سلام .من حامدم ۲۰ سالمه از قزوین این داستانم بر میگرده به ۴ ساله پیش وقتی شونزده سالم بود فیلم های سکسی میدم و جق میزدم.اما کم کم به بدنم یه حسی پیدا کرده بودم بدنم سفید بود و کونو سینمخیلی بزرگ بود و ۱۷۷ قدم بود .سینه هام بزرگ بود جوری که چند باری بچه های مدرسه میکشیدنش . یه روز که حموم بودم یاده یه فیلم سکسی افتادم که یارو خیار میکرد تو کونش .منم شهوتی شدم و یکمی شامپو ریختم کف دستم و مالیدم دوره سوراخم بعدش خوده شامپورو گذاشتم زمین و نشستمروش سرش رف تو اما خیلی درد داشت .بعد از اون داستان حتی تو ی فکر دادن هم بودم اما میترسیدم .یه روز با ترس و لرز یه شلوار تنگ پوشیدم و یه تیشرت تنگسینهاممعلومبود و چاک کونم .رفتم توی پارک بعضیا نگا میکردن که احساس کردم یکی پشته سرمه نشستم رو نیمکت اومد طرف یهو دستشو گذاشت روی رونامو گفت ماشالله .منم چیزی نگفتم .گفت اهل حال هستی .من من کردم گفت پشو بیا .منو برد پشت پارک و گفت میخوام بکنمت کیرم داره میترکه گفتم من تادحالا ندادم و درد داره .گفت بیا حالا گفتم باشه .من برد طرف موتورش سوارم کردو رفتیمتوی خونه دیدم۲ نفر دیگه همهستن .حسام گفت بچه ها یه مال اوردم هلو منهل داد وسط و گفت .سریع لخت شو چاقال منم گفتمنه اومدم برم که رضا و هادی منو گرفتن و زدنگفتن جرت میدیم بعدس میری .شلوارمو در اوردن و لباسمم پاره کردن گفتن جون .پاهامو از هم باز کردن و بسته به دوتا میله .حسام کرم و یه ایپری اورد و زد به کیرش منم پاهامو بسته بودن .گفت حیف این کون نیس بیکار انداختیش .منم گریه میکردم کرم زد به کونم .کیرشو فشار داد نرفت تو منم داد زدم که هادی کیرشو اورد دهنم گفت بخور بزور کرد توی دهنم و رضا هم.داشت فیلممیگرفت و سینه هامو میمالید .حسام کیرسو نم نم جا کرده بود قشنگ احساس کردم کونم دیگه حس نداره .تند تند تلمبه میزد .کیه هادی رو یهو ناخوداگاه گاز گرفتم و عصبانی شد سینمو با دندونش گاز گرفت و گفت چاقال ببچارت میکنم .حسام یهو چسبید به کونمو و داد زد یییییییییییهه و ابشو همشو ریخت توی کونم و یهو صورتشو اورد طرفمو لبامو میخورد گفت تو ام لبامو بمک مکیدم همدیگرو ماچ میکردیم رضا هم فیلم گرفت که یهو دیدم هادی اومد طرف کونم و گفت جون یهو زبونشو کرد توی سوراخم یه حسی بهم دست داد .کارش تموم شد یه روغن اورد و ریخت
توی دستش .گفت کیره منو گاز گرفتی بیجارت میکنم .دستشو مچ کرد و رضا و حسام که در جریان بودن گفت حامد بیچاره شدی .مشتش رو بزور کرد توی کونم اشکام میریخت میگفتم هادی گوه خوردم داد زد رضا دوربینو بیار .دستشو نم نم میکرد توی کونم منم داد میزدم که حسام با پارچه دهنمو بست .هادی دستشو نم نم تا ته داش میکرد توی کونم که احساس کردم شیکمم داره میاد بالا یدستشو عقب جلو میکرد جیگرم اتیش گرفته بود دستشو اورد بیرون خونه خالی گفت خب حالا میخوام ببینم چقدر دوام داری کیرشو انداخت توی کونم و محکم تلمبه میزد منم گریه میکردم ابش خیلی زو اومد ریخت توی کونم .حالا نوبت رضا بود دوربینو قطع کرد .گفت وقتی من مبکنمت باید اه و اوه کنی و بگی عشقم منو جر بده وگرنه انقدر میزنمت صدای سگ گفتم باشه .حسام دوربینو روشن کرد و رضا گفت حامد بگو .منمگفتم رضا عشقم قوربون کیرت بشم .من کونه تو ام .کونمو بگا منو جر بده من جندتم کیرشو کرد تو سوراخم و تلمبه میزد منم اهو اوه میکردم همش میگفتم رضا منو جر بده منو بگااا رضا کونم کیرتو میخواد رضا امگفت چشم مادرتو میگام کونت و جر میدم گفتم رضا عشقم محکم تر بکن نم نم خودمم داشتم حال میکردم که هادی گفت امادش کن دو کیره بریم گفت نه حالا نمیده رضا ابش رو پاچید توی کونم و اومد بالا سرم و سینمو بوس کرد گفت افرین .هادی اومد بالا سرم گفت حالا مونده چندتا میده اورد دوباره روغن ریخت رو دستش و میوه هارو دونه دونه کرد توی کونم .بعدش پاهامو باز کرد و گفت واستا .واستادم .یه حطام چسبید بهمگفت چرا دختر نشدی .کلی لب ازم گرفت منم کونم داشت میترکید و هادی گفت میوه ها توی کونت الان میترکه .گفتم دارم میمیرم .گفت نترس .دست کرد توی کونم .گفت حال میکنی چقدر گشاد سده میوه هارو در اورد .کونم خونه حالی بود رضا گفت کونت رو قشنگ کار کشیدیم ازش که دیگه بیکار نندازیش .حسام یهو حشری شد منو بغل کرد انداخت روی مبل گفت میخوام بکنمت دوباره مثل رضا واسم اشوه برو .دوربینو روشن کرد و کیرشو کرد توی
کونم منم گفتم حسام من جندتم کیرت تاجه سرمه منه کونی رو جر بده تلمبه بزن منو بگا حسام حشرش زده بالا تند تند تلمبه میزد منم گفتم آییییییی و اوهههههه حسام عاسقتم که ابسو خالی کرد توی کونم من بی حال شده بودم .و نا نداشتم .حسام فیلمارو اورد گفت میخوای پخشش کنیم گفتم نه اصلا گفت پس باید هر وقت خواستیم بدی منم گفتم چشم که هادی گفت دفع میبریمت باغ یه اسب داریم میخواییم با اسب بکنیمت .منم ناراحت بود و حسام گفت سریع حاضر شو کونی منم حاضر شدم منو رسونت همون پارک و شمارمو گرفت گفت سه روز دیگه منتظرتم .من بعد از اون داستان داغون شدم و تا الان تقریبا هر یک روز در میون کون میدم و لذت میبرم کاملا داستانم واقعی بود .
توی دستش .گفت کیره منو گاز گرفتی بیجارت میکنم .دستشو مچ کرد و رضا و حسام که در جریان بودن گفت حامد بیچاره شدی .مشتش رو بزور کرد توی کونم اشکام میریخت میگفتم هادی گوه خوردم داد زد رضا دوربینو بیار .دستشو نم نم میکرد توی کونم منم داد میزدم که حسام با پارچه دهنمو بست .هادی دستشو نم نم تا ته داش میکرد توی کونم که احساس کردم شیکمم داره میاد بالا یدستشو عقب جلو میکرد جیگرم اتیش گرفته بود دستشو اورد بیرون خونه خالی گفت خب حالا میخوام ببینم چقدر دوام داری کیرشو انداخت توی کونم و محکم تلمبه میزد منم گریه میکردم ابش خیلی زو اومد ریخت توی کونم .حالا نوبت رضا بود دوربینو قطع کرد .گفت وقتی من مبکنمت باید اه و اوه کنی و بگی عشقم منو جر بده وگرنه انقدر میزنمت صدای سگ گفتم باشه .حسام دوربینو روشن کرد و رضا گفت حامد بگو .منمگفتم رضا عشقم قوربون کیرت بشم .من کونه تو ام .کونمو بگا منو جر بده من جندتم کیرشو کرد تو سوراخم و تلمبه میزد منم اهو اوه میکردم همش میگفتم رضا منو جر بده منو بگااا رضا کونم کیرتو میخواد رضا امگفت چشم مادرتو میگام کونت و جر میدم گفتم رضا عشقم محکم تر بکن نم نم خودمم داشتم حال میکردم که هادی گفت امادش کن دو کیره بریم گفت نه حالا نمیده رضا ابش رو پاچید توی کونم و اومد بالا سرم و سینمو بوس کرد گفت افرین .هادی اومد بالا سرم گفت حالا مونده چندتا میده اورد دوباره روغن ریخت رو دستش و میوه هارو دونه دونه کرد توی کونم .بعدش پاهامو باز کرد و گفت واستا .واستادم .یه حطام چسبید بهمگفت چرا دختر نشدی .کلی لب ازم گرفت منم کونم داشت میترکید و هادی گفت میوه ها توی کونت الان میترکه .گفتم دارم میمیرم .گفت نترس .دست کرد توی کونم .گفت حال میکنی چقدر گشاد سده میوه هارو در اورد .کونم خونه حالی بود رضا گفت کونت رو قشنگ کار کشیدیم ازش که دیگه بیکار نندازیش .حسام یهو حشری شد منو بغل کرد انداخت روی مبل گفت میخوام بکنمت دوباره مثل رضا واسم اشوه برو .دوربینو روشن کرد و کیرشو کرد توی
کونم منم گفتم حسام من جندتم کیرت تاجه سرمه منه کونی رو جر بده تلمبه بزن منو بگا حسام حشرش زده بالا تند تند تلمبه میزد منم گفتم آییییییی و اوهههههه حسام عاسقتم که ابسو خالی کرد توی کونم من بی حال شده بودم .و نا نداشتم .حسام فیلمارو اورد گفت میخوای پخشش کنیم گفتم نه اصلا گفت پس باید هر وقت خواستیم بدی منم گفتم چشم که هادی گفت دفع میبریمت باغ یه اسب داریم میخواییم با اسب بکنیمت .منم ناراحت بود و حسام گفت سریع حاضر شو کونی منم حاضر شدم منو رسونت همون پارک و شمارمو گرفت گفت سه روز دیگه منتظرتم .من بعد از اون داستان داغون شدم و تا الان تقریبا هر یک روز در میون کون میدم و لذت میبرم کاملا داستانم واقعی بود .
نوشته: حامد
11 پاسخ به “اولین گی من”
ی ذره خوندم دیدم کص نوشتی،،بد بخت ملجوقبرو همون با بادمجون و…حال کن کصخل
این اولین گی یعنی چی دقیقا؟
مخت سرویس گشاد خانبدبخت مردی داغی هنوز نمیفهمی
کسی مجبورتون نکرده چنین داستانایی بنویسینبعد نوشتن یبارم خودتون بخونین اگه نخندیدین ارسال کنین
کلا کسشعره . همون اولش رو خوندم منصرف شدم . ریدی کلا .
عزیزم منم از قزوینم. اگه یه سکس عالی و رمانتیک رو دوست داری تجربه کنی پیام بده
حامدکجای قزوینی؟بیا پیش خودم
خیلی هول هولکی نوشتی، با موضوعش مشکل ندارم فقط یخده یواش تر، با توصیف بیشتر، با شاخ وبرگ تر بنویس.
کیررر فاعلای بزرگ قزوین در کیونتبچه کووونیتا مچش و تو کووونت کرد اونوقت اولین بارت بود میدادیتو لیاقت همون کیرررر اسب و داری
کس لیسی وچوچوله خوری از من حال دادان از تووو
بچه کون حیف فش با این چرندیاتی نوشتی