باسلام من اهل دروغ نیستم توکرمانشاه سالهات مسافر کشی میکنم رزمی کارم جالب بود برام خیلی وقت ها خانمها درد دل میکردند یه روز از سر سیمتری دوم بطرف گلستان یه خانم سوار کردم شروع کرد به گله مندی شهریه باشگاه خصوصی زیاد میگیرند و این حرفاها سفید و قد کوتاهی داشت اسمش زینب بود گفت میشه با شما حرف بزنم شمارمو دادم چند روز بعد زنگ زد سر راه مسکن سوارش کردم گفتم مشکلی نداری کی بری منزل گفت نه رفتم جاده سنقر کنار نژی وران ماشینو پارک کردم رفتیم کوه یه زیر انداز بردیم نشستیم از سرد بودن شوهرش و تمایل نداشتن به سکس گفت برام دست انداختم دور گردنش فوری آمد بقلم تا دست گذاشتم رو پستانش دیدم گفت بیا بکن سینه اش را در آورد سیر خوردمش گفت کیر تو بده شلوار ورزشی پام بود حسابی ساک زد و تمام آبشو خورد دو باره بعد از چند دقیقه کیرم را پاک کرد اینقدر ساک زد تا راست شد و از کوس کردمش حالا هم چند ساله از کون از کوس چه شبها با هم بودیم.
نوشته: استاد
14 پاسخ به “مسافر حشری و راننده ورزشکار”
این الآن چی بود؟نه،جان من چی بود؟! (phbbbbt)
این پیام کوتاه بود یا داستان !!!
ملت چه راحت میدن به بقیه ولی به ما که میرسن ادا تنگارو در میارن (laugh)
کسخل تمام عیار
خیلی ابلهانه بود
ریـــــــــــــــــــــدی (yawn)
سلسله جبال زاگرس (مخصوصأ قلل بیستون، پرآو و دژکفتر) به ماتحتت واسه این مینی انشای جقوزانت و همانا اون “رحمت الدار” معرفتونم به عمه گرانقدرت، جقلی جقولی جقالی جوقولی جاقالی جاقال چاقال جاقال . . . 😀 😉
سلام کرمانشاهم نقطهرزمی کارم نقطهزنرو بردم کردم نقطههنوزم میکنم نقطهدیوس مگه خواستی تلگراف بزنی انقد خلاصه ش کردی
دمت گرم کیرتو پاک کن مسافربعدی منتظره بکنیش خخخ
سلام یه روز یه زنی دیدم بردمش خونمون کردمش تمام.دیدی رکوردتو زدم تو خلاصه نویسی حال کردی نه جون من حال کردی؟؟؟
رفتیم کوه یه زیر انداز بردیم نشستیم از سرد بودن شوهرش و تمایل نداشتن به سکس گفت برام دست انداختم دور گردنش فوری آمد بقلم تا دست گذاشتم رو پستانش دیدم گفت بیا بکن سینه اش را در آورد سیر خوردمش گفت کیر تو بده شلوار ورزشی پام بود حسابی ساک زد و تمام آبشو خورد دو باره بعد از چند دقیقه کیرم را پاک کرد اینقدر ساک زد تا راست شد و از کوس کردمش حالا هم چند ساله از کون از کوس چه شبها با هم بودیم.اخه کیرکلهافی ریلکس برایکیریمسافرهاول همرات اومدکسشرا کوه و گفت بکن و از این کسشرا؟برو ننتو کس گیر بیار کیری
بچا داستانشو خلاصه کردم.من راننده هستم زینب رو کردم
خلاصه مختصر مفيدموفق مؤيد پيروز باشيدخخخخخخخخخخخخخ
طفلی واقعا راننده تاکسی بوده همه چیز براش آدرسی تعریف میشه ، خوبه برا ما وسط داستانش بوق نزده خخخخخ