اولین سکس مهرداد و شیما (۲)

پارت دوم
آخرین خاطره من و شیما قبل از رفتن به لندن
مهرداد ۱۷سال بزرگتر از شیما که الان شیما ۴۰ سالشه (۵سال رفاقت و دوستی )
بهمن ماه ۴۰۳ بود
شیما زنگ زد گفت برنامه بچین فردا شب ویلا میام پیشت برای خداحافظی ،
منم منزل هماهنگی کردم که فرداشب از تهران مهیمان دارم منزل نیستم ، تدراکات رو دیدم ، مواد غذایی ، مشروب ، سیگاری ، فردا عصر ویلا بودم که شیما زنگ زد دارم حرکت میکنم ، گفتم بیا عزیزم منتظرت هستم ، حدود ساعت ۷ شب رسید ، درو باز کردم ماشین آورد داخل ، از ماشین پیاده شد یه لب گرم و طولانی از هم گرفتیم ، بعدش رفتیم بالا ، شیما تا بره لباسهاشو در بیاره منم قهوه آماده کردم چون خیلی دوس داشت ، مشغول گپ زدن و نوشیدن قهوه شدیم ، که گفت مهرداد عزیزم کارهام ردیف شد و با پسرم داریم میریم لندن پیش همسرش ، چون ۵سالی میشد همسرش رفته بود لندن واز هم دور بودن ، خب منم ابراز خوشحالی و آرزوی بهترین ها رو براش خواستم ، کم کم لبهامو نزدیک هم شد و شروع به خوردن لب و زبون هم شدیم ، همینطور که مشغول لب گرفتن بودیم دستهام رفت سمت سینه هاش و شروع به لمسش کردن ، حدود نیم ساعتی مشغول بودیم ، بعد شیما گفت شام چی داریم ، گفتم گوشت برای کباب آماده کردم باید سیخ بکشیم ،پس تو گوشت رو سیخ بکش منم برم ذغال آماده کنم ،خلاصه ذغال که آماده شد شیما صدا زدم که سیخ ها رو بیار ، اونم آورد و گذاشتیم رو ذغال ، بعد شیما یه سیگاری آماده کرد وشروع کردیم به پک زدن ،پک زدن همراه با لب گرفتن ، کبابها آماده شد رفتیم بالا رو میز چیدیم ، مشروب و دوغ و نوشیدنی نیروزا بود ، خلاصه شام با مشروب صرف شد ، وسیله هارو جمع کردیم ، ظرفها شسته شد، موسیقی آرام هم داشت بخش میشد ، بعد شیما رفت یه موسیقی رقصی گذاشت و ۲نفری شروع کردیم به رقصیدن توحالت مستی و منگی ، حدودهای ساعت ۲ رفتیم تو رختخواب ، چراغ خواب قرمز روشن بود ، و هردو لخت دراز کشیده بودیم و شیما داشت از رویاهای آینده اش وقتی رفت لندن صحبت میکرد و منم دستم رو سینه اش به پهلو دراز کشیده بودم ، بعداز مدتی رفتم سراغ لبهاش و شروع به خوردن لبهاش و زیونش شدم و اونم همراه بود ، بعد رفتم زیر گوشهاش بوسه و لایه گوشهاش ، آهسته رفتم بسمت سینه هاش و مکیدن نوک سینه هاش ، کم کم رفتم سراغ کص نازش ، ازن کص هایی که پفی ، با نوک زبونم با چوچولاش بازی و میک میزدم و بعد زبونم رو از پایین کصش بسمت بالا میکشیدم و اونم داشت ناله میکرد و با دستهاش سرم رو به کصش میفشرد ، شیما صدا زد مهرداد کیر میخوام ، منم پوزیشن 69شدم و کیر متوسط و معمولیم رو گذاشتم تو دهنش ، تو خوردن حرفه ای بود ، بعداز مدتی سکس مون رو شروع کردیم اولین پوزیشن طاق باز پاها تو سینه ، کص پف کرده رفتم روش و کیرمو گذاشتم تو کصش ، ونوک سینه هاشو میخوردم که با صدای مستی گفت مهرداد نوک سینه ام رو گاز بگیر چون همیشه میگفت دوس دارم و بیشتر ارضاءمیشم ، ومنم انجام میدادم.بعد گفتم شیما پوزیش رو تغییر و داگی شو ، وای وقتی از پشت نگاه میکردم چه حالی میداد ، باسن بزرگ قلب شکل و یه کص پف کرده و سوارخ کون ناز روبروت بود ، کص نگو هلو بگو ، آب انداخته بود بیا ببین ، ابتداء کمی با زبون براش خوردم وبعد کیرمو هل دادم رفت توش ، کمی تلمبه آهسته و کمی تلمبه تند میزدم و چه موجی تو باسنش راه میافتاد ، وگاهی هم شیما عقب و جلو میکرد ، هردومون خیس عرق شده بودیم ، شیما گفت مهرداد کمی استراحت یه سیگاری دیگه بار بزنیم بعد دوباره سکس شروع کنیم ، منم اوکی دادم ، سیگاریمون رو کشیدیم (سیگاری قوای جنسی خانومها رو بالا میبره و دیر ارضاء میشن ) شروع به ساک زدن کردیم دو طرفه ، شیما به پهلو خوابید و منم از پشت کیرمو گذاشتم تو کصش و شروع به تلمبه زدن کردم ، بعد از مدتی به شیما گفتم مجدا داگی بشه میخوام تو کونت بزارم ، گفت اول برام بخورش باشه ، منم ابتدا کمی با نوک زبونم سوراخ کونشو بازی و لیس میزدم و اونم داشت ناله میکرد ، بعداز مدتی یه انگشت توش فروع کردم و شروع به بازی کردن و بعد ۲ انگشت و ۳انگشت ، کاملا باز و آماده کیرم بود ، همچون گفتم کیرم زیاد کلفت و بلند نیست و یه کیر معمولی ، کیرمو گذاشتم سر سوراخ کونش کمی مایع روان کننده هم زده بودم و یه هل دادم وبا کمی فشار سرش رفت تو و همون حالت نگه داشتم و بعد از مدتی به شیما گفتم مشکلی نداری و بقیه شو وارد کنم ، شیما گفت مهرداد من رو زمین نیستم تو آسمانها هستم با نوشیدن مشروب و سیگاری و یه سکس باکیفت ، هر کاری دوست داری بکن که امشب آخرین شب من با تو هست (میدونم که شوهرم سر کیرش میرفت داخل کصم درجا ارضاء میشد ومن اعصبانی که مگه مرد نیستی چرا خودتو کنترل نمیکنی ) توییکه ۵ سال در کنارم بودی و همجوره حمایتم کردی ، هر طور دوس داری بکن عشقم ، منم کیرمو تا ته فرستادم تو کونش و با کمی مکث شروع به تلمبه زدن کردم ، ابتداء آهسته و بعدا سریع تر ، حدود ۱۰ دقیقه ای ادامه داشت و حدود ۲ ساعتی از شروع سکسمون میگذشت و حجمی از منی تو بیضه هامون پر شده بود ،چون چندبار جلو ارضاء شدنمو گرفته بودم ، خلاصه سرعت تلمبه رو زیاد کردم و با فشار بالا آب کیرمو تو کونش خالی کردم و روش دراز کشیدم ، بعد یه دستمال کاغذی گذاشتم تو سوراخ کونش و یکی هم کیرمو تمیز کردم ، کمی استراحت و ماساژ آرام پشت و باسنشو دادم ،و در همون حالت خوابیدیم ، صبح حدود ساعت ۱۱ بیدار شدیم ، رفتیم حمام دوش گرفتیم ، کمی صبحانه صرف شد ، آماده برای رفتن شد ، چند باری از هم لب گرفتیم ، بازم ازم تشکر کرد بابت ۵سال رفاقتمون ، (مادی ، معنوی ، سکسی ) شیما ۲ روز بعد رفت لندن با پسرش پیش همسرش ، هراز گاهی تو اینستا جویای حال هم میشیم ، میگفت قرار مدتی دیگه بیاد ، به امید دیدار مجدد 🌹🌹

نوشته: مهرداد

بازدید 4,305

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

یک پاسخ به “اولین سکس مهرداد و شیما (۲)”

  1. نمی‌دونم این چه فازیه هرکی می‌خواد سکس بکنه و داستان سکسی بنویسه حتماً باید مشروب بخوره و مشروب بنویسه از شربت و الان کشیده شده به خوردن مشروب احتمالاً چند وقت دیگه بنزینم می‌خورید

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید