سپیده گفت… پسرا اگه بازم میخوایم بگین هاااا خجالت نکشید…
گفتیم… نه مرسی خیلی حال کردیم
گفت… عزیزای من خجالت نکشین… قربون دودولاتون بشم اگه حال میخواین بیاین…
گفتم… راستش سپیده من یکم دیگه نیاز دارم
گفت… ای جان … خب بگو هرچی بخوای بهت میدم
گفتم… میخوام آبمو بریزم تو دهنت
گفت… ای جان خب چرا منتظری پسر بیارش دودولتو
رفتم جلو
گفت… چجوری راحتی عشقم؟ چجوری دوست داری؟
گفتم… میشه مثل مبین بخوری؟
گفت… عزیزم… اونجوری دوست داری؟ چشم پسر خوشگل بیا…
خوابید رو تخت و منم نشستم رو سینه اش
کیرمو بوس کرد
گفت… مرسی پسر اگه این گوگلیت نبود امشب من دیوونه میشدم
گفتم… بخورش دیگه
کله کیرمو آورد پایین و کرد دهنش
یه ساک عجیب رفت که دو دقیقه نکشید دوباره آبم پاشید
سریع کله اشو کرد دهنش و مک زد
عین آبمیوه می خورد آبمو
منم تو اوج حال بودم و آه می کشیدم
تموم که شد
کل کیرمو خورد و لیسش زد
یعنی کل بدنم حال اومد و آروم شد
کیرم سیخ مونده بود از شدت حال
گفتم… مرسی
گفت… تو مرسی پسر شیطون که آنقدر خوشمزه ای…
گفتم… بره من خوشمزه تره یا مبین
گفت… آخه شماها هنوز به سن بلوغ نرسیدین هیچ مزه خاصی ندارد بزرگتر که بشین اونوقت آبتون خوردن داره
مبین گفت… چندشت نمیشه؟
گفت… عزیزم مال شما پسرا رو باید ریخت تو چشم خوردن کمه آخه کی از خوردن این گوگولی خوشگلتون سیر میشه…
بلند شدیم لباسامون رو پوشیدیم و رفتیم اتاق خودمون و خوابیدیم تا صبح
تا یک هفته بعدش شارژ بودم انگار
سپیده هم کاری باهاشون نداشت
تا اینکه یه شب باز هم من و هم مبین حشری شدیم
من روم نشد ولی مبین رفت به سپیده گفت
سپیده دستمونو گرفت و برد تو اتاقش گفت… آخی پسرای شیطون بازم حال میخواین… این گوگولی خوشمزه تون حال نیاز داره؟
مبین که دستش لای پاش بود و کیرشو از رو شلوارش میمالید
گفتم… سپیده دلم کس می خواد…
گفت… چشم بذارید شب بشه چشم… منم بهتون نیاز دارم پسرا فقط تا شب تحمل کنیم باشه…
گفتیم… باشه
با زور تحمل کردیم
کیرامون تا شب سیخ سیخ بود و تو شلوارمون دیده میشد
هر وضعی بود نذاشتیم مریم بفهمه
شب ساعت ۲ بود
با مبین رفتیم اتاق سپیده
سپیده در اتاق رو بست و اومد جلو پاهای من زانو زد
شلوار و شورتمو باهم کشید پایین و بلافاصله کیرمو کرد دهنش
کیرم سیخ سیخ بود و از نوکش آب میومد
همزمان با دست دیگه اش شلوار مبین رو کشید پایین
کیرشو درآورد و تو دستش مالید
من از بس حشری بودم چند ثانیه بیشتر نتونستم نگه دارم و آبم اومد
فکر کنم برا سپیده غیر منتظره بود چون همین طوری تند تند داشت رو کیرم ساک میزد یهو که آبم اومد جا خورد
آهی از ته دل کشیدم و با تمام وجود حال کردم
سپیده قشنگ خوردش کیرمو و بعد زیرشو لیس زد لای پاهامو ماساژ داد
گفت… پسر خیلی زود میاد شیرت… یخورده نگه دار خودتو که حال کنیم…
گفتم… آنقدر حشری بودم که نشد بیشتر از این نگه دارم
گفت… ایبی نداره خوشمزه بود جیگر…
چرخید سمت مبین اونم دست کمی از من نداشت
سومین ساک آبش اومد
کیرشو بوس کرد و گفت… ای بابا شما پسرا چقدر زود ارضاء میشین…
مبین نفس نفس میزد گفت… آخه سپیده ما از صبح تو کفیم و کیرامون همین طوری سیخ
سپیده زیر کیرمو لیس زد و گفت… عزیزای من قربونتون بشم ببخشید حالا این گوگولی خوشگلتون بازم حال می خواد؟
با اشتیاق گفتیم… آره
خوابید رو تخت و ماهم نوبتی مینشستیم رو سینه اش و کیرامون رو می خورد
یکم ساک زد برامون نوبتی
بعد شلوار و شورتشو درآورد و گفت… بچه ها نوبت شماست یه حالی بدین به این بیقرار
من که منتظر بودم جلدی رفتم و گذاشتم روش کیرمو و هل دادم تا ته کردم تو
خوابیدم رو شکم سپیده و با دستام سینه هاشو بغل گرفتم
آخ وای جونمی جون کیرم…
چه نرم و لیز بود کسش حال میداد خیلی
مبین گفت… سپیده منم کس می خوام
سپیده… چشم عشقم گفتم بهتون… جفتتون با هم دودول هاتون رو بذارید تو کسم
نه آخه من اینجوری حال نمی کردم
یکم کشیدم کنار
مبین اومد لای پای سپیده نشست و کیرشو زیر کیر من حل داد تو
زیر کیرم مالیده میشد به کیر مبین ولی حال میداد
باهم تلمبه میزدیم
مبین ده تا تلمبه بامن نزد که آبش اومد
کرد تو کامل ریختش تو کس سپیده منم خیلی حشری شده بودم و تند تند تلمبه میزدم
سپیده از شدت حال مست شده بود و می گفت… بچه ها جرم بدید… دودول خوشگلا کسمو پاره کنید
گهگاهی یه جیغ کوچیک هم میزد
من کیرمو تو بالای کسش می کردم مبین کیرشو پایین کس فشار میداد
ولی به نظر من بالاش خیلی حال داشت تا پایینش
سپیده گفت… مبین بازم اگه دوست داری ادامه بده هلاکم… جون من مبین
یهو جیغ زد و کسش پر از آب شد
فکر کنم سپیده آبش اومد
منم چیزی نمونده بود آبم بریزه
کامل کردم توش و کمرمو چسبوندم لای پاش
مبین فهمید تو اوج حالم کیرشو کشید بیرون که راحت باشم
منم خوابیدم رو شکمش و بغلش کردم
سپیده موهای سرمو نوازش می کرد و می گفت… عزیزم آفرین پسر خوب با خیال راحت حالتو بکن عشقم
منم داشت آبم میومد
از شدت باورنکردی حال داشتم دیوونه میشدم
بدنم میلرزید
پاهامو از پشت دراز کردم و آوردم بالا
مبین رفت و نشست رو کمرم
یکم خودمو تکون دادم و آبم اومد
آخ…
حسابی حال داد
آنقدر اومد که انگار نه انگار که من فقط چهارده سال مه
سپیده موهامو ناز میکرد شونه هامو میمالید
گفت… آفرین پسر… عشقمی… مرسی از آرامشی که دادی بهم
مبین هنوز سیخ بود و حال می خواست
کشیدم بیرون خوابیدم رو تخت
مبین رفت جای من و کیرشو کرد تو کس سپیده و خوابید روش
شروع کرد تلمبه زدن
سپیده میخندید و میگفت… چه پسر شیطونی… عزیزم مگه بازم داری؟
مبین گفت… سپیده آره دارم یه بار دیگه حال می خوام
منم تحریک شدم و بازم حشری شدم
خودمو کشیدم بالا که کمرم برسه به دهن سپیده
به پهلو چرخیدن سمتش و گفتم… مال منم حال می خواد سپیده
سپیده… ای جانم دوباره سیخ کردی… فدات بشم امیر
صورتشو نزدیک کرد و کیرمو کرد دهنش
تند تند خورد
خیلی حال داد
آنقدر خوب خورد که سریع ارضا شدم و آبم پاشید
سپیده کامل خوردش و کیرمو آروم کرد بعد داد بالا تخمامو کرد دهنش
کیرمو با زبونش بلند کرد
کیرم خیلی باریک و کوچیک بود هنوز بچه بودم
کیرم رو زبونش جا میشد
کشید زیرش و کیرم شل افتاد
دیگه واقعا نداشتم که راست کنم
گفت… قربون این دولت بشم یه وجب بیشتر نیست ببین چه حال میده…
مبین هم آه کشید و آبش اومد
گفتم… سپیده حامله نشی!
گفت… نه پسرا… البته عاشقشم که شما دوتا پسر خوشگلا حامله ام کنید ولی شماها هنوز مزه اسپرم تون کامل نشده الان فقط زمان حال و حوله بدون نگرانی راحت آبتون رو بریزید هیچ مشکلی هم نداره…
شورت و شلوارمون رو پوشیدیم رفتیم اتاق مبین و خوابیدم تا صبح
صبح درحالی بیدار شدیم که دیدیم لحاف کنار رفته و شلوار و شورتمو تا زانو پایینه
هم من و هم مبین
ساعت ۱۲ ظهر بود
عجیب بود
کی شب شلوارمو رو دراورده بود!
خلاصه نفهمیدیم
دو سه روزی از اون ماجرا گذشت تا من دوباره هوس سکس کردیم
دیگه بدون خجالت من خودم رفتم به سپیده گفتم… سپیده من و مبین بازم میخوایم
سپیده دست کشید به لپم و خم شد و لبامو بوسید
گفت… عشقم چه به موقع منم نیاز دارم بهتون
گفتم… کی وقت بگذاریم؟
گفت… بگو مبین بیاد همین الان
گفتم… الان مریم بیداره یه موقع میبینن هااا
گفت… نه پسر وقتی میگه حال میخواد باید همون لحظه بهش داد
مبین رو صدا کرد اومد تو آشپزخونه
سپیده گفت… مریم برو اتاقتو مرتب کن… تا میام همه لباساتو جمع کن…
مریم هم رفت تو اتاقش
سپیده گفت… پسرا با زانو رو میز وایستین
رفتیم رو میز با زانو
سپیده صندلی رو کشید و نشست جلومون
کمر شلوار منو گرفت و گفت… ای پسر شیطون حالا بذار ببینم چی داری ؟
کشید پایین
شلوارم با شورتم اومد پایین و کیرم جلو صورتش در اومد
سرشو نزدیک کرد کله کونمو بوس کرد
سیخ سیخ بود کیرم
با نوک زبونش زیر کیرمو قلقلک می داد…
مبین گفت… سپیده مال منم هست… منم حال میخوام زود باش…
رو کرد سمت مبین
سریع شلوار و شورتشو کشید پایین
کونش سیخ اومد بیرون…
سپیده کله اشو مک زد
همون لحظه مبین آبش اومد و پاشد رو لبای سپیده
سپیده کمرشو بغل کرد و کیر رو کامل تو دهنش برد
با دستاش کمر مبین رو ماساژ می داد تا راحت حال کنه
مبین هم داشت آبش میومد و حال می کرد
سپیده کیر مبین رو لیس زد و بوسید
گفت… ای جان پسر خیلی انرژیت بالاست یکم نگه دار خودتو عشقم
چرخید سمت من
لبخندی زد و گفت… میدی بخورمش پسر؟
گفتم… آره حتما کیرم همش مال تو همشو بخور
کرد دهنش کیرمو
تند تند ساک زد
نتونستم نگه دارم آبم اومد
قشنگ خورد کیرمو و تمیز لیسش زد
تا قطره آخرشو کامل قورت داد
بوس کرد کونمو و گفت… آفرین… خیلی خوب بود…
تف انداخت رو کونامون بعد با دستش شروع کرد به مالیدن
خیلی خوب میمالید
کونم زود راست شد…
گذاشت دهنش چندتا ساک زد مال مبین رو هم چند بار لیس زد
گفت… خب بچه ها بیاید دو نفری بکنید تو این کس بی قرارم
مبین گفت… سپیده من یکم شاش دارم برم بکنم بیام نمیتونم بیشتر نگه دارم
سپیده… آخی… برو سریع بیا عشقم
رفت دستشویی
کیرمو بوس کرد و گفت… پسر یکم جیش داری بکنی ؟
گفتم… یذره دارم…
گفت… میدی بخورمش؟
گفتم… واقعا؟
گفت… آره عزیزم امروز هوس کردم شاشتو بخورم
گفتم… کثیفه…
گفت… واسه پسر خوشگلی مثل تو اصلا کثیف نیست و خیلی ام خوردنیه
کیرم رو لباش بود
یکم زور زدم شاشم اومد
زیر کیرمو لیس زد
شاشم ریخت رو لپش
تند تند زیر کله کیرمو با زبونش میمالید
قطره های ادرارم شروع کرد زیر کیرم
یهو کیرمو کرد تو دهنش
دهنش و بست و بقیه شو قورت داد
منم کامل مثانه امو خالی کردم تو دهنش
کیرمو بوس کرد و گفت… به به چه جیش شوری داری پسر… مثل آبت خوشمزه بود
گفتم… خیلی حال میده آبمو می خوری…
گفت… عزیزم هر وقت دلت خواست سریع بهم بگو خجالت نکش… باشه پسرم؟
گفتم… راستش الان بازم میخوام…
گفت… نه پسر الان نگهش دار که بریزیش تو کسم خیلی داغ کرده بلکه یکم خنک بشه…
دستمو گرفت و گفت… عزیزم بیا بشین رو پام
منو کشید جلو و آروم رفتم پایین میز و نشستم رو پاش
با یه دستش داشت کیرمو میمالید
کیرمو رو به پایین کرد و گفت… بیا جلو بکنش لای پام تو کسم
منم کمرمو جلو بردم و شکمم چسبید به شکمش
کیرم لیز خورد تو کسش
آخ خیلی حال میداد
همونجوری عقب جلو می کردم
سپیده بغلم کرد و منو محکم فشار داد به خودش
منم حسابی داشتم حال می کردم
کیرم تو کس گرمش فرو میرفت خیلی آرامش بهم می داد
سپیده کمرمو ماساژ میداد
گفت… آفرین پسر ادامه بده با خیال راحت بریز توش
منم تند تر تلمبه میزدم حال می کردم
یهو حال به اوج خودش رسید و بدجوری داغ شد بدنم
گفتم… سپیده آبم داره میاد…
گفت… ای جانم… همین جوری راحتی؟ یا چجوری دوست داری؟
گفتم… دوست دارم بخوابم رو کست
سریع بلند شد از رو صندلی دستمو کشید و منو برد تو حال
مبین با کیر سیخش اومد
سپیده خوابید رو مبل منو کشوند لای پاش
با زانو رفتم رو مبل و کیرمو کردم لای کسش
بدن سپیده میلرزید
داد زد… جرش بده امیر … کیرتو محکم بکن تو کسم
منم با تمام قدرت زدم توش
تا ته رفت توش و جلو مثانه ام محکم چسبید به کسش
خیلی حال داد
رو پاش که بودم کیرم نصفه میرفت تو کسش کم حال می کردم
سپیده دست مبین رو گرفت و گفت… بیا تو ام حال کن پسر چرا منتظری؟
گفت… منم کس می خوام
سپیده خندید… عزیزم من امروز چقدر خوشبختم… اول بیا یه حالی به کیرت بدم عشقم
کمر مبین رو کشید سمت خودش و با لباش کیرشو برداشت و شروع کرد به خوردنش
مبین آه می کشید
منم هی یه تلمبه میزدم منتظر میشدم آبم برگرده… بعد دوباره یه تلمبه دیگه
خیلی حال میداد نمیخواستم آبم بیاد و تموم بشه
اما سپیده پاهاشو دور کمرم قفل کرده بود و منو می کشید سمت خودش
یه لحظه دهنشو کشید و گفت… امیر محکم بکن کسمو خواهش می کنم هرچی بخوای بهت میدم
منم دل رو زدم به دریا و دو سه تا تلمبه خوشگل و قدرتی زدم طوری که شق شق صدا میداد
در این حین نتونستم نگه دارم و آبم می پاشید تو کسش
کامل کردم توش و خوابیدم رو شکمش
سپیده هم جیغ زد و کونش گرم شد
مبین دهنش آب افتاده بود و فقط تماشا می کرد
آبمو کامل ریختم تو کونش و آروم شدم
بعد از روش بلند شدم
سپیده کونشو با دستش مالید گفت… عزیزم… مرسی
کون مبین رو گرفت و گفت… خب پسر تو بیا ببینم چی داری؟
مبین با عجله رفت رو مبل و بدون مقدمه کرد تو کونش و خوابید رو کون سپیده
سپیده موهای کونشو نوازش کرد و گفت… آفرین راحت حالتو بکن پسرم…
مبین هم چشماش خمار بود
کونشو گذاشت رو شکم سپیده دستاشو دور کونش حلقه کرد
عین پسربچه ای که تو بغل مامانش میخوابه😍
سپیده هم عین یه مامان مهربون موهای مبین رو نوازش می کرد
مبین تند تند تلمبه زد 💦
سپیده کونشو ناز کرد و گفت… عشقم ❤️
گفتیم… نه مرسی خیلی حال کردیم
گفت… عزیزای من خجالت نکشین… قربون دودولاتون بشم اگه حال میخواین بیاین…
گفتم… راستش سپیده من یکم دیگه نیاز دارم
گفت… ای جان … خب بگو هرچی بخوای بهت میدم
گفتم… میخوام آبمو بریزم تو دهنت
گفت… ای جان خب چرا منتظری پسر بیارش دودولتو
رفتم جلو
گفت… چجوری راحتی عشقم؟ چجوری دوست داری؟
گفتم… میشه مثل مبین بخوری؟
گفت… عزیزم… اونجوری دوست داری؟ چشم پسر خوشگل بیا…
خوابید رو تخت و منم نشستم رو سینه اش
کیرمو بوس کرد
گفت… مرسی پسر اگه این گوگلیت نبود امشب من دیوونه میشدم
گفتم… بخورش دیگه
کله کیرمو آورد پایین و کرد دهنش
یه ساک عجیب رفت که دو دقیقه نکشید دوباره آبم پاشید
سریع کله اشو کرد دهنش و مک زد
عین آبمیوه می خورد آبمو
منم تو اوج حال بودم و آه می کشیدم
تموم که شد
کل کیرمو خورد و لیسش زد
یعنی کل بدنم حال اومد و آروم شد
کیرم سیخ مونده بود از شدت حال
گفتم… مرسی
گفت… تو مرسی پسر شیطون که آنقدر خوشمزه ای…
گفتم… بره من خوشمزه تره یا مبین
گفت… آخه شماها هنوز به سن بلوغ نرسیدین هیچ مزه خاصی ندارد بزرگتر که بشین اونوقت آبتون خوردن داره
مبین گفت… چندشت نمیشه؟
گفت… عزیزم مال شما پسرا رو باید ریخت تو چشم خوردن کمه آخه کی از خوردن این گوگولی خوشگلتون سیر میشه…
بلند شدیم لباسامون رو پوشیدیم و رفتیم اتاق خودمون و خوابیدیم تا صبح
تا یک هفته بعدش شارژ بودم انگار
سپیده هم کاری باهاشون نداشت
تا اینکه یه شب باز هم من و هم مبین حشری شدیم
من روم نشد ولی مبین رفت به سپیده گفت
سپیده دستمونو گرفت و برد تو اتاقش گفت… آخی پسرای شیطون بازم حال میخواین… این گوگولی خوشمزه تون حال نیاز داره؟
مبین که دستش لای پاش بود و کیرشو از رو شلوارش میمالید
گفتم… سپیده دلم کس می خواد…
گفت… چشم بذارید شب بشه چشم… منم بهتون نیاز دارم پسرا فقط تا شب تحمل کنیم باشه…
گفتیم… باشه
با زور تحمل کردیم
کیرامون تا شب سیخ سیخ بود و تو شلوارمون دیده میشد
هر وضعی بود نذاشتیم مریم بفهمه
شب ساعت ۲ بود
با مبین رفتیم اتاق سپیده
سپیده در اتاق رو بست و اومد جلو پاهای من زانو زد
شلوار و شورتمو باهم کشید پایین و بلافاصله کیرمو کرد دهنش
کیرم سیخ سیخ بود و از نوکش آب میومد
همزمان با دست دیگه اش شلوار مبین رو کشید پایین
کیرشو درآورد و تو دستش مالید
من از بس حشری بودم چند ثانیه بیشتر نتونستم نگه دارم و آبم اومد
فکر کنم برا سپیده غیر منتظره بود چون همین طوری تند تند داشت رو کیرم ساک میزد یهو که آبم اومد جا خورد
آهی از ته دل کشیدم و با تمام وجود حال کردم
سپیده قشنگ خوردش کیرمو و بعد زیرشو لیس زد لای پاهامو ماساژ داد
گفت… پسر خیلی زود میاد شیرت… یخورده نگه دار خودتو که حال کنیم…
گفتم… آنقدر حشری بودم که نشد بیشتر از این نگه دارم
گفت… ایبی نداره خوشمزه بود جیگر…
چرخید سمت مبین اونم دست کمی از من نداشت
سومین ساک آبش اومد
کیرشو بوس کرد و گفت… ای بابا شما پسرا چقدر زود ارضاء میشین…
مبین نفس نفس میزد گفت… آخه سپیده ما از صبح تو کفیم و کیرامون همین طوری سیخ
سپیده زیر کیرمو لیس زد و گفت… عزیزای من قربونتون بشم ببخشید حالا این گوگولی خوشگلتون بازم حال می خواد؟
با اشتیاق گفتیم… آره
خوابید رو تخت و ماهم نوبتی مینشستیم رو سینه اش و کیرامون رو می خورد
یکم ساک زد برامون نوبتی
بعد شلوار و شورتشو درآورد و گفت… بچه ها نوبت شماست یه حالی بدین به این بیقرار
من که منتظر بودم جلدی رفتم و گذاشتم روش کیرمو و هل دادم تا ته کردم تو
خوابیدم رو شکم سپیده و با دستام سینه هاشو بغل گرفتم
آخ وای جونمی جون کیرم…
چه نرم و لیز بود کسش حال میداد خیلی
مبین گفت… سپیده منم کس می خوام
سپیده… چشم عشقم گفتم بهتون… جفتتون با هم دودول هاتون رو بذارید تو کسم
نه آخه من اینجوری حال نمی کردم
یکم کشیدم کنار
مبین اومد لای پای سپیده نشست و کیرشو زیر کیر من حل داد تو
زیر کیرم مالیده میشد به کیر مبین ولی حال میداد
باهم تلمبه میزدیم
مبین ده تا تلمبه بامن نزد که آبش اومد
کرد تو کامل ریختش تو کس سپیده منم خیلی حشری شده بودم و تند تند تلمبه میزدم
سپیده از شدت حال مست شده بود و می گفت… بچه ها جرم بدید… دودول خوشگلا کسمو پاره کنید
گهگاهی یه جیغ کوچیک هم میزد
من کیرمو تو بالای کسش می کردم مبین کیرشو پایین کس فشار میداد
ولی به نظر من بالاش خیلی حال داشت تا پایینش
سپیده گفت… مبین بازم اگه دوست داری ادامه بده هلاکم… جون من مبین
یهو جیغ زد و کسش پر از آب شد
فکر کنم سپیده آبش اومد
منم چیزی نمونده بود آبم بریزه
کامل کردم توش و کمرمو چسبوندم لای پاش
مبین فهمید تو اوج حالم کیرشو کشید بیرون که راحت باشم
منم خوابیدم رو شکمش و بغلش کردم
سپیده موهای سرمو نوازش می کرد و می گفت… عزیزم آفرین پسر خوب با خیال راحت حالتو بکن عشقم
منم داشت آبم میومد
از شدت باورنکردی حال داشتم دیوونه میشدم
بدنم میلرزید
پاهامو از پشت دراز کردم و آوردم بالا
مبین رفت و نشست رو کمرم
یکم خودمو تکون دادم و آبم اومد
آخ…
حسابی حال داد
آنقدر اومد که انگار نه انگار که من فقط چهارده سال مه
سپیده موهامو ناز میکرد شونه هامو میمالید
گفت… آفرین پسر… عشقمی… مرسی از آرامشی که دادی بهم
مبین هنوز سیخ بود و حال می خواست
کشیدم بیرون خوابیدم رو تخت
مبین رفت جای من و کیرشو کرد تو کس سپیده و خوابید روش
شروع کرد تلمبه زدن
سپیده میخندید و میگفت… چه پسر شیطونی… عزیزم مگه بازم داری؟
مبین گفت… سپیده آره دارم یه بار دیگه حال می خوام
منم تحریک شدم و بازم حشری شدم
خودمو کشیدم بالا که کمرم برسه به دهن سپیده
به پهلو چرخیدن سمتش و گفتم… مال منم حال می خواد سپیده
سپیده… ای جانم دوباره سیخ کردی… فدات بشم امیر
صورتشو نزدیک کرد و کیرمو کرد دهنش
تند تند خورد
خیلی حال داد
آنقدر خوب خورد که سریع ارضا شدم و آبم پاشید
سپیده کامل خوردش و کیرمو آروم کرد بعد داد بالا تخمامو کرد دهنش
کیرمو با زبونش بلند کرد
کیرم خیلی باریک و کوچیک بود هنوز بچه بودم
کیرم رو زبونش جا میشد
کشید زیرش و کیرم شل افتاد
دیگه واقعا نداشتم که راست کنم
گفت… قربون این دولت بشم یه وجب بیشتر نیست ببین چه حال میده…
مبین هم آه کشید و آبش اومد
گفتم… سپیده حامله نشی!
گفت… نه پسرا… البته عاشقشم که شما دوتا پسر خوشگلا حامله ام کنید ولی شماها هنوز مزه اسپرم تون کامل نشده الان فقط زمان حال و حوله بدون نگرانی راحت آبتون رو بریزید هیچ مشکلی هم نداره…
شورت و شلوارمون رو پوشیدیم رفتیم اتاق مبین و خوابیدم تا صبح
صبح درحالی بیدار شدیم که دیدیم لحاف کنار رفته و شلوار و شورتمو تا زانو پایینه
هم من و هم مبین
ساعت ۱۲ ظهر بود
عجیب بود
کی شب شلوارمو رو دراورده بود!
خلاصه نفهمیدیم
دو سه روزی از اون ماجرا گذشت تا من دوباره هوس سکس کردیم
دیگه بدون خجالت من خودم رفتم به سپیده گفتم… سپیده من و مبین بازم میخوایم
سپیده دست کشید به لپم و خم شد و لبامو بوسید
گفت… عشقم چه به موقع منم نیاز دارم بهتون
گفتم… کی وقت بگذاریم؟
گفت… بگو مبین بیاد همین الان
گفتم… الان مریم بیداره یه موقع میبینن هااا
گفت… نه پسر وقتی میگه حال میخواد باید همون لحظه بهش داد
مبین رو صدا کرد اومد تو آشپزخونه
سپیده گفت… مریم برو اتاقتو مرتب کن… تا میام همه لباساتو جمع کن…
مریم هم رفت تو اتاقش
سپیده گفت… پسرا با زانو رو میز وایستین
رفتیم رو میز با زانو
سپیده صندلی رو کشید و نشست جلومون
کمر شلوار منو گرفت و گفت… ای پسر شیطون حالا بذار ببینم چی داری ؟
کشید پایین
شلوارم با شورتم اومد پایین و کیرم جلو صورتش در اومد
سرشو نزدیک کرد کله کونمو بوس کرد
سیخ سیخ بود کیرم
با نوک زبونش زیر کیرمو قلقلک می داد…
مبین گفت… سپیده مال منم هست… منم حال میخوام زود باش…
رو کرد سمت مبین
سریع شلوار و شورتشو کشید پایین
کونش سیخ اومد بیرون…
سپیده کله اشو مک زد
همون لحظه مبین آبش اومد و پاشد رو لبای سپیده
سپیده کمرشو بغل کرد و کیر رو کامل تو دهنش برد
با دستاش کمر مبین رو ماساژ می داد تا راحت حال کنه
مبین هم داشت آبش میومد و حال می کرد
سپیده کیر مبین رو لیس زد و بوسید
گفت… ای جان پسر خیلی انرژیت بالاست یکم نگه دار خودتو عشقم
چرخید سمت من
لبخندی زد و گفت… میدی بخورمش پسر؟
گفتم… آره حتما کیرم همش مال تو همشو بخور
کرد دهنش کیرمو
تند تند ساک زد
نتونستم نگه دارم آبم اومد
قشنگ خورد کیرمو و تمیز لیسش زد
تا قطره آخرشو کامل قورت داد
بوس کرد کونمو و گفت… آفرین… خیلی خوب بود…
تف انداخت رو کونامون بعد با دستش شروع کرد به مالیدن
خیلی خوب میمالید
کونم زود راست شد…
گذاشت دهنش چندتا ساک زد مال مبین رو هم چند بار لیس زد
گفت… خب بچه ها بیاید دو نفری بکنید تو این کس بی قرارم
مبین گفت… سپیده من یکم شاش دارم برم بکنم بیام نمیتونم بیشتر نگه دارم
سپیده… آخی… برو سریع بیا عشقم
رفت دستشویی
کیرمو بوس کرد و گفت… پسر یکم جیش داری بکنی ؟
گفتم… یذره دارم…
گفت… میدی بخورمش؟
گفتم… واقعا؟
گفت… آره عزیزم امروز هوس کردم شاشتو بخورم
گفتم… کثیفه…
گفت… واسه پسر خوشگلی مثل تو اصلا کثیف نیست و خیلی ام خوردنیه
کیرم رو لباش بود
یکم زور زدم شاشم اومد
زیر کیرمو لیس زد
شاشم ریخت رو لپش
تند تند زیر کله کیرمو با زبونش میمالید
قطره های ادرارم شروع کرد زیر کیرم
یهو کیرمو کرد تو دهنش
دهنش و بست و بقیه شو قورت داد
منم کامل مثانه امو خالی کردم تو دهنش
کیرمو بوس کرد و گفت… به به چه جیش شوری داری پسر… مثل آبت خوشمزه بود
گفتم… خیلی حال میده آبمو می خوری…
گفت… عزیزم هر وقت دلت خواست سریع بهم بگو خجالت نکش… باشه پسرم؟
گفتم… راستش الان بازم میخوام…
گفت… نه پسر الان نگهش دار که بریزیش تو کسم خیلی داغ کرده بلکه یکم خنک بشه…
دستمو گرفت و گفت… عزیزم بیا بشین رو پام
منو کشید جلو و آروم رفتم پایین میز و نشستم رو پاش
با یه دستش داشت کیرمو میمالید
کیرمو رو به پایین کرد و گفت… بیا جلو بکنش لای پام تو کسم
منم کمرمو جلو بردم و شکمم چسبید به شکمش
کیرم لیز خورد تو کسش
آخ خیلی حال میداد
همونجوری عقب جلو می کردم
سپیده بغلم کرد و منو محکم فشار داد به خودش
منم حسابی داشتم حال می کردم
کیرم تو کس گرمش فرو میرفت خیلی آرامش بهم می داد
سپیده کمرمو ماساژ میداد
گفت… آفرین پسر ادامه بده با خیال راحت بریز توش
منم تند تر تلمبه میزدم حال می کردم
یهو حال به اوج خودش رسید و بدجوری داغ شد بدنم
گفتم… سپیده آبم داره میاد…
گفت… ای جانم… همین جوری راحتی؟ یا چجوری دوست داری؟
گفتم… دوست دارم بخوابم رو کست
سریع بلند شد از رو صندلی دستمو کشید و منو برد تو حال
مبین با کیر سیخش اومد
سپیده خوابید رو مبل منو کشوند لای پاش
با زانو رفتم رو مبل و کیرمو کردم لای کسش
بدن سپیده میلرزید
داد زد… جرش بده امیر … کیرتو محکم بکن تو کسم
منم با تمام قدرت زدم توش
تا ته رفت توش و جلو مثانه ام محکم چسبید به کسش
خیلی حال داد
رو پاش که بودم کیرم نصفه میرفت تو کسش کم حال می کردم
سپیده دست مبین رو گرفت و گفت… بیا تو ام حال کن پسر چرا منتظری؟
گفت… منم کس می خوام
سپیده خندید… عزیزم من امروز چقدر خوشبختم… اول بیا یه حالی به کیرت بدم عشقم
کمر مبین رو کشید سمت خودش و با لباش کیرشو برداشت و شروع کرد به خوردنش
مبین آه می کشید
منم هی یه تلمبه میزدم منتظر میشدم آبم برگرده… بعد دوباره یه تلمبه دیگه
خیلی حال میداد نمیخواستم آبم بیاد و تموم بشه
اما سپیده پاهاشو دور کمرم قفل کرده بود و منو می کشید سمت خودش
یه لحظه دهنشو کشید و گفت… امیر محکم بکن کسمو خواهش می کنم هرچی بخوای بهت میدم
منم دل رو زدم به دریا و دو سه تا تلمبه خوشگل و قدرتی زدم طوری که شق شق صدا میداد
در این حین نتونستم نگه دارم و آبم می پاشید تو کسش
کامل کردم توش و خوابیدم رو شکمش
سپیده هم جیغ زد و کونش گرم شد
مبین دهنش آب افتاده بود و فقط تماشا می کرد
آبمو کامل ریختم تو کونش و آروم شدم
بعد از روش بلند شدم
سپیده کونشو با دستش مالید گفت… عزیزم… مرسی
کون مبین رو گرفت و گفت… خب پسر تو بیا ببینم چی داری؟
مبین با عجله رفت رو مبل و بدون مقدمه کرد تو کونش و خوابید رو کون سپیده
سپیده موهای کونشو نوازش کرد و گفت… آفرین راحت حالتو بکن پسرم…
مبین هم چشماش خمار بود
کونشو گذاشت رو شکم سپیده دستاشو دور کونش حلقه کرد
عین پسربچه ای که تو بغل مامانش میخوابه😍
سپیده هم عین یه مامان مهربون موهای مبین رو نوازش می کرد
مبین تند تند تلمبه زد 💦
سپیده کونشو ناز کرد و گفت… عشقم ❤️
نوشته: امیر
11 پاسخ به “کیر خوشگل هم دردسر داره! (۲)”
کونی مگه مجبور چرت و پرت بنویسی 😂😂
مریم چ شد ای وسط؟
پورن زیاد میبینی و دستت تو خشتک داری تایپ میکنی!
دیوس این اراجیف چیه داری زر میزنی بچه ۱۴ساله مگه چقدر اب داره که پشت یر هم ابش بیاد کیرش هم سیخ باشه کوسکش
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
بحدی این کستان بچگانه و احمقانه س که نمیشه خوندش
😂😂😂🤣🤣🤣🤣نویسنده های برازرز ریدن به خودشونبا خوندن این فیلم سوپر 🤣🤣🤣
ایشالله که بزرگتر شدی ، عقل رس شدی یه کتاب آناتومی بخر یکم مطالعه کن یکم راجع به فیزیولوژی بدن مرد ها بیشتر بخونمیدونم آرزو داری ، رویا بافی میکنی، دلت میخواد یه کس حق گیرت بیفته هی بکنیش بریزی دهنش بریزی تو کونش کوس ش را پر کنی روزی چند بار ارضا بشی ولی در عالم واقعیت نمیشهحالا برو درست و بخون که اون مضامین و بفهمی
چیبگم والا
کونم راست شد 😂 😂 😂 سر صبحی کیرم خوابید لعنت بهت
ادامشو بنویس،عالیه