پسران طلایی 171

پسران طلایی 171

عطیه  به اوج هیجان رسیده بود . اون حس می کرد که دیگه نمی تونه تحمل کنه . از تمام تنش آتیش می بارید . اون داغی و آتیشو با تمام وجودش احساس می کرد .  سینا کاملا آماده بود .

-باز کن دختر . لاپاتو باز کن . دارم تو رو آماده می کنم برای بابات . یه لقمه چرب و نرم ..

ولی عطیه در اون لحظات به همین فکر می کرد که داره واسه خود سینا آماده میشه . اون به اون پسر فکر می کرد . دلش می خواست زود تر از این مرحله رد شه .

عاطفه : عزیزم مسعود جون . دخترمون داره می لرزه . من نمی خوام اون این جوری باشه . برای قلبش خوب نیست . ما همین یه بچه رو داریم . خواهش می کنم . نهههههههه نهههههههه . بریم کمکش .

مسعود : عزیزم بذار سینا کارشو بکنه . نمی تونیم هر دقیقه مزاحم کار اونا شیم . مگه تو رو که  اون شب  اول داشتم می کردم کسی اومد و مزاحممون شد ؟ مگه پدر و مادرت کمکت کردن .

عاطفه : شاید اگه اون شب میومدن پیشمون این کارو انجام می دادن .

مسعود : عزیزم حرفای الکی نزن . اصلا صحبت این چیزا نبود .

سینا : بیشتر بازش کن دختر . خودت رو کنار نکش . من که نمی خوام شمشیر به قلبت فرو کنم . دارم خدمتت می رسم  .

عطیه لباشو باز کرد تا سینا  یک بار دیگه اونا رو ببوسه .  سینا خودشو کمی بالا تر کشید و نیمتنه شو بالا آورد . با یه دست سینه های عطیه رو لمس می کرد . چند بار به کیرش حرکت داد و با وسط کس بازی کرد . عطیه هر بار یه تکونی می خورد و خودشو کنار می کشید .

عاطفه : مامان فدات شه عزیزم . این قدر تقلا نکن . تنت بوی عرق می گیره و اون وقت سینا جون خوشش نمیادا . فدات شم . این چه سر نوشت و سر گذشتیه که این دختر داره . از بس ناز دونه بارش آوردیم که حالا به جای شوهر باید از مرد غریبه و باباش استفاده کنیم .

مسعود : من خودمم می تونستم این کارو انجام بدم ولی تو که می دونی من طاقت  دیدن خروج یک قطره خون از بدن دخترمو ندارم . و نمی خوام عطیه  منو به عنوان جلاد خودش ببینه ..

عطیه : آخخخخخخخخ باااااابااااااا .. جووووووووون ماااااماااااان جونم .. کمک ..کمک ..

زن می خواست به طرف صحنه و بالا سر اونا بره مرد جلوشو می گرفت ..مرد هم می خواست بره اون سمت و زن نمی ذاشت . کارشون خنده دار بود و نوبتی کار می کردند . مسعود و عاطفه همدیگه رو بغل زده بودند .

عاطفه : فداش بشم . نگاه کن کسش چقدر تنگه ..

مسعود : من که چیزی نمی بینم .

عاطفه : خب هست دیگه من کلی دارم میگم . کیر سینا چقدر کلفته .. می ترسم براش . الان اون کیر اگه بره توی کسم من جر نمی خورم . ولی خیلی برای عطیه می ترسم . -ببینم نکنه خودت دوست داری سینا زود تر آزاد شه و بیاد سمت تو .

-این حرفا چیه داری می زنی . من که اصلا خوشم نمیاد یه نا محرم بخواد با من باشه . گناه داره .

-اگه محرم بخواد باشه قبول می کنی ؟

-چی شده الان داری این قدر گیر میدی و همش می خوای ازحرفام نکته بگیری . عاطفه از پشت شاهد حرکت رو به جلوی  سینا به طرف دخترش بود . کس  ریزه میزه عطیه از داخل هم خیلی تنگ نشون می داد . یه کس   ناب و آب دار و تازه و شاداب .

سینا : خوشگله ! خیلی ناز داری . سر کیرم توی کسته . تا یه دقیقه  دیگه دختر نیستی . به همه چیز می رسی . لحظه های خوش در انتظارته . بابات میاد و با تو سکس می کنه . توی بغلش آروم می گیری . خوش به حال تو که مامان خوب و دلسوزی داری . عطیه دستشو  به کمر سینا رسونده و فشارش می گرفت . پسر می دونست که باید چیکار کنه . با یه فشار ملایم دیگه و حرکت لاک پشتی کار اون دختر تموم بود . دختر حرکت کیر پسرو به خوبی حس می کرد . یه دنیا حرارت و لذت وارد کسش شده بود . باورش نمی شد .. یعنی دیگه همه چی تموم شده ؟ عطیه به خوبی متوجه بود که رنگ و روش کمی بهتر شده . حالا فقط شاهد خون بودن کمی سختش بود ولی حداقل اینو می دونست که دیگه خیلی راحت میشه . راحت و آزاد می تونه با باباش سکس کنه .  دوست داشت که در اون لحظات  بابا مسعودش میومد بالا سرش . آخه از بچگی همه جا و در همه حال مایه آرامشش بود . دوست داشت پدرش بیاد و دستاشو بگیره تو دستاش . لباشو بذاره رو لباش .. سینا قبل از این که کیرشو بکشه بیرون چند حرکت ملایم و رفت و بر گشتی رو همون داخل انجام داد طوری که دختر از حشر و هوس زیاد کاملا سرخ شده بود . سینا کیرشو بیرون کشید . سر عاطفه به سمت اونا بود ولی مسعود روشو بر گردونده بود .

مسعود : عاطفه : چی شد ..

-تموم شد . حالا سینا اگه یه دور بر گرده میشه کیرشو دید ..

-من دلشو ندارم .

عاطفه : بر گشت .. بر گشت .. .. مسعود جون کیرش کاملا قرمز شده …

مسعود حس کرد سرش داره گیج  میره .. رفت رو صندلی نشست .

عاطفه : من برم با دستمال کیر خونی سینا جونو پاک کنم که همونو باید بفرسته توی کس …. ادامه دارد … ….

در

۲۱:۳۳:۰۰

پسران طلایی 171

بازدید 7,438

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۷ روز پیش ۰:۲۴
👁 ۱۳.۰K ❤️ ۱۴۷
۲ روز پیش ۱:۰۹
👁 ۶.۹K ❤️ ۴۶۵
۲ هفته پیش ۳۰:۳۲
👁 ۲.۷K ❤️ ۴۴۰
۲ هفته پیش ۱:۴۰
👁 ۵.۱K ❤️ ۴۰۷
۲ هفته پیش ۱:۱۲
👁 ۱۲.۰K ❤️ ۹۰۳
۲ هفته پیش ۱:۱۷
👁 ۱۶.۹K ❤️ ۴۸۲
۲ هفته پیش ۴:۳۷
👁 ۵.۰K ❤️ ۴۸۱
۵ روز پیش ۲:۰۱
👁 ۶.۴K ❤️ ۱۸۷
۲ هفته پیش ۰:۴۲
👁 ۶.۵K ❤️ ۳۷۰
۲ هفته پیش ۱:۴۵
👁 ۵.۴K ❤️ ۲۴۹
۲ هفته پیش ۶:۴۱
👁 ۲.۷K ❤️ ۲۳۵
۲ هفته پیش ۰:۵۹
👁 ۴.۷K ❤️ ۱۸۰
۲ هفته پیش ۲:۲۸
👁 ۳.۷K ❤️ ۳۴۷
۲ هفته پیش ۳:۰۲
👁 ۲۲.۱K ❤️ ۴۳۱
۲ هفته پیش ۳:۵۴
👁 ۹.۱K ❤️ ۱۷۲
۲ هفته پیش ۰:۳۲
👁 ۲۱.۵K ❤️ ۶۷۷
۱۹ ساعت پیش ۰:۲۹
👁 ۱۲.۸K ❤️ ۳۷۸
۲ هفته پیش ۰:۴۷
👁 ۴.۰K ❤️ ۳۳۹
۲ هفته پیش ۹:۰۵
👁 ۵.۲K ❤️ ۱۸۴
۲ هفته پیش ۰:۵۱
👁 ۱۹.۳K ❤️ ۲۶۶
۲ هفته پیش ۱:۰۰
👁 ۲۲.۸K ❤️ ۵۳۳
۲ هفته پیش ۰:۲۸
👁 ۴.۹K ❤️ ۳۴۲
۱۳ ساعت پیش ۱:۱۰
👁 ۶.۴K ❤️ ۴۸۴
۵ روز پیش ۰:۵۴
👁 ۱۱.۸K ❤️ ۱۱۵
۲ هفته پیش ۱:۴۷
👁 ۳.۰K ❤️ ۲۱۷
۲ هفته پیش ۲:۴۲
👁 ۲۱.۳K ❤️ ۹۱۲
۲ هفته پیش ۰:۵۸
👁 ۴.۸K ❤️ ۳۷۰
۲ هفته پیش ۲۶:۴۱
👁 ۵.۱K ❤️ ۱۹۷
۲ هفته پیش ۰:۲۳
👁 ۵.۴K ❤️ ۴۲۶
۴ روز پیش ۱:۲۱
👁 ۱۸.۲K ❤️ ۹۵۲
۴ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۴.۸K ❤️ ۹۸۱
۲ هفته پیش ۵:۲۹
👁 ۲.۹K ❤️ ۳۵۵
۲ هفته پیش ۴:۱۴
👁 ۳.۰K ❤️ ۳۴۰
۱ هفته پیش ۳:۱۳
👁 ۶.۱K ❤️ ۹۸۵
۲ هفته پیش ۱:۰۳
👁 ۳.۴K ❤️ ۲۳۷
۲ روز پیش ۱۹:۲۸
👁 ۲۱.۷K ❤️ ۶۸۴
۲ هفته پیش ۰:۵۶
👁 ۳.۸K ❤️ ۲۹۹
۲ هفته پیش ۱:۲۸
👁 ۹.۳K ❤️ ۶۰۸
۲ روز پیش ۳:۵۴
👁 ۱۹.۱K ❤️ ۱۴۸
۲ هفته پیش ۰:۲۴
👁 ۱۸.۹K ❤️ ۵۰۲
۲ هفته پیش ۱:۰۱
👁 ۲.۶K ❤️ ۱۴۲
۲ هفته پیش ۸:۳۷
👁 ۷.۲K ❤️ ۴۵۷
۲ هفته پیش ۲:۰۶
👁 ۲۳.۸K ❤️ ۶۲۱
۲ هفته پیش ۱:۴۴
👁 ۵.۸K ❤️ ۱۵۹
۲ هفته پیش ۱:۳۴
👁 ۳.۴K ❤️ ۲۶۱
۲ هفته پیش ۰:۲۰
👁 ۵.۳K ❤️ ۳۸۴
۲ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۲۱.۵K ❤️ ۳۵۸
۲ هفته پیش ۱:۱۶
👁 ۲.۳K ❤️ ۳۹۳
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن