سلام خدمت دوستان عزیز داستان که میخوام بگم برمیگرده به چند سال پیش اوایل کرونا . اسما رو من عوض میکنم خودم سعید ۳۶ ساله و یه دختر خاله دارم ۳۵ ساله به اسم نازی یه روز تو اینستا میچرخیدم دیدم پیج نازی خانم اومد بالا و رفتم چندتا لایک و پیام و از این صحبتا . خلاصه ای دختر خاله من ازدواج کرده و دوتا بچه داره شوهرش هم میدان تره بار کار میکنه ساعت یک شب میره میدان تا ۱۱ صبح بعد یه مدت چت کردن با نازی چتامون به سکس چت کشیده شد و قرار ملاقات باهم گذاشیم یه روز پیام داد که امشب ساعت یک به بعد میتونی بیایی گفتم بچه ها چی گفت امشب دوتاشون میرن خونه مادر بزرگ و شب میمونن و شوهرم هم ساعت یک میره میدان تره بار گفتم اوکی باش میام عصر رفتم داروخونه یه اسپری تاخیری و کاندوم گرفتم گذاشتم تو ماشین و جوری حرکت کردم که ساعت یک و ربع در خونشون بودم پیامش دادم بیداری و جواب داد اره ماشین رو کمی جلوتر بزن بیا در باز میزارم بیا بالا ماشین پارک کردم و رفتم داخل و ازپله رفتم بالا دیدم نازی با یه تاپ و شلوارک صورتی تقریباً گشاد اومد جلوم اوووف همون لحظه کیرم سیخ شد همدیگه رو بغل کردیم و من دستم گذاشتم رو سینش و شروع کردم مالیدن سوتین و شوت نپوشیده بود تاپش رو دادم بالا و شروع کردم به خوردن سینه کمی خوردم گفت دراز بکشیم تیشرتش رو در اوردم و خوابیدم روش شروع کردم به خوردن سینه و گردنش خودمم لخت شدم یه کاندوم گذاشتم یه وقت نریزم توش از شدت حشری همش چنگ میزد به بدنم و منم سینه میخوردم یواش دستم رو بردم سمت کسش خیس خیس بود شلوارک رو دراوردم سرم رو گذاشتم وسط کس سفید و خیسش شروع کردم به خوردن با زبون هی چوچولش بازی میکردم همین جور رفتم دوباره سراغ سینه هاش کیرمم روبه رو کسش بود از بس خیس بود با یه اشاره رفت تو کسش یه اه کشید ومنم هی عقب جلو میکردم و سینهای سفتش هم تو دستم بود بعد یکی دو دقیقه تلمبه زدن پاهاش جمع کرد و یه لرزه کوچولو داشت فهمیدم ارضا شد ومنم چند تا عقب جلو محکم کردم ابم اومد و اروم کشیدم بیرون کاندوم رو درآوردم تمیز کردم کنارش دراز کشیدم یه لب ازش گرفتم نازی داشت با کیرم بازی میکرد کیرم باز بلند شد رو شکم خوابوندمش از پشت گزاشتم تو کسش شروع کردم تلمبه زدن و نازی هم ناله میکرد و بعد چند دقیقه ابم دوباره اومد کشیدم بیرون ریختم رو کون و کمرش تمیز کردیم و چند دقیقه پیش هم خوابیدیم و یه لب حسابی گرفتم و برگشتم بعد از اون کرونا اومد و بخاطر موقعیت شغلی من درست و حسابی نشد که برم پیشش .گاهی وقتی پیام میدم بهش .نازی هم بچهاش بزرگ شدن و موقعیت نداره که تنها باشه. امیدوارم خوشتون اومده باشه
نوشته: سعید
14 پاسخ به “دخترخالهی سفید و حشریم”
فکرکنم شاش داشتی لااقل برو جیش کن یواش تر بنویس
شنیدم زنت پسر خاله داره…
پس بقیش کو جقی؟
فقط بالا رفتنت از پلهها رو فهمیدم
فقط فهمیدم ماشین پارک کردی و از پله رفتی بالا بعد دیدی زنت با پسر خالت چیز ببخشید مادرت با پسر همسایه نه ببخشیدخلاصه دیدی اعضا خانوادت به یکی داره میده اره همینو فهمیدمخلاصه کمتر جق بزن
نه خوشموننیومد
به نام خدا دیدمش، پا داد، بغلش کردم رفت تو،آبم ریخت.فکر کنم این داستانم قشنگتر از داستان تو بود
کصشر
تمام بادمجونا و خیارهای میدون تره بار توکون آدم دروغگو…بنظر من شوهر میدون دار اون بکن تو بوده شماهم عقده کردی تو ذهنت کس مینویسی…
با این حساب مصرف کاندومت میره بالا …لااقل ایندفعه بعد از استفاده ببر بشورش بعد بعنوان بادبادک تزینی جلو ماشینت آویزون کن .خیلی هم عالی
دفعه اول با کاندوم سکس کردید و دفعه دوم بدون کاندوم؟ اصراف به این میگن. خاک تو سرت. خاک دو عالم.
درود شرلوک رو به دختر خاله ی سکسی و شهوتیت ابلاغ فرمایید
خوب شد اسپری تاخیری خریده بودیا وگرنه باید از دخترخاله ت می خواستی یه بکن واسه جفتتون پیدا کنه
پس قسمت شربت خوردنش کجا بود،؟؟🤣🤣