نکته: اگر فیلم پاک شده بود یا پخش نمیشد یا هر مشکل دیگری داشت از اینجا یک سرور پخش دیگر را انتخاب کنید. همچنین ممکن است چند تبلیغ باز شود، آن را ببندید و مجدداً کلیک کنید.
اسم من ماراله و این اتفاق برا زمانیه که ۱۸ سالم بود از خودم بخوام بگم بدن خوبی دارم با کون و ممه های خوش فرم قدم ۱۷۰ وزن...
سلام به همه ی دوستان عزیز بکن تو خاطره ای که میخوام واستون تعریف کنم مال همین یکی دو شب پیشه که واسم پیش اومد و جالب بو...
این یک ترجمه س و دوست داشتم باهاتون به اشتراک بذارم پس اگر برچسب های داستان ندیدی ببین و لطفا اگر از این دست داستان ها د...
تو باشگاه بدنسازی یه دوستی داشتیم که درواقع بوفه دار باشگاه بود بعدش باهاش دوست شدیم . از اون نخاله های روزگار بود . یه ...
سلام من اسمم ارمینه و 18 سالمه و یه کون دخترونه و بیبی فیسم تو محله ما یه بقالی هست که فروشندش اسمش امید که 33 ساله تقری...
سلام من احمدم و ۲۰ سالمه و میخوام اولین تجربه سکس خودم رو با دختر خالم که ۲۵ سالشه تو ۱۵سالگی تعریف کنم . خیلی بچه تر...
اسمم شیواست،35 سال دارم و متاهل هستم و دارای یک فرزند دختر.شاغل و تحصیلکرده هم هستم. هر کس از جنس مخالف که منو می بینه ا...
خوشحالم که از قسمت قبل خوشتون اومد و سعی کردم تو این قسمت ایرادی نداشته باشم تقدیم به نگاه زیباتون تو حال خودم نبودم و ا...
چند هفته ای از امتحانات ترم دوم پیش دانشگاهی گذشته بود، تو این چند وقته نشسته بودم و مثل خر درس خونده بودم، دیگه حالم از...
از فاصله نیم متری رهایم کرد و روی تخت پرت شدم. رها کردنش آرام نه، خشن بود و بیانعطاف! ارتفاع کمی بود اما برای منِ سیاه...
سلام من مهران هستم 30 ساله میخوام تعدادی از خاطرات و تجربیات سکسی رو که برام اتفاق افتاده براتون بنویسم.سکسهای من از سن ...
یک سال از آشنایی مجازیمون میگذشت، اوایل چندباری از من دعوت کرد که برم ببینمش و به دلایلی رد کردم، وقتی متوجه شدم برخلاف ...
فردا امتحان داشتیم به خاطر همین رفتیم اپارتمان یکی از دوستامون که با هم درس بخونیم برای امتحان فردا ولی به جای درس خوندن...
سلام اسم من nemoe (اسامی مستعار) خاطره ای که میخوام براتون بگم برای سال 97 هست از سربازی اومده بودم و حال روز خوبی نداشت...
سلام من سعیدم .اولین باریه که مینویسم . این داستان که میخام بگم واقعیه و برمیگرده به دو هفته پیش ولی بخاطر این که دوستم ...
صدای تلویزیون رو با حرکات بچه گانش زیاد کرد: _خونه ی مادر بزرگه … مادرش از توی آشپزخونه صدا زد : _شیطون بلا صدا رو کم کن...
اسمم شقایقه٣١سالمه و ٤ساله جدا شدم پسرم بعد جدایی با من زندگی میكرد شاغل بودم و بعضی وقتا اخر شب كه حوصلم سر میرفت چت رو...
مدت زمان نزدیک به یکسال از ازدواج من و محمد میگذشت و من هر روز خودمو بیشتر از روز قبل خوشبخت تر میدیدم سالار و آرزو رابط...
از خونه زدم بیرون بدجوری هوس کوس کرده بودم با ماشین تو خیابون ول میچرخیدم اما دریغ از یه کوس اخه ساعت 10 صبح بود و کسی ه...
این نوشته بخش چهارم از ترجمه یک داستان به زبان انگلیسی است. اسامی و مکان ها تغییر داده شده و برخی از اتفاقات و شخصیت های...
چیزایی که راحت بدست میان رو دوست ندارم،یعنی هیچوقت عادت نکردم به ساده بدست اوردن،شاید چون بابام معتقد بود که اگه چیزی رو...
سلام به همه ی برو بچه های بکن تو.یه خاطره ی واقعی و خفن می خوام براتون تعریف کنم.این خاطره مربوط میشه به پارسال تابستون....
سلام دوستان.اگه دروغ نگم این خاطره برای 5 دقیقه پیش هستش.همین الان منشی دفترمون رفت بیرون منم خیس عرق نشستم پای لب تاب د...
سلام به همه دوستان بکن تو من اسمم مصطفی ست و الان 33 سالمه و داستانی که میخام بگم دقیق اش ماله یک ماه پیشه. من یک دوست د...