صفرمو تو سربازی باز کردن

⚠️هشدار: دارای محتوای همجنسگرایانه (گی). لطفا اگه علاقه ندارید لطف به خودتون و بقیه کنید و نخونید!

بعد تموم کردن دانشگاه حدود 23 سالگی راهی خدمت شدم. توی دو ماه اول که آموزشی بود تو کف دو سه تا از هم خدمتی هام توی یگان بودم. ولی خب اونجا واقعا نمیشد و جاش نبود. فضای نظامی خصوصا توی پادگان آموزشی خیلی بسته و تحت کنترله و وقتی هم نیست و البته جرات هم میخواد اول خدمتت به سکس توی پادگان فکر کنی. گذشت و من توی کف همون دو سه نفر موندم، خصوصا یکی شون که یه بدن اساسی و رو فرم داشت و رزمی کار بود، صورتش هم خیلی مردونه و استخونی بود. البته یه بار توی آسایشگاه وی تختش نشستم و داشتیم با بقیه خوش و بش میکردیم. اینم خودش هم خسته بود هم فکر کنم یکی دو هفته ای بود با دوست دخترش نبود و وقتی گفتم سرت رو بذار روی پام مخالفتی نکرد. منم آروم لاله گوشش و هر از گاهی پشت زانوش رو نوازش میکردم، چون در گوشی ازش پرسیدم کجا بیشتر آرومت میکنه و خودش بهم این دو تا جا رو گفت. حین نوازش دیدم گوشش قرمز شده و تقریبا خوابش برده بود. یه بارم شب نوبت نگهبانی من که 2 تا 4 شب بود، مال این درست بعد من 4 تا 6 صبح بود. ساعت 4 شد ولی نیومد. با اینکه نباید پست رو توی نگهبانی ترک کرد ولی چون نگهبانی اسلحه خونه و توی خود ساختمون یگان بود، سریع میتونستم برم توی آسایشگاه بالا سر تخت ش و بیدارش کنم. به همین خاطر رفتم تو و دیده لباس پوشیده و آماده ست ولی خوابیده. دلم نیومد بیدارش کنم و گفتم من که بی خواب شدم دیگه، بذار این بخوابه و من 2 ساعت بعدی رو هم خودم نگهبانی میدم. خلاصه صبح که بیدار شد و فهمید خواب مونده و من جای اون هم 4 ساعت یه ضرب ایستادم کلی ازم تشکر کرد و یه جوری بهم نزدیک تر شد. چون واقعا کم پیش میاد کسی مرام بذاره و نگهبانی رو جای کس دیگه ای انجام بده مگه اینکه واقعا دوست باشن با هم. خلاصه سکسی باهاش نداشتم و همیشه هم حسرتش موند توی دلم چون دوست داشتم اون اولین کسی باشی که پلمپ م رو باز میکنه.

آموزشی تموم شد و تقسیم شدیم توی یگان خدمتی. من افتادم یه بخش اداری، که نسبتا استقلال عملکردی بیشتری نسبت به بقیه جاهای اون پادگان داشت و یه بخش شیفت 24 ساعته و همیشگی هم داشت و یه اتاق شیفت برای افسر شب داشت و یه اتاق کوچیک با یه تخت هم برای یه سرباز آبدارخونه بود… همیشه هم یه سرباز صفر توی اون اتاق بود و شبا هم اونجا میخابید. در ورودی اون قسمت رو هم شبا میبستیم. وقتی من وارد اون قسمت شدم یه سرباز لاغر اندام بود، که تقریبا یک سالی بود از خدمتش گذشته بود و هنوز هم 20 سالش نشده بود. زمان گذشت و گذشت و منم بیشتر زمانم رو توی همون بخش میگذروندم و خیلی از شبا هم به جای اینکه برم روی تخت خودم توی آسایشگاه عمومی افسرا، میموندم توی همون بخش و توی اتاق افسر یا سرباز میخوابیدم. من تا حدی با بچه ها آشنا شده بودم که یه بار بعد از ظهر رفتم توی اتاقک همین سربازه و دیدم با لباس خدمتش رو تخت دراز کشیده و داره با گوشی ای که قاچاقی آورده بود توی پادگان ور میره. گفتم میشه منم دراز بکشم گفت آره. درو بستم و رفتم کنارش خوابیدم و پشتمو کردم بهش. اونم گوشی ش رو گذاشت زیر بالش و خوابید. ولی صورتش به سمت من بود. من عمدا خودم یه جوری جمع کردم که بدنم به بدنش بخوره و چون تخت هم کوچیک بود مجبور شد دستش رو بندازه روم. به شوخی برگشت گفت بهم اگه بچه شهرستان نبودی و تهرانی بود همینجا ترتیبت رو میدادم، مثلا میخواست مرام بذاره و بگه من چون خودم تهرانی نیستم دیگه با بقیه شهرستانی ها کاری ندارم. منم خندیدم و چیزی نگفتم.

چند باری گذشت و اینطوری روی تخت کنار هم خوابیدیم. هوا داشت گرمتر میشد و تیرماه بود. یه بعد از ظهر که کنارش بودم دستشو گرفتم و گذاشتم روی کمربندم. اونم از گرمی هوا و حشری بودنش یواش کمربندمو باز کرد و دید من چیزی نمیگم ادامه داد. بعدش شلوار خودشو باز کرد و کیرش رو کشید بیرون و گرفت دستش. من همچنان پشتش بهم بود و کیرش رو ندیده بودم. دستمو بردم عقب و یه لحظه لمس کردم و ولش کردم. ولی اون دوباره دستمو گرفت و گذاشت روی کیرش. به نسبت بزرگ و کلفت بود و داغ، از اون جثه انتظار همچین کیری نمیرفت. خلاصه یه ذره دستمالی کردیم و تموم. آبش هم نیومد.

دفعه بعدی که فرصت شد و روی تخت بودیم دیگه شرایط فرق میکرد. چون رومون به هم باز شده و هم اون و هم من میدونستیم که به زودی قراره یه سکسی با هم بکنیم. این سری روی تخت به صورت خوابیدم و اونم روم بود. توی گوشم پرسید تف بزنم؟ منم که واقعا تا اون موقع تجربه هیچ سکسی رو نداشتم گفتم آره. اونم با آب دهنش کیرش رو خیس کرد و گذاشت روی سوراخم و یواش فشار داد که بره تو. منم تو این حین کونم رو یه مقدار قمبل کردم به سمت بالا که راحت تر بره توش و اونم تا قمبلم رو دید توی گوشم یه جووون گفت. خلاصه کیرش رفت توی کونم و منم واقعا دردش رو تحمل کردم و سرم رو کرده بودم توی بالش. همینطوری کیرش رو نگه داشته بود و یواش یواش تکونش میداد. هنوز سی ثانیه نشده بود که گفت آبم داره میاد. منم گفتم بریزش توش اونم همونطور که خوابیده بودم ریخت توش هرچند ضربانی احساس نکردم و کشید بیرون و با یه دستمال کاغذی کیرش رو پاک کرد و حوله ش رو برداشت و رفت یه دوش بگیره. منم رفتم دستشویی که خودم رو خالی کنم که دیدم بله واقعا آبش اومده و از سوراخم افتاد بیرون.

سوراخم تا فرداش یه مقدار گز گز میکرد. صبح که منو دید تنها یه جا دارم یه کاری میکنم اومد کنار و پرسید خوبی؟ گفتم آره. گفت درد داشت؟ گفتم آره یه کم. با یه خنده کوچیک گفت اشکال نداره دفعه اولت بود صفرت رو باز کردم. کاملا مشخص بود خودش هم هیجان زده ست که یکی رو پیدا کرده که احتمالا طول خدمت میتونه باهاش سکس کنه.

دفعه بعدی که فرصت شد و کیر تفی ش رو داد کامل تو، بهش گفتم عزیزم…همونطور که روم بود گفت جانم… گفتم بزن. اونم یهو محکم کیرشو تا کلاهک کشید بیرون و محکم یه تقه زد… کیرش هم که بزرگ بود و من گفتم وااای یواشش و چشمام سیاهی رفت. اونم که یه کم ترسیده بود گفت خودت گفتی… گفتم نه به این شدت اولش. خلاصه آبش بازم سریع اومد گذشت و منم حشرم زده بود بالا بعد شروع سکس با این ولی خب طولانی نمیتونست بزنه.

توی اون قسمت یه کادری داشتیم که درجه ش گروهبانی بود هرچند ما بهش میگفتیم استوار. سنش هم شاید حداکثر 30 سال بود اون موقع و مجرد بود. یه بار یه روز تعطیل جمعه بود و این استوار هم افسر نگهبان اون روز و شب بود و توی اتاقش داشت یه چیزی میخوند منم رفتم تو و سلام دادم کنار صندلی ش نشستم. چشمم خورد به گوشه اتاق که یه پاراوان گذاشته بودن و اونجا برای لباس کادر رو عوض کردن بود. بهش گفتم اونجا عجب مکانیه… خندید و چیزی نگفت به خوندنش ادامه داد. این استوار داستان ما یه کم ورزشکار و بیش فعال هم بود و معمولا وقتی می نشست با بازوش فیگور هم میگرفت هر از گاهی. همین کارو که داشت میکرد منم گفتم ببینم بازوت رو … بازو گرفت و منم با دستم فشارش دادم ولی گفتم عجب خوردنیه… گفت امتحانش کن… منم از خدا خواسته یه گاز کوچیک ازش گرفتم… ازم پرسید گفتی اون گوشه اتاق چیه؟ گفتم مکانه… گفت پاشو در اتاقو ببند، منم پاشدم در اتاق رو بستم و با کلیدش که روش بود قفلش کردم… گفت بیا بریم… رفتیم و اونجا هم یه تیکه موکت داشت… رفت نشست و منم رفتم خودمو جمع کردم و سرمو گذاشتم روی پاش و چشمامو بستم… اونم داشت بدنم رو میمالید… یه لحظه احساس کردم یه چیز داغی داره میخوره به لبام… فهمیدم کیرش رو از شلوار راحتی ش کشیده بیرون و داره میماله روی لبام. منم چون تا اون موقع ساک نزده بودم (حتی برای اون سربازی که صفرم رو باز کرده بود) صورتم رو کشیدم اونور و پرسید چیکارت کنم. منم خودمو بلند کردم چهار دست و پا روی موکت و کونم رو قمبل کردم براش. خودش شلوارمو کشید پایین و کیرش رو گذاشت روی سوراخم… نه آب دهنی نه هیچی… همینطور عین مته و خشک خشک ضربه میزد… منم کونم گشاد نبود که راحت یه کیر لیز بخوره بره توش… بهم گفت شامپو بزنم؟ منم گفتم نه! چون میدونستم شامپو یا صابون باعث سوزش میشه… اونم همینطور دو سه دقیقه به ضربه زدن هاش ادامه داد و منم حتی وسطها پاشدم کاملا ایستادم و میخواستم جدا کنم خودمو ولی همینطور محکم گرفته بود و بغلم کرده بود و تقه رو میزد به در کونم. تا اینکه خسته شد و ولم کرد و یه دستمال کاغذی داد بهم که کونم رو تمیز کنم. دستمال رو که کشیدم دیدم یه مقدار خونی شد و فهمیدم بله انقدر خشک خشک ضربه زد که پوست روی سوراخم زخمی شد.

برگشت پرسید از کی تا حالا تو کف منی؟ از اول که اومدی اینجا چشمت دنبال من بود؟ منم خجالت کشیدم و چیزی نگفتم. گفت نگران نباش این قضیه هیچ تاثیری نداره روی دید من بهت. میخواست بهم اطمینان بده که مسخره م نمیکنه یا قرار نیست ازم سو استفاده کنه. گفت من امشبم اینجا شیفتم شب بیا پیشم اتاق شیفب و همونجا تا صبح بخواب. منم گفتم باشه…

شب شد و منم مسواک زدم و رفتم پیشش. روی تخت بود و داشت با گوشیش ور میرفت. بهم گفت مسواک زدی؟ گفتم آره. چراغها رو خاموش کردیم و درو بستیم. اومد پتوش رو از روی تخت برداشت و دو لایه کرد و انداخت گوشته اتاق شیفت روی موکت و نشست روش و بهم گفت ببینم چیکار میکنی امشب. منم رفتم خوابیدم لای پاهاش و اول یه ذره گردنش رو لیس زدم و خواستم لب هاش رو ببوسم ولی صورتش رو کشید کنار و فهمیدم دوست نداره. کیرش رو کشیدم بیرون… اولین بارم بود که میخواستم کیر کسی رو ساک بزنم. اول زیر کلاهکش رو یه کم لیس زدم، سیخ سیخ بود. بعدش کردمش تو دهنم و سعی میکردم تا آخر بکنم تو دهنم ولی یه کم هم حس عوق زدن بهم دست میداد. اونم دستاش رو گذاشته بود دو طرفش و یواش آه و ناله میکرد جوری که کسی نشنوه. بهش گفتم چطوره؟ گفت خیلی حرفه ای! معلوم بود خودشم اصلا تجربه ای نداره که به من میگفت حرفه ای! دروغ نگم شاید نزدیک 40 دقیقه براش ساک زدم ولی آبش نمیومد که نمیومد. به حدی که گردنم درد گرفت و گفتم خسته شدم. خودم هم چون ناشی بودم نه بلد بودم با تخماش بازی کنم حین ساک زدن نه اصلا میدونستم اگه با نیپل هاش بازی کنم راحت تر آبش میاد. بعدش گفت خب پس برو رو چهار دست و پا، منم که واقعا خسته بودم و گردنم درد میکرد گفتم نه، ظهر زدی زخم شد و خون اومد. گفت اع ببخشید. خلاصه اون شب اولین ساک رو زدم ولی آبش نیومد و بعدش هم سکسی نکردیم اون شب.

دو سه روز بعدش که با اون سرباز صفر بازم توی اتاق تنها شدیم، نشسته بود روی تخت و داشت با گوشی ش باز میکرد، منم فرصت رو غنیمت دیدم گفتم بذار ساک زدن رو روی اینم اجرا کنم. درو بستم رفتم زانو زدم جلو و کیرشو کشیدم بیرون و گرفتم با دستم… یه کیر سفید و بزرگ و کلفت بود. سرشو کردم توی دهنم. اونم که اصلا انتظارش رو نداشت یهو چشماشو بست و سرشو گرفت بالا. به نظر خودم شاید اولین بار بود که کسی داشت کیرش رو ساک میزد. یه ذره خوردم براش ولی چون آبش زود میومد گفت بسه الان میاد. منو برگردوند و خوابوند روی تخت و شلوارمو باز کرد و یه تف انداخت سر کیرش و داد توی سوراخ. یه ذره بالا پایین کرد و آبش رو ریخت توم دوباره و پاشد رفت دستشویی.

تقریبا سه هفته ای از این ماجراها گذشت. یه بار که داشتم روز تعطیل توی محوطه پادگان میرفتم و تازه از حموم هم در اومده بودم دیدم یکی صدام میزنه. برگشتم و دیدم همون استواره که امروز بازم شیفته. گفت بیا با هم بریم یه چای بخوریم. رفتیم این دفعه توی یه اتاق جدید که کلیدش رو داشت. این اتاق بزرگتر بود و دو سه تا صندلی چرمی داشت و یه یخچال کوچیک و از نظر فاصله هم با بقیه اتاق ها فاصله خوبی داشت و صدا راحت بیرون نمیرفت. خودشم روز تعطیل بود و رفت آمدی اون سمت نبود. یه چایی ریخت و خوردیم و حرف زدیم و هوا داشت تاریک میشد که با آرنجش مالید روی نوک سینه م. بهش گفتم درو بستی؟ گفت برو خودت ببین… رفتم دیدم پشت درو بسته کامل از اول و خیالم راحت شد. برگشتم نشستم پیشش روی صندلی، گفت بخورش… کیرش رو یه دقیقه ای داد دهنم و کامل سیخ شد. بعدش گفت شلوارتو بکش پایین برو با جفت زانو روی صندلی… منم همین کارو کردم و اونم رفت از یخچال یه بطری کوچیک روغن زیتون رو آورد بیرون و باز کرد و گفت بزن به خودت. من یه تیکه ریختم روی دستم و مالیدم روی سوراخم. اونم کیر خودش رو چرب کرد. سر کیرشو گذاشت و فشار داد. یکی دو دقیقه اول همچنان تنگ بود و منم شل نمیکردن و به زور سرش رفته بود تو.

یه لحظه کاملا ایستاد و گفت شل کن. همینکه این حرف رو شنیدم انگار مغزم دستور داد به عضله سوراخم که شل بشه و یهو سوراخم بازتر شد و تونست کیرش رو تا اخر بکنه توم. همینکه کرد تو شروع کرد تند تند تلمبه زدن و منم دیگه دردی نداشتم ولی واقعا حس میکردم کیرش داره تا معدم م میره. بعدش شروع کرد حرف زدن و اینارو میگفت: جووون چه کون گشادی… چند نفر قبل من این تو بوده؟ همینطوری که کمرم رو گرفته بود و تلمبه میزد اینا رو میگفت… منم گفتم هیچ کس به خوبی تو نبوده… اینو که گفتم انرژی ش بیشتر شد… عرق کل بدنم رو گرفته بود و هوا هم گرم بود و اتاق کولر یا پنکه نداشت. وسطی دستش رو آورد و نوک سینه م رو گرفت و فشار داد و من حشرم چند برابر شد و کامل کونم رو قوس دادم براش. دیگه مقاومت و مانعی از طرف من نبود. شاید 30 دقیقه تلمبه زد همینجوری و منم فقط آخ آخ میکردم… اواخرشم هم واقعا توی دلم خدا خدا میکردم که آبش بیاد و خلاص بشم از اون همه ضربه. ولی یهو کشید بیرون و گفت نمیاد… خسته شدم… فکر کنم واقعا مشکل دیر انزالی داشت… چون دفعه قبل هم که نزدیک 30 دقیقه براش ساک زدم آبش نیومد.
همینکه کیرش رو کشید بیرون احساس کردم سوراخم داره هوا میکشه تو… فهمیدم که کامل کامل بازم کرده بود.
رفت و با یه دستمال کاغذی کیرش رو تمیز کرد و به من یه دستمال داد تا سوراخم رو تمیز کنم.

بعدش گفت اگه میخوای برو سرویس… منم شلوارمو کشیدم بالا و خداحافظی کردم و راه افتادم سمت سرویس ها و اونم احتمالا رفت حموم. تا سه چهار روز سوراخم درد میکرد حتی وقتی روی صندلی می نشستم.

دیگه تقریبا سکس اونطوری نداشتم توی کل خدمتم. یکی همون سرباز صفر ناشی با کیر خوب که زیر یک دقیقه آبش میومد. دومی هم این استوار کادری که هرکار کردم نتونستم مزه آب ش رو بچشم. هر دو تاشون هم استریت بودن چون هیچوقت مایل نبودن لب بگیریم و بعدا فهمیدم ازدواج کردن. ولی توی پادگان و مجردی و هوای گرم، من براشون حکم یه تخلیه موقت شهوت رو داشتم و اونا هم یه سوراخ میخواستن که باهاش ور برن و تجربه داشته باشن. برای افراد همجنسگرایی مثل من سخته توی محیط های مردونه بودن… من واقعا دنبال عشق و محبت و رابطه سالمم… ولی اکثریت افراد به یه رابطه جنسی کوتاه مدت و یک طرفه فکر میکنن.

نوشته: مکس

بازدید 11,486

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

9 پاسخ به “صفرمو تو سربازی باز کردن”

  1. خوب بود داستانواقعا کون دادن تو خدمت هم لذتی دارهمن هم تجربه کون دادن تو سربازی رو دارم عالی بود

  2. خوب و روون نوشتیاز اینکه غلط نداشت و از لغات خارجی استفاده نکردیلایک رو گرفتی 👏

  3. من تو خدمت یک بکن فابریک داشتم اهل رفسنجان بود و اسمشم مهرداد بود.خیلی خوش صحبت و فیس جذاب و لبهای خوشگل و پوست گندمی داشت و قدش هم ۱۸۸ اینا میرسید و منم ریزه میزه با قد ۱۶۸ وزن ۵۹ و پوست سفید 🥰با روحیات دخترونه و نوک سینه شق و باد کرده که از زیر تیشرتم مشخصه بعدها فهمیدم چون ترنس هستم و هورمونیه.مهرداد بشدت خوش سکس و کیر کلفت و ۱۹ سانتی.بینظیر بود.اون منو تو حموم لختمو ازپشت دید و دیگه ول کن نبود و حین خدمت تا مکان و جا اوکی میشد میومد دستمو میکشید میبرد میکرد کونمو .ابشم فقط میریخت بیرون خودم گفته بودم.یکبار هم از مرخصی دوره برگشتم داخل ابدارخونه بود و تا منو دید بردتم داخل و جسبید از پشت بهم و دیدم داره شلوارمو باز میکنه بکشه پایین .گفتم مهرداد الان جاش نیست کسی میاد ولی انقدر حشر بود حالیش نبود و منم تو کف کیرش ۲۰ روز بودم که مرخصی بودم.دیکه مانعش نشدم و شلوارمو کشیدم پایین و دست گذاشتم رو دیوار و ایستاده قنبل کردم و یک تف انداخت لای کونم و سوراخم و رو کیر خودش هل داد توش.اولش سخت رفت چون کلا مدلم جوریه که حتی یکساعت پیشم کون داده باشم مجدد نسبتا سوراخم تنگ میشه و راحت کیر توش نمیره.کونمو گایید و ابشم ریخت رو زمین و گفت دمت گرم مرسی عشقم.اونم استریت بود و منم حکم همون سوراخ فوری اب کیرشو داشتم که اصلا از این موضوع بدم نمیومد چون کلا حس کونی بودن و سوراخ فوری بودن و کمی تحقیر درونش رو دوس دارم و ازش لذت میبرم.

  4. فکر کنم خیلی ها تو خدمت تجربه دارن، دوران جالبی بود در عین سختی های خودش، من هم تو آموزشی تجربه داشتم هم بعدش، این داستان رو خوندم خیلی شبیه یکی از تجربه هام بود، با راننده م که خواهرزاده فرمانده قسمت بود، باحال بود، 🤓

  5. مدیر سایت بکن تو بی شرف،مدیر سایت بکن تو بی شرفه، مدیر سایت بکن تو بی شرف،مدیر سایت بکن تو بی شرفه، مدیر سایت بکن تو بی شرف،مدیر سایت بکن تو بی شرفه، مدیر سایت بکن تو بی شرف،مدیر سایت بکن تو بی شرفه،

  6. خوب نوشتی ممنون. به واقعیت نزدیک بود. دوست داشتم فضای داستانت رو . قسمت جذابش اینجا بود که تو با سن بیشتر و بادرجه بالاتر به یک سرباز صفر دادی اولین بار

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید