پسران طلایی 140

پسران طلایی 140

سینا راستی راستی گیج شده بود .. نمی دونست که با این سه تا زن چیکار کنه .. عاطفه میانسال که به خودشم خیلی رسیده بود با دیدگانی حسرت بار به سینا نگاه می کرد .. فرزاد زیر لب گفت سینا مثل این که  برنده شدی .

-نه فر زاد این سهم خودته . من حریف اینا نمیشم ..

-ببین سینا این هنوز دختره . فکر می کنه میره بهشت .  دختر مجتهد چه حالی می کنه  که  بهشت همین دنیا رو تر جیح داده ..

مهتاب : ببینم این گل پسرا چه فر مایشی دارن ؟

فرزاد : هیچی ما در خد مت شما هستیم ..

مهتاب : پسرا لخت شن ببینم . جلال از قرار معلوم باید یه مرد دیگه هم می آوردی . یکی کم داریم .

جلال : عزیزم مثل این که خود منو حساب نکردی ها ..

مهدیس : من و هووی خوشگلم جز این دو تا آقا پسر گل مرد دیگه ای  نمی بینیم .. عاطفه اومد  جلو و گفت

-امشب عروس من هستم و تصمیم گیرنده منم لطفا با هم بحث نکنین ..

جلال : خانوما اگه می خواین با هم این جور بحث کنین و اسباب  عیش و شادی ما رو به لجن بکشونین دیگه قید هر سه تا تون می زنم .  این عاطفه جونو عقدش کردم و حالا می خوام امشب بدمش به دست یکی از این آقا پسرا خانومش کنه . اون دیگه میل خودشو که کدومشونو انتخاب کنه . حالا شما هم می تونین بعد از این  که شاهد این صحنه بودین وارد گود بشین وبعد از پاره شدن پرده بکارت عاطفه  اول به مهتاب جون این اجازه رو میدم که انتخابشو بکنه . در ضمن منم مرد سوم این جا هستم مثل این که منو ازیادتون رفته چون این منم که در اصل سه تا زن دارم و می تونم حریف همه اونا بشم و قدرت خودمو نشون بدم .

عاطفه با اون چهره خشن و هیکل درشتش اومد سمت فرزاد و سینا .. اول شورت فرزادو از پاش در آورد .. یه دستی به کیرش زد و اونو ور انداز کرد ..

عاطفه : آقا جلال چطوره !

جلال : خوبه بد نیست .. زنده و سر حال و تازه نفسه .. ولی کیر اون یکی روهم  بر رسی کن ..

ظاهرا مهتاب و مهدیس که گلوشون پیش سینا  گیر کرده بود  شروع کردن به پارازیت انداحتن .

مهدیس :  جلال جون با همین کار عاطی خوشگله ما ساخته میشه .  تمومش کنیم دیگه عاطفه : چی رو تموم کنیم . شما که نمی خواین شوهر من باشین . حالا دیگه مادر شوهر منم شدین ؟

جلال من نمی تونم با اینا توی یک خونه سر کنم .

جلال : من دو تا زنو توی یک خونه نگه داشتم و حالا  این سومی رو هم باید کنار خودم داشته باشم . حال و حوصله رفت وآ مد از این خونه به اون خونه رو ندارم . سینا گیج شده بود ..

فرزاد هم از اون بد تر ..  هیشکدومشون سر در نیاوردند  از پیچیدگی های درونی این چهار نفر و انگیزه های اونا از این که به این صورت به همزیستی مسالمت آمیز همراه با دعوا رسیدن . فقط تنها چیزی که می دونستن همین بود جلال به این خاطر به مهتاب و مهدیس رضایت داده بود که با فرزاد و سینا حال کنن که به اونا باجی داده باشه برای از دواجش با عاطفه ولی این که چرا خود عاطفه رو می خواست در اختیار یکی از اون پسرا قرار بده که دختری اونو بگیرن سر در نمی آورد . عاطفه رفت سراغ کیر سینا  .. شورتشو از پاش در آورد ..

عاطفه : وااااااااییییییی آقا جلال .. این به تیر برق میگه زکی ..

دستای عاطفه می لرزید . هیجان زده شده بود .

عاطفه : جلال من اینو می خوام .. اینو می خوام .

با این که فرزاد اومده بود که یه پولی به دست بیارن و کاسبی بکنن ولی سینا حس کرد که این حرف عاطفه روی روحیه اون تاثیر گذاشته . سینا و فرزاد  با هم خیلی صمیمی بودند . سینا بی مقدمه و با این حس که می دونست فرزاد هم مخالفتی نداره خطاب به جلال گفت آقا جلال من برای فاز اول بر نامه های امشب یه پیشنهادی دارم ..

جلال : بفرما .

-چشم الان عرض می کنم .

جلال : اگه پیشنهاد خوبی باشه یه تشویقی هم پیش من محل دارین .

سینا : خواهش می کنم آقا جلال . ما این کارا رو انجام میدیم برای رضایت هر چه بیشتر شما . و این خانومای خوشگل .. البته این پیشنهادی که من میدم باید  با توافق همگان باشه  . من که موافقم . می مونه شما دو تا آقایون و اون سه تا خانوم خوشگل .. می خوام بگم اگه امکان داره من و فرزاد جون دو تایی مون دختری خانوم شما یعنی عاطفه خوشگله رو بگیریم . این یک اقدام بی نظیر و خاطره انگیز میشه برای همه شما ..

مهتاب : یعنی هووی ما دو کیره بکارتش بر داشته شه در حالی که ما یک کیر خورده باشیم ؟!

سینا : مهتاب خانوم حالااین جوری  شده .. اون موقع که از این چیزا مد  نبود .. شما دو تا خانوما و آقا جلال می شینین ما رو نگاه می کنین . با هم حال می کنین و بعد من  و فرزاد جون میاییم سراغ شما و خلاصه تا ساعتها به هم حال میدیم . عاطفه به وجد اومده بود . بی اختیار صورت سینا رو بوسید و جلال زن ذلیل هم چاره ای نداشت جز این که در برابر خواسته همسر سومش تسلیم شه …. ادامه دارد … …

در

۲۲:۳۹:۰۰

پسران طلایی 140

بازدید 2,246

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۲ هفته پیش ۴:۵۲
👁 ۲.۷K ❤️ ۲۹۹
۲ هفته پیش ۲:۵۱
👁 ۲.۹K ❤️ ۲۹۲
۱ هفته پیش ۸:۵۸
👁 ۱۵.۳K ❤️ ۱۳۱
۲ هفته پیش ۱:۳۹
👁 ۶.۱K ❤️ ۱۴۳
۲ هفته پیش ۳:۰۶
👁 ۱۶.۴K ❤️ ۱۳۳
۲ هفته پیش ۶:۱۷
👁 ۲۴.۸K ❤️ ۵۷۲
۲ روز پیش ۱:۱۴
👁 ۷.۶K ❤️ ۹۰۲
۲ هفته پیش ۷:۵۹
👁 ۲۳.۴K ❤️ ۶۰۱
۲ هفته پیش ۳:۳۳
👁 ۸.۳K ❤️ ۲۱۹
۵ روز پیش ۱:۰۸
👁 ۷.۵K ❤️ ۳۸۷
۲ هفته پیش ۰:۰۹
👁 ۲۱.۴K ❤️ ۱۳۱
۲ هفته پیش ۰:۳۶
👁 ۲۵.۷K ❤️ ۹۰۴
۸ ساعت پیش ۰:۵۲
👁 ۱۶.۱K ❤️ ۴۲۷
۲ هفته پیش ۱۹:۳۴
👁 ۳.۱K ❤️ ۲۸۰
۲ هفته پیش ۴:۳۷
👁 ۷.۹K ❤️ ۴۸۴
۶ روز پیش ۱:۱۹
👁 ۱۹.۸K ❤️ ۵۰۵
۲ هفته پیش ۱:۲۰
👁 ۲.۸K ❤️ ۱۹۰
۲ هفته پیش ۰:۳۸
👁 ۷.۳K ❤️ ۱۶۴
۲ روز پیش ۱:۰۲
👁 ۱۸.۹K ❤️ ۴۶۵
۲ هفته پیش ۴:۰۳
👁 ۵.۱K ❤️ ۳۹۳
۲ هفته پیش ۲۰:۱۱
👁 ۳.۶K ❤️ ۴۶۹
۲ هفته پیش ۳۵:۵۴
👁 ۸.۳K ❤️ ۳۳۵
۲ هفته پیش ۶:۱۵
👁 ۴.۷K ❤️ ۳۳۳
۲ هفته پیش ۰:۳۲
👁 ۲.۷K ❤️ ۴۴۸
۱ ساعت پیش ۰:۳۲
👁 ۱۱.۹K ❤️ ۹۳۰
۲ هفته پیش ۰:۳۹
👁 ۵.۲K ❤️ ۲۸۱
۲ هفته پیش ۲:۱۵
👁 ۳.۰K ❤️ ۴۹۳
۲ هفته پیش ۰:۵۵
👁 ۵.۲K ❤️ ۳۷۸
۲ هفته پیش ۰:۵۲
👁 ۳.۳K ❤️ ۳۸۰
۱۹ ساعت پیش ۱:۱۲
👁 ۸.۵K ❤️ ۳۴۲
۲ هفته پیش ۶:۴۷
👁 ۲۲.۰K ❤️ ۴۲۹
۲ هفته پیش ۷:۰۶
👁 ۳.۷K ❤️ ۱۸۳
۲ هفته پیش ۳۵:۰۹
👁 ۱۲.۵K ❤️ ۲۳۶
۳ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۱۳.۱K ❤️ ۴۵۸
۲ هفته پیش ۰:۵۱
👁 ۱۰.۲K ❤️ ۵۵۰
۲ هفته پیش ۱۶:۲۳
👁 ۲.۸K ❤️ ۲۵۲
۶ روز پیش ۰:۴۱
👁 ۲.۷K ❤️ ۳۵۳
۳ روز پیش ۱:۵۴
👁 ۱۰.۸K ❤️ ۵۰۸
۲ هفته پیش ۱:۲۳
👁 ۷.۸K ❤️ ۳۶۹
۲ هفته پیش ۳۷:۲۳
👁 ۲۳.۳K ❤️ ۶۲۰
۲ هفته پیش ۴:۴۷
👁 ۲.۴K ❤️ ۳۱۱
۲ هفته پیش ۲:۰۹
👁 ۲.۹K ❤️ ۱۱۶
۲ هفته پیش ۱:۱۱
👁 ۲.۶K ❤️ ۲۳۶
۲ هفته پیش ۰:۳۰
👁 ۲۴.۴K ❤️ ۷۱۲
۲ هفته پیش ۳:۵۴
👁 ۵.۴K ❤️ ۳۱۷
۲ هفته پیش ۱:۰۰
👁 ۳.۷K ❤️ ۷۳۸
۲ هفته پیش ۱:۴۷
👁 ۳.۰K ❤️ ۲۱۷
۲ هفته پیش ۰:۴۷
👁 ۴.۷K ❤️ ۴۰۷
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن