اتوبوس هوس 26

اتوبوس هوس 26

درو ببند ایمان .. یکی از دخترا که بد جوری آدامس می جوید و چشاشو خمار کرده بود و خیلی هم لاتی حرف می زد گفت -معین جون این آقا رانندهه باید جور همه این آقایونو که برای رفع اشکال اومدن باید بکشه تا دیگه هست خودشو نخود توی آش نکنه .. یه لبخندی زده گفتم که آسیاب به نوبت برای همه شما حلال مشکلات هستم . اما سر فرصت . این جوری که نمیشه یک دفعه همه این  سختیها رو بر طرف کرد . انگاری دو سه تا از این پسر دخترا یه چیزی بالا انداخته بودند و رفته بودند توی حال . خیلی از این کار زشتشون بدم اومده بود . دانشگاه محل تحصیله . حالا اگه به آدم درمونده ای چون ایمان خان که ایمانش خیلی قویه و بنا به دلایل اقتصادی و روحی و عدم وابستگی نمی خواد از دواج کنه اگه کس و کونتونو دادین هیچ ایرادی نداره . هر چند می دونستم بیشتر به دلیل اقتصادیه که نمی تونم از دواج کنم . معاون آموزشی به تته پته افتاده بود . نمی دونست چیکار کنه . چند تا صندلی گذاشت پشت در و گفت می دونم ایمان جان تو از خودمونی . اون وقتا که تو دانشجوی اینجا بودی و منم کار مند خیلی هوای تو رو داشتم . چون بچه درس خونی بودی و می دونستم که یه روزی به جایی می رسی -آره شدم راننده اینجا .. -ولی خب یه مدت که بگذره می تونی استخدام شی و یواش یواش راه ترقی بازه . هرچی که فکر می کردم اون کجا به درد من خورده چیزی به یادم نمیومد . شاید این جوری خواسته به دیگران القا کنه که نترسه . -ببین عزیز تو برو با اینا حال کن من خودم کنار در وای می ایستم . -ببینم فکر نمی کنید اگه جای دیگه ای این کلاس رفع مشکلات رو دایر می کردید بهتر می بود . یکی از دخترا که کمی مسلط تر به خودش بود و بهش نمیومد که روان گردان مصرف کرده باشه خودشو به من نزدیک کرد و گفت آقای راننده ..-ایمان -آقا ایمان من هر وقت که سوار ماشینت میشم حس می کنم که رفتم زیر کیر تو .. این از آرزوهامه که باهات حال کنم . حالا دیگه یه توفیقی حاصل شده دیگه هدیه رو که رد نمی کنن . همه شون بد جوری جفت کرده بودند . دختر پسرا از اخراج شدن و معاون هم هم از اخراج شدن و هم شاید به زندان افتادن .. هر چند از نظر کیفری فعلا نمی شد اونا رو گیر داد ولی در هر حال می شد یه جورایی براشون مایه اومد . اونا یا باید منو سر به نیست می کردند یا رضایت منو جلب می کردند . شیلا دستشو رسوند به کمر بند من . جلوی تقریبا ده نفر چطور می تونستم سکس کنم . سختم بود ولی شیلا خیلی خوشگل بود . موهای صاف و اتو کشیده مشکی و بلندش  کمی پایین تر از کمرش افشون شده بود . با چشای درشت و خمار و شهلای خودش طوری بهم نگاه کرد که من دست و پامو گم کردم . شاید جادو به همین چیزا میگن که آدم قفل می کنه و به طرف خاصی کشیده میشه .  دلم می خواست اول اون لبارو می بوسیدم و بعد از یک عشقبازی ناب در مراحل مقدماتی اونو به فینال می رسوندم و با خشونت فرو می کردم توی کونش و حالا اگرم اپن بود که چه بهتر می تونستم فرو کنم توی کسش . -آقا معین این گوشه کنار جای خلوت تری هم هست ؟/؟ -ببین اصلا دوست داری شیلا رو بگیر ببرش .. اون از خودش خونه داره .. -به نظر شما مشکلات توی خونه ایشون بهتر حل نمی شد . -فضای آپارتمانش و محیط زندگی اون که خیلی فضول داره گنجایش این همه آدمو نداشت . حالا یه نفررو میشه حلش کرد . یه نگاهی به شیلا انداخت و اونم گفت درست می فر مایید ..-شیلا جون هوای آقا ایمانو داشته باش . منم قول میدم با مسئول امتحانات و اونی که سوالات آخر ترمو از استاد می گیره و تدوینش می کنه هوای تو و بقیه رو داشته باشم . فقط این مسئله باید سکرت بمونه -مثل همیشه من خودم می دونم . راستش می تونستم همونجا بمونم و بقیه رو هم بگام ولی حال و روز خمارشونو که دیدم چنگی به دل نمی زدند . تازه این جوری خیلی هم بهتر بود . معین فقط گریه نکرده بود . بد جوری داشت به دست و پای من می افتاد . واسه این که هنوز قدرت خودمو بهش نشون بدم گفتم بعدا در این مورد حرف می زنیم . صورت و پیشونی منو  بوسید و گفت نوکرتم می دونستم خیلی ماهی . خیلی ها امروز غیبت کردند . -ببینم بر نامه شبانگاهی داشتین . روی این نیمکتها که پر و پاچه آدم درد می گرفت . تازه دانشگاه چند تا نگهبان داره .. -میشه با بعضی از نگهبانا دوست شد . دور بین ها رو در بعضی از قسمتها از کار انداخت . مسئول سایت و کامپیوتر و چند تا از دست اندر کاران الکترونیک که با چم و خم اینجا آشنان با مان … عجب چیزی شده بود . واقعا با یک باند طرف بودم . با شیلا راه افتادیم که بریم . یکی دو سالی رو از من کوچیکتر بود . وقتی که فهمیدم اونم یک زن مطلقه بوده وراه کسش بازه خیلی خوشحال شدم . ولی اگه بخواد واسم پاپوش درست کنه . منو بکنه شوهرش چی ؟/؟ یه پرشیا سفید داشت که عین عروس  تمیز و سفید و براق بود . سوار ماشینش شدم و رفتیم طرف خونه شون … ادامه دارد .. …

در

۲۱:۱۹:۰۰

اتوبوس هوس 26

بازدید 4,612

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۱۲:۰۰
👁 ۳.۰K ❤️ ۴۰۸
۱۵ ساعت پیش ۱:۱۲
👁 ۸.۵K ❤️ ۳۴۱
۲ هفته پیش ۱:۰۷
👁 ۳.۹K ❤️ ۱۴۳
۲ هفته پیش ۱:۲۴
👁 ۴.۹K ❤️ ۴۰۳
۲ هفته پیش ۰:۵۴
👁 ۱۴.۸K ❤️ ۵۹۵
۲ هفته پیش ۵:۰۵
👁 ۱۰.۱K ❤️ ۴۲۹
۲ هفته پیش ۰:۳۳
👁 ۱۱.۸K ❤️ ۵۲۰
۳ روز پیش ۱:۰۴
👁 ۱۵.۶K ❤️ ۴۴۴
۲ هفته پیش ۷:۵۳
👁 ۶.۴K ❤️ ۳۹۹
۲ هفته پیش ۱:۲۴
👁 ۱۰.۴K ❤️ ۵۲۶
۲ هفته پیش ۰:۲۶
👁 ۳.۶K ❤️ ۴۳۰
۲ هفته پیش ۹:۲۷
👁 ۲۰.۱K ❤️ ۱۴۲
۲ هفته پیش ۱:۲۹
👁 ۴.۰K ❤️ ۴۸۹
۲۱ ساعت پیش ۰:۰۸
👁 ۱۴.۷K ❤️ ۹۰۶
۲ هفته پیش ۴:۳۰
👁 ۲.۸K ❤️ ۴۳۱
۲ هفته پیش ۳:۲۱
👁 ۶.۷K ❤️ ۲۸۴
۲ هفته پیش ۲:۱۰
👁 ۴.۷K ❤️ ۴۱۳
۲ هفته پیش ۴۶:۴۷
👁 ۲.۵K ❤️ ۳۷۵
۲ هفته پیش ۰:۳۱
👁 ۵.۲K ❤️ ۳۷۰
۲ هفته پیش ۲:۰۲
👁 ۱۹.۲K ❤️ ۲۲۲
۲ هفته پیش ۱۱:۱۰
👁 ۳.۸K ❤️ ۲۹۰
۳ روز پیش ۰:۴۲
👁 ۱۸.۷K ❤️ ۴۶۲
۲ هفته پیش ۳۰:۰۹
👁 ۲.۴K ❤️ ۲۹۶
۲ هفته پیش ۵۹:۳۳
👁 ۱۰.۳K ❤️ ۹۲۵
۲ هفته پیش ۰:۴۶
👁 ۳.۵K ❤️ ۱۹۰
۱ هفته پیش ۱:۳۱
👁 ۱۴.۰K ❤️ ۹۲۰
۱ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱.۷K ❤️ ۳۰۸
۲ هفته پیش ۰:۲۱
👁 ۴.۹K ❤️ ۶۸۷
۲ هفته پیش ۰:۳۴
👁 ۱۳.۵K ❤️ ۲۸۷
۲ روز پیش ۱۵:۰۳
👁 ۱۳.۷K ❤️ ۷۳۲
۱ هفته پیش ۰:۳۹
👁 ۱۰.۷K ❤️ ۳۲۷
۲ هفته پیش ۰:۲۵
👁 ۲.۹K ❤️ ۱۴۲
۲ هفته پیش ۱:۰۱
👁 ۱۲.۱K ❤️ ۹۸۷
۲ هفته پیش ۰:۴۳
👁 ۲.۰K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۳:۲۸
👁 ۳.۱K ❤️ ۴۰۶
۲ هفته پیش ۰:۵۱
👁 ۳.۸K ❤️ ۲۸۴
۱ هفته پیش ۰:۴۱
👁 ۹.۸K ❤️ ۱۸۳
۲ هفته پیش ۰:۵۱
👁 ۱۰.۲K ❤️ ۵۵۰
۲ هفته پیش ۰:۱۸
👁 ۲.۴K ❤️ ۱۱۱
۲ هفته پیش ۰:۵۰
👁 ۳.۶K ❤️ ۱۸۲
۷ روز پیش ۳:۴۶
👁 ۱۱.۰K ❤️ ۳۷۶
۲ هفته پیش ۸:۵۱
👁 ۱۹.۸K ❤️ ۲۴۲
۲ هفته پیش ۴۳:۴۹
👁 ۱۶.۶K ❤️ ۲۳۰
۲ هفته پیش ۵:۰۷
👁 ۴.۴K ❤️ ۴۰۹
۲ هفته پیش ۱:۳۸
👁 ۲.۷K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۳:۵۹
👁 ۴.۰K ❤️ ۳۸۷
۲ هفته پیش ۷:۳۵
👁 ۲.۱K ❤️ ۳۵۸
۲ هفته پیش ۷:۳۰
👁 ۲.۴K ❤️ ۲۴۴
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن