گفتم اوکی شب رفتم اونجا تو 4 ساعت برای 6 دختر نوشیدنی فرستادم هیچ کدوم راه ندادن 45 یورو پول مشروب دادم با اعصاب خط خطی پیاده برگشتم هتل داشتم فکر میکردم من 10 شب .هرشب بخوام اینقدر پول مشروب مفت بدم یک قطرش رو هم خودم نخورم آخرشم هیچی دخترها بار هتل که ارزونتر میوفتن!! خلاصه رفتم هتل رفتم بار نگاه کردم دیدم صندلیشون خالیه!! نشستم یک آبجو گرفتم ساعت نزدیک 12:30 بود برگشتم نگاه کردم به صندلیشون مسئول بار گفت … با یک مرد رفتن بالا امشب شاید دیگه نیان منم چند دقیقه دیگه نشستم تا پاشدم حسابو بدم برم دیدم از در بار امدن تو برای اینکه خودمو مشتاق نشون ندم شلوارمو مرتب کردن دوباره نشستم 15 دقیقه بعد پاشدم برم طرفشون دیدم پاشدن که دیگه برن (ساعت 1 بار هتل میبست) رفتم جلو موطلاییه منو شناخت با لبخند گفت تصمیمت عوض شد؟ انگلیسیو خیلی خوب حرف میزد گفتم بریم بالا تا صبح برای اینجور حرفا وقت داریم گفت شب خواب بخوای نفری 500 یورو دونفرمون با هم 900 یورو دیدم زرشک!!! گفتم شما ها که دارین میرید خونه پس از مشتری دیگه ای خبری نیست حالا 2 تا حق انتخواب دارید 1) با من میاید بالا تو جکوزی حسابی خستگی امروز و در میکنید شب هم روی یک تخت کینگ سایز میخوابید صبح که میرید کرایه معمولی تاکسی رو میدید صبحانه یا ناهار رو هم مهمون منید 250 یورو هم پولدار ترید 2) الان میرید خونه کرایه تاکسی رو دو برابر میدید ( کرایه تاکسی خیلی گرون و شب از 12 به بعد 2 برابر است ) رو تخت معمولی میخوابید 250 تا هم کمتر پول تو جیبتونه تازه از ماساژ مخصوص من هم بینصیب میمونید!! خندید گفت ماساژ هم میدی؟ گفتم بالاخره یکی یکیو ماساژ میده!! به هم نگاه کردن گفتم واسه دونستنتون بیشتر از این پول ندارم گفت تو سوییت (A) داری جکوزی دار مخصوص پولداراست گفتم سوییت رییسمه مجبور شد برگرده موند برای من یکمی مکث کردن شونشو بالا انداخت گفت اوکی فرستادمشون دم اسانسون سریع از مسئول بار یک بطری شامپاین ارزان گرفتم رفتیم بالا به محض اینکه رفتیم داخل خیلی راحت لباساشونو در اوردن انداختن کف اطاق رفتن تو جکوزی موقرمزه پانل خاکستری روی دیوار مرمری کنار جکوزی رو باز کردن چند کلید رو زد روشن کرد (من بلد نبودم) من هنوز وسط اطاق مثل خنگا وایساده بودم داشتم دید میزدم که موطلاییه برگشت نگاهم کرد گفت تو هم اجازه داری بیای!! یوهو برق گرفتم جوری با دستپاچگی شلوارمو در اوردم که نزدیک بود با مغز بخورم زمین زدن زیر خنده 2 تا کاندوم از جعبه پلاستیکی برداشتم گزاشتم رو لبه مرمری دیوار کوتاه کنار جکوزی ناگفته نماند نزدیک جکوزی دوباره نزدیک بود بخورم زمین جفتشون خندشون گرفت گفت بار اولته؟؟ گفتم نه بابا یکمی مستم (نبودم اینو گفتم ابروم حفظ شه!!) یکمی حرف زدیمو شامپاینو خوردیم گفت که اهل کیف است آمده پاریس درس فیزیوتراپی بخونه شهریه گرونه مجبور شده با یک عکاس که عکسای لخت میندازه برای مجلات سکسی کار کنه ولی چون اون کار همیشگی نیست برای درآوردن شهریه دانشگاه با پولت (موقرمزه) شبا اینکارو میکنن البته چون واحد های بهار تموم شده دیگه تا دیر وقت کار میکنه … یکمی دیگه شامپاین خوردیم پاشد نشست رو رون پاهام پاهاشو دور کمرم حلقه کرد چند لحظه ای بوسیدمش لباش خیلی شیرین بود مزه شامپاین میداد بعد رفتم رو گردنش بعد از خودم دورش کردم سینه هاشو خوردم با وجود نوع شغلش سینه هاش واقعا سفت خوش فرم و عالی بودن بعد پاشدم نشستم لب جکوزی پاهام تو آب بود امد جلو شروع کرد خیلی آهسته با زبونش نوک التمو لیسید بعد رو قسمت بیرونی کلاهک که حالت عدد 8 فارسی رو داره زبونش رو چرخوند یکم بعد اروم شروع کرد مکیدن انگار حرکت اهسته بود ولی خیلی عالی بود هیچ کس تاحالا به این خوبی برام نخورده بود بعد پاشد از جکوزی امد بیرون نشست رو دهنم خم شد رو آلتم شروع کرد لوله رو مکیدن مو قرمزه هم امد جلو از داخل جکوزی اروم تخمام رو میمکید همزمان داشتن میخوردنم پاشد نشست مو قرمزه هم شروع کرد لوله رو مکیدن بعد هم امد بیرون نشست رو التم کسش بد نبود اما تنگ هم نبود ولی خودشو دورانی رو التم میچرخوند و هر چند حرکت یکبار باسنشو به چپو راست میلرزوند حرکت جالبی بود بعد از چند دقیقه پاشد موطلاییه نشست روش این یکی خیلی اهسته بالا پایین میکرد انگار حرکت اهسته بود موقرمزه امد کتارم دراز کشید موهای سینمو نوازش کرد بعد هم موهای سرمو اروم خم شد منو بوسید بعد هم بدون اینکه من چیزی بگم سینه هاشو تو دهنم گذاشت شل تر و کوچیک تر از مال اون یکی بود فکرکنم یکی دوسالی جوون تر بود یک لحظه احساس کردم داره میاد بهش گفتم اهمیت نداد ابم تو کاندم امد اهسته درش اورد خم شد منو بوسید میدونید من هیچ وقت نتونستم خودمو 17 دقیقه نگه دارم همیشه 16:40 16:30 اینطوراست برام عقده شده یکبار بدون قرص و دوا طبیعی خودمو 17 دقیقه نگه دارم کسش خیلی گرمو نرم بود دوست داشتم تا صبح توش بمونه ولی… پاشدن رفتن تو تخت من همینجوری رو زمین مرمری تراس کنار جکوزی طاقباز دراز کشیده بودم اسمونو نگاه میکردم احساس سبکی خاصی داشتم چند دقیقه بعد پاشدم خودمو تمیز کردم رفتم از جعبه پلاستیکی 1 قرص سیالیس خوردم رفتم تو تخت بینشون دراز کشیدم بهش نگاه کردم گفت چی میخوای؟ گفتم میدونم دیروقته شما خسته اید خندیدن گفتن حالا که کلاسا تموم شده ما روزا میخوابیم ساعت 5 عصر پامیشیم الان سرحالیم گفتم ببینم سر کلاس فیزیو تراپی چی یاد گرفتی!! دراز کشیدم رو شکم رو کمرم نشست یکم ماساژم داد اصلا خوب نبود ولی موقرمزه که کف پاهامو مالید میخواستم از خوشی جیغ بزنم عالی بود پاهامو بعد کمرمو مالید موطلایه امد پایین اون نشست رو کمرم موطلاییه گفت قرار بود تو مارو ماساژ بدی گفتم مشکلی نیست دراز کشید من تو ماساژ خیلی واردم همیشه همه التماس دعا دارن حالی بهش دادم شروع کرد اهو اوه گفتم موقع سکس صدات در نیومد حالا اهو اوه میکنی؟؟ گفت اخه اون اصلا بهم حال نداد این چرا!!! سنگین ضایعم کرد گفتم تو صد در صد بچه تهرانی مارو گزاشتی سرکار گفت یعنی چی؟؟ گفتم هیچی بگذریم!! بعد به قرمزه گفتم تو بخواب اون هم ماساژ دادم یواش یواش قرص داشت تاثیرشو نشون میداد موطلاییه گفت این سکس از کون زیاد خوشش نمیاد چیزی نگفتم برش گردوندم بدنشو از پایین خوردم رفتم بالا بعد اروم داخلش فرو کردم شروع کردم به حرکت دادن بعد غلط زدیم اون امد رو برگشت پشت به من نشست رو التم بالا پایین رفت منم داشتم سینه موطلاییه رو رسیدگی می کردم که یکدفعه پاشد نشست روش پشت به من بالا پایین کرد بعد کنارم دراز کشید یک پاشو برد بالا من از پشت تو کسش فرو کردم اخرین نفسامو اونجا زدم دیگه حال نداشتم ولی نمیومد کاندم رو در اوردم سینم عرق کرده بود ولی ارضا نشده بودم گفت بشین تکیه بده به بالشت گفتم نمیتونم رفت پایین تر دراز کشید بین پاهام شروع کرد ملایم برام خوردن حرکت اهسته زبان گرم که زیر التم رو نوازش میکرد مو قرمزه گفت ( خیلی کم حرف میزد ) میرم دستشویی گفتم برو یک لحظه احساس کردم داره میاد اما دلم نمیخواست متوقف بشه دست بردم از لوله گرفتم اروم از دهنش اوردم بیرون گرفتمش به سمت راست که بریزه رو پاهام اما متاسفانه چون دیر اقدام کردم ریخت رو دستو شونه و یکمی از موهاش شروع کردم عذرخواهی گفت اشکالی نداره ولی من خیلی ناراحت شدم پاشدم دستش رو گرفتم بردم سمت حموم موقرمزه که در امد رفتیم تو بردمش زیر دوش موهاشو شستم شونه ها گردن و ستون فقراتشو زیر اب گرم مالیدم با یک لبخند خسته گفت مرسی بردمش تو اتاق خشکش کردم و بی حرف خوابیدیم … صبح که پاشدم دیدم زودتر از من بیدار شدن ساعت حدود 11 بود دارن لباس میپوشن گفتم صبحانه رو با من میخورید؟ گفتن ساعت صبحانه رایگان تا 10 بود بی حرف تلفن رو از کنار تخت برداشتم گفتم هرچی میخواهید سفارش بدید بیارن بالا برا من هم سفارش بده رفتم صورتم رو شستم برگشتم غذا رو با میز اوردن تو اطاق املت. خمیر گندم با خامه. و… جای عزیزانی که دارن اینو میخونن خالی همچون الاغ چریدیم!! بعد رفتم از ساک نمونه ها یک کیسه بدلیجات سفارشی یک تاجر ایرانی که تهران به عنوان نمونه داده بود برای سفارش رو تعداد. تل نگین دار سرویس دستبند و این چیزا چند تا جدا کردم گفتم اینا رو یادگاری از من داشته باشید منو بوسیدو گفت خیلی مهربونی تا دم در بدرقشون کردم خیلی دلم میخواست فبل از برگشتن با اینور اونو کردن هزینه ها یکبار دیگه برنامه اون شب رو تکرار کنم اما متاسفانه نشد…
نوشته: shahx
11 پاسخ به “تنها در پاریس”
بدک نبود.ولی اینجا جای این حرفا نیست…سکسی بنویس…!
دو خط اول رو خوندم وقتی سِمت های کاری خودتو گفتی فهمیدم دروغ شاخداری بیش نیست و ارزش خوندن نداره …اخه احمق کسی که همچنین شغل و فشار کاری ای داره نمیاد اندازه یه دفتر 60 برگ اینجا خاطره بنویسه که اصلن فرصتش رو نداره و داشته باشه هم دنبال یه کار مفید تر میره …
داستانت قشنگ بود . من از اون صبحانه اخرش خوشم میادددددددددددددددددددددددددددددددددددددد. به منم صبحانه فرانسوی بدیدددددددددددددددددددددددددد.dash1
خوب بود نوش جانت
اقای دودسته همه ما در تایم کاری مشکلات و مسئولیت هایی داریم اما هر شرکتی یک تایم کاری داره که بعدش همه ازادن فعالیت مورد علاقشون رو انجام بدن وبگردی یا هرچیز دیگه درضمن اگر دیگران ننویسن ما چیزی برای خوندن نداریم مشکل شما اینه که نتونستی مثل بقیه داستانها باهاش خودارضائی کنی اگر مثلا نوشته بود اره انجلینا جولی هم تو هتل ما بود 3 دست اینطوری و اونطوری کردمش و شما بادمجون یا پایه مبل یا هرچیز دیگه ای که موقع خوندن تو معقدت نگه میداریو به شدت تکون میدادی اونوقت کاملا راضی بودی!! راستی اصلا رو هم اینطوری مینویسن شبا که از سر ساختمون میای یک سری به نهضت بزن!! قبول دارم بین شما و شاه ایکس عزیز یک احمق واقعی وجود داره اما اون شاه ایکس نیست!!!
قشنگ بود، جای 80 میلیون ایرانی توکف مونده خالیmail1
حاجی تنها در پاریس ۲ رو بده بیاد زودتر
جالب بود،نوش جان.بازم ساده و راحت،خوبه و …مرسی
دمت گرم،خییییییییلی زیبا و عالی بود، آفرین 13
خخخخ منتقد اصلی همه داستانا چه میکند
خیلیییی باحال بود ???