سلام من شهریارم 17
کيرم کلفته و تقریبا 17 سانته و چند تا خاطره دارم که اگه استقبال بشه مینویسم همه رو
این خاطره که مینويسم مال عید همین امساله که با خانواده رفتیم استانبول.
اونجا چون یه روزایی خیلی گرم بود تقریبا دختر با همه تریپی پیدا میشه حتی یکی دو بار بود که دیدم دختره با سوتین حتی اومده بیرون و خیلی راحتن و خیلیام با تاپ میان بیرون. قضیه برمیگرده به وقتی که رفته بودیم یه استارباکس توی خیابون استقلال و دوطبقه بود که طبقهی پایین سفارش میگرفت و میز ما بالا بود. یه دختره بود توی استارباکس با دوستش که اونم تو شلوغی اومده بود سفارش بده ولی این دختره کلا یه لباس یه تیکه داشت که دامن این لباسه خیلی کوتاه بود یعنی شاید کلا ده سانت اینا بود که به زور میپوشوند شورتشو. خلاصه من برای خانواده رفته بودم که سفارش بدم ولی این دختره موهاش بور بود و کلا توی شلوغی خیلی توی دید بود با اون بدنش که همهی پاهاش معلوم بود. من هی دید میزدم این دختره رو و از هیچ فرصتی برای نگاه کردن بهش دریغ نمی کردم چون خیلی سکسی بود و سایز ممههاشم خوب بود(سوتین داشت زیر لباسش ولی چون لباسش نخی و نازک بود اونم بیش از حد برجسته بود) خلاصه من سفارشو که دادم و آماده شد این دختره چندتا بعد من سفارش داد ولی چون ما سه تفریم و طول کشید وقتی برمیگشتم بالا تقریبا باهم برگشتیم که این دختر سکسیه جلوی من بود. از پلهها که میرفتم بالا هی دید میزدم کونشو بعد اینم تند تند میرفت بالا هی باد می رفت زیر لباسش و چاک کونش معلوم میشد. یه حالت مارپیچی داشت پله که این اومد بچرخه که بره بالا که یه لحظه دیگه شورتش معلوم شد و من دیدم که رنگ و وارنگ بود بعد همون موقع برگشت نود درجه نگاه کرد سمتی که من بودمو(حتما حس کرده که ممکنه شورتش معلوم باشه خواست ببینه کسی پشتشه یا نه) که منو دید و چشممان خورد به همدیگر ولی دیگه رفت. خلاصه ما رفتیم نشستیم یه جایی نزدیک پنجره(به محوطه سربستهی نسبتا بزرگ بود) اونم با دوستش نشست دقیقا میز کنار پلهها که نزدیک آسانسور و همون پلهها بود. هی میگفتن و میخندیدن و منم تمام مدت به هر بهونهای هی به اینا نگاه میکردم و ممه هاشو میدیدم. آنقدر نگاه کردم که یه بار مامانم شک کرد هی قهوهشو میخورد و به من میگفت پاشو بريم زودتر. خلاصه یه جوری حدود نیم ساعت نشستیم و من از بدن این دختره یواشکی چندتا عکس گرفتم. اونم دیگه فهمیده بود من یواشکی هی نگاش میکنم و حتی به نظرم اومد یه جا با دوستش که حرف میزدن دربارهي منم چیزی میگفتن و میخندیدن. همینجوری من به بهونهی نگاه کردن به در و دیوار داشتم اينو دید میزدم که مثلا بعد بیست دقیقه اینا وقتی کسی از میز ما حواسش نبود و همه تو گوشی بودن این دختره دستشو آورد بالا و با دستش پلهها رو نشون داد. منم دیدم این سکسیه داره منو نشون میده کلی هیجانزده شدم. به یه بهونه که من میرم همین دور و بر مغازههای خنزر پنزر فروشیو ببینم یه اوکی گرفتم که برم بگردم یکم. رفتم دم پلهها و هی با چشمام پاها و ممه های دختره رو میخوردم دیگه خیلی وقت بود که مشخص بود تو کفشم. رفت پیش دختره و پشتش بودم باهم رفتیم طبقهی پایین و دوستش بالا موند. اونجا با یه انگلیسی دست و پا شکسته گفت که میدونم ازم خوشت اومد و معلومه که خیلی وقته داری به بدنم نگاه میکنی و بهم نخ داد مثلا که منم یه سری خجالت کشیدم و بعد اروم که کسی نشنوه و اینا دم گوشش گفتم که بدنش خیلی خوبه بعد یکم هیچی نگفت و من همینجوری نگاهش میکردم که یکم با لباسش ور رفت مثلا صافش میکنه و اینا بعد باز یکم فکر کرد گفت هتلمون کجاست. که من کلی ذوق کردم و گفتم که هتل نداریم(چون از یه سایتی یه خونه کرایه کرده بودیم برای چهار پنج روز) و خونهمون زیاد دور نیست کلا از اونجایی که بودیم خونهمون شاید سیصد چهارصد متر فاصله داشت. خلاصه من چون گفتم بودم میرم مغازه بگردم یکم وقت داشتم. با یه هیجانی تو اون شلوغی خیابون استقلال رفتم جلو و راهو نشونش دادم و رفتیم و اینا که اینم پشت سرم میومد و رسیدیم به خونهمون. من رمز درو سریع زدم و زود رفتیم تو که کسی منو با این کص نبینه(دور و بر خونههه چند تا رستوران و لباسفروشی بود که یکیشون ایرانی بود با ما دوست شده بود روز اول). ما طبقهی اول بودیم و من اینو نبردمش توی خونه چون خودم کلید نداشتم. بهش گفتم همینجا توی راهپله که اونم چشماش یکم خمار بود و گفت باشه که رفتیم راهپلهی طبقه دوم و اونجا من همینجوری نگاهش میکردم. خلاصه دید من شق کردم دیگه خودش اومد اول از روی شلوار یکم کيرمو مالید بعد منم همینجوری به بدن لختش نگاه میکردم و دیگه آروم دستمو آوردم گذاشتم روی ممه هاش. اونم دلش خیلی می خواست و دیگه خودش سریع سوتینشو درآورد و گذاشت به ممه هاش دست بزنم و یکمم زود کیرمو ساک زد که آبمو ریختم روی لباسش که ناراحت شد و اینا. بعد زود برگشتیم و دوستش غش غش خندید و قضیه تموم شد
کيرم کلفته و تقریبا 17 سانته و چند تا خاطره دارم که اگه استقبال بشه مینویسم همه رو
این خاطره که مینويسم مال عید همین امساله که با خانواده رفتیم استانبول.
اونجا چون یه روزایی خیلی گرم بود تقریبا دختر با همه تریپی پیدا میشه حتی یکی دو بار بود که دیدم دختره با سوتین حتی اومده بیرون و خیلی راحتن و خیلیام با تاپ میان بیرون. قضیه برمیگرده به وقتی که رفته بودیم یه استارباکس توی خیابون استقلال و دوطبقه بود که طبقهی پایین سفارش میگرفت و میز ما بالا بود. یه دختره بود توی استارباکس با دوستش که اونم تو شلوغی اومده بود سفارش بده ولی این دختره کلا یه لباس یه تیکه داشت که دامن این لباسه خیلی کوتاه بود یعنی شاید کلا ده سانت اینا بود که به زور میپوشوند شورتشو. خلاصه من برای خانواده رفته بودم که سفارش بدم ولی این دختره موهاش بور بود و کلا توی شلوغی خیلی توی دید بود با اون بدنش که همهی پاهاش معلوم بود. من هی دید میزدم این دختره رو و از هیچ فرصتی برای نگاه کردن بهش دریغ نمی کردم چون خیلی سکسی بود و سایز ممههاشم خوب بود(سوتین داشت زیر لباسش ولی چون لباسش نخی و نازک بود اونم بیش از حد برجسته بود) خلاصه من سفارشو که دادم و آماده شد این دختره چندتا بعد من سفارش داد ولی چون ما سه تفریم و طول کشید وقتی برمیگشتم بالا تقریبا باهم برگشتیم که این دختر سکسیه جلوی من بود. از پلهها که میرفتم بالا هی دید میزدم کونشو بعد اینم تند تند میرفت بالا هی باد می رفت زیر لباسش و چاک کونش معلوم میشد. یه حالت مارپیچی داشت پله که این اومد بچرخه که بره بالا که یه لحظه دیگه شورتش معلوم شد و من دیدم که رنگ و وارنگ بود بعد همون موقع برگشت نود درجه نگاه کرد سمتی که من بودمو(حتما حس کرده که ممکنه شورتش معلوم باشه خواست ببینه کسی پشتشه یا نه) که منو دید و چشممان خورد به همدیگر ولی دیگه رفت. خلاصه ما رفتیم نشستیم یه جایی نزدیک پنجره(به محوطه سربستهی نسبتا بزرگ بود) اونم با دوستش نشست دقیقا میز کنار پلهها که نزدیک آسانسور و همون پلهها بود. هی میگفتن و میخندیدن و منم تمام مدت به هر بهونهای هی به اینا نگاه میکردم و ممه هاشو میدیدم. آنقدر نگاه کردم که یه بار مامانم شک کرد هی قهوهشو میخورد و به من میگفت پاشو بريم زودتر. خلاصه یه جوری حدود نیم ساعت نشستیم و من از بدن این دختره یواشکی چندتا عکس گرفتم. اونم دیگه فهمیده بود من یواشکی هی نگاش میکنم و حتی به نظرم اومد یه جا با دوستش که حرف میزدن دربارهي منم چیزی میگفتن و میخندیدن. همینجوری من به بهونهی نگاه کردن به در و دیوار داشتم اينو دید میزدم که مثلا بعد بیست دقیقه اینا وقتی کسی از میز ما حواسش نبود و همه تو گوشی بودن این دختره دستشو آورد بالا و با دستش پلهها رو نشون داد. منم دیدم این سکسیه داره منو نشون میده کلی هیجانزده شدم. به یه بهونه که من میرم همین دور و بر مغازههای خنزر پنزر فروشیو ببینم یه اوکی گرفتم که برم بگردم یکم. رفتم دم پلهها و هی با چشمام پاها و ممه های دختره رو میخوردم دیگه خیلی وقت بود که مشخص بود تو کفشم. رفت پیش دختره و پشتش بودم باهم رفتیم طبقهی پایین و دوستش بالا موند. اونجا با یه انگلیسی دست و پا شکسته گفت که میدونم ازم خوشت اومد و معلومه که خیلی وقته داری به بدنم نگاه میکنی و بهم نخ داد مثلا که منم یه سری خجالت کشیدم و بعد اروم که کسی نشنوه و اینا دم گوشش گفتم که بدنش خیلی خوبه بعد یکم هیچی نگفت و من همینجوری نگاهش میکردم که یکم با لباسش ور رفت مثلا صافش میکنه و اینا بعد باز یکم فکر کرد گفت هتلمون کجاست. که من کلی ذوق کردم و گفتم که هتل نداریم(چون از یه سایتی یه خونه کرایه کرده بودیم برای چهار پنج روز) و خونهمون زیاد دور نیست کلا از اونجایی که بودیم خونهمون شاید سیصد چهارصد متر فاصله داشت. خلاصه من چون گفتم بودم میرم مغازه بگردم یکم وقت داشتم. با یه هیجانی تو اون شلوغی خیابون استقلال رفتم جلو و راهو نشونش دادم و رفتیم و اینا که اینم پشت سرم میومد و رسیدیم به خونهمون. من رمز درو سریع زدم و زود رفتیم تو که کسی منو با این کص نبینه(دور و بر خونههه چند تا رستوران و لباسفروشی بود که یکیشون ایرانی بود با ما دوست شده بود روز اول). ما طبقهی اول بودیم و من اینو نبردمش توی خونه چون خودم کلید نداشتم. بهش گفتم همینجا توی راهپله که اونم چشماش یکم خمار بود و گفت باشه که رفتیم راهپلهی طبقه دوم و اونجا من همینجوری نگاهش میکردم. خلاصه دید من شق کردم دیگه خودش اومد اول از روی شلوار یکم کيرمو مالید بعد منم همینجوری به بدن لختش نگاه میکردم و دیگه آروم دستمو آوردم گذاشتم روی ممه هاش. اونم دلش خیلی می خواست و دیگه خودش سریع سوتینشو درآورد و گذاشت به ممه هاش دست بزنم و یکمم زود کیرمو ساک زد که آبمو ریختم روی لباسش که ناراحت شد و اینا. بعد زود برگشتیم و دوستش غش غش خندید و قضیه تموم شد
نوشته: Shahriyar
8 پاسخ به “حال کردن با دختر ترکیهای تو استانبول”
یه پسر 17 ساله بخاطر خدمت خیلی مشکله بتونه بره ترکیه. چجور تونستی بری ؟
تصورات یک جقی
مطمئنی جایی که ترکیه بود؟به نظرم رفتی تبریز خرکیف شدی میگی رفتم ترکیه
پاشو و ایناصبح شده و اینابرو مدرسه و اینادیگه ننویس و اینا 😂👉
هم تو سکس آبت زود اومد هم توی نوشتنش🤣 حالا دیگه از کلفت بودن کیرت چرا گفتی ؟وقتی بکار نیومد
من استانبول زندگی میکنم،عید امسال سردترین عید چند سال اخیر بود،دوم اینکه،دخترهای ترک محاله با کسی که نمیشناسن حتی چشم تو چشم بشن چه برسه بخان باهات بیان،اگر اومده مطمئن باش بیزنسی بوده
نقییییییییییییییییی،کوس نکردم نع،نقیییییییییییییی کیر نخردم نع
یه بار یه جقی کونی اول داستان سایز شومبولشو نگفت،مرد