تو این چند ساله هرهفته حداقل یکبار بهم میداد.خیلی داستانو طولانی نکنم و کم کم برم سر اصل مطلب.این چند وقته تو نخ کیرشم همیشه دوست داشتم اون کیر کلفتشو بزاره تو کونم چند بار هم به بهانه ی کردنش میخواستم کونم بزاره ولی هردفعه نمیشد نمیدونم چه سری بود که نمیشد به هرحال امشب یعنی نهم فروردین نود و پنج بابام اینا شب رفتن مهمونی منم به بهانه ی اینکه خونه خالیه خونه موندم.بعد ده دقیقه از رفتنشون من رفتم در خونه سهیل سهیل اومد بهش گفتم میخوام بکنمش و اونم اومد.بردمش تو اتاقم و یکی از سکس های آنال آلتا رو گذاشتم تا ببینیم.خواست شروع کنه جق زدن که گفتم پاشو لباساتو دربیار و خودمم لباسامو در آوردم.دستمو مالیدم به کیرشو گفتم عجب کیری داریا خندید و گفت قابلی نداره همینو که گفت کیرشو با تف خیس کردم و کردمش تو دهنم جوووون عجب کیر داغ و خوشمزه ای بود اون لحضه برام یکی از خوشمزه ترین چیزایی بود که خوردم بعدش بلند شدم لبامو گذاشتم رو لباش آروم میبوسیدمش اونم همراهی میکرد بعد چند دقیقه لب گرفتن رو زمین تاق باز دراز کشیدمو گفتم بکن توش کیر کلفتشو تف مالی کرد و یه تف انداخت رو سوراخمو کیرشو گذاشت در سوراخم گفت آماده ای منم گفتم آره یواش یواش فشار داد سرش رفت تو یکم سوزش کرد آروم آروم هل میداد کیرشو یکم اذیت شدم چون بار اولم بود بعد پنج دقیقه کامل گشاد شده بودم شروع کرد تلنبه زدن اولش یکم درد داشت آهو اوهم راه افتاده بود ولی بعدش میگفتم بکن سریعتر بکن خم شد روم ازم لب گرفتو همون حالت منو میکرد بعد شروع کرد به خوردن گردنم نمیدونید چه حالی میداد آبش داشت میومد کیرشو درآورد آبشو ریخت رو شکمم ناراحت شدم گفتم چرا آبتو نریختی تو کونم گفت گفتم شاید بدت بیاد گفتم عیبی نداره رفتم کونمو تو آیینه نگاه کردم سوراخم خیلی گشاد شده بود با خودم گفتم الان که گشاد شدم یه دست دیگه منو بکنه سگی نشستم کونم سمت سهیل بود دید اونجوری منتظرشم گفت خودت خواستیا اومد جلو کیرشو با یه حرکت تا ته کردش تو از درد یه آه بلندی کشیدم شروع کرد به تلنبه زدن در همون حال سیلی به کونم میزد کیرشو درآورد گفت از بقل بخواب خوابیدم خودشم پشتم خوابید کیرشو میمالید در کونم گفتم بکنش توش دیگه گفت نه فعلا زوده دیگه حشری حشری شده بودم خودم کیرشو گرفتم کردمش توش پامو که داده بودم بالا بادست گرفتشو شروع کرد تلنبه زدن بعد حدود هفت دقیقه بعد گفت آبم میاد گفتم خالیش کن تو کونم اونم همرو خالی کرد جفتمون رو زمین بیحال افتادیم بعدش که سرحال اومدیم خودمونو تمیز کردیمو لباس پوشیدیم ازم خدا حافظی کردو رفت منم یه حموم کردمو بعدش شروع کردم این داستانو نوشتن.
خدمت اونایی که میترسن از کون بدن بگم درسته که اولش یکم درد داره ولی وقتی که گشاد شدین می بینین چقدر حال میده ممنون که همشو خوندین
نوشته: Mr.ALi.Love SeX
10 پاسخ به “ماجرای اولین کون دادن من”
نخوندم ولی اوللللل
خب چطوری کونی بشیمب نام خدااینطوری
نخوندم ولی دوم
الان گشادی خودت گشاد خان مستر گشاد .گشادعلی ? 🤮
مژی بیا نظر بده به این کونی
سلام کونی خان
تشکر تو کونت عزیزم هیچیشو نخوندم ?
کوونی
شاشیدم تو اون راهنمایی اخر داستان کیریت:/
کونییییییییییی