احساس تازه (۱)

سلام
قبل از این که بخونید میخواستم بگم این داستان کاملا خیالیه و هیچ ربطی به سبک زندگی من هم نداره و دارای محتوی فتیش دار است اگر دوست ندارید نخونید.

من آرمین هستم و میخواستم راجب تغییراتی که تو زندگیم افتاده تو این چند سال باهاتون صحبت کنم. حدودا کلاس هفتم بودم که کم کم متوجه شدم تغییراتی در بدنم داره اتفاق میوفته و یه اطلاعات جسته و گریخته ای راجب بدن مرد و زن میدونستم.
تابستون شد و من همراه پدر مادر و خواهرم آرام که 4 سال ازم بزرگتره بعد از تموم شدن امتحانات رفتیم شمال.
تو اون مسافرت دید من نسبت به خواهرم عوض شده بود انگار بیشتر بهش نگاه میکردم به بدنش به لباساش به هیکلش و یه چیزایی راجب جق شنیده بودم ولی هنوز امتحان نکرده بودم…
یه روز که میخواستیم بریم تو آب واقعا دیدن خواهرم تو مایویی که پوشیده بود یه حس عجیبی بهم داد نمیتونستم درکش کنم من زودتر برگشتم به ویلا و شروع کردم توی کانال های تلگرامی و بات ها دنبال پورن گشتن. قبلا هم گذری دیده بودم ولی خیلی نمیذاشتم حالم بد بشه ولی این دفعه دیگه میخواستم تا تهش برم.
به بهونه دوش گرفتن رفتم حموم و گوشیمم با خودم بردم و شروع کردم جق زدن و بعد یکم چشمامو بستم گوشی رو گذاشتم کنار و یاد آرام افتادم.چقدر اون مایو قشنگ بود یه مایوی بنفش کوتاه یه تیکه که پایینش چسبیده بود به بدنش و ولی جلوش یه طرح دامن داشت که خیلی بهش میومد. یه حس عجیبی داشتم انگار دوست داشتم اون مایو تن من میبود یاد انگشتای لاک زدش افتادم یه لاک قرمز قشنگ که به تمام انگشتای دست و پاش زده بود…
تو همین فکرا برای اولین بار ارضا شدم و حس عجیبی بود حس کردم ضعف کردم خوابیده بودم کف حموم ولی کم کم خودمو جمع کردم یه دوش گرفتم و تمیز کردم اومدم بیرون.
برگشتیم تهران ولی خیلی چیزا تغییر کرده بود.خواهرم به خاطر گرما تیپای باز تر میزد چه تو خونه چه بیرون و من هی نگاهم به لباسش بود.
یه روز خانواده تصمیم گرفتن برن خونه یکی از اقوام دور آرام که هنوز بیرون بود و تا شام نمیومد و من چون خیلی حوصله نداشتم نرفتم. تا پاشونو گذاشتن از در کیر من بلند شد یه فکرایی تو ذهنم بود که داشت روانیم میکرد.
اول رفتم اتاق خودم که بتونم اگه کسی اومد جمعش کنم نفهمه ولی خب اینترنت گوشیم خیلی ضعیف بود و وی پی انم از اون ضعیف تر هر کاری میکردم فیلمی بالا نمیومد یه فکری به ذهنم اومد که کیرم بلند تر شد سریع دوییدم به سمت اتاق آرام و رفتم سراغ کشوی لباسش قسمت لباس زیر ها رو باز کردم و چشمم خورد به همون مایویی که قبل تر دیده بودم تنش ورش داشتم و رفتم سمت اتاق خودم.
یه مایو بنفش یه تیکه که پایینش یه دامن کوتاه داشت و سینه هاش باز بود اول کلی بوش کردم و همزمان کیرمو میمالوندم که یه حسی بهم غالب شد که بپوشمش سریع تمام لباسامو درآوردم و پوشیدمش و قسمت پایینش چسبید به کونم. رفتم تو آینه کونمو نگاه کردم دلم نمیخواست صورتمو ببینم دیدن کونم تو اون مایو و فشاری که تنگی جلوش به کیرم میخورد باعث شد همونجا بدون دست زدن ارضا شم.
حال عجیبی داشتم حالم از خودم بهم میخورد و اصن نمیدونستم چی شد که به اینجا رسیدم و مونده بودم چجوری اینو پاکش کنم بزارم سر جاش که کسی نفهمه. سریع درش آوردم رفتم دستشویی شستمش و با سشوار شروع کردم خشک کردنش یکم که خشک شد سریع رفتم گذاشتمش سر جاش و اومدم تو حال شروع کردم تلویزیون دیدن.
چند دقیقه بعد خواهرم رسید خونه سلام علیک کردیم ولی روم نمیشد تو چشماش نگاه کنم.
رفت سمت اتاقش لباساشو عوض کنه بعد چند دقیقه صدام کرد: آرمینننن یه دقیقه بیا.
خیلی ترسیده بودم هزار تا فکر تو سرم بود تا رسیدم به اتاقش.
+چی شده؟
-تو اومدی سر کمد من؟
+نه چرا باید بیام سر کمد تو؟
-نمیدونم والا ولی بهم ریختس و مامان و بابام هیچوقت عادت ندارن بیان همچین کاری کنن.
+نمیدونم والا.
-حالا من نمیخوام دعوات کنم یا چیزی ولی باید به حریم خصوصی من احترام بذاری اگرم نکردی بدون کار خوبی نیست که بیای سر کمد بقیه مخصوصا من که دخترم.
منم حرفاشو تایید کردم و انکار کردم و رفتم ولی از صورتم داد میزد که این دفعه کار من بوده.فقط خدا خدا میکردم به مامان بابا چیزی نگه.
گذشت و گذشت بعد چند روز تو اینترنت یه سری ویدیو دیدم از یه سری ترنس و پسرایی که لباسای دخترونه پوشیده بودن و واقعا کیرم داشت از جاش میکند. چون آرام و مامانم خونه بودن کاری نمیتونستم بکنم پس رفتم دوش گرفتم و سیبیلای تازه جوونه زدم هم زدم ولی هنوز دلم پیش اون فیلمایی بود که دیدم یاد دفعه قبلی افتادم که مایو آرام رو پوشیدم و داشتم از شق درد میمردم که مامانم گفت من میرم بیرون پیش دوستام یادتون نره چایی دم کنید.
من خداحافظی کردم ولی آرام انگار خواب بود و چیزی نگفت. تا مامان رفت بیرون چک کردم که آرام خوابه و در اتاقشو بستم. سریع رفتم سمت اتاق مامان و و میز آرایشی رو دیدم و یه رژ قرمز ناخودآگاه زدم به لبام و خودمو تو آینه نگاه کردم با این که هنوز بلوغ اونقدر مردونه نکرده بود قیافمو ولی هنوزم مثل دخترا نشده بودم دلم میخواست باز آرایش کنم ولی چیزی بلد نبودم…
با همون رژ قرمز رفتم تو اتاقم خودم رو تو آینه دیدم و شروع کردم کیرمو مالوندن و پشتمو کردم به آینه تا کونمو هم بتونم نگاه کنم یکم دادمش عقب و شورتمو دادم لای کونم و همزمان جق میزدم و چشمامو بستم و خودم رو جای اون پسرای تو پورن ها تصور کردم و نهایتا ارضا شدم سریع جمع و جور کردم ولی هرکاری میکردم رژی که زده بودم پاک نمی شد پس رفتم حموم و با هر ضرب و زوری بود پاکش کردم وقتی اومدم بیرون صدای آرام رو شنیدم که گفت آرمین یه دقیقه میای باهات حرف بزنم؟
گفتم باشه وایسا لباسمو بپوشم میام رفتم دیدم چایی دم شده پس یه چایی ریختم و تعجب کردم آرام کی وقت کرده زیر سماور رو زیاد کنه و چایی دم کنه رفتم اتاقم تا لباس بپوشم دیدم مامانم برگشت خونه و وقتی رفت تو اتاقش گفت آرام تو دوباره از رژ من زدی؟
داشتم از استرس میمردم که آخ آخ آخ لو رفتم حالا چیکار کنم.
آرامم جواب داد آره میخواستم ببینم به لباسم میاد یا نه فقط یه تست کوچولو کردم ببینم چجوری میشه.
اونم گفت ایراد نداره فقط دفعه بعدی درست بزن چرا اینقدر ناشیانه زدی.
اصلا نفهمیدم چی شده ولی تنها چیزی که میدونستم این بود که خواهرم الان نجاتم داد و قطعا هم یه چیزایی فهمیده…
ادامه دارد…

نوشته: 000amir000aaa

بازدید 16,348

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

3 پاسخ به “احساس تازه (۱)”

  1. ادامه بده چون یه همچین حالتی هم برای من پیش اومد البته نه با خواهر با عمه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید