همکار مطلقه‌ی کون‌گنده (۲)

سلام دوستان وقت بخیر
خاطره قبلی تعداد لایک هاش تقریبا ۲ برابر دیس لایک هاش بود و تصمیم گرفتم پارت دوم رو براتون تعریف کنم
فقط یه چندتا نکته : اون عزیزانی که فحش دادن و فلان ، نوش جان خودشون و خانوادشون. کسی مجبورتون نکرده بخونید و نظر بدین
نکته بعدی اینکه شما بلد نیستی پارتنرت رو مولتی ارگاسم کنی مقصر من نیستم که میگه مگه پورنه یا توهم زدی ۱۲ بار و فلان ، دورت بگردم من ادعایی ندارم در حد خودم بلدم چجوری پارتنرم رو اماده کنم که از مولتی ارگاسمش لذت ببرم و دلیلی نمیبینم برای کسی توضیح بدم چجوری اماده‌ش میکنم
پس شما چکیده کار رو میخونی نه جزئیات دقیق.
نکته آخر اون احمق بی سوادی که فیستینگ رو رژیم غذایی میدونه😂
ابله اون فستینگ هست ، اول یاد بگیر اصطلاحات رو بعد بیا تفت بده😂

خب بریم سراغ داستان فیستینگ مژگان.

بعد اون سکس ، در طول هفته اکثرا من خونه مژگان بودم و سکس به راه و نهارمم اماده کمترین حالت ۳ روز در هفته پیشش بودم چون یه سری روزا یا لیلا همکار دیگه و دوست مژگان ک باعث آشنایی ما شد پیشش بود یا خواهر و خواهرزادش.
اینجوری شده بود که من بخاطر سکس ظهر با مژگان میرفتم صبحا سرکار و عملا صبح تا ظهر چال میکردم.
مژگان روحیه‌ش عوض شده بود و چند تا قرارداد خوب نوشت توی یکی دوتاش منم کمکش کردم.
خلاصه حالش خوب بود و این حال خوب تو سکس بیشتر معلوم بود
عملا گوشش به دهن من بود تو خونه‌ش و هر جوری دلم میخواست ازش استفاده میکردم.
یا بازدید ک میرفتیم (ماشین نداشت با ماشین من میرفتیم اکثرا) تو ماشین دستم تو شرتش بود با سوراخش بازی میکردم و اگه جای خوبی بود چند دقیقه‌ای میدادم بخوره برام.
تو خونه‌ش موقع نهار من رو میز نهارخوری میشستم مژگان زیر میز مشغول خوردن کیر و خایم و کم کم خودش ریم جاب رو تست کرد و خوشش اومد.
مژگان توی هر سکسمون تا کص و کونش تلمبه نمیخورد اروم نمیشد و اول از کس یه بار ارضا میشد و چند بار بعدی از کون.
تموم سینه و کون و پهلو و رون و کمرش رد دستای من و چنگای من و کبودیهای بود ک من روش گذاشته بودم و لذت میبرد ازشون
هرچی انال‌مون سنگین تر مژگان وحشی تر و ارضا شدنش با کیفیت تر.
تا یکی از روزا ظهرش باهم بودیم و ۳راند فقط آنال داشتیم جوری ک کار تموم شد سوراخ مژگان اندازه دهنش باز بود و نفس نفس میزد
گوزیدنش تو سکس عادی و لذت بخش بود و سعی میکرد محکمتر بگوزه هر سری.
من اماده شدم و زدم بیرون اومدم دفتر و مژگان طبق معمول با اسنپ اومد.
دیدم پیام داده لعنت بهت نمیتونم بشینم سوراخم میخاره هنوز ، امروز یه قرارداد دارم زشته جلوی مشتری و مدیر دفتر هی تکون بخورم.
براش اموجی خنده فرستادم و گفتم میخواستی انقدر هول کیرم نباشی کونی جونم
پیام داد تلگرام چک کن
دیدم من ک رفتم عکس و فیلم از سوراخش گرفته ، به معنای واقعی کلمه باز شده بود ، زیرش نوشت الان گشاد شدم دیگه باهام حال نمیکنی میری سراغ یکی دیگه 😭
من عاشق گشاد کردنم و هرچی گشاد تر کنم لذتم بیشتر ، که در جواب گفتم تازه شدی اون سوراخ کونی که دوست دارم تازه گشادترت هم میکنم جنده من.
پیام داد یعنی ترکم نمیکنی بخاطر گشاد شدنم؟😭
گفتم کصخلی؟ تازه شدی همونی ک میخوام…
نگاهش کردم دیدم نیشش باز شده و چشماش برق میزنه ، منو نگاه کرد و رفت بیرون اتاق.
مژگان خیلی روی این قرارداد حساب کرده بود و میشه گفت بخشی از پول مهاجرتش جور میشد با کمیسیون این قرارداد.
که بخاطر ریدمان مدیر دفتر ، قرارداد بگا رفت و مژگان عصبی و سگ شد.
ما معمولا ساعت ۸ شب ساعت کاریمون تموم بود و انگشت میزدیم میرفتیم ک مژگان ساعت ۶-۵ زد بیرون و رفت خونه.
ساعت ۷:۳۰ دیدم پیام داده شب بیا پیشم کارت دارم
گفتم ناراحته برم پیشش یکم دلداریش بدم و… قبول کردم و گفتم شام چیزی میخوری؟!
گفت گرفتم بیا فقط
ساعت ۸:۲۰ رسیدم دم خونه‌ش و رفتم تو دیدم یه نیم تنه ک سینه هاش بزور توش جا شده تنشه و یه دامن کوتاه ک زیرش شورت نداره با یه آرایش غلیظ
به سرویس رفتم و آب به صورت و شستن کیر و خایه
برگشتم سر میز دیدم غذا رو میز گذاشته برای یه نفر
گفتم نمیای ؟!
گفت من خوردم تو بخور من کار دارم
مشغول شدم و دیدم رفت زیر میز و فهمیدم برنامه چیه.
پایین تنه منو لخت کرد و مثل گشنه ها ساک میزد
میزش شیشه‌ای بود و کامل می دیدم چجوری داره کیرمو قورت میده
منم از قصد طول میدادم غذا خوردنم رو ک بیشتر ساک بزنه برام واقعا حرفه‌ای شده بود توی این چند ماه.
دیدم از بغلش یه اسپری درآورد و زد رو کیرم ، خامه بود ک دیگه نمیشد مژگان رو کنترل کرد از سر کیرم تا تخمام رو خامه میمالید با ولع میخورد ازش فیلم میگرفتم و تو حال خودش بود.
انقدر ادامه داد تا گفتم مژگان بسه ابم داره میاد دیدم بدتر شد ولعش
منم سرشو گرفتم تا خایه فرو کردم تو حلقشو پاچیدم دهنش
انگار نه انگار اون روز ۳ بار اب منو با کون گندش آورده بود
تا قطره آخرشو خورد و پاشد کل صورتش تفی بود ک منم یه تف انداختم رو صورتش و ازش عکس گرفتم و گفتم جنده گشنه چته؟!
با کیر و خایم بازی میکرد و گفت جوری از کون میکنیم که نتونم راه برم هرچی التماست هم کردم رحم نمیکنی…
بهش گفتم مطمئنی؟! گفت اره بترکون منو
رفتیم اتاق
داگی نشوندمش ، زیر زانوهاش بالشت گذاشتم یکم بیاد بالا مسلط تر بشم
دستاشو به تاج تخت بستم با روسری
پاهاشو از مچ با چندتا روسری دیگه به پایه تخت
مژگان عملا فقط سرشو میتونست تکون بده.
اومدم پشتش دیدم سوراخش بازه بهش گفتم چیری این تو بوده جنده ؟!
گفت قبل اومدن دوتا خیار
اسپنکش کردم و گفتم الحق ک جنده‌ای.
گفت تو جندم کردی ، بدت میاد؟!
ژل مالیدم به کیرم و یهو جا کردم تو کونش نفسش رفت و اخخخخ بلندی گفت
گفتم جندت کردم استفادت هم میکنم ، مشکلی هست؟!
با صدای لرزون گفت گشادم کن آروم شم لطفا…
خیالم راحت بود حالا حالا ها ابم نمیاد تا میخورد توش تلمبه زدن ، تا سرش در می آوردم تا خایه توش میکردم
تلمبه های ریز و تند تند بهش میزدم
محکم میگاییدمش و اسپنکش میکردم
موهای مژگان رو از بس کشیده بودم ، هربار دست تو موهاش میکردم برای چنگ زدن چندتا تار مو می موند تو دستم
تموم لپای کونش سرخ و کبود
کیرمو از سوراخش در میاوردم میگوزید میکردم تو تا خایه
درمیاوردم پشت هم میگوزید مگه اینکه با کیر راهشو ببندم
تموم اینارو داشتم فیلم میگرفتم ، دوربین رو پایه بود و یه زاویه خیلی خوب بود
مژگان چندبار مولتی ارگاسم داشت و تنش شل شده بود.
کیرمو از کونش در آوردم سوراخش تا حالا انقدر گشاد نشده بود و راضی بودم میرمو فرستادم تو کصش از تنگی و داغی اون لذت میبردم ک با بغض و ناله گفت پس کونم چی؟!؟
انگشتامو ژل زدم و از هر دستم ۲ تا انگشت توش کردم و سوراخشو از ۲ طرف میکشیدم و تو کصش تلمبه میزدم
یه تف تو کونش انداختم ک قشنگ چسبید کف کونش
۴ تا انگشت دست راستم راحت توش میرفت و ادامه دادم تا کف دستم تو کونش بود
اسپنکش میکردم و مژگان ناله هاش بلند تر از همیشه
عملا کیرم فقط تو کصش بود و تلمبه نمیزدم
دستمو در اوردم و انگشتامو 🤌🏻 اینجوری جمع کردم و کردم تو کونش که جیغش بلند شد و التماس میکرد بسه غلط کردم دارم میمیرم توروخدا بسه
یه اسپنک محکم زدم رو کونش ک هنوز صداش تو گوشمه و رد ۵ تا انگشتم لای اون همه سرخی و کبودی مشخص بود.
فقط گفتم کونی خفه شو
مژگان زیر لب خودشو فحش میداد و میگفت چقدر تو حقیری چقدر هولی چقدر حرومزاده‌ای ک به این روز افتادی و داری پاره میشی
کم کم انگشتام کامل رد شد و تا مچ تو کونش بودم
واقعا حس قشنگی داشت ، ب ساعدم ژل زدم و اروم دستمو تو کونش عقب جلو میکردم
که مژگان کم کم لحنش عوض شد و از خودش تعریف میکرد زیر لب
اینقدر حقیر بودم و نمیتونستم؟
کونم داره پاره میشه و دوسش دارمم
که یهو داد زد بیشتر میخواممم
دستمو تا وسطای ساعت تو کون مژگان میکردم و در میاوردم
بهش میگفتم مژگان تو چیه منی؟!
با ناله میگفت جندتم کونیتم هروی بخوای توام گشادم کننننن
سرعت دستم تو‌کونش بیشتر شد ک لرزید و ارضا شد
دستمو از کونش در اوردم اروم ک چنان سوراخ گشادش نفس نفس میزد حد نداشت
اون کون گنده حالا سوراخش اندازه ساعد من بود
دستمو باز کردم توش و از کس گاییدمش
همزمان دست و کیرم تلمبه میشد و مژگان تو اوج منم دیگه حالیم نبود فقط تلمبه میزدم و فحشش میدادم و اونم ذوق میکرد.
حس کردم ابم داره میاد ک از کصش کشیدم بیرون و دستمو دراووردم و مژگان ناله بلندی کرد و آبش پاشید رو تخت.
سر کیرمو تو سوراخ گشادش گذاشتم ک کیرم توش لق میزد و از بغل کیرم میگوزید
آبمو توش ریختم و با کونش تمیز کردم کیرمو
رفتم بالا سرش موهاشو کشیدم یه تف غلیظ تو صورتش انداختم و گفتم اروم شدی جنده حقیر؟!؟
گفت نا ندارم حرف بزنم و چشای خمارش و لباش میخندیدن
رفتم دستشویی شستم خودمو. به سرم زد با کونش هنوز کار کنم
رفتم اتاق پسرش دیدم چند تا توپ ابری کوچیک داره آوردمشون جوری ک مژگان نبینه.
رفتم پشتش فکر کرد میخوام بازش کنم ک گفت خسته شدم زودتر بازم کن
گفتم خفه کارت دارم هنوز جنده
گفت سوراخم گشاده ندیدی کیرت لق میزد؟
گفتم دو دقیقه زر نزن کونی دو دقیقه فقط
توپ اول رو ژل زدم با فشار فرستادم تو کونش و تکون میخورد نذاره بره توش
دومی رو هم فرستادم به زور
مژگان زجه میزد
سومی رو فرستادم تو کونش و دستمو روش نگه داشتم.
التماس میکرد ولش کنم
میگفت دارم میترکم
تورو خدا بذار در بیاد و…
من ک داشتم لذت میبردم شروع کردم بازی با کصش ک دیدم چنان خیسه انگشت لیز میخوره توش
بهش گفتم جنده خوب خیسیا؟!
گفت تو دستت بهم میخوره من میمیرممم
بهش گفتم میخوام جوری محکم بگوزی و فشار بیاری ک توپا محکم پرت بشن بیرون
گفت چشم سعیمو میکنم

دستمو از رو سوراخش برداشتم شمردم براش
۱
۲
۳
مژگان با همه جونش زور زد و توپا دونه دونه پرت شدن بیرون و صدای گوزیدنش شبیه پارگی کونش بود البته جوری ک خودش ترسید.
خوشبختانه همه اینا فیلم گرفته شد.
گوشیو برداشتم دستمو گذاشتم کنار سوراخش و کیرم لب سوراخش فیلم اونجا قطع شد و چند تا عکس گرفتم ازش و بهترینش رو اوردم گذاشتم رو تشک تخت ک میدید قشنگ ، بهش گفتم چروک سوراخ کونت کامل باز شد.
زیر لب وای وای میگفت و پاهاشو باز کردم و بعدم دستاش ک رفت جلو آینه و سوراخشو دید باورش نمیشد .
با هر قدم میگوزید تو خونه
اومد جلوم زانو زد من لب تخت بودم اول پاهامو بوسید بعد کیر و خایم و از پایین نگاهم میکرد و با چشمای اشکی تشکر کرد ازم و گفت بهترین لحظات زندگیم بود و دستمو بوسید و گفت تا آخر عمر حقیرتم
اینو گفت تف انداختم ر‌و صورتشو از موهاش گرفتمش سرپاش کردم ک باز گوزید و خندید بلند
بغلش کردم گفتم مرسی بابته این کون گشادت و رفتیم سمت حموم.
من از شاش داشتم میترکیدم ک مژگان رو دولا کردم و شاشیدم تو کونش و بشدت خوشش اومد.
بعد این سکس مژگان عملا یه سوراخ کون متحرک بود
براش پلاگ سایز بزرگ گرفتم ولی دوست نداشت گفت توپارو دوست دارم چون موقع خروج سوراخمو جرر میده.
صدا گوزیدنم میپیچه.
مژگان هر روز صبح قبل اومدن سرکار برام فیلم و عکس از فرستادن یه توپ تو کونش میفرستاد و تا ساعت نهاری توش بود و میرفتیم خونه‌ش میرفت دستشویی موقع خروج توپ صدای گوزیدنش تا اون سر خونه میرفت.

اینم ماجرای فیستینگ کردن مژگان ک بعد این ماجرا تریسام با لیلا داشتیم ک اگه دوست داشتید و پسند کردین براتون تعریف میکنم

یه نکته اون توپ ابریا شما برید اسباب بازی فروشی یا لوازم تحریری دارن و متوجه سایزشون میشید
فکر نکنید توپ بسکتبال تو کون این بنده خدا رفته!!

ارادت🙋🏻

نوشته: OldRingleader

ادامه…

بازدید 10,791

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “همکار مطلقه‌ی کون‌گنده (۲)”

  1. میگم نکنه داری مراسم جردادن و کونی شدن خودت را به اسم لیلا به نگارش میاری؟؟ والا حتی کوس مادرت با اون همه گشادی و دادنش هم اینقدر گشاد نیست که مچ تا ساعت بره توش

  2. اول اینکه اقای حروم زاده من کلمه رو اشتباه خوندم و قاعدتاً جوابم هم اشتباه میشه ،دوم اینکه اقای کسکش اعظم وقتی داری داستان مینویسی کلمه یا اون کار رو بطوری ک تو سایت معموله بگو ک چه کونی میخوای بدی،، میتونستی بنویسی BDSM. چون یجورایی وقتی با خشونت و بخشی زور انجام دادی کارت همین میشهو در اخر من بهت بی احترامی نکردم و با پارت اول مشکلی نداشتم، اینجا بی احترامی کردی و جوابت میشه چیزایی که حقت بود و باید بهت گفته میشد، همون‌طور که بعضی دوستان زحمت گفتنش رو قبل من کشیدن

  3. نویسنده این داستان مطمئنا خودش یک آدم گی هست که کونش جر خورده و خوشش هم میاد. خاک بر سر الدنگ و توهمی ات بکنن

  4. دمت گرم قلمت خوبه خوب یه فیلم سوپر رو به رشته تحریر درآوردی هنرنزد ایرانیان است وبس ولی خداییش چطوری یه دست میره توی کون؟ مگه میشه؟ مگه داریم؟ ولی لایک دادم چون زحمت کشیدی داداش

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید