-تو هم مثل منی و میگی دوستت دارم ، خیلی ها توی حرف زدن یا حتی نوشتن میگن دوست دارم ، چقدر عالی که مثل من حرف میزنی
+فدات بشم مریم جانم تو چقدر دقیق و ریزبین هستی
-این ناراحتت میکنه ؟
+نه عشقم ، اصلاً
+توی حموم خمیر دندون داری ؟
-نپرس داری ، بگو داریم ؟
-من امیدوارم این خونه بشم اولین سقف مشترک بالای سرمون ، پس حداقل برای دل من هم که شده این مدلی صحبت کن . انگار واقعا زن و شوهریم و اینجا هم خونمون هست .
میترسیدم این بازی شوخی شوخی جدی بشه و چشم باز کنم و ببینم همسر زنی شدم که بهش اعتماد ندارم و همش دلواپس خیانت کردنش باشم ، هر چند اون هم میتونست به من به چشم یک خائن و هوس باز نگاه کنه . اما اینکه این توی این شرایط خیلی خیلی خیلی زود عاشقم شده و دوست داره باهام ازدواج کنه و سعی میکنه خیلی ظریف و زیر پوستی مخ منو بزنه منو دچار سردرگمی میکرد و به ترسم اضافه میشد .
-حالا خمیر دندون برای چی میخوای ؟؟؟
+با خمیر دندون چیکار میکنن ؟ میخوام مسواک بزنم دیگه ، تا دهن و دندونام تمیز بشه و اثر و بوی غذا از بین بره تا موقع بوسیدنت و خوردن لبات همه چیز عالی باشه .
-وای خدااااااا
-تو همیشه به پارتنر هات این اندازه اهمیت میدی ؟؟؟
+یه جوری میگی انگار من چندین و چند نفر داشتم و یا دارم
-ببخشید منظوری نداشتم عشقم
+فدات
-تو برو حموم برات میارم ، راستی میشه منم ببلی ( ببری ) با خودت حموم ؟؟؟
-خیلی دوس دالم باهات حموم تنم ( خیلی دوست دارم باهات حموم کنم )
وقتی این مدلی با زبون بچگونه حرف زد ، در حالی که صورتش سرخ شده بود و با نگاه پر از استرس و خواهش بهم نگاه میکرد ( انگار که داره بهم میگه میخوام خودمو برات لوس کنم یهو دعوام نکنی و نزنی توی ذوقم ) با یه لبخند آغوشمو براش باز کردم و رفتم طرفش و بغلش کرد و نوازشش کرد و بوسیدمش ، بدون شهوت و از ته دل بوسیدمش . حالم عجیب بود !
+به شرطی میبرمت حموم که یه بار دیگه همون جوری بهم بگی
-واقعاً ؟؟؟
+بله گل مریم من
-میشه منم ببلی…
یهو بغض کرد و نتونست ادامه بده و فقط با چشمای سرخ شده نگاهم کرد و ادامه حرفاش توی نگاهش موج میزد . به خودم چسبوندمش و نوازشش کردم ، جوری قلب و ذهنم درگیرش شده بود که از تماس بدنش و برجستگی فوق العاده خوش فرم سینه هاش ابداً تحریک نشدم ، یه بوسه کاملا آروم و همراه با احساس روی گونش گذاشتم و گفتم :
+بریم نفسم ؟
-تو برو تا من برم یه خمیر دندون از کابینت بیارم بذار توی حموم
+منتظرت میمونم تا باهام لباس دربیاریم و بریم
مریم در حالی که داشت مثل یک آهوی خوش خرام جلو یه شیر درنده و گرسنه به سمت آشپزخونه می رفت برای آوردن خمیردندان با صدایی رسا و خوشحال گفت :
-عاشقتم ، تو همش امشب با کارات منو نسبت به انتخاب و تصمیم امیدوارتر میکنی
+کار خاصی نکردم که
-بذار من اول لباساتو در بیارم
لباسامو از تنم در آورد و چون من بعد از رسیدن به خونه مریم دوش گرفته بودم و شورتمو در آورده بودم لخت مادرزاد شدم و مریم با دیدن کیر خوابیدم هم تعجب کرد و هم نگران شد
-شهابم چرا کیرت برام شق نیست ؟؟؟؟
+چون قلب و ذهنمو درگیر کردی عزیزم
-یعنی تو نمیتونی همزمان هم کیرت درگیرم باشه هم قلب و ذهنت
+فعلا نه
-باشه عزیزم ، امیدوارم بزودی همه وجودت درگیرم بشه
منم لباس مریمو از تنش درآوردم و از تماشای بدنش و برجستگی های سینش و خطوط و انحنای تمام اندامش غرق لذت بودم و میخواستم شورتشو از پاش در بیارم که مانع شد ، لباسهامو برداشت به همراه لباس های خودش داخل ماشین لباسشویی انداخت و ماشینو تنظیم و روشن کرد و همراه هم راهی حموم شدیم . منم از توی سبد لباسها شورتمو برداشتم که مریم گفت :
-اونو میخوای چیکار ؟؟؟
+بشورمش توی حموم ، با ماشین که نمیشه شست
-فکر نمیکردم مردا به این چیزا اهمیت بدن
+من از بچگی اینو یاد گرفتم ، از پدر و مادرم . همیشه خودم با دست میشورم
-دست مامان بابات درد نکنه با این پسر آقایی که تربیت کردن ، ببین شهاب منو بکشی هم ازت دست نمیکشم
-تو تمام رفتارهات نقطه مقابل همسر سابقم هست ، من ازت دست نمیکشم
رفتیم توی حموم و اول جفتمون مسواک زدیم بعد اونجا بهم گفت که میخواد کس و کونشو برام به نمایش بزاره ، و وقتی شورتشو در آورد ناخواسته بلند شدم و رفتم طرفش ، دیشب توی حرفام بهش گفته بودم دوست دارم موهای بالای کصشو در امتداد خط کصش نتراشه و یه چیزی مثل یه خط ریش باریک و بلند بالاش بمونه ، با اینکه کصشو تازه شیو کرده بوده ولی باز به خاطر من تراشیده بود تا یه خط باریک و کم رنگ بالای خط کصش ایجاد بشه
+تو یه زن رویایی هستی مریم
+ازت ممنونم که بخاطر من این کارو کردی
-منم ازت ممنونم که برام شق کردی و بدون دوستت دارم و خواسته هات برام خیلی مهمه !
منم خندیدم و کیر شقمو براش تکون دادم و گفتم :
- من و کیرمم دوستت داریم.
شروع کردیم به شستن شورتهامون ، اون شورت منو میشست و منم شورت اونو بعدش هم کمی معاشقه کردیم و همدیگرو شستیم و اومدیم بیرون ، مریم حوله تن پوش شو پوشید و به منم حوله داد
+از الان شب ، شب تو هست از هر لحظه و هر مدل و هر کاری که دوست داری بگو تا شوهرت ( به خودم اشاره کردم ) برات انجام بده
-آماده ای؟
+هم آماده و هم مشتاق
-پس خودتو خشک کن و از اون کشو یه شلوارک و یه تیشرت بردار بپوش تا منم لباس بپوشم و موهامو خشک کنم
+خودم بهت میرسم و موهاتم خودم خشک میکنم مریم جانم
جالب بود ، حالا که از بابت سکس با مریم خیالم راحت شده بود دیگه عجله ای نداشتم و با خیال راحت و با آرامش تنشو خشک کردم و لباس تنش کردم و موهاشو خشک کردم و توی خلال این کارها مدام بهش با حرفها و حرکاتم عشق میداد.
آماده که شدیم رفتیم توی پذیرایی
-با چای موافقی مرد من ؟
+صد در صد ، بخصوص چایی که خانوم برام بریزه
مریم کتری رو روشن کرد و منم از توی کیفم ادکلنو برداشتم و کمی به خودم زدم بعد رفتم توی آشپزخونه دنبال مریم تا باهم بیاییم توی پذیرایی و روی همون کاناپه ای که برام ساک زده بود توی بغل هم نشستیم و موزیک پلی کردیم و مشغول نوازش و بوسیدن هم شدیم لباشو میخوردم و سینه هاشو میمالیدم و اونم با کیرم بازی میکرد و ناز و عشوه میومد.
لباشو از لبام جدا کرد و گفت :
-میشه یکم کصمو بخوری ؟
+به شرطی که یکم نخورم ، من دوست دارم کصتو زیاد بخورم و اون جوری که دوست دارم کس لیسی کنم
-هر کاری دوست داری بکن فقط کصمو بخور ، تا حالا تجربش نکردم ، میخوام برای اولین بار تجربش کنم ، دارم پرپر میزنم
+کاری میکنم از شنیدن اسمم کصت خیس بشه
-تورو خدا زود باش
رفتم بین پاهاش و شلوارشو از پاش در آوردم و شورت توری قرمزش از آب کصش خیس شده بود و برق میزد ، دست انداخت که خودش شورتشو دربیاره مانع شدم و صورتمو آروم نزدیک کصش کردم نفسای داغمو از روی شورت دادم به کصش
-نکنه از خوردن کس خوشت نمیاد و الکی میگفتی عاشق کس لیسی هستی؟
+نه عشقم ، میخوام یه کاری کنم امشبو یادت نره
-من تحمل کمه ، زودتر لیس بزن به کصم
+جووووووووووووووون
دوباره صورتمو نزدیک کردم و نوک بینیمو چسبوندم به کصش و عطر کصشو عمیق نفس کشیدم ، زبونمو درآوردم و نزدیک کصش کردم تا اومد کمرشو بده بالا که کصشو بزنه به زبون و دهنم خودمو عقب کشیدم
-میخوای با دستمال خشکش کنم ؟ ( با حالت ناراحت و خجالت زده گفت )
+نه مریم جونم ، این شهد شیرین وجود تو هست و من میخوام همشو بخورم
-پس چرا زجرم میدی
+صبور باش تا به اورگاسم برسونمت
-نمیخوام به اورگاسم و کوفت و زهرمار برسم ، این کص سالها در حسرت این لحظه بوده ، بخورش
+حالا که سالها منتظر بوده ، چند دقیقه صبوری کن تا عیشتو کامل کنم و یه حس جنون آمیز بهت بدم
آروم شورتشو کشیدم پایین و رخ زیبای کصش نمایان شد ، شورتشو درآوردم و قسمت خیسشو به مریم نشون دادم و توی صورتش با شهوت نگاه کردم و زبونمو درآوردم و شورتشو لیس زدم ، یهو مریم گفت وااااااااااااای و به خودش لرزید ، تا حالشو دیدم سریع رفتم بغلش کنم که منو با یه لگد آروم به عقب هدایت کرد و مثل یه شیر ماده یه خیز برداشت و منو خوابوند و خودش نشست روی صورتم وکصشو فشار داد به دهنم و منم زبونمو کردم توی سوراخ کصش و تکون میدادم و سعی میکردم با کمک لب هام هم لبه های کس خوشگلشو به نصیب از لذت نذارم و برای اینکه به لذتش اضافه کنم خودم هم با کمک دستام سعی کردم اونو بیشتر به دهنم فشار بدم مریم هم سعی کرد با حرکت طولی روی صورتم قاچ کون و سوراخ کونشو هم از این لذت بی بهره نذاره و منم زبونمو سیخ کردم تا لای کون و سوراخ خوشگلش و چاک کس و چوچولشو لمس کنم همینطوری مشغول بودیم که گفت :
-وای خدااااااااااااااااااااااا
-وااااااااااااااااااای خدااااااااااااااا
-شهاب دارم میام
-میشه بمالم روی صورتت ؟
محکم گرفتمش روی صورت و لب و دهنم ، اون مثل کسی که تشنج کرده باشه شدید شروع به لرزیدن کرد ، جوری که کمی هم ترسیدم و نگران شدم.
دستشو جلو دهنش گرفته بود و داد خفه میزد و همزمان به گریه افتاد ، کمی که لرزشش کم شد کشیدمش پایین تر و بغلش کردم ، مثل جوجه پنبه ای که توی دست یه بچه باشه قلبش تند تند میزد و خودشو توی آغوشم پنهان کرده بود ، لحظاتی که گذشت و نفساش که ریتم طبیعی به خودش گرفت توی صورتم نگاه کرد و با نگرانی گفت :
-خاک بر سرم ، خااااااااااااااااااااااک
+چی شده عزیزکم
-صورت و لبات از آب من خیس شده
-خدا مرگم بده
+خدااااااااا نکنه مریم جانم
+تازه از آب خوشمزه کس کلی خوردم
-بدت نیومد ، ناراحت نشدی این کارو باهات کردم
+من عاشق کس لیسی هستم و امشب بینهایت لذت بردم ، شاهدش هم کیرمه که هنوز شقه و اگه ببینیش از رگهای متورمش وحشت میکنی
-فدای تو و کیرت بشم شوهر کس لیس من
دستشو رسوند به کیرم و باهاش بازی میکرد و قربون صدقش میرفت و گفت :
-شهاااااااااااب ، تو کص لیس منی ؟
+آره عشقم من کس لیستم من هلااااااااک خوردن کصتم
-زبونتو کردی توی کصم دلم از خوشی لرزید ، تا آخر عمر کصمو بخوری هاااا بعداً نگی پیر شدی و خوشم نمیاد و …
-اصلا تو اگه همش کصمو بخوری لذت جنسی منو شاداب و سرحال نگه میداره و من پیر نمیشم
من که از لذت خوردن کس مریم و طعم آبش مست بودم و از دیدن خوشحالی مریم و حال خوبش خوشحال بودم با ذوق ناخودآگاه گفتم :
+اصلا من از این به بعد از سرکار میام تو با کصت میشینی روی دهنم تا وقت شام بعدش دوباره میشینی روی دهنم تا وقت خواب
-تو همونی هستی که از خدا میخواستم . نمیدونی چه لذتی بهم دادی تا الان همچین حالی و تجربه نکرده بودم ، ای کاش میتونستم به همه بگم شوهرم امشب باهام چیکار کرد و منو به چه درجه ای از لذت رسوند .
مریم کم کم سرحال شد و شلوارم از پام درآورد و بی معطلی نشست روی کیرم ، کصش داغ و خیس و خیلی تنگ بود و من به محض اینکه تا انتهای کیرم رفت توی کصش فهمیدم که بخاطر تنگ بودنش نمیتونم مقاومت زیادی بکنم و زود ارضا میشم برای همین ترجیح دادم توی همین پوزیشن باشیم تا کمتر بیضه هام تکون بخورن و دیرتر آبم بیاد و مریم هم که حالا سوار کیرم شده بود با ریتم ملایم موج میزد و کمی بالا پایین میکرد و تماشای صورت قشنگ و سینه های فوق العاده سکسیش داشت تاب و توانمو ازم میگرفت ، چشمامو بستم و سعی کردم غم انگیز ترین خاطراتمو بیاد بیارم تا ذهنم از لذت سکس با مریم دور بشه و دیرتر آبم بیاد ، اما مریم که نمیدونست نیت من چیه ناراحت شد و گفت :
-داری اذیت میشی شهابم ؟
+نه عشقم ، طاقت آوردن در برابر کص داغ و خیس و تنگت واقعا سخته ، من به ارضا شدن نزدیکم
-واقعا ؟؟؟
-چرا انقدر زود؟؟؟
+اولا تو خیییییییییییییییییییییلی شاااااااه کصصصصصصی ، دوماً من از صبح تا الان توی گفتم ، انقدر ازم پیشاب اومده که فقط خدا میدونه و بس ، سوماً تماشای صورت و هیکل بی نقصت هم منو میتونه ارضا کنه چه برسه به این کص خواستنی و تنگت
-من هنوز سیر نشدم شهابم ( با حالت یأس و نا امیدی )
+من هم سیرت میکنم و هم سیر ، میکنمت خیالت راحت
-یعنی میتونیم امشب باز با هم سکس داشته باشیم ؟
+تازه ساعت یازده و نیمه
+تا طلوع خورشید میخوام باهم مشغول باشیم
-کمرت جواب میده ؟؟؟؟
+خیالت راحت
تمام این مدت که صحبت میکردیم ، مریم سوار کیرم بود و خیلی ملایم خودشو تکون میداد تا هم خودش از حس و حال دور نشه هم کیر من شق بمونه
-یعنی واقعاً خیالم راحت باشه ، اخه همین چند ساعت قبل آبتو آوردم
+بله عزیزم ، الان هم همون اندازه آب دارم برات
-اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووف ، مرد قوی من
-آبتو دوست داری کجام بریزی ؟
+هر جا تو اجازه بدی
-بریز تو کصم
+حامله نشی
-نه عشقم از داروخانه قرص اورژانسی گرفتم ، بعداً هم میخوام برم دکتر زنان یه معاینه کنم و قرص ضد بارداری بگیرم بخورم تا با خیال راحت آب کیرتو بریزی توی کصم ، آب کیر برای سلامتی سیستم تناسلی زن خیلی مفیده
+باشه ، هرچی تو بخوای . من به حرفت اعتماد دارم
اینو که گفتم مریم تند تند شروع کرد به موج زدن و بالا پایین کردن خودش و با سینه هاش هم ور میرفت و حین این وضعیت هم باهام حرف میزد :
-باید باهام ازدواج کنی و هر روز منو بکنی ، من عاشقت شدم ، دلم میخواد شوهرم باشی و من هر روز بهت کس بدم ، کون بدم ، میخوام خودت و کیرت مال من باشید فقط
-تورو خدا باهام ازدواج کن و منو بکککککککککن منو بککککککککن
+وااااااای مریم
+واااااااااای مریم ، دهنتو گاییدم دارم میام
دستامو رسوندم به سینه هاش و شروع کردم با لمس و مالیدن سینه هاش تا لذتمو مضاعف کنم ، به محض گرفتن نوک سینه هاش مریم یهو تبدیل به یه گلوله آتشین شد و شهوت توی چشماش مضاعف شد .
-آره آره آره ، همینو میخواستم
-شهابم داره منو میکنه و آبشو میریزه توی کصم
+دارم زن خوشگل و سکسیمو میگاااااااااااااااااااااااام
+مریم مریم مریم واااااااااااااااااااااااااااااااااای اومدم
با اولین نبض و جهش آب کیرم ، مریم دوباره شروع کرد به لرزیدن و ناخن هاشو توی بازوهام فرو کرد و لگن و رونش و کصش منقبض شدند جوری که کصش از قبل هم تنگ تر شده بود و مثل کسی که سردش شده تموم بند بند وجودش می لرزید
بیخیال لذت خودم شدم و محکم بغلش کردم و شروع کردم به بوسیدنش و نوازش کردنش و حرف زدن باهاش
+تو خیلی فوق العاده ای عشقم ، تو یه زن جذاب و بینهایت سکسی هستی
+مریم جااااااانم خیلی بهم لذت داد
+ازت ممنونم
-واااااااااای شهابم ، عجب سکس خوبی بود نفسم
-ازت ممنونم عشق رویایی من
دقایقی توی بغل هم بودیم و مریمو مدام نوازش میکردم و همراه بوسه بهش عشق میدادم تا روحش هم به آرامش برسه و لذت ببره بعد به نوبت رفتیم سرویس بهداشتی و خودمونو تر و تمیز کردیم و برگشتیم توی پذیرایی ، مریم رفت چای ریخت و با چندتا بیسکوئیت و شکلات همراه با شمع کوچکی که کنار سینی گذاشته بود اومد کنارم نشست .
بعد دو مرتبه ارضا شدن و سکس و عشقبازی حالا با آرامش بیشتری در رفتار و حرکات مریم دقت میکردم و توی عمق نگاهش غم غریبی بود. سعی کردم بیشتر بهش توجه کنم تا بیشتر بفهممش و یهو حرکتی نکنه که غافلگیر بشم . کنار هم چای خوردیم و حرف میزدیم و از خاطرات محل کار و دوستان و خانواده حرف میزدیم که یهو صدای پیامک گوشیم بلند شد ، دیدم مهدی دوستم پیام زده و از اوضاع و احوالم پرسیده بود و اینکه آیا اوضاع ردیفه یا نه که پیامشو به مریم نشون دادم و بعد خوندنش خندید و گفت :
- چه دوست بامعرفتی ، خوبه که هواتو دارن
-خوب اونا حدس میزنن ما امشب برنامه سکس داشتیم و بعداً که من زنت بشم اصلا روم نمیشه با این دوستات رفت و آمد و معاشرت داشته باشم ، به نظرت چکار کنیم ؟
بلافاصله متوجه شدم باید جوابی بدم که حس نکنه امشب باهاش بازی زن و شوهری کردم و حس اعتمادش ازم کم نشه
+میگم اومدم پیش تو و با یه اکیپ رفتیم دو روزه شمال
-این وقت سال کی میره شمال ؟؟؟
+میگیم یکی از دوستای تو ویلا خریده بود همرو مهمون کرده بود
-خوب تو الان آدرس خونه منو دادی بعد میخوای بگی توی راه شمالم ؟
+آره ، میگم رسیدیم شمال هم آدرس اونجارو میدم
-اوکی ، آدرس ویلای خالم اینارو بهت میگم ، براش بفرست
یه نفس راحتی کشیدم و به مهدی پیام دادم و بهش ماجرارو گفتم ، البته میدونستم که مهدی و حسن آدمهایی نیستن که بخوان توی کارم سرک بکشن یا حتی بپرسن ماجرا چی بوده و …ولی محض محکم کاری و جلب اعتماد مریم این تأترو اجرا کردم تا همه چیز واقعی جلوه کنه خلاصه دوباره به صحبت ادامه دادیم و کم کم وقت خواب رسید و مریم گفت :
-بریم بخوابیم ؟
+بریم عزیزم
-لطفا فقط با شورت بخواب ، من درجه پکیجو بیشتر میکنم که خونه سرد نشه و تو یخ نکنی ، منم یه لباس خواب خریده بودم برای اینکه کنار عشقم و همسرم بپوشم ، میخوام اونو بپوشم
+پس قراره توی تخت هم حسابی به هم مشغول باشیم
-من ترجیح میدم بیشتر باهم عشقبازی کنیم و لاس بزنیم
+هر چی تو بخوای
من لباسامو درآوردم و شورتمو که حالا دیگه خشک شده بود پوشیدم و رفتم مسواک زدم و بعد به خودم باز کمی ادکلن زدم و منتظر مریم شدم ، مریم هم بعد از مرتب کردن آشپزخونه رفت دستشویی و بعد اومد بیرون و بهم گفت :
-چند لحظه نیا تا من آماده بشم ، بعد صدات میکنم
-راستی کلید خونه روی جاکفشی آویزونه و ریموت درب پارکینگ هم بهش وصله ، بی زحمت درو قفل کن ، اینارو گفتم که اگه یهو اتفاقی افتاد بدونی کلید و ریموت کجاست ، سوئیچ 206 مون هم به همون جا کفشی آویزون کن
+چشم عزیزم
مریم رفت توی اتاق و من توی فکر بودم که واقعا مریم منو به عنوان همسر و شوهر و شریک زندگی انتخاب کرده و تصمیمش قلبی و قطعی هست یا همه اینا یه بازیه ، آخه توی تمام حرفاش یه مالکیت جمعی و یه قطعیت زن و شوهر بودن من و خودشو بیان میکنه که برام قابل فهم نیست که ریشه اون کدوم از این دو حالته ، توی افکار خودم بودم که مریم صدام کرد ، منم گوشی موبایل رو برداشتم و درو قفل کردم و رفتم سمت اتاق خواب و با دیدن مریم تمام تنم داغ شد و کیرم بلند شد ، مریم یه لباس حریر ابریشمی فیروزه ای تنش بود که زیرش یه شورت بکلس فیروزه ای پوشیده بود و فقط یه مثلث داشت به اندازه ای که فقط سوراخ و خط و چوچوله کصشو بپوشونه و روش یه قلب سرخابی بود و سوتین ست خودش که اونم تمام بند بود و فقط دوتا مثلث داشت که روی نیپل ها و کمی از هاله اطرافشو میپوشوند و روی هر مثلث هم یه قلب سرخابی بود
-اوووووووووووف میبینم که شوهر عزیزم با دیدن من کیرش راست شده ،انگار نه انگار که توی این چند ساعت اخیر کلی آب کیر تحویلم داده ، باز برام قد علم کرده
+تو یه شاه کس رویایی و پورن استار خفنی همسر جانم
-بیا توی آغوشم
نوشته: شهاب
یک پاسخ به “تنهایی من و شبیخون حجم تو (۴)”
حسمیکنم تهش میخوای نامردی کنی ولش کنیواقعا حالم بد میشه بخاطر سکس به زنی پیشنهاد ازدواجبدیاوج پست بودنه😔😔😔😔😔😔😔😔