بابا بخش بر چهار 81

بابا بخش بر چهار 81

پشیمون شده بودم از این که چرا مراسم عروسی رو در تالار برگزار نکردیم . فقط به این دلیل که به اصرار بچه ها و این که خودمم دیگه مجبور شدم به خاطر عروسی استثنا قائلم شم  افسانه زن متارکه کرده و مطلقه خودمو دعوت کنم . وقتی که وارد شد و مانتوشو در آورد رو همون صندلی حیاط  آویزونش کرد اول نشناختمش . با خودم گفتم این زنه کیه .. عجب تیپی زده ! یه جنده لوکس غلط کنه همچه تیپی بزنه جلو این همه مرد ظاهر شه . دوست پسرشو هم با خودش آورده بود . طرف یه ده سالی رو ازش جوون تر بود .. چند ثانیه بعد شناختمش .. یه لباس نصفه و نیمه ای تنش بود به رنگ سبز پسته ای  که خیلی خوشگل ترش می کرد . از پشت  که پارچه فقط رو کونش قرار داشت . به عیر از قالب کون که شکافاش  مشخص بود کمر و پاهاش همه لخت بود .. از جلو هم که پاها لخت بود و پیراهن از یه وجب زیر زانو تا روی سینه ها رو پوشش می داد . مدل قشنگی بود ولی طوری همه رو تحریک می کرد که من یکی  فکر می کردم تمام مردا دوست دارن دستشونو از قسمت  بالای باسن بذارن داخل و با زن سابقم حال کنن . با این که اون دیگه همسر من نبود ولی تا یه حدی حسادت می کردم . به اون لحظاتی فکر می کردم که زندگی خوب و آرومی داشتیم . وقتی که وضعم خوب نبود اون خیلی مدارا می کرد ولی همین که دستم به دهنم رسید و چند دوست به اصطلاح با کلاس و با فرهنگ و امروزی و خانه خراب کن گرفت دیگه منحرف شد . این جور زنا زمینه هایی درشون هست .. بر خودم مسلط شده رفتم طرفشون .. دوست پسرش هم که خیلی شیک و پیک کرده کت و شلوارتنش کرده و کراوات هم بسته بود ازجاش پا شد و بهم دست داد .

-سامان جان ! آقا اردلان شوهر سابق من .. پدر دخترام و پدر سه تا عروسی که امشب میرن به خونه بخت .. اعصابم به هم ریخته بود .. -خب اردی ! سامان خان هم یکی از دوستای صمیمی منه .. دیگه نگفت که دوست پسرشه و رفیق رختخوابشه . افسانه از دوست پسرش اجازه گرفت که باهام خلوت کنه و گپ بزنه . راستش از این که اون با این لباس کنارم وایسه  شرمم میومد .

-ببینم چیکار می کنی تو حالا .. هنوز زن نگرفتی ؟ تنهایی با این دخترا واقعا خیلی سخته ..

-تو هنوز شوهر نکردی ؟

-از اولیش چه خیری دیدیم که دنبال دومیش باشم .

اگه در یه اتاق خلوت بودیم دوست داشتم که اونو بگیرم زیر مشت و لگد . بسوزه پدر دلسوزی که با این که خودم اونو انداخته بودم تله و مامورا اونو گرفته بودند و خودم رضایت دادم که زندونی و سنگسار نشه  شکایت نکردم . دلم نیومد که در عروسی دختراش نباشه .

-تو از من خیری ندیدی ؟

-راستش اردی  نمی دونم چرا اگه یه زنی بخواد با تو باشه من حسادت می کنم .

-ببینم تو امشب مستی ؟

-راستش  با مردای زیادی آشنا شدم . با خیلی ها بر خوردم ولی متوجه شدم که هیشکی مث تو نمیشه .

-آره هیچ کس خلی مث من نمیشه یا هیشکی مثل من کس خل نمیشه که از همه جور امکاناتش استفاده کنی و بعد بری خودت رو در اختیار دیگران بذاری . چیه فعلا سیر شدی دلتو زدن ؟ یا کفگیرت به ته دیگ خورده .

-با من این طور تا نکن .

-تو مگه کی هستی .

-من مادر چهار تا دخترتم .

-تو اسم خودت رو می ذاری مادر ؟ یک زن هرزه که می خواست به دختراش درس هرزگی بده ؟

-هیچ مادری دوست نداره بچه هاشو بد تر بیت کنه .

-حتی اگه خودش بی تر بیت باشه ؟

افسانه رو از وقتی که با زنای پر مدعا می گشت دیگه نمی شد به خوبی شناخت . حتم داشتم دلش واسه پول های مفتی که ازم گرفته بود تنگ شده بود .  سکوت کرده بودم ولی اون هنوز داشت به چرند گویی خودش ادامه می داد .

-با این که قلبمو شکستی و آبرومو بردی اما من هنوز نمی تونم اولین مرد زندگیمو فراموش کنم .

چاره ای نداشتم تا واسه این که بیش از این مزخرفاتش حالمو به هم نزنه ازش دورشم ..ولی اون ول کنم نبود .. خیلی خوشگل تر و ناز تر شده بود . تاتوی متوسط بهش میومد . چهره اش عروسکی شده کمی لاغر تر شده بود .

-تو هم هنوز دوستم داری نه ؟

-ببینم افسانه  اون زیر شورت هم داری ؟

-اگه دوست داری بریم یه جای خلوت خودت دست بزن جوابشو بگیر .

-تو خیلی وقت پیشا جوابمو دادی . برو که دوست پسرت منتظرته . ممکنه حسادت کنه . ممکنه ناراحت شه از این که داری با شوهر سابقت گپ می زنی .

در همین لحظه زیور زن همسایه رو دیدم که اونم یه تیپ درستی زده اومد سمت من . اون از وقتی که الهام ما رو گیر انداخته بود و متوجه کارمون شده بود دیگه خودشو به من نشون نداد و منم نخواستم برم سمتش .

-تبریک میگم . امید وارم عروسی خودت بشه .

-کی میاد زن  ما شه

– تو بگو آره . کاری نداره ….. ادامه دارد …. ….

در

۲۱:۵۶:۰۰

بابا بخش بر چهار 81

بازدید 3,730

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۰:۴۷
👁 ۲.۱K ❤️ ۲۲۱
۲ هفته پیش ۰:۴۰
👁 ۳.۴K ❤️ ۳۸۷
۲ هفته پیش ۲:۱۶
👁 ۲.۶K ❤️ ۳۹۹
۲ هفته پیش ۰:۲۷
👁 ۱.۵K ❤️ ۱۲۷
۲ هفته پیش ۱۸:۰۲
👁 ۳.۰K ❤️ ۳۵۹
۲ هفته پیش ۰:۲۹
👁 ۳.۵K ❤️ ۳۷۸
۲ هفته پیش ۵:۵۸
👁 ۲۱.۹K ❤️ ۴۸۱
۱ روز پیش ۰:۳۵
👁 ۱۰.۱K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۱:۵۷
👁 ۳.۵K ❤️ ۴۵۳
۳ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱۳.۱K ❤️ ۴۵۸
۲ هفته پیش ۳:۲۷
👁 ۶.۹K ❤️ ۳۷۱
۲ هفته پیش ۲:۵۶
👁 ۵.۶K ❤️ ۲۳۲
۲ هفته پیش ۶:۱۵
👁 ۴.۷K ❤️ ۳۳۳
۲ هفته پیش ۰:۵۳
👁 ۸.۵K ❤️ ۷۳۴
۲ هفته پیش ۱:۵۹
👁 ۳.۳K ❤️ ۱۴۸
۵ روز پیش ۰:۵۰
👁 ۶.۴K ❤️ ۹۱۸
۱ هفته پیش ۰:۲۲
👁 ۱۲.۷K ❤️ ۳۶۹
۲ هفته پیش ۸:۰۵
👁 ۱۱.۴K ❤️ ۳۳۷
۲ هفته پیش ۰:۴۵
👁 ۷.۸K ❤️ ۹۹۳
۲ هفته پیش ۴:۱۲
👁 ۱۸.۸K ❤️ ۷۵۷
۲ هفته پیش ۷:۰۷
👁 ۱۳.۵K ❤️ ۶۹۰
۵ روز پیش ۱:۰۸
👁 ۷.۵K ❤️ ۳۸۷
۲ هفته پیش ۱:۵۸
👁 ۳.۷K ❤️ ۲۱۵
۲ روز پیش ۰:۳۹
👁 ۱۸.۵K ❤️ ۵۶۱
۴ روز پیش ۸:۱۷
👁 ۱۶.۵K ❤️ ۴۹۷
۶ روز پیش ۲:۵۹
👁 ۱۱.۶K ❤️ ۸۲۸
۲ هفته پیش ۱:۱۴
👁 ۳.۳K ❤️ ۲۳۳
۴ روز پیش ۱:۵۲
👁 ۱۸.۳K ❤️ ۳۴۸
۴ روز پیش ۰:۵۹
👁 ۴.۶K ❤️ ۷۰۲
۲ هفته پیش ۱۶:۱۹
👁 ۴.۲K ❤️ ۱۴۲
۱ هفته پیش ۶:۳۱
👁 ۱۶.۳K ❤️ ۵۷۰
۲ هفته پیش ۱:۳۹
👁 ۹.۱K ❤️ ۴۵۲
۲۰ ساعت پیش ۱:۱۲
👁 ۸.۵K ❤️ ۳۴۲
۲ هفته پیش ۱:۱۲
👁 ۹.۴K ❤️ ۲۶۰
۲ هفته پیش ۲۲:۲۵
👁 ۱۵.۶K ❤️ ۳۰۱
۴ روز پیش ۰:۲۳
👁 ۷.۹K ❤️ ۹۰۱
۲ هفته پیش ۱:۲۳
👁 ۲.۱K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۱:۵۴
👁 ۸.۴K ❤️ ۲۴۶
۱ هفته پیش ۴:۵۲
👁 ۲۲.۲K ❤️ ۴۵۴
۴ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱۴.۴K ❤️ ۴۷۸
۲ هفته پیش ۴:۰۹
👁 ۲.۹K ❤️ ۲۷۷
۲ هفته پیش ۰:۳۸
👁 ۳.۶K ❤️ ۲۰۴
۲ هفته پیش ۱۲:۱۶
👁 ۹.۴K ❤️ ۳۶۵
۲ هفته پیش ۲۰:۳۶
👁 ۲.۷K ❤️ ۴۷۴
۲ هفته پیش ۰:۳۵
👁 ۱۲.۵K ❤️ ۹۷۶
۲ هفته پیش ۰:۵۷
👁 ۵.۰K ❤️ ۳۵۷
۲ هفته پیش ۱:۳۰
👁 ۲.۹K ❤️ ۳۰۶
۲ هفته پیش ۵۹:۲۴
👁 ۷.۲K ❤️ ۴۰۴
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن