من و پسرعموی پر رویم

من مهنازم 15 سال دارم.من معمولا جلوی همه بی حجابم ولی جلوی پسر عموم خیلی. روز 13 به در امسال ما به کوه رفتیم.اونجا خیلی آدم بودند و من نمی تونستم خیلی بی حجاب باشم.تصمیم گرفتم برم بالای کوه ولی تنهایی نمی تونستم.به بابام گفتم گفت با پسر عموت برو.منم از خدا خواسته قبول کردم.بهش گفتم و با هم رفتیم به بالای کوه.تو راه یه بار نزدیک بود بیفتم که پسر عموم دستمو گرفت و نذاشت و موقع بالا کشیدن یه نیمچه بوسی منو کرد.وقتی به بالای کوه رسیدیم دیدیم هیچکی نیست!نه کسی به بالا میومد و نه کسی بالا بود.رفتیم رو صخره نشستیم (صخره ها تقریبا نیمچه خونه ساخته بودند و دید نداشت)که پسرعموم گفت:یه چیزی بگم به کسی نمیگی؟منم گفتم: نه گفت:پس مطمئن باشم؟ منم گفتم:باشه یه لحنش عوض شد و با پرویی گفت: با من سکس میکنی؟چشام 4 تا شد سکس!واقعا ازش انتظار نداشتم که یکدفع گفت:سکوت نشانه رضاست و یکدفعه کیرشو در اورد.منم تا خواستم چیزی بگم گفت:بخورش خوشمزس منم که تا حالا کیر ندیده بودم نمی دونستم باید چیکار کنم.بهم گفت :دهنتو باز کن منم باز کردم که یکدفعه کیرشو تو دهنم دیدم.هی عقب و جلو میکرد بدم میومد و میخواستم استفراغ بزنم که در اورد و گفت:لخت کن منم که دوست داشتم یه رابطه داشته باشم حرفشو گوش کردم و لباسا مو با ناز در میوردم که پرید رو من و از روی تیشرت سینه ها رو میماید.اووووف چه کیفی میداد لامصب دیدم دستش داره میره پایین که یهو پریدم هوا.دیدم دستش رو کسمه و داره میماله.من که تا اون موقع کسی کسمو نمالیده بود یه جوری میشدم.بعد تیشرتمو داد بالا و سینه هامو خورد و بعد از خوردن که خیلی حال میداد اومد شلوارمو کشید پایین و منو به پشت رو به سنگ وایستاده نگه داشت و گفت:آماده ای؟ منم چیزی نگفتم و دیدم تف زد و کرد تو اونقدر درد داشت که جیغ محکمی زدم که یکدفعه جلو دهنمو گرفت.بد میکرد.فکر کنم اونم تا حالا نکرده بود.بدجور درد داشت میخواستم گریه کنم که دیدم ریتمش آروم شد منم با این ریتم بیشتر حال میکردم که دیدم داره آه و اوه میکنه.بهم گفت داره آبم میاد تو کونت خالیش میکنم.منم که نمی دونستم چیه گفتم خالی کن.بعد که تموم شد لباسا رو پوشیدیم و داشتیم میرفتیم پایین که دیدم بابام داره زنگ میزنه.برداشتم گفت:زود بیاین دیگه کجایین؟منم گفتم داریم میایم.بعد از اون ماجرا هی بهم میگفت یه بار دیگه ولی من بهش گفتم درد داره نمیدم بهت آخه بعد از اولین سکس تا شبش جاش میسوخت.

نوشته: مهناز

بازدید 2,057

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “من و پسرعموی پر رویم”

  1. عمو جون سر در این سایت نوشته بالای 18 سال راستی خدا رحم کرده بار اولت بوده برا خودت یه جنده ای هستیا البته تو فاز

  2. برو دختره جغی توکه با مسواک جغ میزنی چرا دروغ مینویسیاول میگی انتظار نداشتم و خوشم نمی اومد بعد کون هم دادی و توی روز سینزده بدر که توی هر کوه و کمنی از تو بزرگتر دارن کون و کوس میدن کسی تو رو ندیده

  3. البته مطمئنم الان دیگه جاش نمیسوزه و واسه خودت جایی باز کردیموفق باشی و به راحتی بدی

  4. منهای فحشها…همهء موارد بالا…ضمن اینکه …هیچی,ولش کن.نتیجه ای ندارهdirol

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید