خلاصه اینکه دو روز اول به هر دری میزدم کیر میخوردم تا اینکه دلو زدم به دریا گفتم باید یه کاری بکنم. شروع کردم به شوخی کردن باهاش شوخی شوخی شوخی تا رسید به کشتی گرفتن منم هی میمالوندم بهش دیدم بدش نمیاد انداختمش رو زمین افتادم روش می خواستم شروع کنم که زنگ در خورد اون موقع تا تونستم به درو دیوارو سازنده زنگ فحش دادم رفتم دمه در دیدم همسایس با مامانم کار داره گفتم نیست و برگشتم دیدم خالم داره چایی درست میکنه باز روز از نو روزی از نوو شروع کردم به شر گفتنو دوباره دورش پلکیدنو مالوندن دیدم عین خیاللش نیست بهش گفتم خاله یه ماچ بده دیدم خندید رفتم جلو لپشو آورد گف ببوس گفتم لپ چیه ماچ اصل میخوام از لبات دیدم اخم کردو گفت برو پرو منم گفتم حالا خوبه خالمیو… شرو ور که دقیق یادم نیست چی گفتم اونم قبول کردو منم نامردی نکردمو کل بدمو چسبوندم بهشو شروع کردم به خوردن لبش اونم که قافل گیر شدو بو د هرچی تقلا میکرد ولش نمیکردم دستمم گذاشتم رو باسنشو شروع به مالیدن کردن او اونقد مالیدمش که اونم شل شد بهش گفتم بریم تو اتاق روتخت من جلوتر رفتم دیدم نیومد برگشتم گفتم بیا دیگه دیدم دوباره ناز می کنه و شروع کرد به بدو بیرا گفتن دیدم اینجوری فایده نداره همونجا خوابوندمشو شرع کردم به خوردن گردنو پستوناشم می مالیدم اونم داشت بهم چنک می زد که کم کم راضی شد منم معطل نکردمو مستقیم رفتم سره اصل مطلب تا خواستم بکنم تو دیدم دوباره زنگ در خورد ایندفعه گفتم کون لقش کردم تو و میخواستم تلمپه بزنم که صدای بسته شدن در اومد؛ خدا این دیگه کیه که کلید داره؟ سریع خالرو فرستادم تو اتاق خودمم رفتم ببینم که کیه که بله خاله بزرگه داره میاد تو که بعدا فهمیدم مامانم کلیده بهش داده که بعضی موقع ها بیادو خونرو تمیز کنه و به من برسه اومد تو و سلام علیکو گفت نگارم اینجاس گفتم آره تو اتاق خوابیده که خاله رفت دسشویی منم رفتم یه سر به نگار بزنم که بله دیدم داره گریه میکنه که آره تو به زور منو فلان کردیو من نمی خواستمو… منم شروع کردم به گوه خوریی و …که خالم اومد تو که چتونه شماا؟ منم شروع کردم به چاخان که آره از صبح سرش درد میکنه و… که دیدم مش نگار سیر تا پیازه قضیه رو واسه آبجیش گفت. منم که از خجالت داشتم آب میشدم و چشام جایی رو نمیدید یهو با کشیده خالم دوباره سرپا شدم و شروع کرد به فحش دادنو… منم از خونه زدم بیرون و تا شبو نمیدونم چطور گذروندم و آخر شب اومدم خونه دیدم کسی نیست اومدم تو بعد یه ساعت سرو کله شوهر ه خاله بزرگه پیدا شدو یه کتک درس درمون ازش خوردیم و گذشت و ما نزدیکه دو ساله 2 سه بار از داییامونو اینورو اونور کتک خوردیم و از تو فامیلم ترد شدیمو خلاصه به گا رفتیم حالا بماند که دایی وسطیمونم بعد کتک میخواست کونم به زاره که با خواهش تمنا ولمون کرد. الانم جدیدن همسایه هام بد نگاه میکنن و… ولی خدایی زندگی بدی نداشتم سره هیچ و پوچ ریدم بهش شما سعی کنین حواستون به زندگیتون باشه.
نوشته: سامان
52 پاسخ به “خاله ای که به گام داد”
یعنی عالی بود مردم از خنده
داداش ریدی ابم قطعه داستانت انصافا جالب بودgive_roseبرو کشور کومور پناهنده شو
خخخخخخخ چ کیر کلفتی خوردی چطور تونستی تحملش کنی ؟ تو چقد جاداری حقیقتاlol
خاک برسر همتانآدمای مفت خورپولای آمریکا را خرج چه چیزایی میکنید احمق بیشعوربی غیرت جقی
همیشه طرف گناه میکنه بعد عدابش میاد میفهمی از کجا خوردی ولی در مورد تو نکرده عذاب وارد شدbiggrinlolblum3
lol
دمت گرم خیلی خندیدیم
اخه کونی فکر کردی این داستان هایی که اینجا راجع به سکس با محارم مینویسن راسته؟؟؟؟کس مغز جون اگه خاله ت جنده هم باشه جلو تو ادا تنگارو در میاره!چون خودت کیر خوردی من فحشت نمیدم ولی واسه رفع کوتی میگم کیرم لا پستونه خاله بزرگه ت
کاش میذاشتی داییت کونت بزاره اونو تعریف میکردی
کاش داییتم یه بارگی کونت میذاشت دیگه داستانت حسابی قشنگ میشد
وااااااااااااااااااااااااای مردم از خنده :))
خب نتجیه اخلاقی: انقدر جق نزنید که خاله و فک و فامیل خودتون رو جکو جنده فرض کنید !
داییت میخواست کونت بذاره؟؟؟lolوای که چقد خندیدوم
جالب بودblum3
شاش پاکم تو روح ناپاکتواقعا حیفه بگم کیرم تو روحتبرو کونتو بده بدبخت جلقی
داستانت قشنگ بود.
بيچاره بد شانس ، دروغ خوبي بود ، ادم ياد يك پرده از فيلم هاي وودي آلن ميفته
خاک بر سرت حداقل هردو شونو می کردی تا یه وقت نرن به کسی بگن !!!
اینکه کارت درست نبود رو کار ندارم دوستان اشاره کردند ولی اینکه بازم حقیقت رو گفتید و داستانپردازی نکردی بازم جای تشکر داره . اما جدای از شوخی اگه میخوای زندگی معمولی داشته باشی فک و فامیل کونی رو رها کن برو یک شهر دیگه زندگی کن . من کاری نکردم ولی واقعا از فامیل فراریم .
در وصف جفنگ دوستمون:
عاقبت گوش کردن به حرف کیرت همینه برادر دینیتجاوز به محارم در همهی عقاید و مرام ها عملی کثیف و بد می باشداینم میگم یادت باشه هیچ وقت به زور به کسی تجاوز نکنکه بدجوری چوبشو می خوری
عجب یک نفر بنویسه من بگا رفتم همه میگن این داره راست میگه حالا اگه یکی مامنش را کرده باشه یاور فیلم هم بگیره قبول ندارن یارو شناسنامه هم نوشن بده میگن دروغهwacko
قشنگ بود دمت گرم ولی باید میزدی تا اینو میدی تو گریه میکردیو میگفتی خالم میخواست منو بکنه من کیرمو بهش نمیدادم و خودشو بزور کردbiggrin
HaJi Gayide ShoDi Ke
قشنگ بود جیگرم
faghad kesi ke in bala saresh omade mifahme man chii mikesahmrastiiiye bar mikhastam khodamoo bokosham vali lahzeye akhartokhm nakardam
rastii man samanam
ایول خیلی خندیدمgoodلایک
جالب بود خدایی کیری که خوردی جبران ناپذیر به قول بکس برو زیمباوه پناهنده شو
اخه چجوری میشه که وقتی هستی به خاله جندتم کلید بدن پس تو اونجا چه غلطی میکنی بعدش هم کسخل این داستانهایی که با محارم اینجا میبینی تو جلقی هم باور کردی ولی خوب اگه هم میخوای بکنیش ایندفعه چنان کونش بذار که دیگه نتونه نفس بکشه بی غیرت اگه هم نتونستی بیارش من بکنمش تو هم برو جلقتو بزن
کلی خندیدم کوس مغز کوس مشنگ کوس موتور خوب کیرت کرده کیری شدی
چرا به فکر خودم نرسیدbiggrin
کونی همش چرت بود
انصافا بهترین داستان سایته دمت گرم خداییش خیلی خندیدم
عقلا باز میکردیش دلت نمیسوخت آش نخوردهو دهنه سوخته ودر کل ب گا رفتیا ،باحال بودbiggrin
!!! rasman servis shodiaaaa
شبیه همین جریان باکمی تفاوت واسه منو عمم اتفاق افتاد…ولی نزدیک.بود بگا برم…درکت میکنم دادا
دمت گرم حسابی خندیدم البطه بیشتر به نظرات بچه ها بازم دمت گرم بد نبود
زن بابام منم بگا داد…
نکته اخلاقی: اگه خاله مطلقه دارید زودتر شوهرش بدید، وگرنه بگاتون میدهbiggrin
عنوان داستان بعدیت اینهچگونه داییم منو کرد!یاچی شد که کونی شدم
پسر تهشی خیلی میخوامت حاجی ترکیدم بس خندیدمdash1lol
من تصمیم داشتم خالمو بکنم.اما منصرف شدم.ROFL
خاله ای که به گام داد 2
خیلی نقش کیری داری
در عین بدشانسی(آش نخورده و دهن سوخته)، باید بگم که از کون شانس آوردی چون ظاهرا داییت معتقد بوده کلوخ انداز را پاداش سنگ است.
بهترین و باحالترین داستانی که تو عمرم خوندمانصافا قابل قبول بود . همش…
فقط کتک میخوردی ؟ حداقل یکیشون رو باید میزدی
خاک تو سرت احمق
چه شانس گوهی داری
دمت گرم خیلی باحال بود، کلی خندیدم و امیدوارم فقط یه داستان بوده باشه ?
خاله بزرگه رو هم میکردی