با سلام خدمت دوستای عزیز
داستان گی هست
اسمم متین ۲۲ سالمه داستان برمیگرده به پارسال ک داییم داشت خونشو درست میکرد هر روز صبح باید میرفت چندتا کارگر میآورد ک کارای خونه و حیاط سازی شو انجام میداد البته کارای خونه تقریبا تمام شده بود و ریزه کاری های داخلش مونده بود و حیاط داییم معلم بود هر روز میرفت کارگر میآورد ی اوسا کار داشت کار گرا رو میداد دستش و خودش میرفت سر کار دایی برای مراسم پدر خانومش باید میرفت یزد و تا دو سه روز نبود واسه همین از من خواست ک این یکی دو روز بیام کارگرا رو بیارم و بعد از ظهر هم ببرمشون منم قبول کردم ماشینشو گذاشت و همراه باجناقش رفتن روز اول رفتم کارگرا رو برداشتم اوردم خودمم همونجا بودم صب ک کنار کارگرا وایستاده بودم تو کوچه .دیدیم از خونه همسایه ی آقای خوش هیکل و خوشتیپ تقریبا ۳۰ ساله اومد بیرون واقعا خوشم اومد ازش از اونجایی هم ک موقع رفتن درو قفل کرد فهمیدم تنهاس با ی احوال پرسی ساده و خسته نباشید سوار ماشینش شد و رفت اون روز گذشت تا عصر ک برگشت اومد ماشینو پارک کرد اومد از من سراغ دایی رو گرفت ک من جریانو گفتم بعد رفت منم کارگرا رو رسوندم و رفتم خونه ک از اونجا هم دور بود فردا صب دوباره رفتم اوردمشونو تا عصر کارشونو کردن اون روز اوسا گفت من کارگرا رو میبرم امروز ماشین اوردم تو مسیرمه اونا رفتن منم فکر کردم گفتم ک منم همینجا میخوابم فردا بیدار میشم البته اوسا گفت خودم فردا کارگرا رو هم میارم تو نمیخواد بری دنبالشون خیلی حال کردم قرار نیس صب زود بیدار شم خلاصه بعد از خوردن شام ی پتو و بالشت برداشتم رفتم بالا پشت بوم ی پتو هم تو ماشین دایی بود اوردم همونجا لبه پشت بوم نشسته بودم داشتم با گوشیم ور میرفتم ک دیدم همسایه اومد رفت داخل خونه منو نمیدید حیاط پشتی خونشون کامل تو دید من بود بعد از چند دقیقه دیدم لخت با ی شرت تنگ اومد بیرون نشست شیر ابو باز کرد نشست لباساشو بشوره منم داشتم از دیدن بدنش لذت میبردم البته میترسیدم ی وقت منو ببینه اما شهوت ب ترسم غلبه کرده بود اندام سکسی و مردونه رونای بزرگ کیر و خایش ک موقع نشستن کامل قلنبه شده بود واقعا منو داغ کرده بودم بعد از شستن لباسا اویزونشون کرد و رفت داخل خیلی حشری شده بودم دلم میخواست برم پیشش دیدم از اون در رفت تو کوچه بلند شدم رفتم دیدم بای شلوارک و تیشرت اومد بیرون سرشو گرفت بالا بهم سلام کرد و سوار ماشین شد رفت خیلی ترسیدم آخه از کجا فهمید من رو پشت بومم ک ی دفع به من نگا کرد بی خیال رفتم دراز کشیدم ک دیدم صدای ماشینش اومد پارک کرد رفت داخل بعد دیدم از تو حیاط صدام زد بلند شدم رفتم لبه بوم گفت چرا اینجا موندی گفتم خونه دوره منم حالشو نداشتم برم تا خونه و فردا بر گردم گفت حالا چرا رفتی بالا گفتم داخل خونه گرمه گفت الان اونجا خنکه؟ گفتم بهتر از داخله (شهر ما ی شهر گرمه ک اوایل زمستونم تا ی مدت گرمه و باید کولر روشن کرد)ک گفت اگه میخوای بیا اینجا بخواب جلو کولر من با اینکه خیلی دوس داشتم اما روم نمیشد بخاطر همین گفتم ن ممنون همینجا خوبه اسرار کرد گفت بیا منم تنهام بیا ی کم با هم حرف میزنیم بعد خواستی برو بخواب ک قبول کردم رفتم درو باز کرد بعد از احوال پرسی نشستیم شام اورد ک من گفتم من خوردم شام خورد گفت من اون لحظه رفتم مشروب گرفتم میخوام بخورم تو میخوری؟گفتم من باید زود بیدار شم خوابم میبره گفت زیاد نخور درحد چندتا پیک همراهیم کن گفتم باشه اسممو پرسید اسم خودشم مجتبی بود شروع کرد خوردن منم هر چندتا پیک ی پیک میخوردم ک ی دفع با سؤالش شوکه شدم . گفت متین ؟ چرا داشتی اون لحظه از پشت بوم منو دید میزدی ؟نمیدونستم باید چی بگم گفتم نه نیگا نمیکردم گفت الکی نگو خودم دیدمت گفتم ی هویی دیدمت چیکار میکردم ؟داغ شده بود منم کم کم داشتم داغ میکردم استرس گرفته بودم ساکت بودم گفتم من دیگه برم گفت نرو همینجا بخواب فردا همرا خودم بیدارت میکنم دیگه دست خودم نبود دوس داشتم بمونم پیشش خلاصه قبول کردم بمونم بساطش گذاشت گفت همینجا بخوابیم یا بریم اتاق خواب گفتم همینجا خوبه گفت نه یا دوتامون همینجا یا اتاق خواب ک اورد جا پهن کرد پایین خودشم رو مبل دراز کشید بلند شد گفت من عادت دارم لباسمو در بیارم بخوابم دیدم لخت شد با همون شرت دراز کشید ی لرز ناشی از استرس تو بدنم بود دلم میخواست بیاد پایین بخوابه اما رو نمیشد بگم با هزارتا خجالت دست ب کار شدم پرسیدم گفتم ازدواج کردی ؟ اونم از خدا خواسته چرخید طرف من گفت نه کی زن میگیره تا بازار ازاد هست گفتم دوس دختر داری گفت دوست دختر ک رل باشه نه حوصله دختر ندارم اما ی وقتایی ی کسی میرم میکنم گفت تو چی منم الکی گفتم اره دارم درصورتی ک من گی هستم و ب دختر حس نداشتم دیگه خودمو زدم ب خواب البته حس شهوت نمیذاشت بخوابم دیدن بدن لختش ک تو کفش بودم اونم چند سانتی متریم ب شکم دراز کشیدم اونم رو مبل بالا سرم دیدم پاشو از مبل آویزون کرد گذاشت رو باسنم ی تکون خوردم گفت ببخشید بیدارت کردم گفتم اشکال نداره گفت میتونم منم بیام پایین بخوابم ؟رو مبل جام نمیشه گفتم راحت باش منتظر همین بود اومد کنارم دراز کشید بعد از چند لحظه گفت من حالم بده باید ی دوش بگیرم بلند شد دیدم میخواد بخوره زمین گفتم میخوای کمکت کنم گفت آره دستشو گرفتم همراهیش کردم دستم دوره بازوش بود تا تو حموم بردمش میخواستم بیام بیرون گفت وایسا کمک کن ی آب رو خودم بگیرم بعد برو نترس و بعد خندید وایستادم دیدم شرتشو در اورد لخت لخت جلوم وایستاده وای ی کیر خوش فرم شیو شده ک خوابیده هم کلفت بود با خایه های بزرگ و گرد ی نگاه کرد ب من ک دارم دید میزنم گفت چیه مگه تا بحال ندیدی البته ب شوخی منم گفتم ن ب این بزرگی ندیدم گفت مگه مال خودت چقده گفتم مال تو راحت ۲۰ سانتی میشه مال من نهایتا ۱۵ گفت لخت شو بیا توهم ی دوش بگیر من شق کرده بودم روم نمیشد ک ب اسرار قبول کردم لخت شدم ی شرت اسلیپ زرد پام بود منتظر بودم اون تموم کنه ک دیدم زوم کرده رو بدنم منم دستم رو کیر شق شدم بود ک خندید گفت بردار دستتو بذار ببینیم طبیعیه ببین منم بدن تورو دیدم داره شق میشه گفتم الان واسه من شق شده؟ ب شوخی پرسیدم گفت خودت واسه بدن گنده پشمالو من شق کردی من واسه بدن ب این سفیدی و بیمویی شق نکنم ؟ گفتم خوشت اومده ؟ گفت مگه تو خوشت نیومده؟ اگه نیومده پس چرا داشتی نگام میکردی از پشت بوم؟ سرمو انداختم پایین خجالت کشیدم ک دستمو گرفت کشوند زیر دوش تو بغلش و گفت بیا اینجا بچه خوشگل خجالت نکش دیگه خودمو ول کردم تو بغلش و لبای همو میخوردیم کونمو چنگ میزد و کیرشو لای پاهام عقب جلو میکرد وایییی خیلی حال میداد ازم پرسید تا ب حال دادی؟گفتم اره ی چند باری دادم گفت پس صفر نیستی شرتمو در اورد انگشتم میکرد قدش ازم بلند تر بود لبامو محکم میخورد ی ژیلت برداشت کفت دولا شو لای کونتو تمیز کنم گفتم بده خودم قبول نکرد خودش واسم زد در حین زدن همش سیلی میزو میبوسید و قربون صدقش میرفت زانوهام داشت شل میشد میگفت از دیروز ک دیدمت تو کف کونت بودم وقتی فهمیدم داییت نیس گفتم من باید اینو بکنم خلاصه تموم شدو وایستاد جلوم گفت برام بخورش کیرش ب آخرین حدش رسیده بود خایه هاشو گرفتم تو دستم نوک کیرش اومد بالا داشتم میبوسیدمش کیرشو ک با آه و ناله کیرشو فرو کرد تو دهنم و گفت باز کن دهنتو خوشگله تو گلوم تلمبه میزد و میگفت اخخخخخ دارم گلوتو میگام حال کن با ولع و لذت ساک میزدم صداش حمومو پر کرده بود گفت چیکار میکنی میخوای ابمو بیاری من امشب کار دارم باهات بلندم کرد برد بیرون خشکم کرد وخودشم خشک کرد کیرمو گرفت دستش و منو دنبال خودش تلو تلو برد اتاق خواب دولام کرد رو تخت گفت لاشو باز کن دست کرد سینه هامو میمالید و زبونشو گذاشت لای باسنم سوراخمو میخورد زبون داغش ک با مهارت رو سوراخم میچرخید و وارد سوراخ میکرد خیلیییی بهم حال میداد صدام در اومده بود ک هی می گفت جووووون دوس داری خوشت میاد انگشتشو میکرد تو در میآورد چنگ میزد سینمو باسنو سینمو گفت برو خودتو تمیز کن بیا ک میخوام تا دسته بکنم توش رفتم داخلشو شستم خالی کردم اومدم دیدم دراز کشیده داره با کیرش ور میره و سیگار میکشه رفتم نشستم لای پاهاش شرو کردم ب ساک زدن موهامو نوازش کردو گفت قربونت برم بیا بشین روش خودت جا کن توش ک کمتر دردت بیاد وازلین آورده بود زدم ب کیرش و ب سوراخم سوار شدم آروم آروم با کلی درد دادمش تو همش جووو جووون میکرد صورتم طرفش بود چشاش خمار بود ی لبخند لذت بار هم رو لبش منم چشام نیمه باز صورتم از درد جم شده بود بهم علامت داد و گفت بیا پایین بده لبارو منم همونجور ک کیر کلفتش تو کونم بود خم شدمو اول کل صورتشو لیس زدم و بعد دهنمو دادم تو دهنش خیلی محکم میخورد لبا و زبونمو تا جایی ک دیگه باید با دست بهش هشدار میدادم ک ولم کنه اما تلمبه نمیزد تا خودم بگم دم گوشش خودم گفتم بگا گفت چشمممم تلمبه هاشو آروم شروع کرد و آخ اوخ من تو دهنش شروع شد لبامو میخورد تو کونم ک الان میدونستم خیلی باز شده تلمبه میزد دردم کم کم کم شد جوری ک دیگه خودمم تو تلمبه زدن همراهیش میکردم توی ی حرکت منو از روش خوابوند اومد وسط پاهام پاهامو داد بالا ی ضرب جا کرد تا خایه ی لحظه چشام سیاهی رفت از اونهمه فشار و از اون حجم کیر محکم تلمبه میزد انگشتاش تو دهنم بود می مکیدم میگفتم بکن پاهام و اورد پایین خابید روم منم پاهامو دور کمرش حلقه کردم میکشیدم رو باسن بزرگش ک داشت بالا پایین میشد همش می پرسید کیرم کجاته متین؟ میگفتم تو کووونم میگفت دارم چیکارت میکنم میگفتم داری میمیگاییم میگفت خوشت میاد ؟ میگفتم خیلی حال میده شکمشو میمالید ب کیرم می گفت دوس داری؟میگفتم نکن آبم میاد میگفت بذار بیاد کسکش خلاصه تو همون حالت ی ی ربع کرد ک گفت داره میاد کجا بریزم گفتم هرجا دوس داری گفت میخوری گفتم اگه تو دوس داری اره دیدم درش اورد نشست رو سینم نوکشو کرد تو دهنم همشو ریخت رو زبونم گفت قورتش بده همشو خوردم کیرم هنوز شق بود با دست گرفتش گفت میخوای ارضا شی یا بذاریم بعد چند دقیقه دیگه دوباره بکنمت گفتم دیگه دیر موقع اس تمومش کنیم گفت باشه دیدم کیرمو خوابوند رو شکمم ی تف ریخت روش لای باسنشو خیس کرد کیرم ک رو شکمم ب حالت شق داراز بود رو گذاشت وسط باسنش و جلو عقب کرد با دستش خایه هامو می مالیدو سوراخمو انگشت میکرد انتظار نداشتم قبول کنه اینکارو واسم کنه اما اینقدر ادامه داد تا آبم ریخت لای باسنش بهترین حالو تا ب این سن کردم ازم تشکر کرد و گفت فکر نمیکردم بتونم همچین حالی باهت بکنم بتونی هچنین حالی بهم بدی فکر کردم اذیت میشی و ضد حال میزنی دمت گرم از این ب بعد هرموقع خواستم باید بیای بهم بدی ک قبول کردم همیشه مکان داشت چون خونوادش بخاطر گرمای هوا زمستون اینجا بودن تابستون میرفتن ی منطقه خنک تو همون نزدیکی پس یا این خونه بودن یا اونجا یا اینجا خالی بود یا اونجا هنوزم با مجتبی با همیم هر دو سه روز ی بار میریم با هم حال میکنیم
امیدوارم خوشتون اومده باشه ببخشید که طولانی شد
منتظر نظراتتون هستم
داستان گی هست
اسمم متین ۲۲ سالمه داستان برمیگرده به پارسال ک داییم داشت خونشو درست میکرد هر روز صبح باید میرفت چندتا کارگر میآورد ک کارای خونه و حیاط سازی شو انجام میداد البته کارای خونه تقریبا تمام شده بود و ریزه کاری های داخلش مونده بود و حیاط داییم معلم بود هر روز میرفت کارگر میآورد ی اوسا کار داشت کار گرا رو میداد دستش و خودش میرفت سر کار دایی برای مراسم پدر خانومش باید میرفت یزد و تا دو سه روز نبود واسه همین از من خواست ک این یکی دو روز بیام کارگرا رو بیارم و بعد از ظهر هم ببرمشون منم قبول کردم ماشینشو گذاشت و همراه باجناقش رفتن روز اول رفتم کارگرا رو برداشتم اوردم خودمم همونجا بودم صب ک کنار کارگرا وایستاده بودم تو کوچه .دیدیم از خونه همسایه ی آقای خوش هیکل و خوشتیپ تقریبا ۳۰ ساله اومد بیرون واقعا خوشم اومد ازش از اونجایی هم ک موقع رفتن درو قفل کرد فهمیدم تنهاس با ی احوال پرسی ساده و خسته نباشید سوار ماشینش شد و رفت اون روز گذشت تا عصر ک برگشت اومد ماشینو پارک کرد اومد از من سراغ دایی رو گرفت ک من جریانو گفتم بعد رفت منم کارگرا رو رسوندم و رفتم خونه ک از اونجا هم دور بود فردا صب دوباره رفتم اوردمشونو تا عصر کارشونو کردن اون روز اوسا گفت من کارگرا رو میبرم امروز ماشین اوردم تو مسیرمه اونا رفتن منم فکر کردم گفتم ک منم همینجا میخوابم فردا بیدار میشم البته اوسا گفت خودم فردا کارگرا رو هم میارم تو نمیخواد بری دنبالشون خیلی حال کردم قرار نیس صب زود بیدار شم خلاصه بعد از خوردن شام ی پتو و بالشت برداشتم رفتم بالا پشت بوم ی پتو هم تو ماشین دایی بود اوردم همونجا لبه پشت بوم نشسته بودم داشتم با گوشیم ور میرفتم ک دیدم همسایه اومد رفت داخل خونه منو نمیدید حیاط پشتی خونشون کامل تو دید من بود بعد از چند دقیقه دیدم لخت با ی شرت تنگ اومد بیرون نشست شیر ابو باز کرد نشست لباساشو بشوره منم داشتم از دیدن بدنش لذت میبردم البته میترسیدم ی وقت منو ببینه اما شهوت ب ترسم غلبه کرده بود اندام سکسی و مردونه رونای بزرگ کیر و خایش ک موقع نشستن کامل قلنبه شده بود واقعا منو داغ کرده بودم بعد از شستن لباسا اویزونشون کرد و رفت داخل خیلی حشری شده بودم دلم میخواست برم پیشش دیدم از اون در رفت تو کوچه بلند شدم رفتم دیدم بای شلوارک و تیشرت اومد بیرون سرشو گرفت بالا بهم سلام کرد و سوار ماشین شد رفت خیلی ترسیدم آخه از کجا فهمید من رو پشت بومم ک ی دفع به من نگا کرد بی خیال رفتم دراز کشیدم ک دیدم صدای ماشینش اومد پارک کرد رفت داخل بعد دیدم از تو حیاط صدام زد بلند شدم رفتم لبه بوم گفت چرا اینجا موندی گفتم خونه دوره منم حالشو نداشتم برم تا خونه و فردا بر گردم گفت حالا چرا رفتی بالا گفتم داخل خونه گرمه گفت الان اونجا خنکه؟ گفتم بهتر از داخله (شهر ما ی شهر گرمه ک اوایل زمستونم تا ی مدت گرمه و باید کولر روشن کرد)ک گفت اگه میخوای بیا اینجا بخواب جلو کولر من با اینکه خیلی دوس داشتم اما روم نمیشد بخاطر همین گفتم ن ممنون همینجا خوبه اسرار کرد گفت بیا منم تنهام بیا ی کم با هم حرف میزنیم بعد خواستی برو بخواب ک قبول کردم رفتم درو باز کرد بعد از احوال پرسی نشستیم شام اورد ک من گفتم من خوردم شام خورد گفت من اون لحظه رفتم مشروب گرفتم میخوام بخورم تو میخوری؟گفتم من باید زود بیدار شم خوابم میبره گفت زیاد نخور درحد چندتا پیک همراهیم کن گفتم باشه اسممو پرسید اسم خودشم مجتبی بود شروع کرد خوردن منم هر چندتا پیک ی پیک میخوردم ک ی دفع با سؤالش شوکه شدم . گفت متین ؟ چرا داشتی اون لحظه از پشت بوم منو دید میزدی ؟نمیدونستم باید چی بگم گفتم نه نیگا نمیکردم گفت الکی نگو خودم دیدمت گفتم ی هویی دیدمت چیکار میکردم ؟داغ شده بود منم کم کم داشتم داغ میکردم استرس گرفته بودم ساکت بودم گفتم من دیگه برم گفت نرو همینجا بخواب فردا همرا خودم بیدارت میکنم دیگه دست خودم نبود دوس داشتم بمونم پیشش خلاصه قبول کردم بمونم بساطش گذاشت گفت همینجا بخوابیم یا بریم اتاق خواب گفتم همینجا خوبه گفت نه یا دوتامون همینجا یا اتاق خواب ک اورد جا پهن کرد پایین خودشم رو مبل دراز کشید بلند شد گفت من عادت دارم لباسمو در بیارم بخوابم دیدم لخت شد با همون شرت دراز کشید ی لرز ناشی از استرس تو بدنم بود دلم میخواست بیاد پایین بخوابه اما رو نمیشد بگم با هزارتا خجالت دست ب کار شدم پرسیدم گفتم ازدواج کردی ؟ اونم از خدا خواسته چرخید طرف من گفت نه کی زن میگیره تا بازار ازاد هست گفتم دوس دختر داری گفت دوست دختر ک رل باشه نه حوصله دختر ندارم اما ی وقتایی ی کسی میرم میکنم گفت تو چی منم الکی گفتم اره دارم درصورتی ک من گی هستم و ب دختر حس نداشتم دیگه خودمو زدم ب خواب البته حس شهوت نمیذاشت بخوابم دیدن بدن لختش ک تو کفش بودم اونم چند سانتی متریم ب شکم دراز کشیدم اونم رو مبل بالا سرم دیدم پاشو از مبل آویزون کرد گذاشت رو باسنم ی تکون خوردم گفت ببخشید بیدارت کردم گفتم اشکال نداره گفت میتونم منم بیام پایین بخوابم ؟رو مبل جام نمیشه گفتم راحت باش منتظر همین بود اومد کنارم دراز کشید بعد از چند لحظه گفت من حالم بده باید ی دوش بگیرم بلند شد دیدم میخواد بخوره زمین گفتم میخوای کمکت کنم گفت آره دستشو گرفتم همراهیش کردم دستم دوره بازوش بود تا تو حموم بردمش میخواستم بیام بیرون گفت وایسا کمک کن ی آب رو خودم بگیرم بعد برو نترس و بعد خندید وایستادم دیدم شرتشو در اورد لخت لخت جلوم وایستاده وای ی کیر خوش فرم شیو شده ک خوابیده هم کلفت بود با خایه های بزرگ و گرد ی نگاه کرد ب من ک دارم دید میزنم گفت چیه مگه تا بحال ندیدی البته ب شوخی منم گفتم ن ب این بزرگی ندیدم گفت مگه مال خودت چقده گفتم مال تو راحت ۲۰ سانتی میشه مال من نهایتا ۱۵ گفت لخت شو بیا توهم ی دوش بگیر من شق کرده بودم روم نمیشد ک ب اسرار قبول کردم لخت شدم ی شرت اسلیپ زرد پام بود منتظر بودم اون تموم کنه ک دیدم زوم کرده رو بدنم منم دستم رو کیر شق شدم بود ک خندید گفت بردار دستتو بذار ببینیم طبیعیه ببین منم بدن تورو دیدم داره شق میشه گفتم الان واسه من شق شده؟ ب شوخی پرسیدم گفت خودت واسه بدن گنده پشمالو من شق کردی من واسه بدن ب این سفیدی و بیمویی شق نکنم ؟ گفتم خوشت اومده ؟ گفت مگه تو خوشت نیومده؟ اگه نیومده پس چرا داشتی نگام میکردی از پشت بوم؟ سرمو انداختم پایین خجالت کشیدم ک دستمو گرفت کشوند زیر دوش تو بغلش و گفت بیا اینجا بچه خوشگل خجالت نکش دیگه خودمو ول کردم تو بغلش و لبای همو میخوردیم کونمو چنگ میزد و کیرشو لای پاهام عقب جلو میکرد وایییی خیلی حال میداد ازم پرسید تا ب حال دادی؟گفتم اره ی چند باری دادم گفت پس صفر نیستی شرتمو در اورد انگشتم میکرد قدش ازم بلند تر بود لبامو محکم میخورد ی ژیلت برداشت کفت دولا شو لای کونتو تمیز کنم گفتم بده خودم قبول نکرد خودش واسم زد در حین زدن همش سیلی میزو میبوسید و قربون صدقش میرفت زانوهام داشت شل میشد میگفت از دیروز ک دیدمت تو کف کونت بودم وقتی فهمیدم داییت نیس گفتم من باید اینو بکنم خلاصه تموم شدو وایستاد جلوم گفت برام بخورش کیرش ب آخرین حدش رسیده بود خایه هاشو گرفتم تو دستم نوک کیرش اومد بالا داشتم میبوسیدمش کیرشو ک با آه و ناله کیرشو فرو کرد تو دهنم و گفت باز کن دهنتو خوشگله تو گلوم تلمبه میزد و میگفت اخخخخخ دارم گلوتو میگام حال کن با ولع و لذت ساک میزدم صداش حمومو پر کرده بود گفت چیکار میکنی میخوای ابمو بیاری من امشب کار دارم باهات بلندم کرد برد بیرون خشکم کرد وخودشم خشک کرد کیرمو گرفت دستش و منو دنبال خودش تلو تلو برد اتاق خواب دولام کرد رو تخت گفت لاشو باز کن دست کرد سینه هامو میمالید و زبونشو گذاشت لای باسنم سوراخمو میخورد زبون داغش ک با مهارت رو سوراخم میچرخید و وارد سوراخ میکرد خیلیییی بهم حال میداد صدام در اومده بود ک هی می گفت جووووون دوس داری خوشت میاد انگشتشو میکرد تو در میآورد چنگ میزد سینمو باسنو سینمو گفت برو خودتو تمیز کن بیا ک میخوام تا دسته بکنم توش رفتم داخلشو شستم خالی کردم اومدم دیدم دراز کشیده داره با کیرش ور میره و سیگار میکشه رفتم نشستم لای پاهاش شرو کردم ب ساک زدن موهامو نوازش کردو گفت قربونت برم بیا بشین روش خودت جا کن توش ک کمتر دردت بیاد وازلین آورده بود زدم ب کیرش و ب سوراخم سوار شدم آروم آروم با کلی درد دادمش تو همش جووو جووون میکرد صورتم طرفش بود چشاش خمار بود ی لبخند لذت بار هم رو لبش منم چشام نیمه باز صورتم از درد جم شده بود بهم علامت داد و گفت بیا پایین بده لبارو منم همونجور ک کیر کلفتش تو کونم بود خم شدمو اول کل صورتشو لیس زدم و بعد دهنمو دادم تو دهنش خیلی محکم میخورد لبا و زبونمو تا جایی ک دیگه باید با دست بهش هشدار میدادم ک ولم کنه اما تلمبه نمیزد تا خودم بگم دم گوشش خودم گفتم بگا گفت چشمممم تلمبه هاشو آروم شروع کرد و آخ اوخ من تو دهنش شروع شد لبامو میخورد تو کونم ک الان میدونستم خیلی باز شده تلمبه میزد دردم کم کم کم شد جوری ک دیگه خودمم تو تلمبه زدن همراهیش میکردم توی ی حرکت منو از روش خوابوند اومد وسط پاهام پاهامو داد بالا ی ضرب جا کرد تا خایه ی لحظه چشام سیاهی رفت از اونهمه فشار و از اون حجم کیر محکم تلمبه میزد انگشتاش تو دهنم بود می مکیدم میگفتم بکن پاهام و اورد پایین خابید روم منم پاهامو دور کمرش حلقه کردم میکشیدم رو باسن بزرگش ک داشت بالا پایین میشد همش می پرسید کیرم کجاته متین؟ میگفتم تو کووونم میگفت دارم چیکارت میکنم میگفتم داری میمیگاییم میگفت خوشت میاد ؟ میگفتم خیلی حال میده شکمشو میمالید ب کیرم می گفت دوس داری؟میگفتم نکن آبم میاد میگفت بذار بیاد کسکش خلاصه تو همون حالت ی ی ربع کرد ک گفت داره میاد کجا بریزم گفتم هرجا دوس داری گفت میخوری گفتم اگه تو دوس داری اره دیدم درش اورد نشست رو سینم نوکشو کرد تو دهنم همشو ریخت رو زبونم گفت قورتش بده همشو خوردم کیرم هنوز شق بود با دست گرفتش گفت میخوای ارضا شی یا بذاریم بعد چند دقیقه دیگه دوباره بکنمت گفتم دیگه دیر موقع اس تمومش کنیم گفت باشه دیدم کیرمو خوابوند رو شکمم ی تف ریخت روش لای باسنشو خیس کرد کیرم ک رو شکمم ب حالت شق داراز بود رو گذاشت وسط باسنش و جلو عقب کرد با دستش خایه هامو می مالیدو سوراخمو انگشت میکرد انتظار نداشتم قبول کنه اینکارو واسم کنه اما اینقدر ادامه داد تا آبم ریخت لای باسنش بهترین حالو تا ب این سن کردم ازم تشکر کرد و گفت فکر نمیکردم بتونم همچین حالی باهت بکنم بتونی هچنین حالی بهم بدی فکر کردم اذیت میشی و ضد حال میزنی دمت گرم از این ب بعد هرموقع خواستم باید بیای بهم بدی ک قبول کردم همیشه مکان داشت چون خونوادش بخاطر گرمای هوا زمستون اینجا بودن تابستون میرفتن ی منطقه خنک تو همون نزدیکی پس یا این خونه بودن یا اونجا یا اینجا خالی بود یا اونجا هنوزم با مجتبی با همیم هر دو سه روز ی بار میریم با هم حال میکنیم
امیدوارم خوشتون اومده باشه ببخشید که طولانی شد
منتظر نظراتتون هستم
نوشته: متین
7 پاسخ به “از دیدن تا دادن”
قشنگ بود
نابغه وقتی خونه میسازن یه اوستا کار میارن چند تا کارگر ثابت زیر دستشه! هر روز نمیرن آدم تازه وارد بیارن که دو ساعت یارو توضیح بده چی به چیه!!
لذت بردممرسی🌹
ی مفعول بمی یا کرمانی بیا پیوی مکان دارم
ی گی بمی یا کرمانی نی تا دسته فرو کنم
خدایا یه دونه از این مجتبی ها نصیب من بکن
چی میشد یکی هم پیدا میشد ما رو میکردخیلی دلم میخواد کون بدم ، دنبال بکن سن پایینم