اولین خیانت

اولین خیانت

من و همسرم زندگی خوبی داشتیم . ده سالی می شد که با هم ازدواج کرده بودیم . من سی و پنج سالم بود و اون هنوز سی سالش نشده بود . اونو همراه بستگان که یه اکیپ زنانه بودند فرستادم سفر آبگرم سرعین . قرار بود یک هفته ای رو اونجا بمونن . در این ده سالی حتی فکر خیانت به اون لحظه ای هم به مغزم خطور نکرد ولی یک هفته تنها بودن در خونه .. آخه من با عشق ازدواج کرده بودم . با عشق سکس می کردم ولی برای سکسم تنوع می خواستم . شش روز گذشته بود و قرار بود چند ساعت بعد  همسرم از سفر بیاد . من دیگه فرصتی نداشتم باید تصمیم می گرفتم . سرانجام تصمیم گرفتم که منم مثل بقیه مردا یه تنوعی واسه زندگیم داشته باشم . یکی از دوستام به یه زن بیوه ای آدرس داد که بیاد سراغ من . سر کوچه ایستادم تا اونو که از آژانس پیاده میشه به خونه ام راهنمایی کنم . تقریبا ده سال ازم کوچیک تر بود . جذاب بود . ولی به زیبایی زنم نبود . درعوضش اندامش می تونست برام متنوع باشه .. یه عذاب وجدان خاصی رو حس می کردم . ولش کن همین یه باره . تو هم باید از زندگیت لذت ببری . مجبور که نیستی  پیش همه جار بزنی ولی اگه اونی که برات جور کرده همه جا جار بزنه ؟/؟ …. دچار استرس خاصی شده بودم . از اون جنده های کم کار نشون می داد . یک مانتوی گل و گشاد شیک سرخپوستی داشت یعنی منو به یاد اونا مینداحت . پنجاه متری رو در کنار هم به سوی خونه رفتیم . نکنه همسایه ها ما رو ببینن . وقتی اونو بردم وسط هال بازم چند تا سلام علیک معمولی کردیم . اون طوری باهام حرف می زد که انگار سالهاست که با من آشناست . می دونستم که این سکس نمی تونه اون لذتی رو که باید به من بده . آخه من تا حالا با تمام وجودم می خواستم سکس کنم و این اولین باری بود که می خواستم خلاف کنم -ببینم تو نمی خوای لختم کنی … خودش بلوزشو در آورد و فقط با یه شورت لاله زنبوری و یه سوتین کنارم وایساد . با اون همه دک و پزش انتظار بوی خوشی رو از داخل بدنش داشتم ولی بوی عرق خفیف و ترشیدگی تنش حالمو گرفته بود . اونو بردمش روی تخت . همون تختی که با عشق و وفا و هوس همسرمو روش می کردم و حالا قرار بود که تا چند ساعت دیگه بر گرده .. اون جنده بود و به جای این که هوای منو داشته باشه من می خواستم هواشو داشته باشم که بهش خوش بگذره و بهش حال بدم که بازم بیاد این طرفا . نمی دونم چرا نمی تونستم لذت ببرم . داشتم ادای لذت بردنو و حال کردنو در می آوردم . همسرم خیلی زیباتر و خوش بدن تربود . -می تونم کستو بخورم ؟/؟ .. جندهه به من اجازه داد .. چقدر کس بد طعمی داشت هنوز خیس نکرده بود شور و نمکی بود . یه حالت ترشیدگی هم داشت . با این حال شروع کردم به میک زدن .. دلم می خواست که یه حرکاتی از خودش نشون بده که خوشش اومده ولی خیلی بی احساس بود -ببینم نمی خوای بکنی توی کسم .. بابی میلی کیرمو به کس خشکش فشار دادم .. به این فکر می کردم که کس زنم چه راحت خیس می کرد و من می کردمش .. یعنی این جنده ارزش اونو داشت که این جور خودمو اسیر شیطان کنم و بهش خیانت کنم ؟/؟ با آب دهن دور کسشو ترکرد منم کیرمو کردم تو کسش -آهههههه آهههههه بکن بکن .. حال می کنم . کیر بده کیر بده .. حرفا و حرکاتش نشون می داد که خیلی مصنوعی و غیر طبیعیه . می خواست منو تحریک کنه . انگار که کس نکرده باشم . کسش یه تنگی خاصی داشت . شاید به خاطر این بود که خشک بود . یه دور اونو برگردوندم . دلم می خواست کونشو هم ببینم . کون گرد و کوچولویی داشت . دوطرفشو باز کردم تا کیرمو راحت تر بکنم تو کوسش . یه کمی خیس کرده بود ولی اون جوری که دلم می خواست حشریش نکرده بودم . -اگه می خوای آبتو خالی کنی کاندوم بذار -زوده می خوام باهات حال کنم -خیلی طولش میدی . این که نمیشه همیشه این قدر معطل کنم . جندهه عصبی و طلبکار شده بود .-هواتو دارم . اندامش مانکنی و زیبا بود . صورتش گرد و چشاش درشت و زیبا بود . حس کردم که نمی تونم از وجودش لذت ببرم . ولی من طلسمو شکسته بودم . می تونستم حرکات مشابه بعدی رو راحت تر انجام بدم . ولی دیگه خونه خودم به این زودیها خالی نمی شد . کاندومو گذاشتم و آبمو خالی کردم . دوبرابر قیمت یک جنده معمولی بهش پول دادم . ازش پذیرایی کردم و رفت . من خودم زن خوشگلمو مفت می کردم  دوساعت بعد زنم برگشت .. زن و دو تا دخترم . یک هفته ای می شد که همو ندیده بودیم . شرم زده بودم . دیگه اون حس سابقو نمی تونستم داشته باشم . اون شبی یعنی خدود 6 ساعت بعد از سکس من با جنده با همسرم مشغول شدم . زنم واقعا الهه  زیبایی بود . با بدنی خوش فرم ..اون خودشو با تمام عشق و اخساسش تقدیم من کرده بود و من عذاب می کشیدم از این که بهش خیانت کردم . حس کردم که از سکس با اون هم اون لذت گذشته رو نمی برم . حس کردم که خیلی دورنگ و دروغگو و پستم . از طرفی این اعتماد به نفس در من به وجود اومده بود که منم می تونم و در آینده راحت تر می تونم با هرزه های غریبه یا غریبه های هرزه کنار بیام …. پایان .. …

در

۱۶:۵۷:۰۰

4

اولین خیانت

بازدید 1,977

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۱:۰۹
👁 ۳.۹K ❤️ ۳۰۷
۲ هفته پیش ۱:۳۰
👁 ۲.۲K ❤️ ۴۸۳
۲ هفته پیش ۶:۰۸
👁 ۲۱.۷K ❤️ ۴۷۳
۲ هفته پیش ۰:۱۷
👁 ۶.۶K ❤️ ۲۳۸
۲ هفته پیش ۱:۰۱
👁 ۲.۶K ❤️ ۱۴۲
۴ روز پیش ۲:۳۰
👁 ۹.۳K ❤️ ۳۰۰
۲ هفته پیش ۹:۴۳
👁 ۱۹.۸K ❤️ ۸۵۴
۲ هفته پیش ۲:۵۴
👁 ۳.۴K ❤️ ۲۷۷
۲ هفته پیش ۰:۱۹
👁 ۲۲.۲K ❤️ ۲۴۷
۲ هفته پیش ۱۰:۱۱
👁 ۲۱.۹K ❤️ ۴۴۱
۲ هفته پیش ۰:۲۵
👁 ۴.۶K ❤️ ۳۷۷
۲ هفته پیش ۱:۳۲
👁 ۷.۶K ❤️ ۱۶۲
۱ هفته پیش ۱:۰۱
👁 ۲۰.۵K ❤️ ۵۱۵
۲ هفته پیش ۱:۰۲
👁 ۱.۸K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۰:۵۷
👁 ۲۱.۱K ❤️ ۱۸۳
۲ هفته پیش ۰:۳۳
👁 ۱۷.۲K ❤️ ۱۳۵
۱ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱۵.۰K ❤️ ۱۲۹
۲ هفته پیش ۱:۲۸
👁 ۱۶.۳K ❤️ ۱۲۴
۱ هفته پیش ۱۲:۴۷
👁 ۸.۱K ❤️ ۵۰۰
۲ هفته پیش ۰:۳۰
👁 ۳.۸K ❤️ ۱۰۱
۲ هفته پیش ۵۵:۲۸
👁 ۲.۹K ❤️ ۱۶۴
۲ هفته پیش ۱۴:۳۰
👁 ۲۳.۹K ❤️ ۴۰۹
۲ هفته پیش ۰:۵۲
👁 ۱۷.۰K ❤️ ۳۳۷
۲ هفته پیش ۵۸:۱۶
👁 ۸.۹K ❤️ ۲۰۲
۴ ساعت پیش ۰:۲۹
👁 ۲۰.۵K ❤️ ۷۵۶
۲ هفته پیش ۱:۴۵
👁 ۱۷.۱K ❤️ ۹۷۶
۷ روز پیش ۱:۰۶
👁 ۱۵.۲K ❤️ ۶۴۱
۲ هفته پیش ۰:۵۹
👁 ۳.۵K ❤️ ۲۷۲
۵ روز پیش ۱:۳۵
👁 ۶.۴K ❤️ ۵۴۴
۶ روز پیش ۰:۱۴
👁 ۱۳.۵K ❤️ ۱۸۸
۲ هفته پیش ۱:۳۱
👁 ۲.۳K ❤️ ۴۷۲
۲ هفته پیش ۱:۱۱
👁 ۳.۶K ❤️ ۲۸۱
۲ هفته پیش ۳۲:۳۱
👁 ۵.۴K ❤️ ۷۳۹
۲ روز پیش ۱۰:۰۰
👁 ۶.۳K ❤️ ۴۱۵
۲ هفته پیش ۱:۰۰
👁 ۲۲.۸K ❤️ ۵۳۳
۱ هفته پیش ۵:۱۸
👁 ۱۸.۶K ❤️ ۲۵۱
۲ هفته پیش ۱:۰۹
👁 ۳.۸K ❤️ ۴۲۳
۲ هفته پیش ۵:۲۹
👁 ۲.۹K ❤️ ۳۵۵
۷ ساعت پیش ۷:۲۰
👁 ۶.۲K ❤️ ۵۶۵
۲ هفته پیش ۳:۰۰
👁 ۴.۶K ❤️ ۴۴۷
۲ هفته پیش ۱۱:۴۲
👁 ۱۵.۳K ❤️ ۷۳۳
۲ هفته پیش ۱:۴۷
👁 ۳.۴K ❤️ ۱۹۶
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱۲.۷K ❤️ ۲۸۵
۲ هفته پیش ۲:۲۷
👁 ۶.۸K ❤️ ۴۵۲
۲ هفته پیش ۲:۵۸
👁 ۴.۳K ❤️ ۴۴۰
۲ هفته پیش ۳:۲۴
👁 ۶.۴K ❤️ ۱۹۴
۲ هفته پیش ۲:۰۳
👁 ۱۰.۱K ❤️ ۸۶۱
۲ هفته پیش ۲:۵۴
👁 ۲.۰K ❤️ ۱۳۰
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن