تجربه لزبین

-سلام
-سلام
-خوبی؟
-ممنون
-برو لباس عوض کن بیا.
-چشم.
با هر کلمه یه لب از من گرفت. توی اتاق رفتم و لباس هام رو عوض کردم و رفتم بیرون و مقابلش نشستم. مهناز یه لب آبدار ازم گرفت. کل لبم خیس شد ک خودش آب رو از رو لبم پاک کرد. منو به صندلی تکیه داد و شروع کرد ور رفتن ب کصم. مدام نوازشش می کرد. مریم و فاطی هم پستان هام رو می مالیدن و ازم لب میگرفتن. تو هوا بودم و داشتم لذت می بردم. ک یهو مهناز دست از کصم کشید و به اتاق رفت. بعد از چند ثانيه با ی ظرف آب منی برگشت. دو تا سیلی به صورتم زد و میخواست بزور به خوردم بده. گریه م گرفت. مریم گفت بذار با آرامش بهش بدیم بخوره. آروم آروم داشتن ازم لب می گرفتن و دهنم رو باز می کردن که پگاه هم رسید.
-سلام.
-سلام.
-چخبره؟
-می خوایم آب منی بهش بدیم ولی نمیخوره.
-چرا؟ آب منی ک خیلی خوشمزه ست.
اومد جلو و لبای مریم و فاطی و مهناز رو بوسید و ظرف آب منی رو تو دستش گرفت. یه انگشت خوردش و نشست رو ب رو من. ی لب ازم گرفت و گفت:
بخوابونیدش رو تخت، پستوناشم از زیر سوتین بکشید بیرون.
سریع این کارو با من کردن. پگاه هم مانتو خوش رو درآورد و ی لب کوچولو از مهناز گرفت و روی من خوابید. گفت با لبام بازی کن. منم ک عاشق لبای پگاه بودم، بی معطلی، شروع کردم. اول رژلب ش رو لیس زدم و بعد اونم شروع کرد و هر دو از هم لب گرفتیم. خیلی حال می داد. پگاه رفت پایین تر و پستان هامو می خورد. صدای آهم بلند شد. پگاه ظرف منی رو گرفت و گفت دهنت رو باز کن. ولی من باز نکردم. اونم ی نگاه ب مریم و فاطی کرد و اونا هم دماغم رو گرفتن تا مجبور بشم دهنم رو باز کنم و فکم هم گرفته بودن. پگاه آب منی رو تو حلقم فرو کرد. با کتک همه رو خوردم. مریم و فاطی منو ب دستشویی بردن و دهنم رو شستن و منو ب اتاق برگردوند. روی تخت افتادم. داشتم گریه میکردم ک هر دوشون زیر بغل منو گرفتن و منو رو تخت نشوندن. مهناز ب پگاه گفت:
-آرایشش کن.
-باشه.
رو بمن کرد و گفت:
-لوازم آرایشی اوردی؟
-بله. تو کیفمه.
مهناز هم از تو کیفم، کیف لوازم آرایشی م رو درآورد ب پگاه داد و اونم منو آرایش کرد و بعد هر ۴ تاشون ازم لب گرفتن.

نوشته: ندا

بازدید 4,229

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “تجربه لزبین”

  1. و مهناز به اتاق رفت و با یک ظرف پر از آب منی ظفرعلی که از کص ننت آورده بود آمد به سمتم… کص کش جقی

  2. دیگه داستان سکسی را هم چند تا بچه جمع میشن دور هم ی چیزی از خودشان در می کنند به جای داستان سکسی…

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید