بیوه ای که کس بود

سلام من محسن هستم
۴۵سالمه از کوهدشت . ما یه تولیدی لباس داریم و ۲۳ تا خیاط.
داستان برمیگرده به آذر ماه امسال که یکی از خانومای خیاط اومد از ما پول قرض کنه و گفت که ۳ تا بچه داره و شوهرش هم خب می‌دونستیم فوت شده .ماهم در حد وسعمون بهش کمک کردیم. اسمش لیلا بود و ۴۳ سالش بود. من داستان رو برای خانواده تعریف کردم مادرمو خانومم هم تصمیم گرفتن از گوشت و مرغ هایی که توی خونه داریم بدن من که ببرم براش خودمم چند کیسه برنج خریدم توی ۴ دفعه براش بردم هر بار تشکر میکرد میگفت من نمی‌دونم چطور جبران کنم همینطور که بهم حقوق میدین کافیه و اینا… من با همین چیز میز بردنا خودمو بهش نزدیک کردم بعضی روزا میرفتم خونشون میوه میبردم تا یه روز رفتم دیدم بچه‌هاش نیستن( ۲ پسر ۷ و ۱۰ ساله با ۱ دختر ۴ ساله) گفت که رفتن خونه پدر بزرگشون پرسیدم مشکلی چیزی داشتی بگو و اینا که گفت نه ندارم و تعارف و ازین کصنمک بازیا رفتم توی دستشویی که حموم هم توی دستشویی بود و توی یکی از طبقات حموم دیلدو دیدم. چون تو فکر کردنش بودم دیلدو رو برداشتم رفتم گفتم تو که گفتی مشکلی ندارم پس این چیه؟ بنده خدا فقط زمینو نگاه میکرد منم رفتم نزدیک گفتم من تو فکر اینم که این مشکلتم حل کنم… بعد از کمی سکوت دیلدو رو مالیدم به کصش از رو شلوار. گفت اخه آقا شما زن دارید گفتم مهم نیست. من میخوام مشکل تورو حل کنم. روسریشو در آوردم و موهاشو از کلیپسش باز کردم. با ارامش و لباساشو دراوردم هی مقاومت میکرد اما من میدونستم دلشه. شلوار خودمم درآوردم کیرمم شق شده بود اینم تو کصش غوغا بود اول ممه هاشو تو دستم گرفتم و یکیشو می‌خوردم با اون یکی بازی می‌کردم بعد رفتم سراغ کصش . از کصلیسی خوشم نمیاد اما کص این فرق میکرد… تا جون داشتم براش خوردم و داگی شد و کیرمو تا ته کردم تو کصش آه و ناله اش بلند شد اول یواش یواش بعد تلمبه هارو تند تند کردم جیغ هاش و ناله های من فضارو قشننننگ سسکی کرده بودن… ممه هاش تند تند تکون میخورد و اصن اوف…
انقد تند تند تلمبه زدم با هم ارضا شدیم و ابمو رو ممه هاش خالی کردم. بعدش هم خواستم برام ساک بزنه یه بار دیگه هم اینطوری ارضا شدم و از اون به بعد تقریبا هر دو سه روز کس سفید و تپلشو میکنم…

نوشته: محسن

بازدید 8,049

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “بیوه ای که کس بود”

  1. گوزو ! یه تولیدی دارید و ۲۳ تا خیاط اون وقت میای اینجا گوز گوز کنی؟! گوزو

  2. شاخ گوزن اسهال گرفته تو کون دروغگو کوهدشتی خودش گرفتاره روزگار است از این کارها نمی کنه جز یک روستایی است تو کوهدشت که خیلی وقته دین و ایمان را فروختن از آن روستا باشی درسته حرفت چون ذات خرابه

  3. کسکش خرمگه بقیه بیوه‌ها کیر دارن پفیوز کونی؟کیرم دهنت از پهنا بااین کسشری که تفت دادی

  4. کنتور که نداره، مالیات هم نمیاد تو هم بده دم کسشعر مرتیکه جقی متوهمکوصکش بچه هاش نمیگن مامان این چیه گذاشتی تو حموم، یا که تو در و همسایه و شهر کیر واقعی نیست که بیاد با دیلدو حال کنه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید