نکته: اگر فیلم پاک شده بود یا پخش نمیشد یا هر مشکل دیگری داشت از اینجا یک سرور پخش دیگر را انتخاب کنید. همچنین ممکن است چند تبلیغ باز شود، آن را ببندید و مجدداً کلیک کنید.
اسمم شقایقه٣١سالمه و ٤ساله جدا شدم پسرم بعد جدایی با من زندگی میكرد شاغل بودم و بعضی وقتا اخر شب كه حوصلم سر میرفت چت رو...
مدت زمان نزدیک به یکسال از ازدواج من و محمد میگذشت و من هر روز خودمو بیشتر از روز قبل خوشبخت تر میدیدم سالار و آرزو رابط...
از خونه زدم بیرون بدجوری هوس کوس کرده بودم با ماشین تو خیابون ول میچرخیدم اما دریغ از یه کوس اخه ساعت 10 صبح بود و کسی ه...
این نوشته بخش چهارم از ترجمه یک داستان به زبان انگلیسی است. اسامی و مکان ها تغییر داده شده و برخی از اتفاقات و شخصیت های...
چیزایی که راحت بدست میان رو دوست ندارم،یعنی هیچوقت عادت نکردم به ساده بدست اوردن،شاید چون بابام معتقد بود که اگه چیزی رو...
سلام به همه ی برو بچه های بکن تو.یه خاطره ی واقعی و خفن می خوام براتون تعریف کنم.این خاطره مربوط میشه به پارسال تابستون....
سلام دوستان.اگه دروغ نگم این خاطره برای 5 دقیقه پیش هستش.همین الان منشی دفترمون رفت بیرون منم خیس عرق نشستم پای لب تاب د...
سلام به همه دوستان بکن تو من اسمم مصطفی ست و الان 33 سالمه و داستانی که میخام بگم دقیق اش ماله یک ماه پیشه. من یک دوست د...
بدجور دنبال کار بودم ،از اینکه بابت هر چیزی پول کم داشتیم خسته شده بودم. دیگه تو خونه بابت هر چیزی دعوامون میشد نه مسافر...
سلام به همه من میترا هستم خوب از خودم بگم نمیخوام دروغ بگم خیلی سفید و روشن نیستم اما خوب سبزه تیره هم نیستم پوستم به سف...
سلام داستان واقعیه زیادم طولش نمیدم.تو یه هتل کار میکردم یه دختر و مادر مسافرم بودن این داستان مربوط به شش سال پیش اون م...
سلام اسم من منصور هست داستانی که میخواهم برات تعریف کنم داستان سکس ضربدری هست .دوسال پیش نوبت دکتر داشتم اصفهان بود.از ...
سلام من مریلا هستم 23ساله ،قد175،وزن68و…داستان از جایی شروع میشه که من بااستاد تکواندو خودم که1سال ازخودم بزرگتر هست علی...
سلام دوستاي گلم.اسم من عسله و 24 سالمه.از 17 سالگي سکسو تجربه کردم و فقط براي اينکه نياز جنسيمو بر طرف کنم ولي هميشه دنب...
«پدر،سلام! خیلی دلتنگم! آخرین باری که برات نامه نوشتم رو بیاد نمیارم اما نور چشمات و گرمی دستات هنوز تو خاطرم هست. هفت س...
>********((بجز اسامی بقیه اتفاقاتی که در این داستان به قلم تحریر درآمده است بر اساس واقعیت میباشد)) سال۱۳۹۹_بیرجند ...
من برای مرد زندگیم نفر دوم بودم. دوست نداشت اسمی از خاطره ی تلخش بزنم ولی آدمی که دیگر نبود در تک تک لحظات خصوصی زندگی م...
سلام دوستان،من پریسام و۲۳سالمه. خاطره ای ک میخوام تعریف کنم ماله سال۹۲ هستش و کاملا واقعی…شاید تو این سایت یا جاهای دیگه...
می خوام حواستو پرت کنم یه کم از اتفاق های دور و برت. از نگرانیا. از ترس ها. از سختی ها. از طبیعت و کاری که انجام میده. و...
سکس اتفاقی با ابراهیم (داستان شروع سکس های نگار) برام خیلی لذتبخش بود خصوصا بعد از چند وقت دوری از سکس. تصمیم گرفته بود...
همونطور که در قسمت قبل بهش اشاره کردم، بعد از دو شب اول، در ادامه سفر دیگه خبری از سکس نبود؛ در ابتدای سفر دو شب پیاپی، ...
ساعت از یازده شب هم گذشته بود همگی دور آتش حلقه زده بودیم و به صدای التماس شاخه های نه چندان خشکی که آخرین نشانه های حیا...
فکرشم نمیکردم…که بگه برم تو دفترش…به نظرم خیلی ترسو بود…بعدا فهمیدم زن و بچه داره…ازون آدمهای مزخرف خالی بند نبود اصلا…ح...
دکتر، عکس ساق پام رو نگاه کرد و رو به سهیلا گفت: نشکسته، میتونین ببرینش. کوفتگی شدیده و با کمپرس یخ، بهتر میشه. همراه...