سلام این داستان واقعیه به جز اسمها
قید ابرو زدم.وسریع میگم وبی حاشیه
من اسمم رسول.خوشکلم.خونمون یکی ازشهرهاجنوبه.داییم با زنش تو پتروشیمی کار می کنند
الان من بیست و هفت سالمه و این برمیگرده ب دوسال پیش
ازبیست سالگی ک دایی و هما ازدواج کردن هماچشمش بمن بود.میفهمیدم.خودش قدبلند داشت وسفید.دوسش داشتم.تا اینکه یه بارخونشون رفتیم.سرسفره دیس روکه بم میداد دستشو بم میسابید.پام که به بخاری بود روپام مینشست.گوشه باسنش.ومن پامو عقب میکشیدم.خونشون دوطبقه ک بودازپله ها بالامیرفتم اون زیرمیومدبم تنه میزد. یه باروقتی مادرم زیربودخواستم طبقه بالادیدم هماداره میاد.ازتنه باخبربودم.سمتش رفتم.گوشه شونه چپم بسینش خورد.گفت اییی.گرفتش.گفتمش نباید بدت بیاد
گفت بیابالا.اروم گفت رفتیم.دستشو گذاشت به نرده ها.پشتشوکرد طرفم مانتوشوداد بالا.گفت بیا.تمومش کن بازی رو. زودباش
حالانوبت خریت من بود.گفتمش.نکن منظوری نداشتم.حقیقت جاخوردم. گف خفه شو.فقط زودباش.
اینو بگم من من جلوم درازه وکلفت نیست نوزده سانته.خلاصه من که مجسمه شده بودم دستشو زد به باسنش و چسبوند به خودش.صدای مادرم اومد گفت هما کامران روبردم پارک.کامران پسر دایم. با صدای مادرم زودرفتم تو یکی ازاتاق ها. و هما گفت مرغ هم بگیر.هما تو اتاق اومد دستمو گرفت گف رفتن. بیا زود باش دلقک. رفت پیش نرده ها ک حواسش ب زیرباشه.شلوارشو داد پایین. وای شرط قرمز و باسن بزرگ. دستشو زد به کمرم و چسبوند به خودش. زودی برگشت گفت لعنتی رو بیار زیر. دستام سرد بود و میلرزید. قلبم داشت محکم میزد. کیرم خواب خواب بود.شرتمو زیراورد خجالت کشیدم موهاشو نزده بودم.گف درازه وسفید.سرش صورتی کمرنگ. مال دایت کبوده. خندید. گذاشت تودهنش. گرماشو حس کردم. بدطور میمکید اما راست نمیشد.بلند شد گفت خیالت راحت اروم باش.بذارش لاپام تا راست شه.تا باسنشودیدم و گذاشتم لاش نیمه سیخ شد.فهمید.طاقاشو بازکرد.وااای سوراخ پشت سیاهشو دیدم که کلی گوشت اضاف داشت.رفتم گردنشو ببوسم سرکیرم خورد به پشتش.گفت ازپشت میخوای؟صب کن.پاشو بازتر کرد.و سوراخ پشتشوبازکرد.تف زدم سرش راحت رفت.گف اها اینه. بیاجلو. اروم میرفتم جلو.دهنش بازشد ودستشو زد به جلوش.دس زد به رونم گف صب کن درازه.بذارجا باز کنه. کلفتیش ربع دایته اما درازیش دو برابره. معلوم بود از پشت زیادکرددش.با فشارهمشو دادم زیر. زانواش میلرزید.هرچندکمرم سفته اما ده دقیقه تلمبه میزدم.حواسم هزار جا بود برا همین نمیشدم. تا این که اب کسشو دیدم داره به تخمام میریزه وازبیخ رانش چکه میکنه.ارضاشد.گف زودباش.ایییی.چرا نمیشی؟محکم بزن که بشی.سرشو برگردوند لب زیریمو میمکید. درد گرفت.محکم میمکید. تا ی چیزی گفت باعث اومدن ابم شد.سرشو برد جلو گفت. لعنت به غرور من لعنت. بایستی زودتر ازت میخواستم.محکم میزدم. و دوباره ارضاشد.ابمو ریختم توپشتش. زودخواستم بکشمش.جیغ کشیدترسیدم.گف زیادفرورفته. اروم اروم.درش اوردم سر کیر گهی بود.گف همیشه پشتم ازکسم تمیزتربوده ببین چقدر تو رفته
رفتم حموم اون رف دستشوی زیر. توحموم پشیمون بودم.نگاه تو آینه کردم لبم خونی بود.دهنموبازکردم دندونای زیریم قرمزبودن ازخون ودهنم پرخون. از بس محکم لبامو مکیده بود.حتی خون خورده بود چون حواسم بود داره اب دهنمو میمکه.
بعد نیم ساعت ازحموم اومدم دایم همه بودن.دایم از دل صافی گف عافیت باشه.بعد از اون اصلأ اهما من و اون نبودیم انجام دادیم.حتی حرف نمیزنیم. و الان اصلأ ی جورایی قهریم
حالاهم عذاب وجدان دارم. با فرهنگ باشید و فوش ندید
خواستیدبازم میکم.خاطره دارم
بای
نوشته: رسول
قید ابرو زدم.وسریع میگم وبی حاشیه
من اسمم رسول.خوشکلم.خونمون یکی ازشهرهاجنوبه.داییم با زنش تو پتروشیمی کار می کنند
الان من بیست و هفت سالمه و این برمیگرده ب دوسال پیش
ازبیست سالگی ک دایی و هما ازدواج کردن هماچشمش بمن بود.میفهمیدم.خودش قدبلند داشت وسفید.دوسش داشتم.تا اینکه یه بارخونشون رفتیم.سرسفره دیس روکه بم میداد دستشو بم میسابید.پام که به بخاری بود روپام مینشست.گوشه باسنش.ومن پامو عقب میکشیدم.خونشون دوطبقه ک بودازپله ها بالامیرفتم اون زیرمیومدبم تنه میزد. یه باروقتی مادرم زیربودخواستم طبقه بالادیدم هماداره میاد.ازتنه باخبربودم.سمتش رفتم.گوشه شونه چپم بسینش خورد.گفت اییی.گرفتش.گفتمش نباید بدت بیاد
گفت بیابالا.اروم گفت رفتیم.دستشو گذاشت به نرده ها.پشتشوکرد طرفم مانتوشوداد بالا.گفت بیا.تمومش کن بازی رو. زودباش
حالانوبت خریت من بود.گفتمش.نکن منظوری نداشتم.حقیقت جاخوردم. گف خفه شو.فقط زودباش.
اینو بگم من من جلوم درازه وکلفت نیست نوزده سانته.خلاصه من که مجسمه شده بودم دستشو زد به باسنش و چسبوند به خودش.صدای مادرم اومد گفت هما کامران روبردم پارک.کامران پسر دایم. با صدای مادرم زودرفتم تو یکی ازاتاق ها. و هما گفت مرغ هم بگیر.هما تو اتاق اومد دستمو گرفت گف رفتن. بیا زود باش دلقک. رفت پیش نرده ها ک حواسش ب زیرباشه.شلوارشو داد پایین. وای شرط قرمز و باسن بزرگ. دستشو زد به کمرم و چسبوند به خودش. زودی برگشت گفت لعنتی رو بیار زیر. دستام سرد بود و میلرزید. قلبم داشت محکم میزد. کیرم خواب خواب بود.شرتمو زیراورد خجالت کشیدم موهاشو نزده بودم.گف درازه وسفید.سرش صورتی کمرنگ. مال دایت کبوده. خندید. گذاشت تودهنش. گرماشو حس کردم. بدطور میمکید اما راست نمیشد.بلند شد گفت خیالت راحت اروم باش.بذارش لاپام تا راست شه.تا باسنشودیدم و گذاشتم لاش نیمه سیخ شد.فهمید.طاقاشو بازکرد.وااای سوراخ پشت سیاهشو دیدم که کلی گوشت اضاف داشت.رفتم گردنشو ببوسم سرکیرم خورد به پشتش.گفت ازپشت میخوای؟صب کن.پاشو بازتر کرد.و سوراخ پشتشوبازکرد.تف زدم سرش راحت رفت.گف اها اینه. بیاجلو. اروم میرفتم جلو.دهنش بازشد ودستشو زد به جلوش.دس زد به رونم گف صب کن درازه.بذارجا باز کنه. کلفتیش ربع دایته اما درازیش دو برابره. معلوم بود از پشت زیادکرددش.با فشارهمشو دادم زیر. زانواش میلرزید.هرچندکمرم سفته اما ده دقیقه تلمبه میزدم.حواسم هزار جا بود برا همین نمیشدم. تا این که اب کسشو دیدم داره به تخمام میریزه وازبیخ رانش چکه میکنه.ارضاشد.گف زودباش.ایییی.چرا نمیشی؟محکم بزن که بشی.سرشو برگردوند لب زیریمو میمکید. درد گرفت.محکم میمکید. تا ی چیزی گفت باعث اومدن ابم شد.سرشو برد جلو گفت. لعنت به غرور من لعنت. بایستی زودتر ازت میخواستم.محکم میزدم. و دوباره ارضاشد.ابمو ریختم توپشتش. زودخواستم بکشمش.جیغ کشیدترسیدم.گف زیادفرورفته. اروم اروم.درش اوردم سر کیر گهی بود.گف همیشه پشتم ازکسم تمیزتربوده ببین چقدر تو رفته
رفتم حموم اون رف دستشوی زیر. توحموم پشیمون بودم.نگاه تو آینه کردم لبم خونی بود.دهنموبازکردم دندونای زیریم قرمزبودن ازخون ودهنم پرخون. از بس محکم لبامو مکیده بود.حتی خون خورده بود چون حواسم بود داره اب دهنمو میمکه.
بعد نیم ساعت ازحموم اومدم دایم همه بودن.دایم از دل صافی گف عافیت باشه.بعد از اون اصلأ اهما من و اون نبودیم انجام دادیم.حتی حرف نمیزنیم. و الان اصلأ ی جورایی قهریم
حالاهم عذاب وجدان دارم. با فرهنگ باشید و فوش ندید
خواستیدبازم میکم.خاطره دارم
بای
نوشته: رسول
37 پاسخ به “سوراخ بزرگ زن دایی هما”
““سرسفره دیس روکه بم میداد دستشو بم میسابید”” به حق چیزای نشنیده! دستشو بهت میسابید؟ 🙄
کجاییmoj78بیا نظر بدهههههه
چه لهجه ای
کس کش جرقی با فرهنگیم ما کبرم لا پستون بند ننت با فرهنگیم کیرم تو پیچ خم کس خواهرت با فرهنگیم خخ 🙄
کیرم زیرت:/
مزخرف بود –حال ادمو با این دروغا بهم میزنید –اخه کدوم زن حاضره با …مثل تو اونم…ولش کن لیاقتشو نداری
خدا نصیب کنه زن دایی اینجوری
انگار به بعضیا گفتن اگه ننویسی میترکی!مگه زورت کردن آخه؟اصلا شمردی چندتا «زیر» نوشتی؟آخرم که نگفتی این بی صاحب شدهٔ زیر چی چی بود؟پله بود؟طبقه بود؟راهرو بود؟…هیچی بابا ولش کن بیفایده ست
زن داییت کون گُهی بودهچندش آشغال
به نظرم مسوول اين سايت با اجازه دادن به اپلود شدن اين داستان و خيلي داستاناي ديگه امثال اين هم به شعور مخاطبش توهين ميكنه هم ارزشو پرستيژ سايتشو مياره پايين… دليلي نداره هر شرو وري مينويسن اپلود كني ادمين جان… ولي يه حسن كه داره با كامنتاي دوستان زير داستانا كلي ميخنديمو شاد ميشيم … :))))
دیس رو از چه زاویه ای بت میداد بعد تو کجاشو میگرفتی ک دسشو بت میسایید؟؟بقیشم ک اصن نفهمیدم چیشد:/
افتضاح بود. یکی از بدترین داستانایی بود که خوندم
بعضیها بودنشون لطفه، بعضیها هم مثل تو، نبودنشون!!! بیا و جان خودت نباش!! میدونی چیه، تو رسول خوشکله!! تو کیر دراز محل!! تو آخر سیکس پک!! و ما همه اعاعره!!! ولی نباش… برو به همون دادنت ببخشید کردنت برس و دست از سر ما بردار
آخه چی بگم.حتما هر روز داییت میاد شلوارت و زیر میکشه و میکنه تو کون گهیت. الان هم از روی لج میگی زن داییت زیر کشید و تو از زیر پشتش و زیر و رو کردی. کیرم از زیر تو دهنت مجلق.
اونقد کون داری مغزت پوکید اسکول خان
آلتم درون محبل مادرتاینم با فرهنگ ?
حالا کاری به داستانت ندارم اما با عذاب وجدانی که داشتی خاطره هم زیاد داری آره؟ یه دفعه بنویس خیالات زیاد دارم نه خاطره
مرسي گوه…
آخرش چی شد؟اون که عشق دادن داشت توام که کف کس بودی.چرا قهر کردید؟!!!
خیلی کیدی نوشتی کیرم تو سرت
خوب ننوشتی… زیر و رو و عقب و جلو چیه دیگهِ… خجالت میکشی بگی کس و کون؟
زیر زیر زیر.شرتشد داد زیر سرشو کرد زیر گفت برو زیر رفت دستشویی زیر خخخخخخخخخخخ کون تو رو هم داد زیر به داییت گفت یه کون برات آوردم زیر برو زیر هههههه.مجلوغانه بود
“باخبربودم.سمتش رفتم.گوشه شونه چپم بسینش خورد.گفت اییی.گرفتش.گفتمش نباید بدت بیاد”این داستانه یا شعر ادبی؟؟؟!!! خخخخخخخخخخخخخگفتمت برو کونت را بده , بگفتی داده امگفتمت پس کس نگو , بگفتا ای به چشم
کیر داییت کیر نبود کنسرولوبیا تخت بود
داییت بردت زیر مادرتم صدا زد اومد زیر گفت این پسر کونیت زیر میخواد بیا دوتاتونو زیر بگام برو کس مغززززززززز مجبوری کس بگی اینهمه فحش نثارت بشه.!!!
من جلوم درازه؟ طاقاشو باز کرد؟ فوش؟ دندونای زیریم؟ شرط قرمز؟همراه با خاطره ی زن دایی زبان فارسی رو گاییدی که. خاطره یه جق ارزش گاییدن زبون مادریتو داشت؟
faghat migaam Ajaaab (erection)
کیرم تو غرور زنداییت، همین و بس ?
دقیقا جلوت درازه یعنی چی ؟ بچه ها یکی به من بگه جلو چیه ؟ که این درازه ؟ آخی عمو جون روش نمیشه بگه کیرم
کیری پشت چیه جلو چیه کصخول اینا اسمش کیر و کس و کونه هااا اگه نمیدونستی بدون
با کیر آشنایی داری؟؟؟؟تو کونت
بچه خوشگل سواد نوشتن که نداری؟سواد خواندنم نداری یا پشتت گشاده؟راست و دروغش و بشاش توشکامنتارو بخون ، اکثرا از نوشتنت و کلمه هایی که استفاده کردی ایراد گرفتندروغ باشه ، تخیل باشه ولی بدون غلط و سکسی باشهتو اصلا ادبیات داستان سکس را نمیدونیآخه پشت و جلو و زیر و بالا چیه؟احیانا بچه بودی، زیرتو زیاد خیس نمیکردی؟تا چند سالگی زیرت پلاستیک پهن میکردن شبها؟
درضمن یه بشقاب غذا یا همون دیس پلو بردار بده به یه نفر دیگهبعد توضیح بده چجوری دیس را توی هوا نگهداشتی و دستتو ساییدی به دست طرف مقابلت؟نکته دیگه اینکه وقتی یه عنوانی برای داستان یا خاطره ت تعیین میکنیباید در خلال داستان روی اون عبارت یا صفتی که برای کسی انتخاب کردی بیشتر مانور بدیالان سوراخ بزرگ زن داییت به اندازه کافی در داستان توصیف نشده بود و فقط اشاره کردی که سیاه بود و گوشت اضافه داشت که حالمون و بهم زدی عمو
خیلی شلخته بود
یعنی فقط کیرم زیر کص مادر آدم خالی بند…تا از زیر نگاییدمت برو از زیر کیرم اونورزیر زنا زاده ی زیر زنجندههی زیر زیر زیر… کیییییییر
عاشق باسن بزرگم
داشمون کمرش شله کیرشم کوچیکه ۱۹ سانته ببخشید بزرگتون چنده مملی