤️ ۷۳۰
۴ روز پیش ۱:۴۱
👁 ۱۹.۵K ❤️ ۱,۰۲۹
۲ هفته پیش ۱:۱۲
👁 ۱۹.۲K ❤️ ۷۹۶
۲۳ ساعت پیش ۰:۳۵
👁 ۱۰.۱K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۱:۱۹
👁 ۵.۰K ❤️ ۲۰۸
۲ هفته پیش ۱۰:۳۲
👁 ۱۸.۸K ❤️ ۳۶۱
۲ هفته پیش ۹:۴۳
👁 ۱۸.۰K ❤️ ۴۰۲
۲ هفته پیش ۰:۵۱
👁 ۳.۸K ❤️ ۴۸۵
۲ هفته پیش ۱:۱۶
👁 ۲.۳K ❤️ ۳۹۳
۲ هفته پیش ۱:۱۸
👁 ۲.۸K ❤️ ۲۳۰
۲ هفته پیش ۸:۳۷
👁 ۷.۲K ❤️ ۴۵۷
۲ هفته پیش ۱:۲۴
👁 ۲.۵K ❤️ ۱۸۹
۲ هفته پیش ۰:۲۵
👁 ۱.۵K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۱:۲۳
👁 ۴.۳K ❤️ ۲۳۲
۲ هفته پیش ۳:۰۸
👁 ۵.۴K ❤️ ۲۰۵
۲ هفته پیش ۴:۱۰
👁 ۱۶.۴K ❤️ ۱۸۹
۲ هفته پیش ۰:۴۹
👁 ۳.۱K ❤️ ۴۲۳
۲ هفته پیش ۰:۲۴
👁 ۱۸.۹K ❤️ ۵۰۲
۲ هفته پیش ۵:۰۸
👁 ۵.۵K ❤️ ۳۲۷
۲ هفته پیش ۹:۵۴
👁 ۲۵.۶K ❤️ ۳۹۵
۲ هفته پیش ۸:۱۹
👁 ۶.۴K ❤️ ۴۳۱
۷ روز پیش ۱:۰۶
👁 ۱۵.۲K ❤️ ۶۴۱
۲ هفته پیش ۲:۵۸
👁 ۱۸.۰K ❤️ ۷۹۱
۲ هفته پیش ۱:۲۸
👁 ۴.۵K ❤️ ۲۹۶
۲ هفته پیش ۱:۰۲
👁 ۹.۵K ❤️ ۴۴۸
۲ هفته پیش ۱:۵۹
👁 ۳.۶K ❤️ ۳۷۵
۲ هفته پیش ۰:۳۳
👁 ۱۷.۲K ❤️ ۱۳۵
۲ هفته پیش ۳:۰۰
👁 ۴.۷K ❤️ ۱۵۲
۲ هفته پیش ۳:۰۰
👁 ۳.۳K ❤️ ۳۴۹
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱۲.۷K ❤️ ۲۸۵
۲ هفته پیش ۲:۴۰
👁 ۱۳.۰K ❤️ ۳۶۰
۲ هفته پیش ۰:۲۱
👁 ۴.۴K ❤️ ۲۷۸
۲ هفته پیش ۱:۳۶
👁 ۴.۱K ❤️ ۲۲۵
۲ هفته پیش ۶:۳۴
👁 ۳.۸K ❤️ ۲۵۵
۲ هفته پیش ۰:۲۸
👁 ۵.۵K ❤️ ۷۳۶
۲ هفته پیش ۱۴:۲۴
👁 ۲.۳K ❤️ ۳۷۸
۱ هفته پیش ۰:۳۴
👁 ۱۸.۵K ❤️ ۷۰۹
۲ هفته پیش ۵:۲۶
👁 ۲.۵K ❤️ ۲۸۸
۳ روز پیش ۱:۳۱
👁 ۴.۶K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۰:۵۶
👁 ۳.۸K ❤️ ۲۹۹
۱ هفته پیش ۱۶:۰۴
👁 ۱۵.۶K ❤️ ۳۶۲
۲ هفته پیش ۱۵:۰۵
👁 ۳.۷K ❤️ ۳۳۴
۴ روز پیش ۱:۰۸
👁 ۷.۵K ❤️ ۳۸۷
۲ هفته پیش ۲:۰۷
👁 ۲۱.۱K ❤️ ۷۰۸
۲ روز پیش ۱۹:۲۸
👁 ۲۱.۷K ❤️ ۶۸۴
۲ هفته پیش ۰:۲۹
👁 ۴.۶K ❤️ ۲۷۱
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن