رویا، دختر تنگ

تو اینستا اتفاقی پیداش کردم. اسمش رویاست. دختر ناز با چشمای درشت و ابروها و موهای بلند مشکی. صورت و قدش هم کشیده و ظریف. با پوست سفید و لب‌های همیشه سرخ. نگاهش همیشه پر غرور و حرف زدنش هم پر از عشوه و ادا. از قبل داشتمش تو اینستا ولی از خودش عکس نزاشته بود. به محض اینکه عکسش رو دیدم با خودم گفتم من باید مخ این الهه زیبایی رو بزنم.

از این آدمای سفت و سخت و طرفدار حقوق زنان بود. ولی راهی نداشت، باید به دستش می آوردم. شروع کردم واسش نوشتن که تو چقدر زیبایی و من دوست دارم باهات آشنا بشم. پسرا هیچ‌وقت از تعریف کردن از زیبایی دخترا کوتاهی نکنین. دخترا دوست دارن به کسی که زیباییشون رو میبینه بدن. مطمئن بودم که رویا هم خوشش اومد از تعریفی که ازش کردم ولی خب طبق انتظارم ادا تنگا رو درآورد و گفت مایل به آشنایی نیست. اما وقتی بعد از لاس زدن مکالمه رو ادامه میده و تند برخورد نمیکنه معلومه تو دلش چه خبره. اما خب با این زیبایی حق داشت جوری بازی کنه که سخت به دست بیاد. منم دوست دارم با دختر خوشگل بازی کنم.

بهش گفتم باشه قبول و از اون به بعد بازی شد اینکه هر موقع فرصتی پیدا شد ازش تعریف کنم و باهاش یکم لاس بزنم اما هیچ پیشنهادی ندم. خب اونم معلومه دوست داشت باهام لاس بزنه اما چون فاز تنگ گرفته بود دیگه توش مونده بود. اولین بار اشتباهی عوض اینکه استوری مخصوص دوستاش بزاره چهره نمایی کرده بود. اما حالا دیگه خودش به بهونه های مختلف عکسش رو استوری میکرد و منم میرفتم باهاش تیک میزدم. خانوم هم هر بار یکم گشادتر شد. دختر تنگ مثل کس تنگ میمونه. اول باید باهاش بازی کنی. هی خیسش کنی تا یواش یواش شل بشه. رویا هم از یکم صحبت کردن و بعد جواب ندادن، یواش یواش رسید به تشکر کردن از تعریف هام و بعد یواش یواش خودش شروع کرد سراغم رو گرفتن که باهاش لاس بزنم.

جایی رسید که خودش رو لوس میکرد واسم و می‌گفت و می‌گفت تو به من توجه نمیکنی. بالاخره رسیدیم جایی که اینقدر شل شده بود مونده بود التماس کنه ببینمش. این شد که باهاش اولین قرار رو گذاشتم. تو یک کافه هم رو ببینیم و آشنا بشیم. طبق انتظارم فاز دوم گشاد کنی شروع شد. خانوم اومد ولی با حالت خیلی رسمی و دوستانه. باورم نمیشد چه پری رویی جلوم نشسته. از عکس هاش هم خوشگل‌تر بود. نگاه و ناز و اداش کافی بود تا کیرم سفت بشه واسش. اما همچنان تو بازی بودیم و خودم رو نگه داشتم. اولین قرار رو من هم رسمی و دوستانه برخورد کردم باهاش بدون اینکه ذره‌ای نشون بدم چقدر دلم میخوادش. فقط بعد از کافه که یکم با هم قدم زدیم چند باری دست انداختم رو شونه اش یا کمرش و کشیدمش سمت خودم. هدفم این بود که حس کنه دستم رو بدنش چه کاری میتونه باهاش بکنه.

قرار دوم خودش راحت میومد تو بغلم. تو قرار سوم دستش رو هم میگرفتم و بیشتر از قبل بدن نازش رو میمالوندم و برای خداحافظی هم یک بوسه کوتاه به لبای قشنگش زدم. توی چت هامون همدیگه کامل واسه من شده بود و باهام درد و دل میکرد و خودش رو واسم لوس میکرد. قرار چهارم رو باهاش تو یه پارک بزرگ و خلوت گذاشتم. دستم دور کمرش بود و راه میرفتیم و حرف میزدیم و منم هر از چند گاهی خیلی نرم کرم و باسنش رو میمالوندم. تا اینکه گرم شدیم و رو یه نیمکت نشستیم. کشیدمش سمت خودم گرفتمش تو بغلم جوری که صورت هامون رسید به هم. دیگه معلوم بود آماده است و دلش میخواد تو بغلم آب بشه. بهش گفتم «میدونی خوشگل‌ترین دختری هستی که تا حالا دیدم؟». تا اومد خودش رو لوس کنه لبام رو چسبوندم به لبای شیرینش و شروع کردم بوسیدنش. اونم که تشنه من بود و رها کرد. بوسه هام تبدیل شد به مکیدن لبش. مکیدنم تبدیل شب به لب گرفتن ازش. پسرا اینکه دختر خیس شده رو میتونین از موج برداشتن بدنش تو بغلتون بفهمین. در حالی که داشتم ازش لب میگرفتم دستم رو از زیر لباسش رد کردم و برای اوین بار سینه‌اش رو گرفتم تو دستم. تو همون حالت که تو مشتم بود و داشت بهم لب میداد اومد که دوباره ادا تنگا رو در بیاره اما بهش اجازه ندادم. یکم محکم تر گرفتمش و با انگشتام که شروع کردم با نوک سینه‌اش بازی کردن، دیگه انقدر حشرش زد بالا که کامل رها کرد. خوشگل‌ترین موجودی که تا حالا دیده بودم تو بغلم آب شده بود و کامل در اختیارم بود. انقدر مالوندمش و لب و گردنش رو خوردم که دیگه داشت از حشر به خودش میپیچید. هی پاهاش رو میچسبوند به هم و باز میکرد. کیر منم داشت منفجر میشد. ولی یادم نرفته بود که رؤیا چقدر تنگه. واسه همین باید باز هم تشنه میذاشتمش. بهش گفتم دیگه یواش یواش باید برم و تا وقتی که خداحافظی کردیم نذاشتم خیسی بین پاهاش خشک بشه. دختر معصوم حالت مستانه به خودش گرفته بود و چشماش دیگه بیشتر خمار بود تا مغرور. لباش هم پف کرده بود و تنش از داغی سرخ شده بود.

دیگه رسیده بودم به فاز آخر رام کردن رویا خانوم. چت هامون شده بود سکس چت و تو دنیای فانتزی همه کار با هم کرده بودیم. اما بهش گفتم قرار بعدیمون باید تو خونه باشه چون اگه تو خیابون دستم بهش برسه معلوم نیست چی بشه و ممکنه زشت باشه! تا یه روز که حشرش زده بود بالا و تا اومد باهام چت کنه گفتم چرا پا نمیشی بیای حسابی از خجالت هم در بیایم؟ یکم فکر کرد و درجا راه افتاد سمت من. دیگه تحمل نداشتم. از در که پاش رو گذاشت تو در جا چسبوندمش به دیوار و شروع کردم خوردن لباش. با جفت دستم از پشت لپای کونش رو گرفتم و همزمان مالوندن فشارش میدادم به کیرم. داغ تر که شدم لخت شدم و لباس و شلوارش رو از تنش کندم. دختر بلا شورت و سوتین مشکلی پوشیده بود. با پوست سفیدش شده بود قشنگ‌ترین ترکیب دنیا. شکوه کامل زیبایی خودش و هیکلش رو که دیدم یهو تو اوج حشر ازش عصبانی هم شدم که انقدر من رو سختی داد تا به دستش بیارم. از گلوش گرفتم کشیدمش سمت خودم. شروع کردم زدن در کونش که «تو چرا انقدر تنگ بازی درآوردی انقدر طول کشید تا بدی بهم؟». اونم فقط داد و ناله میکرد که «مال توام مال توام. هر کاری دلت میخواد بکن باهام».
دستش رو گرفتم بردمش تا تو اتاق خواب. دراز کشیدم به پشت و سرش رو گرفتم هدایتش کردم تا کیرم رو بخوره. بهترین حس دنیا بود دیدن اون لبای خوشگل دور کیرم. ولی دیگه طاقت نداشتم. بلند شدم سوتینش رو باز کردم. سینه هاش نه بزرگ بودن نه کوچیک. اندازه متوسط. ولی نوک تیره شون که کامل زده بود بیرون به سفیدی پوستش خیلی میومد. دو تا زدم به سینه هاش. یکم مکیدمشون و فشارشون دادم نوبت رسید به کسش. شورتش رو دادم پایین باورم نمیشد همچین صحنه ای رو دارم می‌بینیم. کس برجسته با لبای تیره اش که یکم معلوم بود و از خیسی برق میزد. این دختر کردنی ترین پری جهان بود. دستم رو بردم سمت کسش که انگشتش کنم دیدم انگشتم راحت نمیره تو. رؤیا واقعاً کسش هم رویایی تنگ بود. حتی واسه وارد شدن انگشتم هم به آه و ناله و سختی افتاده بود چی برسه نوبت به کیرم برسه. آروم گفت «یواش من سه ساله که به کسی ندادم». اینجا بود که فهمیدم آخرین مرحله هنوز مونده و گشاد کردن کس تنگ رویا خانومه.

دیگه متمرکز شدم رو باز کردن کسش. نشستم روش و کیرم رو گذاشتم تو دهنش که من رو داغ نگه داره. پاهاش رو کامل باز کردم خم شدم روی آرنجام و دو دستی و با دهن افتادم به جون کسش. با انگشتم یه دستم با سوراخ کسش بازی میکردم و هی تکونش میدادم که جا باز کنه. با انگشتای اون یکی دستم لبای کسش رو همه جوره داشتم میمالوندم. لب هام هم روی چوچولش بود که لیس و میکش میزدم. هر بار احساس میکردم رسیده به مرز ارضاء شدن در جا متوقف میکردم و چند تا میزدم رو کسش که حشرش بپره. انقدر ادامه دادم تا بالاخره واسه دو تا انگشتم جا باز کرد. وقت کردن رویا خانوم تنگ بالاخره رسیده بود. آروم گذاشتم رو سوراخش. شروع کردم لباش رو خوردن و با هر عقب جلو کردن آرومی یه ذره بیشتر کیرم رو فرو کردم توش. تا اینکه تا ته دیگه کیرم توش بود. خیسی کسش رو دور کیرم احساس میکردم که داره همینطور آب میده و بعدم از کسش میریزه رو تخت. حالا تلمبه های کاملم رو شروع کردم. کیرم رو تا نزدیک نوکش میکشیدم بیرون و دوباره تا ته جا میکردم تو کسش. پری خوشگل تو بغلم زیر کیرم کامل خمار شده بود و همینطور آب میداد. بعد که عادت کرد شروع کردم تند و محکم تلمبه زدن. کردن کس تنگ حال دیگه ای داره. مخصوصاً اگه همچین منظره خوبی هم جلوت باشه. همونطور که داشتم محکم تلمبه میزدم به زیبایی دختری که فتحش کرده بودم خیره شدم و آبم رو کامل توش خالی کردم.
بعد اون جریان رویا خانوم باز هم یکم برای دادن ناز کرد اما خیلی زود کامل مال من شد و اومد باهام زندگی کرد و هر موقع دلم میخواست می گرفتم یه دل سیر می‌کردمش.

نوشته: Yashima

بازدید 18,588

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “رویا، دختر تنگ”

  1. داداش مطمعنی سوراخ کوس و کون را اشتباه نگرفته بودی؟؟؟؟؟ اهل فن و با باتجربه هاش اگ‌‌منظورمو گرفتین و موافقید لایک کنید.

  2. عمو جون آدم با تجربه از جقی کس ندیده (منظور کس نکرده) از نوع نوشتار شوند مشخص میشهظاهراً شما از نوع جقی کس ندیده پر ادعای رمان نویس هستی

  3. عزیزم شما مطمئنی که کوس را از نزدیک دیدی؟؟اگه ندیدی بزار راهنماییت کنم برو خونه دهن مادرت را نگاه کن ( نه موقعی داره قاه قاه میخنده چون اون شبیه چیز دیگه است ) وقتی که لبخند زد بخاطر ریدن همچین مجلوقی دقیقا لباش شبیه کوسه حالا اون لبها را بصورت عمودی تصور کندیگه هم از دادنهات برامون کلاس نزار

  4. داستان قشنگی نوشتی، می تونی پروبالش بدی ،کردن رویا رو کامل کنی ،با هاش صاحب بچه بشی . برا بچه های هم داستان بنویسی. فقط عکس کیرت براشون نفرستی خواهشا🤣🤣🫵🫵

  5. کسش پمپ فشارقوی بوده که هی اب میداده؟؟؟؟؟تواصلابه عمرت کس ندیدی کم دروغ بگو یادروغی بگوکه قابل باورباشه

  6. معلومه تو زندگیت از جفت یه پشه ماده هم رد نشدی. دخترا از اینکه ازشون تعریف کنی عین یه هول دورو برشون موس موس کنی متنفرن.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید