جرأت حقیقت در شمال

🕯️این داستان در جمعی از دوستان دختر و پسر اتفاق افتاده است و اگر اکیپ خیلی خیلی پایه ای دارید این کار را انجام بدهید🕯️

بعد از 3 ماه توی ویلای شمال جمع شدیم 22 نفر که بیشتر دختر بودن فازا که رفت بالا پیشنهاد جرعت حقیقت شد با همون بطری عرق نشستیم دور تا دور هم هی حقیقت حقیقت گفتیم که اشکان گفت همش حقیقت یکم خایه داشته باشید جرعتم بگید البته میدونم دخترا ندارن طنین شجاع ترین دختری بود که می‌شناختم زیبا بود و چشم گیر گفت عه؟ میخوای خایه رو نشونت بدم اشکان؟ باشه از من بپرس جرعتو انتخاب می‌کنم ولی اگه کسشعر بگی همینجا ابروتو میبرم اشکان خواست یچی بگه طنین انجام نده گفت لخت شو طنین گفت فقط همین؟ باشه دونه دونه لباساشو در آورد و با شرت و سوتین نشست گفت اینارم دربیارم؟
اشکان گفت که نه و بپوش لباساتو طنین گفت عه؟ باشه وایسا تا بپوشم تازه گرمم بود معلوم بود پسرا تحت فشار این بی‌پدر از پایین و شرم و حیا از بالا بودند طنین کراشم بود دوست داشتم بدنشو ببینم اما نه تو جمع چند باری به بارفیکس و شنا رفت جرعتا تا اینکه به طنین رسید طنین شروع کرد به خندیدن و گفت اشکان جون لختشو باید کل لباساتو دربیاری حتی شرتت رو رنگ از رخ اشکان پرید اروم آروم لباساشو دراور وقتی شرتشو در آورد کیرش که نیم شق بود زد بیرون طنین گفت ها پس رومن شق کردی آره؟
اشکان گفت بیخیال میخوام جق بزنم بخوابه بطری که داشت حرکت می‌کرد رو به من افتاد منم سریع گفتم اشکان حق نداری جق بزنی و این شد که اشکان با یک کیر کامل شق تو دستش روبه من خشکش زد دخترا دونه دونه پسرا و لخت میکردن و پسرا دخترارو وقتی آخرین پسر که من باشم کیرشو نشون داد بچه ها میگفتن که دارن از حشریت و شق میمیرن منم خوب درد داشتم 14 تا کس و ممه جلوم بود و طنین با ممه های سفید گندش طنین گفت چرا یکم خودمونو راحت نکنیم؟ بیاین یکم شیطونی کنیم و خوب چون من بغلش بودم با دوتا انگشتش آروم اومد به سمت کیرم و کیرمو تو دستای نرمش گرفت و گفت من از این پسره خوشم میاد پایه است میخوام بهش جایزه بدم اونم تو دهنم وکیرمو کرد تو دهنش کل آرزو هام توی یک ثانیه واقعی شد کل بچه ها به کس و کون هم افتادند و من فقط توی اون هیاهو به طنین که داشت واسم می‌خورد فکر میکردم آروم دهنم رو بردم نزدیک گوشش و گفتم آبم داره میاد چیکار میکنی و علامت داد میخوره وقتی آبم پاشید تو دهنش گفت دوست داری باهام چیکار کنی اشکان از پشت داشت میومد سراغ کون طنین میخواست بکنه تو کونش منم توی یک حرکت انتحاری طنینو کشوندم سمت خودم لبامو گذاشتم رو لباش و دستمو بردم توی کسش تا یکم حال کنه اشکان که دید من مراقبشم بیخیال شد رفت سراغ یکی دیگه طنین که حسابی حشری شده بود منو خوابوند زمین کسشو آماده کرد باز کرد پاهاشو و دراز کشید گفت بکن تو کسم منم کردم لذت خوبی داشت کردن و کردنو کردن الان که این رو مینویسم طنین زن عقدی منه و ما 2 تا بچه هم داریم مزه کس طنین عوض نشده طنینم میگه مزه کیر منم عوض نشده اما مزه عشق با یک سکس خیلی عوض شده اون شب بعد چند دفعه که آبم اومد بیهوش شدم طنین لباس پوشوندتم سوار ماشین کرد با یکی از دخترا و برد ماشینو یک جا پارک کرد تا از هیاهوی اونجا دور باشه خودش اعتراف کرد که وقتی بیهوش بودم با کیرم بازی بازی میکرده تا دوباره شق بشه ولی نمی‌شده وقتی بیدار شدم طنین بغلم توی صندلی عقب ماشین خواب بود بیدا. که شدم بیدارش کردم دلش درد میکرد حق داشت دیشب پردشو زده بودم استرس داشت بهش گفتم که دوسش دارم گفتم میخوامش گفتم که خودم میام خواستگاریش و رفتم و شد حالا بعد از 10 سال و 2 تا بچه طنین من امروز مرد سرطان خون امونش نداد امروز سومه عشقمه توی وصیتش گفت که اینکارو بکنم پس راضیه

همتون به اونی که میخواید برسید❤️

نوشته: طنین از بهشت

بازدید 3,195

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

13 پاسخ به “جرأت حقیقت در شمال”

  1. عین همین تجربه رو منم دارم و با چند تا دختر جرأت حقیقت بازی میکردیم منتها من در آخر بازی و صبح که بیدار شدم دیدم همه آبم رو ریختم رو رو تختی و خدا رو شکر تختم باردار نشد!!!عموجون این داستان رو تو پاتایا بخوای اجرا کنی پلیس تایلند کونت میزاره ایران اونم ده سال قبل بماند.

  2. خدایا این بی کوسان را کوس بده گاییدنش بامن تا اینها هم لذت ببرند ودیگه ازو و فانتزی های کوس خلی نداشته باشند

  3. توی وصیت نامه های جدید مینویسن که داستان دادن هامو توی بکن تو بنویس😂💪🏻

  4. این موهومات رو از کجاتون در میارید چی فرض میکنید مخاطب رو. از کی جنس می‌خرید که اینجوری توهم میزنید دو گانه یا چند گانه سوز هم که باشی بازم این حجم از توهم خیلی زیاده این جماعت میخان ممه لکت واسه ما اداره کنن تو چندسال آینده همه جنگ زده میشن ممه لکت ما جق زده شده

  5. روز سوم مرگ زن جنده ات اومدی بکن تو داستان کص و کون دادنهاش رو نوشتی؟؟!پاشو پاشو برو خرماها رو بچین تو سینی که ظهر بکنهاش میان برای عرض تسلیت😔

  6. من اخرش رو متوجه نشدم زنت از بس کس داد مرد؟ یا در فراق کیر بکن های قدیمش مرد؟؟؟ کیر زیادی خورد که مرد یا از کمبود کیر مرد؟؟؟

  7. سلام و درود بر بی ناموس هایی که فکر میکنن همه جقی ان و دروغگو و زیر همه داستان ها فحش میدن

  8. فازت چیه ما میایم تو بیکاری یه داستان بخونیم حالمون عوض شه چرا تراژدی هارو میریزید تو داستان سکسی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید