سلام دوستان
اسمم نوید هست۳۳ساله هستم متاهل ۲تا بچه دارم قد متوسط یکم لاغر
تو یکی از شهر های خوزستان زندگی میکنیم
من یه عمه دارم به اسم مدینه که خیلی خیلی عاشقش هستم پوست سبزه سینه های ۸۰ قد ۱متر ۷۰
قضیه مال همین اردیبهشت ۱۴۰۳هست ولی احساس سکسیم نسبت به عمه ام از سال ۹۷ شروع شد تو یه مغازه ای کار میکردم زیاد شلوغ نبود همینجوری تو بیکاریم به عمه ام پیام دادم و احساس دلتنگی کردم
اونم مثل همیشه که قربون صدقه ام میرفت.
شروع کرد به قربون صدقه رفتن به من و منم خیلی نمکش رو زیاد کردم و خیلی دروغ ها گفتم از زندگی خودم گله مندی از زنم و شروع درد دل کردن عمه جونم که بین حرف هاش متوجه شدم که نزدیک به ۱۵سال هست که با شوهرش رابطه ای نداره چون خرجی نمیده بهش خودش با خیاطی خرجش رو در میاره .
یه مدت ۲ یا ۳ماه گذشت من و عمه خیلی به هم پیامک میدادیم رومون نمیشد زنگ بزنیم صحبت کنیم یه روز پیام دادم خیلی دوست دارم بغلت کنم بوست کنم ولی روم نمیشه اونم گفت مگه آدم بخواد خواهرشو بغل کنه بوس کنه رو میخواد آخه به من میگفت داداشی منم گفتم آخه خیلی دوست دارم لباتو بوس کنم .
اونم دیگه چیزی نگفت خداحافظی کرد فهمیدم ناراحت شده ولی چیزی نگفت یه روز تنها خونه بودم زنم رفته بود پیش مادرش مادرم با داداشم رفته بودن اصفهان.
دیدم زنگ خونه زده شد در رو که باز کردم عمه جونم بود سلام و احوال پرسی گذشت تا رفتیم داخل رو مبل که نشستیم چون روم نمیشد چیزی بگم خود عمه گفت داداشی مگه نمی خواستی بغلم کنی بوسم کنی خوب بیا عزیزم منم گفتم آخه گفت بیا تا پشیمون نشدم عشقم داداش گلم منم رفتم پیشش بغلش کردم لباشو بوسیدم اول همراهیم نمیکرد بعد یواش یواش لباشو باز کرد زبون همو لیس میزدیم بعد ۲دیقه خودشو کشید عقب گفت دیگه بسه زندگیم منم چون تازه کیرم شق شده بود و مدینه جونم فهمیده بود بیخیالش نشدم دوباره بغلش کردم خواستم ببوسمش گفت نوید جان بسه زیادیش خوب نیست من حالم خراب میشه با یکم زبون ریختن بهش فهموندم که میخوام بکنمش دستش رو گرفتم بردم اتاق خواب بوسش کردم یواش یواش دستم رسوندم به سینهاش لمسش کردم چیزی نگفت دکمه های مانتوش رو باز کردم مانتوش رو در آوردم تیشرت خودم رو خواستم در بیارم گفت نوید من میدونستم حس داری بهم اومدم چون میدونستم تنهایی ولی فکرش رو نمیکردم اینقدر سری اتفاق بیفته گفتم میخوام کاری کنم جبران این ۱۵سال بشه لختش کردم سینه هاشو اینقدر لیس زدم تا دادش در اومد آه نوید جونم عشقم داداش گلم مرسی منم رفتم کسش که خیلی هم خس شده بود رو خوردم چند دیقه از کس لیسی من نگذشته بود که با فشار زیاد آبش اومد ریخت تو دهنم کلا بی حال شد .
لباسام رو کامل در آوردم رفتم بغلش کردم و دوباره لب گرفتیم سینهاش رو خوردم تا دوباره آماده شه وقتی آه کشید فهمیدم باید شروع کنم کیر ۱۸سانتی کلفت و گوشتیم رو تنظیم کردم با کسش گفت نوید جونم یواش من خیلی تنگم یواش یواش شروع کردم اول سر کیرم بعد نصفه بعد ۵دیقه کامل کردمش توش مدینه جونم فقط آه و قربون صدقه میرفت زمانی که صبر کردم کسش به کیرم عادت کنه لرزید و دوباره ارضا شد منم شروع کردم تلمبه زدن اینقدر کردم که داشتیم عرق می کردیم مدینه جونم هم چشاش بسته بود و فقط داد میزد میگفت قربون کیر کلفتت بشم زندگیم بعد ۲۰دیقه دیگه تحمل نداشتم خواستم ارضا شم بهش گفتم اونم گفت بریز توش آبم با فشار تو کسش خالی کردم یه دو سه ساعتی کنار هم دراز کشیدیم بعد عمه لباساشو پوشید و با یه لب جانانه خداحافظی کرد تو این ۴و۵ ماه هفته ای یک با کلید انبار مغازه دوستمو میگیرم میریم اونجا سکس می کنیم بهم قول داده دختر عمه ام رو جور کنه باهاش سکس کنم
مرسی
نوید
اسمم نوید هست۳۳ساله هستم متاهل ۲تا بچه دارم قد متوسط یکم لاغر
تو یکی از شهر های خوزستان زندگی میکنیم
من یه عمه دارم به اسم مدینه که خیلی خیلی عاشقش هستم پوست سبزه سینه های ۸۰ قد ۱متر ۷۰
قضیه مال همین اردیبهشت ۱۴۰۳هست ولی احساس سکسیم نسبت به عمه ام از سال ۹۷ شروع شد تو یه مغازه ای کار میکردم زیاد شلوغ نبود همینجوری تو بیکاریم به عمه ام پیام دادم و احساس دلتنگی کردم
اونم مثل همیشه که قربون صدقه ام میرفت.
شروع کرد به قربون صدقه رفتن به من و منم خیلی نمکش رو زیاد کردم و خیلی دروغ ها گفتم از زندگی خودم گله مندی از زنم و شروع درد دل کردن عمه جونم که بین حرف هاش متوجه شدم که نزدیک به ۱۵سال هست که با شوهرش رابطه ای نداره چون خرجی نمیده بهش خودش با خیاطی خرجش رو در میاره .
یه مدت ۲ یا ۳ماه گذشت من و عمه خیلی به هم پیامک میدادیم رومون نمیشد زنگ بزنیم صحبت کنیم یه روز پیام دادم خیلی دوست دارم بغلت کنم بوست کنم ولی روم نمیشه اونم گفت مگه آدم بخواد خواهرشو بغل کنه بوس کنه رو میخواد آخه به من میگفت داداشی منم گفتم آخه خیلی دوست دارم لباتو بوس کنم .
اونم دیگه چیزی نگفت خداحافظی کرد فهمیدم ناراحت شده ولی چیزی نگفت یه روز تنها خونه بودم زنم رفته بود پیش مادرش مادرم با داداشم رفته بودن اصفهان.
دیدم زنگ خونه زده شد در رو که باز کردم عمه جونم بود سلام و احوال پرسی گذشت تا رفتیم داخل رو مبل که نشستیم چون روم نمیشد چیزی بگم خود عمه گفت داداشی مگه نمی خواستی بغلم کنی بوسم کنی خوب بیا عزیزم منم گفتم آخه گفت بیا تا پشیمون نشدم عشقم داداش گلم منم رفتم پیشش بغلش کردم لباشو بوسیدم اول همراهیم نمیکرد بعد یواش یواش لباشو باز کرد زبون همو لیس میزدیم بعد ۲دیقه خودشو کشید عقب گفت دیگه بسه زندگیم منم چون تازه کیرم شق شده بود و مدینه جونم فهمیده بود بیخیالش نشدم دوباره بغلش کردم خواستم ببوسمش گفت نوید جان بسه زیادیش خوب نیست من حالم خراب میشه با یکم زبون ریختن بهش فهموندم که میخوام بکنمش دستش رو گرفتم بردم اتاق خواب بوسش کردم یواش یواش دستم رسوندم به سینهاش لمسش کردم چیزی نگفت دکمه های مانتوش رو باز کردم مانتوش رو در آوردم تیشرت خودم رو خواستم در بیارم گفت نوید من میدونستم حس داری بهم اومدم چون میدونستم تنهایی ولی فکرش رو نمیکردم اینقدر سری اتفاق بیفته گفتم میخوام کاری کنم جبران این ۱۵سال بشه لختش کردم سینه هاشو اینقدر لیس زدم تا دادش در اومد آه نوید جونم عشقم داداش گلم مرسی منم رفتم کسش که خیلی هم خس شده بود رو خوردم چند دیقه از کس لیسی من نگذشته بود که با فشار زیاد آبش اومد ریخت تو دهنم کلا بی حال شد .
لباسام رو کامل در آوردم رفتم بغلش کردم و دوباره لب گرفتیم سینهاش رو خوردم تا دوباره آماده شه وقتی آه کشید فهمیدم باید شروع کنم کیر ۱۸سانتی کلفت و گوشتیم رو تنظیم کردم با کسش گفت نوید جونم یواش من خیلی تنگم یواش یواش شروع کردم اول سر کیرم بعد نصفه بعد ۵دیقه کامل کردمش توش مدینه جونم فقط آه و قربون صدقه میرفت زمانی که صبر کردم کسش به کیرم عادت کنه لرزید و دوباره ارضا شد منم شروع کردم تلمبه زدن اینقدر کردم که داشتیم عرق می کردیم مدینه جونم هم چشاش بسته بود و فقط داد میزد میگفت قربون کیر کلفتت بشم زندگیم بعد ۲۰دیقه دیگه تحمل نداشتم خواستم ارضا شم بهش گفتم اونم گفت بریز توش آبم با فشار تو کسش خالی کردم یه دو سه ساعتی کنار هم دراز کشیدیم بعد عمه لباساشو پوشید و با یه لب جانانه خداحافظی کرد تو این ۴و۵ ماه هفته ای یک با کلید انبار مغازه دوستمو میگیرم میریم اونجا سکس می کنیم بهم قول داده دختر عمه ام رو جور کنه باهاش سکس کنم
مرسی
نوید
نوشته: نوید
30 پاسخ به “سکس با عمه مدینه ۵۸ ساله”
تا منم ارضا نشدم کیرم دهنت
نوید نکن .
ابتو پاشیدی تو مدینه؟ از خدا نترسیدی قرار بود فقط بری زیارت
حس به عمه،خاله،زن عمو،زن دایی و دخترهای اینا تقریبا در همه مردها نسبت به یکی از این ها و یا همه وجود داره و همین طور این حس از طرف زن ها هم وجود داره اما فقط واسه بعضی این رابطه اتفاق می افته و خیلیا با این حس تا آخر عمر زندگی می کنند و در آخر ناکام می میرند اگر می شد باطن و درون ذهن آدم ها را خواند شاهد یک دریای طوفانی خواهی بود که هیچگاه آرام نمی شود.
عمه ی ۵۸ساله+من خیلی تنگم=😂😂😂😂😂😂😂😂😂
توکه راس میگی ولی کیر یَک یَک شترهای مکه تو کونت
مدینه!!!😏😶😂
تو که دروغ نمیگی، همون کلید انبار از پهنا…!!
اوبیه دول فندقیه
ملحوق توهم كه دست به كير تراويشات مريضش رو پياده ميكنه از 100 بهت 3 هم نميدم
اعرب خشمک،منیوچ
طرف کس نکرده تا حالا که بلد باشه میگه کیرم جا باز کنه مگه کونه؟ اونم کس پیر.میگه آبش پاشید فکر میکنه مثل مردها آب زنا به بیرون پرتاب میشه
دوست من آخه ۵۸ سال… آدم چطور میتونه کسی که بهش میگه داداشی رو بکنه… اینجوریم که تو توصیف کردی بیشتر میخوره بچه بودی شوهر عمت کونت گذاشته… کون گلابب
میشه نوه عمه ات من بکنم
کیر بلال حبشی تو کون هرچی جقیه
ای عمه جنده 😀کیرت تو کوس خوار بابات 😀
کیر تو کس مادر ادم دروغگو
دختر عمه ات رو بیار ما بکنیم و داستانش برات تعریف کنیم
کیرم؛توکوس وکون زن وعمت.(دخترعمت).
کسشر
عمه منوره نداری؟ 🤣
اولا گوخوردی متاهلی بعدشم اگه متاهلی مطمئن زنت به شوهر عمت میده که اون ۱۵ ساله عمتو نکرده از اونجا سیره
الآن لذت بردی؟خیلی کیف کردی؟…نه باو منظورم عمه بدبختت نیست،منظورم فحشائیه که بچهها بالا برات ردیف کردن،خوب کیف کردی اینهمه فحش خوردی؟؟؟!مردم مردای قدیم.در ضمن مهمترین چیز اینه:خائن!..آقاجون خانوم جون محارم ننویسین،محارم نخونین،ندیدین چندتا داستان آپ شد که کمسن بودن خوندن و رفتن رو خانواده پیاده کردن و دست آخر عذاب وجدان داره لهشون میکنه؟آقاجون خانومجون محارم ننویسین،نخونین،میشین الگو،الگوی غلط،این نوع مزخرف از سکسو تحریم کنیم…اگر بخودمون میگیم ایرانی!
اگه میگفتی خواهر شوهر عمتم بیاره حتماً میگفته چشم عشقم داداشی جونم و آورده اونارو هم گاییدی.😒😒😒😡داستان تخمی تخیلی نوشتی ک همه چی بروفقه مراده و کیرتم ۱۸سانت و کلفت و گوشتی و خوشگل و خوردنی و خوبببب تعریف کن نوشابه باز کن یکی هم برا کیرت تو داستان بیاد اینجا اونم بکنی😅😅🤣😂🤣
تو فکر کردی آب زن مثل مرد است که بپاشه رو سرو صورت یک چیزی شنیدی مگر اینکه کیر شوهر عمه تو دهنت بوده باشه آبش ریخته باشه تو دهنت
این داستان دروغ بود رفیق
اسم خالت مکه است؟!
عالی بود
اولش نوشتی شروع از اردیبهشت امسال. بعد ۲ تا ۳ ماه پیام میدادید که میشه مرداد ماه. بعد نوشتی ۴ تا ۵ ماه که سکس میکنید که میشه دی ماه امسال. جالبه
منم خوزستانی هستم دنبال همچین خانم سن بالایی هستم اگه هست بیاد خودم نوکرش میشمSjdahwایدی تلگرامم هست