داستان کاملا خیالیه و از زبان همسرم نوشتم خودش هم کمکم کرده
اگه خوب بود بگید ادامه همین داستان رو بذارم
اگه هم خوب نبود ببخشید اطلاع بدید حذف کنم و دیگه ننویسم ممنون از توجهتون
اسمم مهلاست ۳۰ سالمه
داستان برا شبیه که شوهرم سر کار بود و من خونه تنها بودم
یکی از دوستای شوهرم به اسم فریبرز که اونم هم سن خودمه و چند بار خونمون اومده بود و با هم آشنا بودیم بهش زنگ زدم و بهش گفتم :
+امشب شوهرم خونه نمیاد از تنهایی میترسم میشه امشب بیای پیشم تنها نباشم؟
اونم گفت :
=تنهایی که ترس نداره تلویزیون رو روشن کن و ببین هر وقت هم خوابت گرفت بگیر بخواب
+آخه کسی تو ساختمون نیست
=مگه همسایه هاتون نیستن تو ساختمون؟
+نه نیستن
=کجا رفتن؟
+دوتاشون مسافرت رفتن یکیشون هم رفتن خونه فامیلشون
=جایی کار داشتم ولی خب تو میگی از تنهایی میترسی اممممممم باشه میام
+مرسی ممنونم ازت
=شام چیزی میخوای برات بگیرم؟
+نه خودم درست میکنم چی دوست داری برات بپزم؟
=مرغ درست کن
+باشه فقط اگه میشه زودتر بیا
=اوکی شب میبینمت
+باشه فعلا
منم پا شدم و رفتم شام رو آماده کنم و خونه رو مرتب کنم کارم که تموم شد رفتم لباسهامو عوض کردم و یه شلوار اسلش پوشیدم و یه تیشرت البته یه کم یقه تیشرت باز بود اینم بگم یه کم چاق هستم ولی کون خوش فرمی دارم شلوار اسلش که میپوشم کونم گرد و قلمبه میزنه بیرون شورت تنم بود ولی اذیت میشدم شورتمو در آوردم و رفتم جلو آینه دیدم کس و کونم زده بیرون حسابی با خودم گفتم بذار شلوار راحتتری بپوشم اومدم برم شلوارمو عوض کنم زنگ در زده شد
+کیه؟
=فریبرزم بازکن
+بفرمایید داخل
دکمه در پایین رو زدم و دیگه وقت نشد برم شلوارمو عوض کنم رفتم در خونه رو باز کردم براش
+سلام خوش اومدی
=سلام ممنونم
+ببخشید امشب مزاحمت شدم ولی ساختمون خالی بود منم ترسیدم گفتم تو بیای پیشم
=اشکال نداره خوب کاری کردی
اومد داخل و رفت رو مبل نشست منم رفتم براش یه لیوان شربت بردم وقتی خم شدم شربت رو تعارف کنم یه لحظه متوجه شدم که سینه هام مشخصه و کسم زده بیرون با خودم فکر کردم برم لباسامو عوض کنم باز پیش خودم گفتم الان فریبرز ناراحت میشه بی خیال لباس عوض کردن شدم و منم نشستم رو مبل و تلویزیون رو روشن کردم
+چه خبر؟
=سلامتی خبری نیست شما چیکار میکنید؟
+هیچی ما هم میگذرونیم راستی بازم ببخشید که مزاحمت شدم میدونم میخواستی جایی بری و به خاطر من اومدی
=نه ایراد نداره پیش یکی از دوستام میخواستم برم اونو بعدا میرم مشکلی نیست
همینطوری که صحبت میکردیم یه لحظه حواسم به وسط پاهاش رفت دیدم کیرش تو شلوارش یه کم بزرگ شده زیاد معلوم نبود ولی توجه منو جلب کرد و یه کم تو دلم لرزید سریع نگاهمو برداشتم ولی باز ناخودآگاه چشمم سمتش می رفت پاشدم لیوان خالی رو برداشتم و بردم آشپزخونه و دوباره اومدم که بشینم دیدم فریبرز هم زیاد به نیم تنه پایین من نگاه میکنه بهش گفتم :
+لباساتو عوض کن راحت بشین
=نه راحتم
+لباس همراهت نیست شلوار و تیشرت شوهرمو بپوش
=نه نیازی نیست
+پاشو بیا لباس راحتی بهت بدم
=باشه حالا که اصرار میکنی برام بیار
+بیا اتاق خواب عوض کن
پا شد که بیاد اتاق خواب دقت کردم کیرش راست شده بود و وقتی می خواست بپوشونه نمیتونست دستپاچه شد و سریع اومد دنبال من و برا اینکه زیاد کیرش تابلو نشه پشت سرم وایساد وقتی که از آویز لباسها ، لباس راحتی میاوردم اومدم عقب که یهویی چسبیدم بهش واااااااای کلفتی کیرشو رو کونم حس کردم تا حالا این حس رو نداشتم که یه کیر غیر از کیر شوهرم کونمو لمس کنه بدنم یه طوری شده بود سریع اون رفت عقب منم لباسارو بهش دادم بیرون اومدم و در رو بستم که راحت لباساشو عوض کنه لباساشو عوض کرد و اومد تو حال نشست و جفتمون به روی خودمون نیاوردیم چه اتفاقی افتاده بود لباس راحتی یه کم گشاد بود و کیر فریبرز داخلش معلوم نبود با خودم فکر کردم چرا لباس بهش دادم میذاشتم همونطوری بمونه و کیرشو میدیدم ولی دیگه کاریش نمیتونستم بکنم یه کم با هم صحبت کردیم میخواستم شام رو بیارم پا شد و اومد سمت آشپزخونه
=بذار بیام کمکت
+نه ممنون تو بشین خودم میارم
=نه نه سفره رو بده من با ظرف ها
+باشه ممنون بیا ببر
سفره رو برد و می خواست بیاد ظرفها رو ببره
من جلوش بودم وقتی خواست ظرفها رو برداره من حواسم نبود خم شدم که از کابینت وسیله بردارم دوباره کونم خورد بهش اووووووه این بار خیلی بیشتر کیرشو حس کردم بدنم گر گرفت احساس کردم که دارم خودمو خیس میکنم رفتم نشستم که برنج و مرغ رو بکشم که یهویی کسم صدا داد خیلی خجالت کشیدم و سریع رفتم سرویس بهداشتی دیدم آب از کسم داره میاد خودمو شستم و با خودم گفتم وای شورت هم ندارم آبروم میره داشتم با خودم فکر میکردم برم حداقل شورت بپوشم که کم کم هوس بهم غلبه کرد با خودم گفتم زیاد حساس نشم ببینم چی میشه آخر شب خودم با لیزی کسم جق میزنم و حال میکنم اومدم بیرون و دیدم همه چیز سر سفره آماده شده منم نشستم و شام رو خوردیم همینطوری که شام میخوردیم شیطنتم گل کرده بود عمدا خم میشدم تا سینه هام معلوم باشه یا به بهونه نمک و چنگال و پیش دستی پا میشدم که فریبرز کونمو دید بزنه وقتی پا میشدم عمدا پشتمو میکردم سمت فریبرز که کونمو ببینه خودمم زیر زیرکی نگاه میکردم ببینم عکس العملش چیه اونم نگاه میکرد نمیدونم چرا داشتم لذت میبردم احساس میکردم آب تو کسم جمع شده و داشتم با این وضع حال میکردم شام که تموم شد میخواست برا جمع کردن وسایل کمکم کنه ولی من نذاشتم و خودم وسایل رو بردم وقتی خواستم سفره رو پاک کنم پشتمو بهش کردم و خم شدم و شروع کردم به پاک کردن سفره طوری که فریبرز قشنگ کس و کونمو ببینه
یواشکی نگاهش میکردم میدیدم اونم داره نگاه میکنه و همش با کیرش ور میره و این پا و اون پا میکنه رفتم چای آوردم و همش در حال رفت و آمد بودم عمدا کونمو بالا و پایین مینداختم و چون شورت پام نبود وقتی راه میرفتم کونم شبیه ژله میلرزید و چون خیس شده بودم کسم صدا میداد اولش خجالت میکشیدم ولی کم کم داشتم با صدای کسم حال میکردم فریبرز هم دید میزد یه کم گذشت با خودم فکر میکردم که فریبرز چرا چیزی نمیگه خواستم میوه بیارم میوه رو آوردم و تعارف کردم
=خیلی زحمت کشیدی یه کم بشین استراحت کن
+نا بابا چه زحمتی
=آخه عرق کردی
+نه عرقم کجا بود؟
=آخه لای پاهات خیسه زیاد راه رفتی عرق کرده
نگاه کردم وااااای چقدر خیس بود از بس تو حال و هوای خودم بودم که اصلا حواسم نبود شورت هم پام نیست آب کسم اومده بود بیرون و شلوارمو خیس کرده بود اولش خجالت کشیدم و خواستم برم شلوارمو عوض کنم ولی باز با خودم گفتم یه شبه اشکال نداره فریبرز هم از خودمونه بزار بیشتر حال کنم
با شیطنت گفتم
+این که عرق نیست
چشمای فریبرز برق زد انگار منتظر این جمله بود
=پس چیه؟
+نمیدونم تو بگو چیه؟
=لای پای تو خیسه من بگم چرا خیس شده؟
جفتمون خنده ریزی کردیم و دیگه ادامه ندادیم
اومدم میوه بردارم دستم خورد و میوه ها ریختن رو زمین رفتم میوه ها رو جمع کنم باز پشتمو کردم به فریبرز که دید بزنه و حال کنه دوتا از میوه ها رفته بود زیر میز رفتم اونا رو دربیارم سینه هام رو زمین چسبیده بود و قمبل کرده بودم چون پاهام باز بود کسم قشنگ زده بود بیرون یهویی یه چیزی رو شلوار خیسم حس کردم خشکم زد فریبرز با انگشتش به کسم دست میزد انگار تمام عمرم منتظر این لحظه بودم خواستم سریع از زیر میز بیام بیرون ولی خودم هم خوشم اومده بود و وایسادم فکر کنم فریبرز هم فهمیده بود با دستش کسمو از رو شلوار نوازش کرد وااااااااای همون لحظه آبم زد بیرون طوری که خودم حس کردم دوباره شلوارمو خیس کردم بدنم مور مور شده بود و گر گرفته بود از زیر میز اومدم بیرون
+انگار خوشت اومده
=از بس جلوم خم و راست شدی و کونتو لرزوندی شهوتی شدم
+خب بیا میخوای به کونم هم دست بزن
=ناراحت نمیشی؟
+نه
رفتم کنارش جلوی مبل وایسادم و کونمو سمتش کردم یه کم خم شدم
+بیا مال خودت
=اوووه چقدر بزرگ و سکسیه
+دست بهش بزن
=یه کم پاهاتو باز کن و بیشتر خم شو تا کست هم از لای پاهات معلوم بشه
+کدومشو بیشتر دوست داری؟
=جفتشو کونت قلمبه و بزرگه کست هم تپل و آبدار طوری آب انداخته که کل شلوارت خیس شده
+کونمو بگیر و چنگ بزن بهش
پاهامو باز کردم و بیشتر خم شدم که کسم هم بزنه بیرون که با دو دستش لپهای کونمو گرفت و مالید چقدر حس خوبی بود کنارش رو مبل نشستم چشمام خمار شده بود تو حال خودم نبودم و اصلا نمی فهمیدم دارم چیکار میکنم دستشو گرفتم و بردم لای پاهام رو کسم
+اینجا رو برام بمال
=باشه
از رو شلوار میمالید دستش خیس شده بود دستشو گرفتم و بردم بالای شلوارم و طوری اشاره کردم که متوجه بشه دستشو از زیر شلوار ببره وقتی دستشو برد تو شلوارم فهمید شورت تنم نیست دستش رو برد رو کسم خیس خیس بود اونقدر آب ازش اومده بود انگار شاشیده بودم
=چقدر کست لیز شده؟
+به خاطر توئه
=قبلا هم اینطوری شده بودی؟
+نه
نا خودآگاه سرم رو بردم سمتش و از لبش بوسه گرفتم
+حالم خیلی خرابه حالمو خوب کن
=چطور دوست داری حالتو خوب کنم؟
+هر طور که خودت میخوای
انگشتاشو لای کسم میبرد و میاورد وای چه لذتی داشت داشتم دیوونه میشدم ولی شلوار اذیتم میکرد دوست داشتم شلوارمو در بیارم ولی روم نمیشد لباشو آورد سمتم و لبم رو گرفت چقدر خوب میخورد چشمامو بسته بودم و تو خیال بودم چقدر داشتم حال میکردم با انگشتاش لای کسمو نوازش میکرد و هم زمان لبمو میخورد
دستشو آورد بیرون و تا اومدم بگم چی شد ادامه بده با دستاش سینه هامو گرفت از رو لباس حال نمیداد لباسمو درآوردم و دوباره رفتم لباشو گرفتم با دستش از رو سوتین سینه مو می گرفت و مالش میداد ولی بازم خوب نبود دستشو از زیر سوتین برد سمت سینه هام چقدر حال میداد موهای تنم سیخ شده بود سوتین رو باز کرد و دو دستی سینه هامو میمالید خمار بودم اصلا تو یه دنیای دیگه نمیدونستم چیکار میکنم تنها چیزی که میخواستم این بود
بیشتر و بیشتر
لباشو رها کردم و با دست سرشو بردم سمت سینه هام اونم شروع کرد به خوردن سینه هام با زبونش رو نوک سینه هام میمالید و منم لذت میبردم دستمو گرفت و سمت کیرش برد اول دستمو کشیدم چون خجالت میکشیدم ولی دوباره خودم دستمو دراز کردم و کیرشو از رو شلوار گرفتم کیرش مثل چوب خشک سفت سفت بود دوست داشتم کیرشو بیشتر حس کنم دستمو بردم داخل شلوارش کیرش رو بگیرم متوجه شدم کیرشو از لای شورت بیرون داده کیرشو حس میکردم اونم خیس خیس بود هم دوست داشتم هم یه حس عجیب داشتم یهویی پاشد و شلوارشو درآورد دیدم کیرش از لای شورت زده بیرون یه کیر آبدار و خیس که سفت سفت آماده گاییدنه شورتشو درآورد و نشست پیشم و دوباره شروع کرد سینه هامو مالیدن همونطوری لباشو آورد جلو لبم و با هم داشتیم لبهای همدیگه رو میخوردیم که دستشو برد پایین و شلوارمو گرفت ناخودآگاه نیم خیز شدم که شلوارمو دربیاره اونم شلوارمنو آروم درآورد خودم هم باهاش همکاری میکردم که زودتر درش بیاره و دوباره نشستم پیشش و طوری که پاهامون بدون لباس همدیگه رو لمس میکرد دستشو آورد لای پاهام منم پاهامو کمی باز کردم انگشتاشو برد لای کسم و شروع کرد مالیدن واااااای چقدر حال میداد
تو لب بودیم من کیر او گرفته بودم و میمالیدمش و با لیزی کیرش براش جق میزدم اونم کس منو میمالید و با لیزیش حال میکرد
داشتیم حال میکردیم که فریبرز انگشتشو تو کس برد
+آه ه ه ه ه ه ه ه
=چی شد؟
+خیلی حال میده
=جوووووون
+بیشتر میخوام
=الان
از رو مبل بلند شد و رفت نشست رو زمین پاهامو باز کرد
و سرش رو برد وسط پاهام اول کسمو بوس کرد وقتی نفسش میخورد به کسم موهای تنم سیخ میشد زبونشو آورد جلو کسم و شروع کرد به لیسیدن وای که چقدر خوب بود داشتم پرواز میکردم
+آه ه ه ه ه ه ه ه
+چقدر خوبه
+چقدر خوب میخوری
+وای چقدر حال میده
+بیشتر بخور
+زبونتو بکن توش
و با دستم سرشو محکم رو کسم فشار میدادم و حال میکردم و آه و ناله میکشیدم خیلی شهوتی شده بودم سرشو بلند کردم و ازش لب گرفتم و کیرشو گرفتم و گذاشتم تو دهنم حالت داگی رو مبل بودم و داشتم کیرشو میخوردم اونم دستشو از پشت آورده بود و انگشتش رو تو کسم کرد و داخل کسمو قلقلک میداد منم فقط محکم میخوردم و جق براش میزدم کیرش لیز لیز شده بود تو حال خودم نبودم همینطوری که رو مبل نشسته بود رفتم بالا و نشستم رو پاهاش کیرشو با دستم گرفتم و بردم جلو کسم اونقدر لیز بودیم وقتی کیرشو میمالیدم به کسم حسابی حال میکردیم داشتم دیوونه میشدم فقط میخواستم کیرشو تو کسم حس کنم نشستم رو کیرش
+آه ه ه چقدر خوبه وای چه لذتی داره فریبرز
=اوه چقدر کست لیزه یهویی تا ته رفت توش
+بیشتر میخوام بیشتر بکن
=باشه عزیزم چقدر کست خوبه چه گرمایی داره
+کیرتو بکن تو کسم حالمو جا بیار دوست دارم منو پاره کنی
=باشه الان جرت میدم
+امشب مال توام فقط مال خودتم تا فردا منو جر بده با کیرت کسمو شخم بزن طوری پاره م کن که نتونم راه برم
=باشه کس تپلتو برات پاره پاره میکنم
+آه ه ه بکن بکن منو ، بکن منو فریبرز
اونم شروع کرد تلمبه زدن داخل کسم تو همون حالت سینه هامو بهش چسبونده بودم و داشتم ازش لب میگرفتم اونم با دستاش لپهای کونمو محکم گرفته بود و داشت تو کسم تلمبه میزد یهویی پا شد و اومد پشتم سرمو برد گوشه مبل و کونمو داد بالا طوری قمبل کرده بودم که کسم از لای پاهام مثل کلوچه زده بود بیرون کیرشو لای کسم گذاشت و میمالید بهم و با دستش کونمو نوازش میکرد دیگه تحمل نداشتم
+فریبرز بکن عطشمو بخوابون
=الان طوری میکنمت که حال کنی
+امشب جنده تو شدم جنده تو پاره کن
کیرشو تو همون حالت فرو کرد داخل طوری که تخم هاش چسبید به چوچولم و با دست کنار کونمو گرفت و محکم تلمبه میزد تو کونم
+آه بکن ؛ آه جرم بده ؛ آه فریبرز چقدر تو خوبی چقدر کیرت خوبه منو پاره کن جنده تو پاره کن به کسم رحم نکن
=اووووووه چه کسی داری چقدر کست حال میده کس تپل و گوشتی داغ داغ میخوام پاره ش کنم برات
+منو پاره کن جنده تو پاره کن آه ه ه ه ه
همونطوری محکم تلمبه میزد و میکرد
+آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه داره میاد بکن بکن آه ه ه ه ه ه ه بکن بیشتر بیشتر آه ه ه ه ه ه ه
تو همین حالت آبم اومد و داشتم لذت میبردم و فریبرز هم داشت حال میکرد یه بار با دستش کونمو میگرفت و محکم تو کسم تلمبه میزد و یه بار با دستاش سینه هامو می گرفت و باز منو میکرد همینطوری که می کرد داد زد
=آه ه ه آبم داره میاد داره میاد
+بریزش تو کسم و آتیشمو خاموش کن همه شو بریز توش حتی یه قطره شو بیرون نریز
=باشه آه ه ه ه ه ه
یهویی داخل کسم یه گرمای شدید و زیادی رو حس کردم چقدر حسش خوب بود آب فریبرز اومده بود اندازه دو لیوان آب تو کسم خالی کرده بود تلمبه هاش آروم شد
+بکن بیشتر بکن
=آبم اومده
+اشکال نداره بازم منو بکن
=باشه
کونمو با دست گرفته بود و آروم آروم تو کسم تلمبه میزد و آبش از کنار لبهای کسم بیرون میومد و از رو چوچولم میریخت پایین از زیر با دستم آبشو رو کسمو میمالیدم و حال میکردم اونم با ریتم آرومی منو میکرد سرمو بالا آوردم و همونطور که کیرش تو کسم بود از پشت خودمو بهش چسبوندم و سرمو برگردوندم شروع کردم لب گرفتن ازش اون با دستاش سینه هامو گرفته بود و میمالید منم با یه دستم از بالا سرشو گرفته بودم و با اون یکی دستم کسمو میمالیدم خیلی لحظه خوبی بود کیرش دیگه حالت سفتی اول رو نداشت ولی بازم بزرگ بود و تو کسم که میرفت حال میکردم همونطور که میکردیم یهویی کیرش از تو کسم زد بیرون طوری که شالاپ صدا داد و آبش همینطور می ریخت بیرون چقدر آب داشت
+اوه چقدر آب ازت اومد
=کست خیلی بهم حال داد
+حال کردی؟
=عالی بود خودت چی حال کردی؟
+جون ندارم
بی رمق رو زمین خوابیدم فریبرز هم اومد کنارم خوابید به سمتش خوابیدم و دستش رو زیر سرم گذاشتم پامو لای پاهاش گذاشتم و بهش چسبیدم طوری که سینه هام به سینه ش چسبید و کیرش رو روی کسم حس میکردم شروع کردیم لب گرفتن ؛ اون با دستش کونمو نوازش میکرد منم با دستم کیرشو گرفته بودم و میمالیدم کیرش نیمه راست و لیز بود منم میمالیدمش به کسم و از هم لب میگرفتیم
=چطور بود ؟
+خیلی عالی بود خیلی وقت بود اینطوری حال نکرده بودم کیرت عالی بود خودت چی حال کردی؟
=عالی عالی بودی کس تپل و داغی داری طوری آبمو کشیدی که جونی برام نمونده
+کسم خوب بود؟
=عالی بود یه چیزی بگم؟
+بگو
=دوست داشتم از کون هم میکردیم کونت خیلی تو دلم رفته
+باشه یه بار دیگه بهت کون میدم الان فقط میخوام تو بغلت باشم
اینو گفتم و رفتم روش خوابیدم و از هم لب میگرفتیم پاهامو جمع کردم و کنار پاهاش بردم طوری که کسم باز شد و گذاشتمش رو کیر فریبرز و خودمو میمالیدم بهش
+دوباره بکنیم؟
=همین الان کردیم
+بازم دلم میخواد
=باشه
+دوست دارم تا فردا صبح جنده تو باشم و بهت بدم خیلی حال میده زیر کیرت ناله میکنم
=جووووون بزار الان کیرم راست بشه دوباره حالتو جا میارم
+اووووووف خودم برات راستش میکنم
…
ادامه داره
نوشته: Amir 696969 Z2
12 پاسخ به “شب بیادماندنی بدون شوهر (۱)”
حیوان صفت واقعی
کوصت صدا داد !!!کوصخل
فریبرز به کسش دست زده خانم خشکش زده!!! مرغ پخته خندش میگیره، تو مرتیکه لاشی رو آوردی خونت که بکندت بعد خشکت زده؟؟خوب شد اولش گفتی خیالیه وگرنه ریده میشد به باورام 😂😂هرچند که تو بکن تو به اندازه کافی ریده شده
این صدای کص که میگی میشه دقیقا بگی چه صداییه؟کص مگه صدا داره؟
این داستان از زبون شوهرت نیست از زبون یه کسخول جقیه. در ضمن کی گفته مردها از زنهای چاق خوششون میاد؟ زن چاق لایه پاهاش و کونش بو میده. باش شاشید به اون هیکل
یه روزی کس واقعی دیدی یبار دیگه داستانت و بخون ،موفق باشی
قشنگ معلومه کردتت خوب حال دادی
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دستکوس دست یعنی کسی که دست خودرا کوس کرده
تازه ادامه هم داره؟!😄😂ولی دستت درد نکنه کلی خندیدم😂
کسشعر محض،ی وقت فکر نکنید اینو ی پسر نوشته میدونید.
گلی به شرف ت که حداقل احترام گذاشتی و گفتی خیلیه، دردت بخوره توسر اونایی که سرتاسر دروغ می نویسن
اراجیف شبه سکسی باخاطرات ود استان سکسی خیلی تفاوت داره.