یکم طولانیه همه داستان و اگه بخوام همشو بگم حوصله سر بر میشه، برا همین خلاصش میکنم.
من اسمم مهم نیست و ٢٣ سالمه، کیرمم ١٤ سانته و خیلى هیولا نیست ولى هم زن عموم هم دوست دخترم ازش راضى هستن و میگن کلفتیش به اندازه اس.
داستان راجع زن عمومه، قبلش بگم که ما تو یه خانواده مذهبى هستیم که دو تا دایى دارم، بزرگه ازدواج کرده و طبقه ٣ خونه مامانبزرگم زندگى میکنه و دایى کوچکم که مجرده هنوز طبقه ٢. از بچگى خیلى خونشون میموندم و وقتایى که میرم خونه مادربزرگم بیشتر زمان رو طبقه ٢ میگذرونم. از سال ٨٩ که داییم عروسى کرد و من خیلى بچه بودم ارتباط خوبى با زن عموم داشتم. اسمش هدى بود؛ الان تقریبا ٤٠ سالشه ولى بعد دو شکم زاییدن هنوز هیکلشو حفظ کرده و حسابى ورزش میکنه هنوز، از زمان مجردى تکواندو کار میکرد برا همین پایین تنش حسابى خوب و خوش تراش بود. الانم زومبا و این جور ورزشا رو انجام میده. اوایل ازدواجشون که منم خیلى بچه بودم چون باهام مهربون بود و برام کادو میخرید دوسش داشتم. اون وقتا من هیچ دوست دخترى نداشتم و فقط کف دستم بود و تصویر هدى. چند بارى ازش تو زاویه هاى مختلف عکس گرفته بودم که مثلا چادرش کنار رفته و بدنش معلومه ولى به روى خودم نمیاوردم. تصمیم گرفتم یه جوری خودمو نزدیک کنم بهش، از یه زمانى با اینستاگرامش خیلى مشکل داشت، آپدیت نمی شد و خودشم سر در نمیاورد و هر هفته دست به دامن من میشد. یه روز به سرم زد که آیدى و رمزشو بردارم و برم تو پیجش، منتظر جمعه شدم که ببینمش و بیاد ازم سوال بکنه، طبق معمول بعد نهار اومد، گفتم بیا یه بار تو گوشى من پیجتو بیاریم بالا که اگه رو گوشى تو پرید بدبخت نشیم، اونم که خیلى از این اتفاق می ترسید سریع قبول کرد. از اون روز من بودمو پیج هدى. هیچی تو دایرکتاش پیدا نکردم، یکم ناامید بودم و حس کردم کیر شدم. ولى یه شب موقع جقیدن یه فکر خفن به ذهنم رسید. یه مدت بود راجع الگوریتم اینستا و اکسپلورش تحقیق میکردم و شروع کردم به فالو کردن پیج های پورن و پورن استارا در حدى که تو فید اصلى اینستاش اینا پر باشه. خیلى منتظر جمعه بودم که ببینم چه واکنشی نشون میده… دیدم هیچى نمیپرسه… دوباره حس کیر شدن داشتم… دو هفته گذشت… فهمیدم نتیجه نمیده و تصمیم گرفتم مجبورش کنم به اینکه بیاد سراغم. رفتم تو پیجش و تبدیل کردم به یه صفحه عمومى و از حالت پرایوت درش آوردم. این بالاخره جواب داد و جمعه اش اومد سراغم. ولى با این فرق که گوشى رو دست خودش گرفته بود و نمیداد به من… انگار میخواد یه چیزى رو مخفى کنه، اون لحظه نمیدونستم چرا و داشتم از اینکه کج به گوشیش نگاه میکردم اذیت میشدم برا همین گوشى رو از دستش گرفتم و یکم تلاش کرد ولى بهش ندادم. تنظیمات پیج رو برگردوندم به حالت قبلش و اومدم رفرش کنم که فهمیدم چرا نمیخواست گوشى دست من باشه… صفحه اصلى پیجش پر عکس پورن استاراى مختلف بود… یه لحظه جفتمون هنگ کردیم… اون نمیدونست همه اتفاقا زیر سر منه و منم انتظار نداشتم اینا رو با هم ببینیم. هم خجالت کشیدم هم راست کردم. زنداییم به خودش اومد و شروع کرد غر زدن که اینستام بهم ریخته و کلى عکس ناجور نشون میده و من نمیدونم از کجا اومده… گفتم خب بذار ببینم چیه و الکى شروع کردم ور رفتن بهش. از اونجایى که میدونستم از حرفام چیزى نمیفهمه شروع کردم کصشر تفت دادن که بهم ریخته و پیجت باید پاکسازى بشه و این شد شروع حرف زدنامون.
نوشته: پسر خوب
16 پاسخ به “نفهمیدم چطور پیش رفت”
باقیش؟
وقتی دستت تو دماغت و تایپ میکنی میشه زن دایی یا زن عمو!
ارشميدس زن دايى با زن عمو فرق ميكنهكون گلابى
جقی؟؟؟ یه جا میگی زن عموم، یه جا میگی زن داییم، یه جا از عموت میگی یه جا از داییت؟؟
باز یه جقی کون تاقار فاز عمو جانی برداشت
زن عموت!!!؟ ازدواج داییت؟؟!!!؟؟؟ دوتا اینستا با یک آیدی و پسورد جفتش فعال در دو گوشی؟؟ زنعمو داییت ورزشکار بوده و هست و اهل هر کص کلک بازیی اما سر از گوشی و اینستا در نمیاورد شوهرشم چلاغ و سردر نمیاورد هیچ دوستی هم نداشت سر در بیاره. حالا تهششش چیشد براش درستش کردی مهندس جان خب چه ربطی به اینجا و این سایت و ماها و بقیه و مملکت داست.جمممممش کنین اراجیفو هرکی ا راه میاد یه شرررو وری مینویسه و همشونم ادمین میزاره. ده دقیقه نشده هنوز پنج هزار و انده نفر خوندنش یا خدااا. نبینمت دیگه این دوروورا بچه .
جقی زن داییت بود یا زن عموت؟همین که گفتی ۱۴ سانت کیر داری قابل احترامی برام
داییت ازدواج کردرابطه ات با زن عموت خوب شد ؟😂ادامه بده که یک تنه میتونی لقب کسخل ترین نویسنده بکن تو رو تصاحب کنی
دیوث فرق دایی و عمو رو نمی دونیوقتی حشریت میزنه به بشریت
والا مام نفهمیدیم چطور پیشرفت
بلاخره زن عمو یا زن دایی!؟
کصمغز جقی. ذهنت تو کوص زن پایین بود عموت کیرشو کرد تو کص زن عموت از دهن تو زد بیرون و دایی کوچیکتر از پشت گذاشت تو کونت. کامنتم دقیقا مثل داستانت بی سر و ته شد
داستان رازآلود جنایی تعریف میکنی.خونه داییت میرفتی و زن عموتو میکنی.برو کونکش کرسی شعر ننویس برامون
اوسکول
شل مغز
شل مغز زن دایی