توفیق اجباری تری سام

داستان همجنسگرایی گی هستش، وقتتون تلف نشه اگه دوست ندارید
اسم من پدرامه، توی سن بلوغ و توی دوران مدرسه به خاطر خلق و خوم و اینکه خیلی نازک نارنجی بودم بهم میگفتن پدی مامان و کم کم تبدیل شدم به بچه ای که همه توی مدرسه ازش سو استفاده می کردند و دستمالی می شدم و حتی دو سه بار هم تلاش می کردند که راضی ام کنند برای سافت و رفتن مکان. خودم درون خودم حس اینکه خیلی پسر نیستم و شبیه باقی نیستم رو درک می کردم. توی خودارضایی ها هم بدن نرم و برجستگی های بدنم مثل سینه هام و کونم رو که می مالیدم بیشتر تحریک می شدم تا کیرم. یه جورایی از کیرم خوشم نمیومد. کوچولو بود و غیر از وقتی که اوج شهوت ام بود و کمی شق میشد دیگه خیلی بلند نمی شد. وقتی پورن میدیدم هم همین شکلی بود. پر از شهوت بودم و بدنم مور مور میشد ولی دودول کوچولوی من خیلی تحریک نمی شد و شق شدن اش رو خیلی نمی دیدم.
شاید بیشتر بخاطر هیکل و قیافه ام بود که توی بیرون و کوچه و خیابون و … توجه پسرا و حتی مردها رو جلب می کردم. نزدیک شدن اش به بدنم و گاهی دستمالی کردن رو متوجه می شدم. توی اتوبوس، مترو و جاهای عمومی. نمی دونم چرا اما این توجه رو دوست داشتم. با اینکه خیل تذکر می گرفتم توی خونه به خاطر مدل موها یا قیافه و تیپ ام ولی تلاش میکردم خیلی خوشگل به نظر برسم. بدن زن ها برام الگو بود، دلم می خواست بدنم مثل اونها باشه. تا حدی هم بود، کم مو و رونهای تپلی و بدن توپر و نرم و باسنم که نه اونقدر ولی برای یک پسر خیلی پسرونه نبود و فرم دخترونه داشت. چون کمی ابروهام رو تمیز می کردم و صورت گردی داشتم خیلی کمتر از سنم همیشه نشون میداد، اما بیشترین جلب توجه به خاطر چشمای رنگی سبز ام بود که همراه پوست روشن ام باعث می شد که خیلی چهره پسرونه و عادی نداشته باشم و خیلی ظریف و دخترونه باشم.
تا ترم اول دانشگاه هیچکس نتونسته بودم راضی ام کنه یا گولم بزنه و سکسی و حتی سافت هم نداشتم. بعد از ثبت نام دانشگاه یه سفر شمال رفتیم که اونجا برای اولین بار با یکی از غریق نجات های ساحل که هیکل آفتاب سوخته داشت و فکر کنم 30 سالش می شد برای اولین بار یه سکس سافت و لخت شدن برای مردی رو تجربه کردم. یه ساک زدن ناشی و مالیده شدن و لمس کیر شق شده ی به مرد که تمام بدنم رو می خورد و من رو بغل کرده بود و کیرش لای پام و روی سوراخم مالیده می شد. وقتی آبش ریخته شد روی بدنم حس عجیبی داشتم.
اون سکس بهم جرات داد و کم کم شروع کردم به دنبال کیس گشتن. مسیر دانشگاه از کرج تا تهران و مترو جای خوبی بود ولی اصلا نمی شد تا ترم دو سه بودم که با یه پسری چند سال از خودم بزرگتر که امریه داشت و جایی کار می کرد آشنا شدم و بعد از یکی دو بار سافت بالاخره اولین ورود کیر به سوراخم رو تجربه کردم. تقریبا ماهی یه بار جور می شد و باهم سکس می کردیم، رابطه خوبی داشتیم و کم کم وابسته شده بودیم و من از نظر روحی و جسمی ارضا میشدم و بهترین دوران زندگی ام بود. کم کم کار پیدا کردم و با اولین پس اندازم شروع کردم لیزر رفتم. دوست داشتم بدنم به خصوص سینه هام که کمی مو داشت و کمرم موهاش بره. همیشه کمی ملو آرایش خیلی خیلی کم میکردم.خیلی بهم حس خوبی میداد وقتی خوش آب و رنگ می شدم و توسط پسره تحسین می شدم. دوست داشتم براش بهترین باشم. حتی یکی دوبار با لوازم آرایش توی خونه اشون آرایش کردم و با هم سکس کردیم. اما بعد از یک سال خبری ازش نشد و من واقعا افسرده شده بودم. وقتی توی نت با پسرهایی مثل خودم هم حس آشنا می شدم متوجه شدم که توی این جامعه رابطه عاشقانه و دوستانه نمیشه. کم کم توی خودم به یه بی احساسی رسیده بودم. اما سکس رو نمیشه کاری اش کرد. کم کم رو آوردم به اپ های دوستیابی و اولش فقط حرف می زدم و عکس ردوبدل می کردم. ولی کم کم سکس ها شروع شد.
روالم این بود که آشنا می شدم و جایی بیرون قرار می گذاشتم و بعد قرار بعدی سکس. اینجوری اونایی که حشرشون زده بالا و الکی اند ناخوداگاه حذف می شدند. هرچی بیشتر جلو می رفتم جذاب تر می شد. چند باری جور شده بود و حتی سفر هم دو سه تا سکس داشتم. اکثرا مردای سن بالا رو انتخاب می کردم. متاهل یا طلاق گرفته و مجرد.
یه بار توی هورنت با یکی آشنا شدم، یه مرد حدود 40 ساله بود. اولش خیلی سریع دوست داشت برم مکان و پیچوندم که جایی ام و نمی تونم و با خودم گفتم که بی خیال میشه و تموم. فیس نشون داده بودم و چند تا عکس از بدنم. کلی قربون صدقه می رفت. فرداش دوباره پیام داد که هستی و اینها. تقریبا چند روز مدام پیام می داد و دیگه آی دی تلگرام دادم. قرار می گذاشتم هم می گفت کار دارم و دیگه رسیدیم به تلفنی. خیلی سعی می کرد با شخصیت و مودب حرف بزنه. حس می کردم از این آدمای مشتی که حالا تلاش می کنه خیلی با شخصیت هم به نظر برسه حرف می زنه. هر روز بهم پیام میداد و حال می پرسید.
اینقدر عادی شده بود که بی خیال قرار بیرون شدم. فیس اش رو دیده بودم و کلی تلفنی حرف زده بودیم. هر وقت هم در مورد اینکه توی سکس چجوری هستی می گفت عزیزم هر مدلی توی بخوای من اوکی ام و طفره می رفت.
دو تا مکان داشت یکی سمت گیشا بود و اون یکی خونه دوستش سیدخندان بود که به ما نزدیک تر بود. چون اولش سر اینکه چند بار سکس کردم و اینها پرسیده بود گروپ هم داشتی تا حالا. می ترسیدم که خونه دوستش رو نریم و گفتم که مکان گیشا رو می آم.
قرار شد جمعه بعد از ناهار جایی باشم و بیاد دنبالم. از طرفی استرس داشتم ولی از طرفی به خاطر حرفهاش و قربون صدقه هاش و چک کردن های روزانه اش خوشم می اومد و از طرفی هم هیکلی بودن و قد بلند بودنش خیلی وسوسه ام می کرد. یه مرد قد بلند و چهارشونه که ته ریش داشت و موهای جوگندمی. عکس های لخت اش پشمالو بود و سر سینه پهن و بازوهای بزرگش وسوسه ام می کرد که توی بغلش باشم.
ساعت 1 بعد از ناهار رفتم حموم و دوش گرفتم و توی فرنگی حموم هم خودم رو خالی کردم. توی اتاق یه کم ژل لوبریکانت با انگشت داخل سوراخم کردم که نرم بمونه.اینجوری سوراخم کمی چرب تر می شد و موقع باز کردن راحت تر باز می شدم. یه کم به صورتم رسیدم و یه ذره هم رژ روی دستمال کاغذی زدم و آروم کشیدم روی لبهام که کمی قرمزتر باشه. یه ریمل هم داشتم که همیشه اندازه یه ذره به مژه هام می زدم. یه مام زنونه هم گرفتم که همیشه این موقع ها می زنم. ترو تمیز و اماده یه شورت زرد داشتم که تنگ تر از همه بود. من این چند تا شورت رو تنگ و رنگی خریده بودم برای سکس. یه تیشرت و شلوار و اسنپ گرفتم برای سر جلال و راه که افتادم بهش پیام دادم که حدود 2 و نیم سر جلال زیر پل هوایی ام.
هوا بهاری بود و آفتاب خوبی می تابید. زیر سایه پل ایستادم. استرس داشتم ولی خب همیشه این استرس هست. گوشی ام زنگ خورد و خودش بود. بهش گفتم کجایی؟ گفت دیدمت. بیا جلوتر توی خیابون. روی اون سکو طوری که مجسمه روش بود ایستادم که صدام کرد. برگشتم دیدم خودشه با یه موتور اومده. جلو رفتم و همونجوری که روی موتور نشسته بود دست دادیم و کشید سمت خودش و صورتم و نزدیک لبم رو بوسید. بعد با یه هیجان و خوشرویی گفت : پدرام جون بشین که بریم. توی راه از پشت بغلش کرده بودم و هیکل مردونه اش حسابی حشری ام کرده بود.
رسیدیم و ریموت زد رفتیم توی پارکینگ یه ساختمون. طبقه 4ام بود و داخل خونه که شدیم چسبوندم به دیوار و اول روی لبهام رو بوسید و بعد لبهام رو میخورد و گاهی زبونش میخورد به لبهام. بعد عقب کشید و نگاهم کرد و با یه چهره پر از شهوت و لبخند رضایت گفت: آخیش. از اول راه دلم می خواست این لبهات رو بچلونم توله سگ. بعد دستش رو دور کمرم گرفت و با هم رفتیم داخل و نشستیم روی کاناپه جلوی تلویزیون. خونه خیلی خلوت و خالی بود. شبیه خونه مجردی ها. منو چسبوند به خودشو صورتم رو بوسید و گفت : بالاخره اومدی پیشم. بعد دوباره لب گرفت ازم و با یه حرصی گفت: چقدر خوشگلی تو لامصب. کیرش از زیر شلوار جین اش هم معلوم بود که شق کرده. پیرهن مردونه اش رو در آورد و بعد عرقگیرش و بعد منی که هنوز یخ ام آب نشده بود و کنارش نشسته بودم رو دستش رو انداختند و تیشرتم رو درآورد و بعد مثل اینکه یه چیزی که تازه خریده باشی رو برانداز کنی روی بدنم و سینه هام دست می کشید و نوازش می کرد. بلندم کرد و گفت : دربیار و دکمه شلوارم رو باز کرد، داشتم شلوارم رو در می آوردم که اون هم بلند شد و شلوارش رو در آورد و با یه شورت جلوم ایستاد و داشت تماشام می کرد. بهش گفتم : خیلی عجله داری ها. شلوار رو که در آوردم منو کشید سمت خودش و گفت: بعله .کار اصلی رو باید زود انجام داد.
بعد دستاش رفت روی کونم و به سمت خودش کشید و شروع کرد به لب گرفتن و من خودم رو چسبوندم بهش. قدش بلندتر از من بود و بدن لخت و نرم ام رو به بدن پشمالوش میمالیدم و رونهاش که به شکم و پاهام می خورد دیونه ام می کرد. چشمام رو بسته بودم و داشتم زبونش رو که توی دهنم می چرخید رو می با زبونم همراهی می کردم. بعد سرش رو عقب کشید و گفت : تمیز کردی؟ گفتم آره . بعد یه سیلی زد به کونم و گفت : پس بریم توی اتاق. بعد گوشی اش رو برداشت و انگار که بخواد کمی خودش رو نشون بده، پس گردنم رو گرفت و به سمت اتاق رفتیم، داخل اتاق یه تخت دونفره بود. من رو عقب عقب برد و روی تخت خوابوند و اومد روم و شروع کرد لب گرفتن و بدنم رو مالیدن. کیرش از زیر شورتش برجسته شده بود و وقتی روم می خوابید به شکم و پاهام می خورد.
دوتا انگشتش رو آورد نزدیک لبهام و یه کم لبهام رو چلوند و دهنم رو باز کرد که انگشتش رو خیس کنم. بعد دستش رو کرد توی شورتم و من یه پام رو جمع کردم و دستش رو از وسط پام رسوند به سوراخم و شورتم که تنگ بود و دست اون رو هم نمی تونست نگه داره تا بالای رونهام پایین کشیده شد. آروم انگشتش رو فرو کرد داخلم. بعد خم شد و ادامه لب گرفتن. گاهی فشار انگشتش یا چرخوندنش باعث می شد درد بیاد یا حشری بشم و ناله کنم.که توی اون لب گرفتن محو می شد. بعد سرش رو کمی عقب کشید و توی چشمام نگاه کرد و گفت: چرا اینقدر خیسه سوراخت؟ گفتم : یه کم ژل داخلش زدم. گفت: خیلی هم خوب و کارش رو ادامه داد. انگشتش داخل سوراخم عقب و جلو می شد و بازی می کرد. بعد تا نصفه انگشتش رو کشید بیرون و بعد انگشتش رو که داشت از کنار انگشت اولی داخل می شد رو حس کردم. بدون ملاحظه داخل کرد و فشار داد. وای یییییی . درد لذت بخشی داشت. دستم رو بردم روی کیرش و از روی شورت سعی می کردم بمالمش. با دستش کیرش رو درآورد و توی دستم گرفتم. حالا اونقدر سوراخم باز شده بود که دو تا انگشتش به راحتی توم عقب و جلو می شد.
انگشتاش رو کشید بیرون و از روم بلند شد بعد شورتم رو درآورد و خودش هم شورتش رو درآورد و بالای تخت نشست و کیرش رو توی دستش گرفت و گفت: یالا پسر. بیا سرحال بیار. چهاردستو پا رفتم لای پاش و کیرش رو توی دستم گرفتم. خیلی کیر گوشتی و درازی داشت. کمی خمیده بود ولی خیلی خوش تراش و برخلاف بدن تیره اش خیلی روشن بود و حسابی ترو تمیزش کرده بود. کلاهکش خیلی گوشتی و گنده بود. یه کم با دست مالیدمش و بعد دهنم رو باز کردم و کلاهک و کمی از کیرش رو داخل دهنم کردم و با لبم نگه اش داشتم. شروع کرد با زبون دور کلاهکش رو لیسیدن و صدای ناله و آفرین پسر خوب اش بلند شد.
شروع کردم کل کیرش رو توی دهنم جا کردن و روی کیرش سرم رو بالا و پایین بردن و لیسیدن کیرش. گاهی سرم رو می گرفت و انگار بخواد که کیرش رو بیشتر داخل دهنم کنم فشار می داد. کیرش رو تا ته حلقم می بردم و نگه می داشتم و دوباره نفس می گرفتم و ساک می زدم. کوانم به سمت بالا بود و سرم روی کیرش مشغول. دستش رو برده بود پشتم و کونم و پهلوهام رو می مالید. یه کم چرخوند که کونم در دسترسش باشه. آروم میمالید و وسطاش آروم سیلی می زد به کونم. کیرش رو توی دستش گرفت و به سمت بالا نگه داشت و گفت تخمام رو بخور. گفتم دوست ندارم. سرم رو با دست نگه داشت و با یه تحکمی گفت : اینجا نمی خوردم و نمی خوام نداریم. راستش خوشم نمیومد. همونجوری سرم رو نگه داشته بود. بعد گفت: زود باش ببینم. باز زبون شروع کردم به لیسیدن تخماش. راستش از شل بودن تخما و مدل اشون خوشم نمیاد. زوری تخماش رو براش می خوردم و اونم از لذت آه می کشید و نفس نفس می زد. کیرش روی صورتم بود و با تخماش رو توی دهنم می کردم و میلیسیدم و میخوردم.
گوشی اش رو از گوشه تخت برداشت و گفت : سرت رو بلند نکن. بعد صدای بوق ضبط کردن رو شنیدم که داشت فیلم میگرفت و روی کونم دست می کشید. یه کم ساک زدم و بعد فیلم رو قطع کرد و بلندم کرد. بعد از تخت رفت پایین و من برگشتم و همونجوری یه وری دراز کشیدم که ببینم چیکار میکنه. از توی کشوی پایین تخت یه نایلون کوچیک برداشت و گذاشت کنار تخت. بعد کاندوم در اورد و روی کیرش کشید و گفت بیا لبه تخت ، عقب عقب چهار دست و پا اومدم عقب. پاهام رو کشید و گذاشت روی زمین و شکمم روی لبه تخت بود.
یه بالشت برداشت و گذاشت روی شکمم. زانوهام روی زمین بود و شکمم روی لبه تخت. سرم رو برگردونده بودم و نگاهش می کردم که کی میاد سراغم. بعد یه کم آب دهنش رو ریخت روی کیرش و لای کونم کشید و بعد روی سوراخم چند بار ضربه زد بعد سر کیرش رو روی سوراخم فشار داد. سعی می کردم خودم رو شل بگیرم و آروم باشم. کیرش سوراخم رو باز کرد و آروم داخل شد. سفتی و فشاری که توی سوراخم حس میکردم کمی درد داشت. ولی جوری که اون من رو باز کرده بود کیرش به راحتی داشت داخل می شد. یه فشار دیگه که کیرش بیشتر داخل شد و چون عمیق تر بود دردش کمی بیشتر شد. یه ناله کردم و دستش رو گذاشت روی کمر و پهلوهام و کیرش رو تا ته کرد. نمی تونستم توی خودم نگه اش دارم. حس می کردم سوراخم جا نداره و فشار کیرش زیاد بود و درد خفیفی توی سوراخم تیر می کشید و زیر شکمم درد می کرد. کیرش رو همونجوری نگه داشت.
بعد کمی کشید بیرون و آروم داخل کرد، هربار این کار رو می کرد داخل شدن کیرش واقعا لذت بخش بود و با ناله شهوتی رضایت و لذتم رو اعلام می کردم. دیگه تلمبه هاش شروع شد، خیلی مسلط کیرش رو تا جایی که بود عقب می کشید و داخل می کرد. پر و خالی شدن سوراخم از حجم کیرش و دستاش که روی پهلوهام فشار می آورد خیلی باحال بود. خودش رو بهم تکیه داده بود و انگار سواری بگیره داشت کیرش رو توی سوراخم عقب و جلو می کرد. تازه گرم شده بود و داشت تلمبه می زد و منم که عاشق آه و ناله کردن موقع سکس ام سعی می کردم با ناله های شهوتی هیجان بدم. ولی کیرش رو کشید بیرون و بلند شد و رفت روی تخت و نشست بالای تخت و تکیه داد و بهم گفت بیا بشین روش، بلند شدم و رفتم کنارش و اول خواستم روبروش باشم و بشینم ولی گفت که برعکش کنم. پشت بهم کیرش رو گرفتم توی دستم و اون هم زیر کمرم رو نگه داشته بود. سر کیرش که روی سوراخم میزون شد، با دستش گرفت و کیرش رو داخل کرد و منم کمی پایین تر اومدم و کیرش تا نیمه بیشتر داخل شد.
پاهام رو میزون کردم و دستام رو به تخت و بدنش تکیه کردم و شروع کرد به بالا و پایین رفتن. پاهام کاملا باز بود و وقتی روی کیرش بالا و پایین میرفتم دودول کوچولو و شل و ولم تکون می خورد و با دستم روش رو گرفتم و ادامه دادم. دستاش رو روی کونم و رونهام می کشید و من هیجان و شهوت ام بالاتر رفته بود. سعی می کرد تا جایی که میشه بشینم رو کیر بیشتری نصیب کونم بشه. دستش رو دراز کرد و گوشی اش رو برداشت. فکر کردم داره فیلم میگیره و سعی کردم سرم رو گاهی بر می گردوندم و نگاهش می کردم رو مستقیم نگاه دارم که توی فیلم معلوم نشه. یه دفعه دیدم داره حرف میزنه. خوبی ؟ باشه . اوکیه و قطع کرد. بعد بلندم کرد که از روی کیرش پاشم. گفت که روی زمین بریم. یه ملافه روی تخت بود وسط اتاق انداخت و من همینجوری لخت ایستاده بودم تا بگه چکار کنم.
پهلوم رو گرفت رو به تخت و پشت به در اتاق دولام کرد. دستام رو به زانوم گرفتم و پاهام رو کمی باز کردم و دولا شدم. کیرش رو با دست گرفت و آروم داخل کرد. قدش از من بلندتر بود و مجبور بودم کمی روی نوک پام باشم و اون هم می دیدم که کمی خم شده. کیرش رو که داخل کرد گفت بلند شو. دستش رو دورم حلقه کرد و سرم رو برگردوند . آرومتر شده بود و شروع کرد به لب گرفتن و کیرش رو توی کونم عقب و جلو کردن. توی اون پوزیشن لپای کونم برجسته بودن و خیلی نمی تونست داخل کنه و کیرش کمتر از قبل داخلم می رفت. دلم می خواست کل کیرش رو توم کنه. اون حالت رو دوست داشتم. کلا وقتی یکی بدنم رو با دستاش مهار کنه و دورم حلقه کنه چه خوابیده و چه ایستاده دوست دارم. پشتش رو نگاه می کرد و دیگه لب نمی گرفت. دستاش رو هم روی سینه ام نمی مالید و باهاشون بازی نمی کرد. آروم دم گوشم گفت: پسر خوبی باش و حال بده. نمیخوام اذیتت کنم. گفتم چی ؟ همون جوری برم گردوند. روبروم و توی چارچوب در اتاق یه مرد سن بالا با قد متوسط و کمی شکم لخت ایستاده بود و کیرش توی دستش بود و می مالید. نگاهش کردم. با یه لبخند رضایت و شهوت و چشمایی که روی تنم می چرخید و براندازم می کرد گفت : سلام خوشگل پسر.
بعد رو کرد بهش و گفت : چه خوشگله و سفید مفیده. داشت نزدیکم می شد که بهش گفتم : یعنی چی ؟ خواستم خودم رو بکشم جلو و از توی دستش خارج بشم ولی محکم مهارم کرد و گفت: آروم باش پدرام جون. اذیتت نمی کنیم. این دوست من هم امروز بازی ه. باشه. هر وقت اذیت بودی بگو. با ناراحتی و عصبانیت دستم رو روی شکمش فشار میدادم که ازم جدا بشه. گفتم : نمی خوام.
محکم منو به خودش چسبوند و دستش رو روی گلوم به سمت خودش کشید و گفت: ببین پدرام جون. زوری هم میشه. ولی فرقی نداره که. یه کم تایم سکس اش بیشتر می شه . قول میدم خوشت بیاد. حالا پسر خوبی باش و چونم رو گرفت و مرده اومد سمتم. مرد بامزه ای بود.یه سبیل مرتب و موهای سفید شده و تپلی بود و چشمای گرد مشکی. بهش نمی خورد خشن باشه . نزدیکم شد و دست گذاشت پشت سرم و شروع کرد به لب گرفتن. حالا بین دو تا مرد ایستاده بودم و کیر یکی داخلم بود از پشت نگه ام داشته بود و دومی داشت ازم لب میگرفت و کیرش شق شده اش به لای پام و دودولم و رونم می خورد. خیلی نمیتونستم کاری کنم. مرده دستم رو گرفت و سمت کیرش برد که براش بمالم. کیرش کوتاه تر از اینکی بود ولی کلفت تر بود. از پشت گردنم رو می خورد و شکم ام رو می مالید و این یکی ازم لب میگرفت و سینه ام رو می مالید. بعد عقب تر رفت و کیرش رو از توم بیرون کشید و هدایتم کرد که وسط اتاق چهار دست و پا بشینم. مرد مسن تر روی زانو جلوم نشست و با دست یه کم کیرش رو مالیدم و خودش رو بالا کشید که شروع کنم به ساک زدن. کیرش رو داخلم دهنم کردم و شروع کردم به ساک زدن. اون یکی هم گفت پاهات رو بیشتر باز کن و بعد کیرش رو داخل کرد و روی کونم سوار شد. واقعا انگار سوارم بود. زانوهام رو به سختی نگه داشته بودم. دستاش روی کمر و پهلوهام بود و پاهای پشمالوش روی لپای کونم و رونهام بود و انگار خودش رو نگه داشته بود.
بعد از یکی دوتا تلمبه و کمی جابجا شدنم حالا دیگه هر دو اوکی شده بودن. کیرش رو رها کرده بودم و فقط سرم رو روی کیرش عقب و جلو میکردم و از عقب هم کیرش از بالا به پایین داخلم فرو می رفت. راستش تا اون موقع تری سام و گروپ نداشتم. اولش هم کمی ترسیده بودم و هم حس بدی داشتم که زوری یکی دیگه اومده و باید بهش سرویس بدم. ولی وقتی توی اون حالت بودم و انگار بالاترین ظرفیت بدنم برای سکس رو داشتم ارائه می دادم خیلی حشری تر شده بودم. دستم رو از لای پام روی دودولم بردم و میخوام که بمالمش. ولی دستم رو گرفت و عقبم کشید و همونجوری که کیرش داخلم بود بلندم کرد. جوری که کیرش تا سرش بیرون کشیده شد و بعد توی همون حالت دولا مرد مسن هم بلند شد و حالا هر دو کیرهاشون توی کون و دهنم بود و یکی کمرم رو گرفته بود و اون یکی رو دستام رو روی پهلوهاش نگه داشته بودم و خودش سرم رو توی دستاش نگه داشته بود. مرد مسن ه شروع کرد آروم توی دهنم عقب و جلو کردن و هماهنگ با اون یکی هر دو شروع کردن به عقب و جلو کردن کیرهاشون.
گاهی فشار بیشتری توی کونم می داد و جلوتر می رفتم و کیر اون یکی تا ته حلقم می رفت. صورتم از اشکی که از چشمام بخاطر ته حلقی های کیرش می اومد و آب دهنم خیس شده بود. یه چندتایی تلمبه های سریع هر دو زدن جوری که دیگه یه کم دردم اومد و ناله جیغ طوری زدم. کیرهاشون رو که کشیدن بیرون حس می کردن بدن خالی شده و جای خالی کیرهاشون توی دهن و کونم رو حس می کردم.
طاق باز خوابوندن و پاهام رو باز کرد و کیرش رو داخل کرد و مرد مسن تر هم کنار سرم نشست و کیرش رو با دست به سمت دهنم برد و با دست گرفتم و قبل از اینکه تلمبه های توی کونم شروع بشه شروع کردم به ساک زدن. مرد مسن تر حالا دیگه گرم شده بود و به حرف اومد. سینه هام رو میمالید و گاهی آروم میزد به لپام و می گفت: جوون . چه سینه هایی . چه پسری . چه حالی کنم با این کون. کیرش شق شق شده بود و وقتی در می آوردم که نفس بگیرم کلاهکش سرخ سرخ بود. تلمبه های توی کونم هم اینقدر تند و محکم بود که روی زمین هل داده می شدم و به سختی خودم رو نگاه داشته بودم که بتونم ساک هم بزنم. تا اونجا که مرور می کردم حالا حالا باید تحمل می کردم. سوراخم داغ شده بود به خاطر عقب و جلو کردن کیرش و یه چیزی بین درد و سوزش توی سوراخم بود که دلم می خواست کمی استراحت بده. ولی بی امان داشت تلمبه می زد. نفس نفس می زد و چهره اش رو که نگاه کردم خیس عرق بود و چند بار کیرش رو تا نزدیک بیرون کشیدن عقب آورد و تا ته که می کرد با قدرت فشار می داد جوری که ته کونم فشار می آورد و حس میکردم رونهام مور مور میشه و همین الانه که ارضا بشم.
خواستم بگم کمی استراحت بده چون واقعا درد داشتم و سختم بود که پاهام رو به یه سمت برد و دستاش رو روی کونم تکیه کرد و روی زانوش بلند شد و صدای ناله های بلندش بهم فهموند که داره ارضا میشه. کمی نگه داشت، داشتم نگاهش می کردم و دستش رو به کیرش گرفت که کاندوم در نیاد و کیرش رو کشید بیرون و سر کاندوم که پر آب بود که از سوراخم دراومد و کیرش رو لپ کونم افتاد . آروم کونم رو نوازش کرد و با نفس نفس گفت : دمت گرم و عقب رفت و ولو شد روی تخت. مرد مسن تر گفت : خب گل پسر به شکم بخواب که دیگه همه اش مال خودمی. گفتم : درد دارم یه کم صبر کن. گفت عیب نداره خودت بشین روش که اذیت نشی. دراز کشید روی زمین و دوستش براش بالشت رو از روی تخت پرت کرد و گذاشت زیر سرش. لخت بلند شدم. چشم هردوشون روم بود. رو کرد بهم و گفت کاندوم روی میزه. از توی جعبه ای که توی نایلون معلوم بود یه کاندوم برداشتم و باز کردم و نشستم و روی کیرش کشیدم. اومدم که بشینم بهم اشاره کرد اونوری. برعکس شدم و روی کیرش پایین اومدم با دستش کیرش رو گرفت و با دست دیگه روی کونم بود و هدایتم می کردم که کیرش دم سوراخم بیاد. کیرش که کمی داخل شد با دست گرفتم و پاهام رو دادم به عقب رو روی کیرش نشستم. دستام رو بالای زانوهاش تکیه کردم و شروع کردم کونم رو روی کیرش بالا و پایین کردن. دستش رو آب دهنش رو می زد و وقتی از روی کیرش بلند می شدم می مالید و وقتی داخل می شد داخل سوراخم رو که ملتهب بود رو آروم می کرد.
لپای کونم رو نوازش می کرد و مدام حرف می زد و قربون صدقه بدنم می رفت. رو کرد به دوستش که فیلم بگیره. سرم رو پایین کردم و ادامه سواری روی کیرش رو انجام دادن. دوستش که روی تخت بود انگار کارگردانی کنه و فیلم بگیره پچ پچ کنان گفت: سیلی بزن بهش. مرد مسن تر آروم روی کونم سیلی می زد و من روی کیرش حرکتم رو تندتر می کردم. راستش شهوتی شده بودم جوری که دلم می خواست به جای اینکه دست خودم باشه کسی توم تلمبه بزنه . از روی کیرش بلند شدم و بهش گفتم خسته شدم. کمرم رو که گرفته بود و کمی خشک شده بود رو می مالیدم. که گفت برو روی تخت به شکم بخواب.
جوون تره از روی تخت پایین اومد و رفت سرویس. روی تخت به شکم دراز کشیدمو مرد مسن اومد و روم خوابید و گفت : من زود آبم میاد . الان تموم میشه . خبر بدی بود برای من که اوج شهوت بودم. بهش گفتم : اوکی ام. کیرش رو با دست هدایت کرد و خودش خوابید روم و یه کم یه وری شروع کرد به تلمبه زدن. بهش گفتم سینه هام رو بمال . دستاش رو برد زیرم و سینه هام رو توی چنگش گرفت و محکم نگه داشته بود و می مالید. شهوت امونم رو بریده بود. سعی میکردم با حرف زدن و ناله کردن اون رو هم تشویق کنم که محکم تر داخلم تلمبه بزنه، دیگه موتورش روشن شد و شروع کرد به تلمبه های محکم و خودش رو روی بدنم انداختن و با هر ضربه وزنش رو روی خودم حس می کردم. بدنم زیرش بود و کیرش داخلم تند تند عقب و جلو میشد. کوتاه بود و عمیق نبود ولی کلفتی اش و اینکه محکم بدنم رو بین بازوهاش و پاهاش پیچیده بود و زبونش توی دهنم حسابی داشت بهم حال می داد.
نفس نفس می زد و خودش رو ول کرد روم و انگار بخواد تا جایی که می شه کیرش رو داخل کنه کیرش رو فشار میداد و با چند تا صدای بلند ناله کشید و یه وری غلت خورد کیرش کشیده شد و کاندوم در اومد و یه کم آب ریخته شد روی لپای کونم و کاندوم سرش توی سوراخم گیر کرد و باقی اش بیرون آویزون بود. کنارم دراز کشیده بود و چشماش رو بسته بود و نفس نفس می زد. دودولم که حالا کمی شق شده بود رو توی همون حالت بردم لای پام. یه دستم روی سینه ام بود و با دستش دیگه روی رونم و لای پام و زیر شکمم رو میمالیدم و با رونهام کیرم رو فشار می دادم و بعد از چند دقیقه آبم لای پام اومد و ارضا شدم. همونجوری بودم . مرده بلند شد و دستمال آورد و کاندوم رو از توی کونم بیرون کشید و کمک کرد که سوراخم و لپ کونم و بین رونهام رو پاک کنم.
اون جونتره اومد و شورتش رو پوشید و شورت من رو هم از پذیرایی اورد و داد بهم که بپوشم و مرد مسن هم شورتش رو پوشید و
رفتم سرویس و برگشتم و دیدم همونجوری نشستن و دارن تلویزیون نگاه می کنند. بهم اشاره کردند که برم اونجا. همونجوری با یه شورت بین دوتاشون نشستم و آروم ازم لب میگرفتن و با بدنم بازی می کردن و نوازش می کردن. جونتره گفت: دیدی گفتم خوبه. لبخند زدم و مسن تره یه لب ازم گرفت و گفت: پسر خوبیه . خیلی حال دادی. گشنه ام بود. بهش گفتم : من خیلی گشنه امه. گفت سرویس بودی غذا سفارش دادم بیاد. ناهار که اومد توی بغلشون و مثل یه بچه بهم می رسیدند و با بدنم عشقبازی می کردن و غذا می خوردن.
دیر شده بود و از خونه هم تماس می گرفتن. لباس پوشیدم و مرد مسن تره گفت من میرسونمش. خداحافظی کردیم و تا سر خیابون من رو رسوند.
تا شب داشتم فکر می کردم که اگر آدم های بدی بودند چی . چرا بی احتیاطی کردم و اولش نشانه ها رو ندیدم. ولی تهش از اینکه اولین سکس با دو تا مرد رو تجربه کرده بودم شهوتی می شدم. صحنه هایی که همزمان دو تا کیر توی دهن و کونم بود رو مرور می کردم و توی ذهنم وسوسه می شدم که یک بار دیگه انجامش بدم. اونها که آدم ها اوکی ای بودن. پس چرا دوباره انجامش ندم.

نوشته: پدی ماما

بازدید 5,580

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “توفیق اجباری تری سام”

  1. خیلی خوب و عالی ، بدون غلط و روان نوشته بودی و توضیحات سکست کامل بودمنم خیلی وقته هوس کردم مثل تو تریسام رو تجربه کنم ولی هنوز موفق نشدم تصور تلمبه زدن دو کیر یکی توی دهن و یکی توی کیر ادمو دیوونه میکنه

  2. میشه گفت بین ترشحات ذهن یه مشت ملجوق این داستان واقعی بنظر میرسید ممنون بابت تصویر سازی

  3. بد نبود ولی کلا تریسام رو نیستم،آدم عاقل کون خوب رو با کسی شریک نمیشه و راضی نمیشه زیر کیر دیگری ببینش

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید