فوت فتیش با کوثر بعد از مدرسه

سلام به همه بهروز هستم همون که داستان فوت فتیش تو دهه ۶۰ رو نوشتم و حالا قسمت ۲ این داستان رو میخوام براتون بنویسم امیدوارم خوشتون بیاد.

داستان: بعد از ازدواج حجت و کوثر شب اولین رابطه شون گذشت صبح شد حجت رفت سر کار و کوثر هم رفت مدرسه ۱۸ سالش بود سال آخر دبیرستان. کوثر با لباس فرم مدرسه و شونه های اِپُل دار و همراه لباس فرم چادر هم سر می کرد و البته فقط جوراب سیاه میتونستن بپوشن و جوراب سفید ممنوع بود برای دختر ها بگذریم. بعد از گذشت ۲ هفته یه روز شیفت کاری حجت کم بود و زود تعطیل شد راه افتاد سمت مدرسه کوثر که جلوی در مدرسه واستاده بود که کمیته بهش گیر داد که اینجا چیکار میکنی جلوی مدرسه دخترونه با لحن بد. و حجت هم گفت من خانمم اینجا درس میخونه اومدم دنبالش کمیته ای ها گفتن اگه خانومت اینجا درس میخونه قباله ازدواجتون رو بدی ببینیم تا مشخص بشه حجت یه کاغذ از تو جیبش در آورد و گفت اینم قباله ازدواجمون و به کمیته ای ها نشون داد و مدرسه دخترا تعطیل شد و داشتن از مدرسه میومدن بیرون که حجت گفت الان خانمم میاد میتونید از خودش بپرسید کوثر اومد سمت حجت گفت حجت چیزی شده یکی از کمیته ای ها ازش پرسید خواهر این آقا شوهر شماست میگه این قباله ازدواجتون هست که کوثر هم تایید کرد بله ۲ هفته ای از ازدواجمون میگذره. که وقتی کمیته ای ها دیدن دیگه نمیتونن چیزی بگن قباله رو دادن به حجت و رفتن بدون اینکه چیزی بگن فقط قبل اینکه برن به حجت گفتن دیگه نزدیک مدرسه دخترانه واینستا یکم دور تر از مدرسه واستا. بعد از رفتن کمیته ای ها کوثر و حجت با هم سلام علیک کردن و کوثر گفت حجت چیزی شده چرا این ساعت اینجایی اتفاقی افتاده مگه نباید الان سرکار باشی حجت هم گفت نه امروز شیفت کاریم زودتر تموم شد گفتم حالا که زود تعطیل شدم بیام دنبالت باهم بریم بیرون با کوثر راه افتادن رفتن سمت بازار یه چند ساعتی تو بازار چرخیدن و رفتن ساندویچی بعد خوردن نهار راه افتادن سمت خونه ساعت دیگه نزدیکای ۵ بود دیگه داشت کم کم غروب میشد رسیدن دم در رفتن داخل خونه شروع کردن کفش هامون رو در آوردیم رفتیم داخل رفتیم تو اتاق که لباس هامون رو عوض کنیم رفتیم تو اتاق کوثر شروع کرد درآوردن چادرش همزمان منم لباس عوض کردن رو ول کردم نزدیک کوثر شدم و از پشت به کوثر نزدیک شدم و شروع کردم بوس کردن گردن کوثر از رو مقنعه بوی بدن کوثر دیوونه کننده بود شروع کردم مالیدن سینه های کوثر از رو مانتو بعد چند دقیقه مالیدن سینه ها و کون کوثر و بوس کردن گونه و گردن کوثر. کوثر رو بغل گرفتم بلندش کردم بردم رو تخت شروع کردم از گونه هاش و گردن کوثر بوس کردن و دست کشیدن تا اومدن سمت پاهاش پاهای کوثر رو گرفتم اول شروع کردم بو کردن پاهاش جوراب های کوثر کمی بوی عرق می داد بعد بو کردن جوراب هاش دست انداختم پشت کش جورابش و کشیدم تا جوراب های ساق بلند مشکیش رو از پاش در بیارم اول پای چپش شروع کردم بعد پای راستش رو بعد درآوردن و بو کردن جوراب های کوثر شروع کردم اول لیس زدن انگشت های پای چپش از کوچیک به بزرگ بعدم شصت پاش همزمان لای انگشتاش رو هم لیس می زدم بعد شروع کردم زبون کشیدن به کف پاش و لیس زدن کف پاش و پاشنه پاش بعد پای چپش پای راستش رو هم همینطور بعد کیرم رو از تو شلوار در آوردم و گذاشتم بین پاهای کوثر این سری خیلی بهتر بود یه چند دیقه بالا پایین کردن کیرم بین پاهای کوثر بعد شروع کردم در آوردن لباسم وقتی کامل لخت شدم شروع کردم در آوردن لباس های کوثر اول مقنعه شو در آوردم بعد مانتو و شلوار کوثر رو بعد درآوردن سوتین و شرت کوثر کوثر کاملا لخت بود به کمر خوابوندمش به کیرم تف زدم کردم تو کص کوثر و شروع کردم آروم آروم تلمبه زدن کوثر هم یواش ناله می کرد همینجور که تلمبه می زدم سینه های کوثر رو هم می مالیدم و گردنش رو هم بوس می کردم بعد چند دیقه تو همین حالت تلمبه زدن کیرم رو کشیدم بیرون به کوثر گفتم بلند شو بچرخ برو رو چهار دست پا کونت رو بده بالا کمرت رو بده پایین بعد شروع کردم دوباره کیرم رو کردم تو کص کوثر و شروع کردم تلمبه زدن همزمان که تلمبه می زدم لپ های کون کوثر رو هم می مالیدم غیر از کونش پاهای کوثر رو هم گرفته بودم تو دستم و شروع کرده بودم مالیدن بعد چند دیقه تلمبه زدن کیرم رو کشیدم بیرون آبم رو ریختم رو کف پاهای کوثر بعدش هم با دستمال کاغذی پاک کردم بعد هم لباس هامون رو عوض کردیم خب این بود از آخرین قسمت از داستان های فوت فتیش تو دهه ۶۰ امیدوارم خوشتون اومده باشه خداحافظ.

نوشته: بهروز

بازدید 14,255

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

یک پاسخ به “فوت فتیش با کوثر بعد از مدرسه”

  1. دوست عزیز ممنون که نوشتیامااا روون نبود و صحنه های سکسیش خوب نبوددر عوض حاشیه زیاد داشتمثل مدرسه و کمیته و قباله ازدواج و …

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید