لذت وصف نشدنی

سلام به همه دوستان داخل بکن تو
چندین ساله اینجام و فعالیت آنچنانی نداشتم اما خب خواستم داستان یکی از هیجانی ترین سکسهام رو براتون بنویسم
از خودم بگم الان 30 سالمه و این داستان مال 7 یا 8 سال پیشه از وضعیتم بگم یه پسر با قد 175 تا 180 و وزن 95 کیلو سایزمم 14 که مقداری کلفته
بگذریم اون موقع توی یه کافی نت شریک بودم با یکی از دوستام کار میکردیم که نزدیک 4 5 تا مدرسه و 3 تا دانشگاه بود درامد ش بد نبود بالاخره خرجمون رو میداد نود درصد مشتری های دخترها بودن میومدن برای کارهای مختلف توی اوایل زمستون یه دختری قد کوتاه و تپل و کمی سبزه اومده بود برای انجام کاری اول نفهمیدم چی میخواد چون با شریکم داشت صحبت میکرد و من مشغول کار مشتری دیگه بودم وقتی کارم تموم شد اومد و ازم خواست براش مقاله ای رو ترجمه کنم اونم ترجمه دستی نه با کمک اینترنت و ترنسلیت منم قبول کردم اما بهش گفتم هزینه اش بیشتر میشه اونم قبول کرد و برای کارش یکماه فرصت خواست منم شماره اش رو گرفتم و کم کم با هم حرف میزدیم. قبلش یه چیزی بگم من قبل از اون فقط یه دوست دختر داشتم که دوماه باش بودم در حد لب و این چیزا واقعا دلم سکس میخواست با وجود اون همه دختر تخم پیشنهاد دادن نداشتم. با این دختر که اسمش نگین بود کم کم حرفامون از مقاله مشید به مسائل روزانه چه میکنی و چه دانشگاهی و چه درسی و این حرفا و راجب خانواده حرف زدن تا اینکه یه شب باهاش حرف میزدم گفت حالشش بده و منم گفتم کمکی میتونم بکنم گفت نه بالاخره بعد از کمی اصرار یهو گفت پریودم چیکار میتونی بکنی دیگه از اونجا سر همه مسائل باز شد و باهم راجب سکس و این چیزا حرف میزدیم اما قبول نمیکرد باهم رابطه داشته باشیم چون 2 سال ازم بزرگتر بود و میگفت فقط ازدواج منم که دیگه کلا فس کیرم خوابیده بود کمتر باهاش حرف میزدم تا یه روز اخر وقت ظهر بود ساعت1 خواستم مغازه ببندم برم توی انبار مغازه کمی استراحت کنم اونجا بالش و تشک گذاشته بودیم برای استراحت گاهی اوقات خونه نمیرفتیم داشتم مغازه رو میبستم که یهو اومد داخل گفت کارت دارم منم نشستم کمی از ایرادای ترجمه مقاله رو گفت اصلاحش کنم منم نمیدونم چیشد بهش پیله کردم ببرمش توی انبار حالی بکنیم از خدا خواسته قبول کرد رفتیم داخل منم مغازه رو قفل کردم لب و این چیزا رو گرفتیم واقعا ممه های بزرگ و خوشمزه ای داشت اما نذاشت دستم با کصش بزنم گفت بزار بعدن منم با کیر شق داشتم میمردم گفتم اینو چه کنم گفت برات میمالم ابت بیاد . دیگه کارمون تموم شد و رفت شبش پیام داد گفت پسر فردا همون ساعت اماده باش میام پیشت منم اصلا نمیدونستم چیکار کنم از خوشی بال دراورده بودم رفتم کاندوم خریدم روز موعود رسید و بازم اومد لباس سکسی پوشیده بود رفتیم روی تشک اول حسابی لباش رو خوردم عین ندید بدید ها نمیتونست نفس بکشه خیلی مزه داشت بعد کم کم لباسش رو دراوردم سینه هاشو کردم دهنم یه جیغ ریزی زد حسابی خوردمشون راحت سایزش 85 تا 90 میشد اینبار راحت دست کردم توی شورتش و کصشو مالیدم حسابی خیس بود پرسیدم چرا دفعه قبل نذاشتی فقط موهاشو نزده بودم اولش فکر میکردم چون چاقه شاید مصش سیاه باشه یا میگن ادمای چون زود عرق میکنن و ممکنه بو بدن ولی واقعا اینطوری نیست یه بهداشت ادم افتاده. حالا بگذریم منم شورتش رو دراوردم وای یا خدا یه کص صورتی دهن بسته و خوشگل اختیارم رو از دست دادم حسابی خوردمش انقدر خوشمزه بود شاید نزدیک به نیم ساعت کصشو خوردم کیرم دیگه داشت میترکید بلند شدم کیرمو دراوردمو یه کاندوم کشیدم روش گفتم ساک بزن یکم خورد ولی گفت دوست نداره منم گفت عیبی نداره شروع کردم لاپایی زدن چون پرده داشت یهو بهش گفتم میزاری از کون بکنمت اولش گفت نه بده و مریضی میاره گفتم با کاندوم چیزی نمیشه قبول کرده سوراخشو کمی خوردم و مالیدم تا باز بشه بعد اروم کیرمو کردم داخلش کمی از کلفتیش اذیت شد و میگفت نکن درد داره منم کشیدم بیرون بازم با کصلیسی راضیش کردم و دوباره شورع کردم کونشو بکنم کیرمو اروم اروم کردم داخل و نگه داشتم نزدیک یک دقیقه کردم ابم اومد کمی نشستیم و حرف زدم دوباره کیرم شق شد یه کاندوم دیگه کشیدم گذاشتم توی کونش بازم یواش یواش تلمبه میزدم تا کم کم باز شد انصافا کص و کون خوبی داشت شروع کردم تلمبه زدن نزدیک 7 یا 8 دقیق کردم ابم اومد دیگه کلا تخلیه شدم ولی حسابی حال داد ساعتو نگاه کردم دیدم نزدیک 3 شده دیگه از مغازه زدیم بییرون رفتیم نهار خوردیم و هرکدوم رفتیم خونه هامون . شبش پیام داد اینبار خودمم نیاز داشتم اومدم سکس کردیم ولی دیگه سکس دیگه ای درکار نیست مگه بیای باهام ازدواج کنی منم قیدشو زدم ومقاله اش رو با ترجمه تحویل دادم و رابطمون تموم شد.
ممنون که نخوندید.

نوشته: شین میم ر

بازدید 9,215

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

11 پاسخ به “لذت وصف نشدنی”

  1. پسر جان من عادت ندارم فحش بدم،اما اگه عادت داشتم الآن میگفتم دهنتو!بابا نمودی مغزمو،این چه‌جور نوشتنه،کلمات نصفه‌نصفه،افعال گاها به کلی ناموجود!خو روانی شدم نصفشو بخونم،ول کردم…جان مادراتون وقتی داستان مینویسین با هردودست بنویسین!

  2. شین میم رچرا نوشتی ممنون که نخوندید؟اشتباه تایپیه یا فک کردی کسی نمیخونه داستانت را؟ببین عده کمی تو سایت هست که نویسنده هستند و دست به قلم و نگارش عالی دارن بقیه مثل من و شما با نگارش محاوره قصه مون را تعریف میکنیم یه عده چاخان یه عده هم واقعیتصد البته هر چیزی از دل بر بیاد به دل هم میشینه

  3. حالا ایشون بنده اطلاعی ندارم منتها شخصا از برخورد اب دهان یا هرگونه جسم تر ویا خیسی به هرقسمتی از بدنم هیستریک شده و تا الان هم جز دو عزیز که در همین سالها بوده و با وجود دوکاندوم من حاضر شدم که اوشون تناول بفرمایند و خودمم اتا حالا این سعادت نداشتم برای عزیزی نوش بفرمایم .فقط باید بدی بری 🤣🤣زمان جوانی ما که مد نبود جالبه طرف داستان که نه روایت واقعی نوشته اون خورد من خوردم بعد با هفت روش سامورایی ترتیب طرف داده اخه الاغ لااقل فیلم پورن میبینی چهارتا کتاب هم بخون از روابط حقیقی برروی زمین هم اطلاع پیدا کنی طرف میگه 16 سالمه یکساعت مدیونیدفکر کنی که مثل دوستان سوسکی درمیاره کابل میگیره که بار روانی ش کم بشه نه بچه چاقالو میگه هییت سه ضرب میزد من دیکه بکوب‌ مثل دارکوب زبل میزدم پسرم اخه دلبندم چهارتا ادم ناحسابی هم دراین سایت هستن بعد شما این مطالب میفرمایید من خون جلوی چشامو میگیره که برم بیمارستان ساسان اون دکتر چیز کش که اینهمه پول از من گرفت اون زمان که 18 سالم بود و بعید میدونم حتی شنیده باشی که من الت تناسلی مو عمل جراحی کردم و پوست از پاهام برداشتن به التم وصله پینه کردن اینهمه هزینه کردیم و شیطونی کردیم هنوز سه ضرب نمیتونیم اون عددایی که شماها شیشه ای ها میگویید به گرپ پاش برسیم هیوسین بولت وبن جانسون هم به شما نمیرسه برو درسته اول واخر همه قهرمانا خودتی دقیقا داری فیلم پورن تعریف میکنی اون خورد من خوردم مامان بابا جیش بوس لالا دیگه هرمطلبی رو به سخره گرفتن و نداشتن چهارچوب های اخلاقی و شخصیتی سبب میشه وزن و جایگاه این فضا بقدری نزول کنه طرف حاضر سرطان بگیره ولی نگه عضو بکن تو خواهشا من واسه شما که دراگ میزنید ناراحت نیستم بزن بنویس منتها یک برادر خواهر پسر دختر کوچکت تر خودمون که هیچ تجربه ای نداره با مطالعه مطالب گمان میکند واقعیت بوده واسیب های همین یک زاویه را شما دقت بفرمایید دیکه اون دهان …اون زمان که اصلا خوردن مد‌نبود خیلی خوب یادمه که با طرف روابط جنسی کامل داشتیم ولی از نگاه کردن به الت تناسلی بعد از روابط خاک برسری یک شرم وحیایی وجود داشت پس عمدتا اون زمان رایج نبود که کیف بزنن و چون کودکی مان در زمان موشک باران و توجه توجه حمله هوایی … اژیر خطر … زندگی کوپنی ماخونمون سیگاری نداشتیم نمیدونم چرا من تو صف بقیه اقلام بودم سیگار زر و یک نوع دیگه هم بقالی محل بهم میداد یک دفترچه ای بود مهر میزدن دهه شصت بله ساعت هفت غروب تهران کسی برق روشن نمیکرد اکثریت شبها خیر عمدتا اینگونه بود و تی وی هم شنوندگان عزیز توجه فرمایید شنوندگان عزیز توجه فرمایید به خبری که هم اکنون بدستمان از جبههای حق علیه باطل رسیده است توجه فرمایید ده بار میگفت اخر میدیدی عمام یک گوهی خورده کلا دهه تخمی بود

  4. ۱۷۵ قد ۹۵ کیلو وزن، تو رسما تاپاله ی متحرکی ، کیرت رفته تو شیکمت چیزیش معلوم نیست

  5. سلام آقای مهرداد گفتی توبیمارستان ساسان التتو برا چی عمل کردی اگه توضیح بدی ممنونم

  6. سلام وعرض ادب ببخشید فکاهی عرض میکنم یک کتونی هایی بود برای فوتبال میخریدیم اسمش تایگر بود جسارتا به شما نباشه بدون‌شک شما وام از ببر ببر دریافت نمودین.سوال درمورد جراحی که عارض شدم فرمودینمن حقیقت متولدین دهه شصت به جهت بانوان مجبور میشدن مثل من ده تا دوست دخترداشته باشن چرا؟ چون اون فابریک که شونزده تا داداش گردن کلفت داشت بعد تازه نوبت به پدرش میرسید پس عملا گردش اینا با اون خانم منتفی مجبور بودی یک بانویی که اپشن وظایف دوست دختریشو تا حد 2 ساعت سطح شهرتهران چرخیدن رابطه پیدا کنیم .بعد این دوست دختر دومی اپشن مسافرت شمال کشور و مهمونی تازه مد شده بود اولین گروه تو ایران بچه های گیشا پارتی کردن .تا اینجا شد 5 تا دوست دختر و ششم برای سکس بود ازین شش به بعد دیگه اپشن اندام وجوارح بود البته ریا نباشه مثلا من خودم دانشگاه قبول شدم پراید پدرم خریدواسم.پراید تو ایران کلا صد خودرو نبود.البته متعاقبا بااحترام به بانوان خانم سیبیل ندار هم کم بود .برای همین دهه شصتی های مثل من ازدواج نتونستن همش تو اون پارادایم سردرگمی شش تا گوشی شبیه هم داشتن ما گیر کردیمدر مورد جراحی خیلی شیطون بودیم تصمیم گرفتیم ته این داستان در بیاریم وقتی هم اراده میکردیم دیگه اقایون دکترم میفهمیدن دیگه پول مفت گرفتن قرص‌شخمی دادن دورش تموم شده.خودمونم مطالعه کردیم فهمیدم که هفتاد درصد استقامت و دیر انزالی به سبب پوست روی الت و تحریک پذیری کاهش پیدا کنه و باید پوست تزریق میکردیم تا خیانتی که دربشریت اتفاق افتاده توسط اسلام مرتجع جبران بشه . شما اروپایی ها رو ببین زوم بفرما لایه پوستش دقیقا هفت برابر پوست الت شماست .اصلا شما نمیتونی پوست الت خودتونو به حالت کشیدن به دست بگیرید چرا؟ چون ختنه این عمل حیوانی و خیانتی که این دگترای دیوس پدرسوخته پول پرست به ایرانی وایرانیان روا داشتند بعد از ازادی ایران درکتب ثبت خواهد شد.یادتون باشه من اول گفتم .اگر واقعا اقای تایگر به فکر خلاصی هستی من ته داستان رفتم فقط با جراحی و تزریق پوست به الت تناسلیت که از پشت رون برای من و کنار شکمم ترریق میکنن و بمحض اینکه اون پوست کلفت میشود تحریک پذیری کاهش و زمان بهبود میابد ، بدون هیچ قرص و…نهایت 8 الی 10 ماورایی فکر نکنی با یک قرص که من دیگه الان توان فیزیکی شو نمیخوام این حجم از انرژی مثل الاکلنک یک ضرب …اون خانومی که هشت دقیقه شما ارگاسم نشد مثل من بهش کارت ویزیت یک دکتر ارولوژی بهش بده اون خانم بیمار‌جنسی و مشکلش شما رستم دستان هم باشی حل نمیشی پس خودتو نابود نکن

  7. اقای ببر من درقالب فکاهی بعضا مطالبم بیان میکنم چون دلزدگی و کسالت بهمراه نیاره .این قضیه زود انزالی 14 سال المان درس و بعدم چون بورسیه بودم… هیچ بانوی المانی که تجربه سکس با ایرانی ها رو داشت حاضر نمیشد دلیلشم فقط سکس بود وزود انزالی والا دخترای المانی با اینکه گاوهای مکانیزه ای هستن منتها فقط سکس ضعیف دلیل وارد نشدن به رابطه میدونن ودلیلش فقط ختنه است و ختنهای وحشتناکفقط یک توصیه البته نسل شما تا این مدتی که من برگشتم و روابط کمی که تجربه کردم اوکی بودن یا خجالت کشیدن بیان کنن من نمیدونم منتها من بعدها فهمیدم خیلی از بانوان دهه شصت وهفتادی حاضر نبودن به جهت زمان بالا با من سکس داشته باشن واسمم این گونه تابلو بود همون اول میکفتن کنسل بابا این یک بدبختی بود نیو فیس فقط نمیشناختت که اونم از دقیقه دو یک سر سخنرانی میکرد ای خسته شدم چی زدی چی کوفت کردی این مورد دقت داشته باش من مطلبی نگفته باشم وفردا بلایی که سرخودم ودوستم امد که اون بنده خدا متاهل و خانومش به خودم من گفت راضی یک نفر صیغه کنه خسته شده و بانوان دهه شصت هفتاد فیزیکی توان سکس بیش از پنج دقیقه ندارن چون الگوشون و تجربه شون خروسی بوده خیلیهاشون ارگاسم نمیدونستن مثل خودم من در سال 83 باورم نمیشد خانومها مثلا ارگاسم بشن دانشگاه فهمیدم اینهمه روابطی که قبل دانشگاه چی…

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید