زن نامرئی 115

زن نامرئی 115

من وا کبر آقا سخت مشغول بودیم . دستاشو گذاشته بود زیر کونم و بدنمو کمی بالاتر آورد و خیلی آروم آروم باهام مشغول شد . دلم می خواست همونجا زیر کیرش می خوابیدم و اون هر کاری که دلش می خواد انحام بده . خیلی خسته بودم . از بس این روزا فعالیت کرده بودم حس کردم که دیگه نمی کشم . توانم کم شده بود . این جوری که من پیش می رفتم اگه کوه هم بود از پا در میومد . ولی نادیا از کوه هم محکم تره . همین کارو هم انجام دادم و خواستم که بی خیال باشم . هر چند کسم به اندازه کافی تحریک و خیس می شد که اکبر خان لذت ببره .  برعکس اسماعیل مرد خوش تیپی بود . حلقه ازدواج دستش نشون می داد که باید  همین تازگیها ازدواج کرده باشه . با این حال اشتهاش زیاد بود و دلش می خواست که یه زیر آبی هم بره . جنس و خصلت مردا همینه و کاریش هم نمیشه کرد . در همین افکار بودم که یه صدای دیگه ای هم شنیدم . اسماعیل خان تشریف آوردند . با همون سبیل کلفت خودش .. -اکبر جان درش بیار تا ما هم  مال خودمونو بذاریم جاش و یه صفایی بکنیم . هر چی باشه تو مسافر ما رو تور کردی و بر ما واجب تره . -داش اسمال من اینو کشفش کردم . تو که اصلا می گفتی اون اهلش نیست . .. من که از بحث اونا سر خودم عصبی شده و به نظرم اومد که دارن ارث پدر و نون و حلوا تقسیم می کنن به نفع اکبر که کیرش توی کسم بود زبون باز کرده و گفتم ببینم اسمال آقا کی بود که یک ساعت پیش علیه زنا شعار می داد . هر حرفی رو که اون زده بود بر زبون آوردم . طوری که از تعجب داشت شاخ در می آورد ولی چند لحظه بعد انگار که چیزی کشف کزده باشه گفت -نامرد اکبر خان ما با هم کم نون و نمک خوردیم ؟/؟ من کم مسافر و مشتری می فرستم به رستوران تو . اینه مزد زحمات من -چی شده اسمال نکنه فکر می کنی همه اینا رو من واسه نادیا جون تعریف کردم .. -اسماعیل آقا . من همه اینا رو با گوشای خودم شنیدم . واو به واو که تعریف کردم و گفتم مگه میشه یک خبر چین تا این حد دقیق حرفاتو بگه تازه باورش شد که حرفام درسته ولی هنوز داشت از تعجب شاخ در می آورد . اسماعیل شلوارشو کشید پایین . وقتی کیرشو نشونم داد هوش از سرم پرید . طوری که یادم رفت چی گفتم ولی برای این که سیاستمو رعایت کنم گفتم اسمال آقا چون دست به فرمون خوبی داری و تا تهرون در خدمت شماییم و می خوام که یه خاطره خوب از هم داشته باشیم گذشت می کنم . هر چه باشه زن یعنی مظهر گذشت و فداکاری و بخشندگی .. راستش فقط به کلفتی کیر اسماعیل  فکر می کردم که چه طوری و با چه سرعتی می خواد کسمو آتیش بده . دیگه مجبور شدم قمبل کنم و اسی اززیربذاره توی کسم و اکبر هم کونمو ردیف کنه . اون از اول هم عاشق کونم بود و اگه واسه اسماعیل نبود من به این راحتی ها کونمو در اختیارش نمیذاشتم تا کسم آزاد شه . اصلا از مسافرا ووضعیت اونا خبر نداشتم که دارن چیکار می کنن . -ووووووویییییی اسی جون اسسسسسسی اسسسسسسی همیشه بهش برسسسسسسی . اسی کیرشوبه یه حالت دایره ای داخل کوسم می گردند و بعد به ناگهان اونو از کسم بیرون می کشید و چند بار پی در پی با ضرباتی محکم جیغمو در می آورد . هر لحظه منتظر بودم که نفر سوم یعنی سرایدار هم از راه برسه و اونو به یه نوایی برسونن . ولی به خیر گذشت و من دیگه بین اون دو نفر تقسیم شده بودم . خیلی خیلی داغم کرده بودند . کیر اسی تا مغز سرمو به آتیش کشده بود . حس می کردم آتیش دادن کیر اون سبب شده بود که کیر اکبر رو راحت تر توی کونم تحمل کنم .-آخخخخخخخ نهههههههه بچه ها بچه ها .. حال بدین . حالمو جا بیارین . همین جوری ولم نکنین نرین که این کار از گناهان کبیره هست و فردا پس فردا باید جوابگو باشین . البته اسی زیرم دراز کشیده کسمو بسته بود به رگبار .. -جوووووووون بچه ها پسرای گل نادیا رو دست خالی نفرستین تهرون . سر حال سر حالش کنین . -اسماعیل اگه مسافرا و اون  شاگردات بدونن که تو داری کس می کنی -فکر کنم یه شاگرد بدونه .. کون لق مسافرا کرده . در این دنیا هر کی می تونه باید حال کنه . زمانو از دست نده . اگه تو با دنیا حال نکنی دنیا باهات حال می کنه . اکبر هم کیرشو دیگه محکم تر  و با فشار بیشتری وارد سوراخ کونم می کرد . ظاهرا داشت به نصیحت اسی گوش می داد که باید با دنیا حال کنه . واقعا این مردا چه دنیایی واسه خودشون درست کردن . دنیای اونا کس و کون ما زناست ….با این که از قیافه اسی بدم میومد ولی وقتی دستشو گذاشت دور گردنمو و لباشو به لبام چسبوند دیگه مقاومتی نکردم و گذاشتم که منو ببوسه . با سبیلای کلفتش حال دادنو شروع کرده بود . …. ادامه دارد .. ….

در

۲۱:۰۷:۰۰

زن نامرئی 115

بازدید 7,621

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۹.۸K ❤️ ۳۵۶
۶ روز پیش ۱:۰۸
👁 ۱۱.۶K ❤️ ۳۴۵
۲ هفته پیش ۸:۳۵
👁 ۱۷.۰K ❤️ ۳۰۵
۲ هفته پیش ۰:۲۴
👁 ۱۸.۹K ❤️ ۵۰۲
۲ هفته پیش ۱:۱۴
👁 ۵.۶K ❤️ ۳۷۴
۲ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱۵.۱K ❤️ ۲۱۲
۱۲ ساعت پیش ۱:۰۸
👁 ۱۲.۴K ❤️ ۱۴۶
۲ هفته پیش ۰:۲۹
👁 ۱۱.۲K ❤️ ۶۴۵
۲ هفته پیش ۰:۳۷
👁 ۲۴.۸K ❤️ ۹۹۳
۵ روز پیش ۲:۳۹
👁 ۱۴.۸K ❤️ ۶۴۰
۲ هفته پیش ۱:۳۲
👁 ۷.۶K ❤️ ۱۶۲
۲ هفته پیش ۰:۳۹
👁 ۵.۵K ❤️ ۸۳۸
۲ هفته پیش ۰:۵۴
👁 ۲.۴K ❤️ ۲۵۷
۳ روز پیش ۴:۰۲
👁 ۱۸.۳K ❤️ ۴۷۷
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۹.۲K ❤️ ۳۶۸
۴ روز پیش ۰:۵۴
👁 ۸.۰K ❤️ ۶۶۰
۱ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۸.۴K ❤️ ۲۲۹
۲ هفته پیش ۱:۴۴
👁 ۳.۷K ❤️ ۱۵۳
۲ هفته پیش ۲:۰۴
👁 ۳.۴K ❤️ ۲۳۹
۲ هفته پیش ۴:۵۵
👁 ۱۱.۸K ❤️ ۴۵۷
۲ هفته پیش ۱۶:۱۰
👁 ۴.۶K ❤️ ۳۶۶
۲ هفته پیش ۳۰:۰۹
👁 ۲.۴K ❤️ ۲۹۶
۳ روز پیش ۲:۰۸
👁 ۴.۸K ❤️ ۲۰۱
۲ هفته پیش ۱۹:۲۹
👁 ۳.۲K ❤️ ۳۳۶
۲ هفته پیش ۲:۱۹
👁 ۴.۵K ❤️ ۲۷۲
۲ هفته پیش ۰:۵۴
👁 ۱۳.۳K ❤️ ۳۳۰
۲ هفته پیش ۱:۰۶
👁 ۲.۸K ❤️ ۲۷۱
۲ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱۹.۲K ❤️ ۹۱۹
۱ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱۹.۸K ❤️ ۳۱۲
۲ هفته پیش ۲:۲۰
👁 ۱۵.۳K ❤️ ۵۶۲
۲ هفته پیش ۳۳:۱۰
👁 ۲۳.۰K ❤️ ۶۰۱
۲ هفته پیش ۱۲:۰۰
👁 ۱۲.۷K ❤️ ۳۳۳
۱ هفته پیش ۲۲:۱۶
👁 ۱۶.۳K ❤️ ۴۹۹
۲ هفته پیش ۳:۰۰
👁 ۴.۶K ❤️ ۱۵۲
۲ هفته پیش ۰:۵۶
👁 ۵.۳K ❤️ ۳۸۶
۴ روز پیش ۰:۳۰
👁 ۱۵.۲K ❤️ ۸۱۲
۲ هفته پیش ۲:۳۰
👁 ۲۲.۰K ❤️ ۵۰۷
۱ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱۵.۶K ❤️ ۲۴۷
۲ هفته پیش ۷:۵۳
👁 ۶.۴K ❤️ ۳۹۹
۲ هفته پیش ۲:۴۱
👁 ۲.۱K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۱:۵۴
👁 ۵.۴K ❤️ ۳۳۶
۲ هفته پیش ۱:۲۶
👁 ۳.۷K ❤️ ۴۲۳
۶ روز پیش ۰:۵۵
👁 ۱۲.۰K ❤️ ۵۰۸
۲ هفته پیش ۰:۲۸
👁 ۱۱.۴K ❤️ ۳۵۳
۱ هفته پیش ۲۳:۲۹
👁 ۱۴.۰K ❤️ ۳۶۵
۱ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱.۳K ❤️ ۳۰۶
۲ هفته پیش ۵:۳۱
👁 ۲۲.۵K ❤️ ۲۵۰
۲ هفته پیش ۱۱:۱۷
👁 ۳.۰K ❤️ ۴۷۲
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن